چهارشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۵

تبلیغات

اختصاصي دانش روز:

عکس العمل مربی در برابر خطای دانش آموز

danesheroz1 آبان ۹, ۱۳۹۲ ۰
عکس العمل مربی در برابر خطای دانش آموز

دانش روز: من دبیر علوم و ریاضی دوره راهنمایی ام را محترمانه دوست داشتم

 به گزارش دانش روز، مرد با وقاری بود. به درس دادنش همیشه با دقت خاص توجه می کردم. سال اول راهنمایی سال عجیبی برای من بود. شاید سالی که باید تحولی در من صورت می گرفت. از رفتن به مدرسه انزجار داشتم. ما اولین سالی بود که به همراه خانواده از شهر موطنم به خرمشهر آمده بودیم. همه چیزی برایم نامانوس بود. هم بازی من یکی از اقوام بود. از نظر سنی اول با خواهرم که چهار سال از من بزرگتر است همکلاس بودند. سپس با برادر بزرگترم و بالاخره در آن سال با من همکلاس بود.
بعد از ظهر ها با دوچرخه می رفتیم بازی کنار رودخانه و تا پل خرمشهر رکاب می زدیم و از بلوار اصلی شهر بر می گشتیم. در سر راه دوری هم در محله زاغه نشین های عرب می زدیم که معمولا با سنگ پرانی بجه عربها به فرار می انجامید. گاهی هم سگهای نگهبانشان را بدنبال ما می فرستادند که وضعیت بدتر می شد. یک بار همین همکلاسی که اشاره کردم افتاد و سگها پاچه شلوارش را پاره پاره کردند. به سختی از دست شان رها شدیم.
آخر شب هنگام خواب یادمان می افتاد که تکلیف مدرسه داریم. واقعا چه شوقی!!!
امتحان ریاضی بود و من هیچ چیز از درس تقسیم و ضرب کسری نمی دانستم. دبیرمان تشخیص داده بود که اصولا شاگرد درس خوانی هستم. نمره امتحان من نه و نیم شد. در زندگی تحصیلیم سابقه نداشت. امکان نداشت با این نمره بتوانم توی روی پدر و مادرم نگاه کنم. وقتی ورقه ام را تحویل گرفتم چشمانم سیاهی می رفت. نشستم و نفهمیدم چکار کنم. خودم را واقعا گم کرده بودم. دبیر شروع کرد به حل مسایل در پای تخته سیاه.
من هم جوابهای سه مسئله را در پشت برگه ام نوشتم. یک کار بچه گانه. آخر در این کار هیچ مهارتی نداشتم. رفتم و به دبیرمان گفتم که جوابها را من پشت برگه نوشته بودم و شما ان را ندیدید. دبیرمان نگاهی کرد و کمی ان را چرخاند و شک ندارم که در آن لحظه چهره ام کاملا دگرگون و به قول امروزیها تابلو شده بود. لبخندی زد و گفت درسته و با سرعت نمره آنها را محاسبه کرد و نمره جدید را روی برگه ثبت کرد ، بعد هم رو به من کرد و گفت هفته دیگر باید تمرینهای تکلیفمان را روی تابلو حل کنم. من هم نشستم اما اصلا خوشحال نبودم. هنوز هم از کاری که کرده بودم خجالت می کشم. تصمیم گرفتم محبت مربی را که به هیچ وجه بروی خود نیاورد که من خطایی مرتکب شده ام جبران کنم وگرنه بیشتر خجالت زده می شدم. زندگی درسی من و به پیروی از آن زندگی شخصی من تغییر کرد. در یک هفته به درس ریاضی علاقمند شدم. و تا اول شدن در رشته ریاضی فیزیک استان در سالهای بعد پیش رفتم. گذشت های به موقع مربی از خطای دانش آموز خود نوعی تشویق هستند به شرطی که دانش آموز آن را درک کند.
انجمن جام glateh.ir
پنجشنبه ۹ آبان ۱۳۹۲ - ۱۲:۳۸
کد خبر : 71006
بازدیدها: 408

پاسخی بگذارید »