پنجشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۵

تبلیغات

گفتگو با یک معلم فداکار

danesheroz1 بهمن ۷, ۱۳۹۲ ۰
گفتگو با یک معلم فداکار

دانش روز: یک سالی درگیر شیمی درمانی عزیزی بودم.

به گزارش دانش روز، در کنار تمام دردهای دوران درمانش؛ ریختن مو های او، رنج مضاعف من بود.

چنانکه تصمیم داشتم موهایم را بتراشم، ولی هیچ‌وقت جرئت و جسارت این کار را نداشتم. بنابراین وقتی شنیدم آقای «محمدعلی محمدیان» آموزگار مریوانی برای همدردی با شاگرد بیمارش «ماهان» موهایش را تراشیده، بی‌هیچ اغراق و بزرگنمایی، ستایشش کردم. کار انسان‌دوستانه او که می‌تواند فصل تازه‌ای در کار معلمی در کشورمان باشد، بهانه‌ای شد برای یک گفت‌ و گوی صمیمی با این معلم ایثارگر مریوانی.

آقای محمدیان، شما چند سال است که معلم هستید و در چه مقطعی تدریس می‌کنید؟

– من ۲۳ سال سابقه تدریس دارم. ۱۹ سال آن را به خواست خودم در روستاها مشغول خدمت بودم که این زمان بسیار برایم ارزشمند بوده است. من این ۲۳ سال را در مقطع ابتدایی تدریس کرده‌ام و مدت چهار سال است که پیوسته در پایه دوم ابتدایی مشغول کارم.

شما این روزها برای بسیاری از مردم به عنوان یک الگو شناخته می‌شوید، الگوی شما در زندگی چه کسی بوده است؟

– من در خانواده‌ای مذهبی پرورش پیدا کرده‌ام. پدر و مادرم نسبت به انجام فرایض دینی و مسایل تربیتی و اخلاقی، تأکید بسیاری داشتند. در واقع، پدر و مادرم همیشه الگوی من بودند. همچنین در کنار تربیت خانوادگی، درک آموزه‌های دینی و تجربه سال‌ها تدریس در مناطق محروم و روستایی، به من فرهنگ زندگی مطلوب را آموخت.

این روزها شما به عنوان نمادی از همدردی در کشورمان شناخته می‌شوید، به نظرتان فرهنگ همدردی در جامعه ایرانی چه جایگاهی دارد؟

– به باور من، جامعه ایرانی، جامعه‌ای احساسی و عاطفی است که مهرورزی و نوع‌دوستی در آن به روشنی دیده می‌شود. چنانکه از وقتی تصویر من در دنیای مجازی و سایت‌ها نشان داده شده با بازتاب بسیاری روبه‌رو شده است. به طوری که از اقصی نقاط کشور، مردم تماس گرفتند و پیام دادند و از سر مهربانی، این حرکت را که به نظرم چندان اهمیت نداشت، تحسین و تقدیر کردند. بدین ترتیب نشان دادند حرکت‌ها و رفتارهای انسان‌دوستانه در جامعه ایرانی نادیده گرفته نمی‌شود.

وقتی برای نخستین بار با موهای تراشیده به کلاس رفتید، واکنش «ماهان رحیمی» شاگردتان چه بود؟

– من به هیچ وجه نگفتم که هدفم از تراشیدن موها همدلی با اوست، ولی ماهان خودش این موضوع را فهمیده بود. برای همین، وقتی به کلاس وارد شدم، احساس کردم اشک در چشمانش حلقه زده است. بعد هم او آرام به طرفم آمد و در گوشم گفت: آقای آموزگار! شما برای من موهایتان را تراشیدین؟ من جواب دادم: پسر گلم، مگه اشکالی داره؟ ماهان بسیار خوشحال شد.

شما چرا چنین رفتاری کردید؟

– حدود یک سال و چند ماه است که این دانش‌آموز درگیر بیماری و درمان است و موهایش ریخته است. ماهان از برخی رفتارهای کودکانه همکلاسی‌هایش گلایه داشت. از طرف دیگر، این عارضه سبب شده بود اعتماد به نفسش را از دست بدهد و از نظر تحصیلی افت کند، از این رو من سعی کردم با این رفتار و همدردی با او، روحیه‌اش را تقویت کنم و به او برای تحصیل انگیزه بدهم.

دانش آموزانی که چند روز پیش ماهان را اذیت می‌کردند، با دیدن ظاهر تازه شما چه واکنشی نشان دادند؟

– روزهای اول، آن‌ها به من می‌خندیدند و حتی در برخی تصاویری که بعد گرفته شده، بعضی از آن‌ها به شیطنت مشغول بودند، ولی من هیچ‌گاه، هیچ واکنش و حساسیتی از خودم نشان ندادم. گویا هیچ اتفاقی نیفتاده و حتی در موردش در کلاس صحبت نکردم. در واقع سعی کردم حساسیت‌ها را به صفر برسانم. بدین ترتیب با گذشت زمان، همه دانش آموزان رفتار خود را تغییر داده و حتی می‌گفتند می‌خواهند برای همدردی با هم‌کلاسی خود، موهایشان را بتراشند. اما من به دلیل اینکه زمستان است و هوا سرد است، مخالفت کردم و گفتم می‌توانند بهار این کار را انجام دهند.

والدین ماهان رحیمی وقتی همدردی شما را با فرزند بیمارشان دیدند، چه کردند؟

– خیلی به من لطف نشان دادند و حتی پدرش می‌گفت من می‌خواستم این کار را برای فرزندم انجام بدهم، ولی نتوانستم. من در جوابش گفتم: پسر شما مانند پسر خودم است. این فرزندان، امانت‌های شما هستند و وظیفه ما معلم‌هاست که در همه ابعاد مراقب و پرورش دهنده فرزندان شما باشیم.

آقای محمدیان، فرزندان و خانواده شما چه برخوردی با شما داشتند؟

– من سه فرزند دارم که نسبت به رفتار من احساس رضایت و افتخار داشتند، به خصوص آنکه این عمل من، بازتاب وسیعی در جامعه داشت. البته من برای انجام این رفتار، توقعی نداشتم و اعتقاد دارم، توفیق این عمل را خدا به من بخشید، زیرا هر معلمی می‌توانست چنین رفتاری داشته باشد. به هر روی، من سعی داشتم با نشان دادن حس همدردی خود با شاگردم، فرزندانم را با ارزش‌های انسانی آشنا کنم. در واقع، الگوسازی را ابتدا از خود و خانواده‌ام آغاز کنم. گرچه فرزندانم به لحاظ اخلاقی و پایبندی به فرایض دینی، الگو هستند.

وضعیت خانواده ماهان چگونه است؟ آیا آن‌ها توان پرداخت هزینه‌های درمان فرزندشان را داشتند؟

– خانواده وی سه فرزند دارند و پدرش تعمیرکار خودرو است. همچنین زیر پوشش بیمه نیستند و مراکز درمانی نیز حمایت چندانی از آن‌ها نکرده‌اند. بدین ترتیب هزینه درمان ماهان برای خانواده‌اش سنگین است. این در حالی است که خواهر او هم که دانش آموز است، دیابت دارد. البته مسوولان وعده‌هایی برای حمایت از ماهان داده‌اند که هنوز به نتیجه نرسیده است.

در این روزها از شما به عنوان یک معلم قهرمان یاد می‌شود. به نظر خودتان قهرمان‌ها باید چه شاخصه‌هایی داشته باشند؟

– من همیشه به شاگردانم می‌گویم قهرمان‌ها، تنها افرادی نیستند که در رشته‌های ورزشی به پیروزی می‌رسند، بلکه خیلی وقت‌ها مردم عادی هم می‌توانند به عنوان یک پرستار خوب، یک امدادگر خوب و یک شهروند و هم‌وطن خوب با انجام خدمات ارزشمند و انسانی در هر زمینه قهرمان شوند. بنابراین باید تلاش کنند افرادی نوع‌دوست و دلسوز باشند که هدفشان تنها خدمت به مردم و جلب رضایت خدا باشد.

و آخرین صحبت شما به عنوان یک «معلم» چیست؟

– از مسوولان آموزش و پرورش و دیگر نهادها می‌خواهم با هماهنگی مۆثر، نسبت به درمان این‌گونه کودکان، توجه بیشتری کنند. حتی شرایطی را برای بهبود کیفیت درمان آن‌ها و معرفی به پزشکان و مراکز درمانی فراهم کنند. به هر حال، این کودکان شرایط خاص و شکننده‌ای نسبت به دیگر هم‌کلاسی‌های خود دارند که توجه جدی به آن‌ها را ضروری می‌سازد.

منبع: تبیان

دوشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۸:۰۲
کد خبر : 90021
بازدیدها: 287

پاسخی بگذارید »