چهارشنبه ۰۶ بهمن ۱۳۹۵

تبلیغات

گفتمان انقلاب :: چند سوال و جواب ساده !

danesheroz تیر ۲۸, ۱۳۹۲ ۰
گفتمان انقلاب :: چند سوال و جواب ساده !

دانش روز :وبلاگ حــــــِـــــذر نوشت :

به گزارش دانش روز ، بعد از انتخابات و همه ی فراز و نشیب های آن ، خیلی علاقه مند بودم که کمی بیشتر روی مسئله «گفتمان انقلاب» کار کنم.هم برای تقویت دانسته های خودم و هم بمنظور آشنا کردن دیگر دوستان.اما حیف که مشغله های دنیای حقیقی مجال به فعالیت در دنیای مجازی را نمیدهد ، آن طور که مطلوب مان است.

این روزها خیلی مطلب در ذهنم رژه می رود و فریاد میکشد برای نوشته شدن اما واقعاً کمبود وقت اجازه نمیدهد.پوزش از همه عزیزان!

اما فکرش را که کردم دیدم در همین وضعیت هم می شود از «ظرفیت» ها به نحو احسن استفاده کرد.مثلاً در دو پستی که بعد از انتخابات نوشتم ( مطالب ۴۷ و ۴۸ ) و در آن ها از دلیل اصلی رقم خوردن نتیجه ی فعلی انتخابات عرض کردم و از عدم آشنایی عموم مردم با «گفتمان انقلاب» گفتم و وظیفه ی خودمان را در این روزها ، آشنایی خود و آشناکردن دیگران با این گفتمان قلمداد کردم ، یه سری سوال و جواب در کامنت های مخاطبان عزیز پیش آمد که مرور آنها خالی از لطف نیست.

فکرش را که کردم دیدم همین سوال و جواب های ساده خودش میتواند در شرایط فعلی ام یک پست مفید باشد.

لذا تصمیم گرفتم چند تا از این سوال و جواب ها را برای شما بیاورم:(البته جواب های حقیر ، جواب هایی است که در آن لحظه به ذهنم رسیده و تایپ شده و ممکن است خالی از اشکال نباشد.)

* سوال و جواب ها در ادامه ی مطلب…


* کامنت مخاطب عزیز ۱ (چیستی گفتمان انقلاب) :

سلام. خیلی خوب بود.من هم میخوام کمکی بکنم اما 
متاسفانه شناخت کاملی از گفتمان انقلاب ندارم. هرچقدر هم سعی کردم اطلاعاتی
 راجع بهش پیدا کنم موفق نشدم. میشه یه توضیحی درباره گفتمان انقلاب  بدید؟
 ممنون

* جواب حقیر :

سلام
خیلی دلم میخواست توی پست های بعدی وبلاگم به این مسائل بپردازم ولی حیف که مشکلات و کمبود وقت اجازه نمیده.

انقلاب اسلامی یه حرف جدید بود و هست برای دنیا.برای اداره ی دنیا.البته جدید برای دنیا نه اینکه کلاً حرف تازه ای باشه.نه…
ریشه ی فکری اون توی متون ۱۴۰۰ سال پیشه و حرکت انقلابی ش امتداد حرکت ۱۲۴۰۰۰ پیامبر در طول تاریخه.
ببینید ما یه حکومت توحیدی بر مبنای عدالت داریم که هدف پیامبران و اولیای خدا برقراری اون بوده اما به هر حال محقق نشده و وعده ی خدا اینه که این حکومت سراسر نور توسط آخرین حجت خدا یعنی امام مهدی (ع) محقق خواهد شد.این حکومت یه سری ویژگی ها و مؤلفه ها داره.یه حاکم معصوم داره که علمش متصل به علم الهی است و انسان کامله.و یه برنامه ی حکومت داره که اسمش دینه و کتابش قرآن.
این حکومت عدل الان متوقف بر یه سری شرایط هست و نیاز به زمینه سازی برای تحقق داره.انقلاب اسلامی در واقع انقلاب و تحول برای زمینه سازی اون حکومت جهانی بوده و هست (میگم “هست” چون «انقلاب» جاریه و تموم نشده).ینی شبیه سازی و رفتن به سمت اون چیزی که قراره در حکومت توحیدی اتفاق بیفته.حرکتی در طول اون ، نه در عرض.نه اینکه انقلاب اسلامی جایگزین انقلاب امام زمان باشه ، که زمینه ساز و فراهم کننده ی شرایط اون باشه.
لذا حرف این انقلاب و گفتمان این انقلاب میشه همون حرف و گفتمان اون حکومت توحیدی.حکومتی که برای جزء جزء زندگی فردی و اجتماعی مردمش برنامه داره.حکومتی که فرهنگ و آموزش و اقتصاد و سیاست داخلی و خارجی و…. همه چیز توش تعریف شده و روشنه و دارای مبنا و ریشه است.
گفتمان انقلاب میگه که بیاید به این سمت بریم.میگه شعار اینه که “خدایا خدایا تا انقلاب مهدی از نهضت خمینی محافظت بفرما”.یعنی برای این نهضت و بقای ای نهضت تا رسیدنش به نهضت مهدی (ع) باید بر مبنای همون گفتمان حکومت داری کرد.
امروز انقلاب اسلامی سال ۵۷ رقم خورده اما توی خیلی از حوزه ها انقلاب اتفاق نیفتاده.
سیستم آموزشی مون چقدر انقلابیه؟ چقدر با اون گفتمان هماهنگه؟ اگه امام زمان (ع) بیان سیستم آموزشی شون چطوری خواهد بود؟ چقدر شبیه اینی که الان ما داریم خواهد بود؟
در فرهنگ همینطور. در اقتصاد همینطور…
داعیه داران گفتمان انقلاب دغدغه شون اجرای اسلام ناب توی تمام حوزه های زندگی است.بعضی جاها اجرا شده و بعضی جاها نه…
مثلاً شما امروز وضعیت دفاعی و امنیتی جمهوری اسلامی رو ببینید.میتونید مبنا و ریشه ی اون رو از اسلام ناب بیرون بکشید.مثلاً سوره ی انفال رو بخونید با تفسیرش آیاتش ، می بینید که خیلی از دستورات مبنایی اون که توی حوزه های دفاعی و سیاست خارجی یه حکومت اسلامی هست ، الان در جمهوری اسلامی اتفاق افتاده… اما توی خیلی از حوزه ها مثلاً اقتصاد این اتفاق نیفتاده و تمام مشکلات هم از همینجت ناشی میشه…

توی این انتخابات تنها کسی که سطح دغدغه هاش تا این حد بالا بود و دغدغه ش صرفاً پایین اومدن تورم و… نبود ، دکتر جلیلی بود.اما حیف که بدلیل آشنا نبودن مردم با این مسائل ، ایشون با اقبال مواجه نشد…
حالا هم راه آشنا شدن و آشنا کردن مردمه.
راه حل مشکلات مون دست خودمون و توی آموزه های خودمونه اما حیف که جای دیگه دنبالش میگریدم…
بحر در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم…

لینک کامنت : http://hezr85.blog.ir/post/47#comment-j6lzI9FC4T4

* کامنت مخاطب عزیز ۲  (چه کاری از دست من بعنوان یک دانشجو برمیاد؟):

سلام آقای گودرزی
شما می دونید من به عنوان یک دانشجوی ساده، چه کمکی می تونم به گفتمان انقلاب و آزاد سازی ظرفیت ها بکنم؟

* جواب حقیر :

سلام.
اینکه کجا هستیم توی کم و بیش کار و فعالیت مون تاثیر داره ، نه توی اصل کار
پس یه دانش آموز ، یه دانشجو ، یه استاد … هرکس میتونه به اندازه ی خودش برای جامعه ش و فرهنگ مردمش تاثیر داشته باشه.
ما اولاً باید با مطالعه و پرس و جو سطح سوادمون رو از گفتمان انقلاب و اسلام ناب بالا ببریم.
اهل فن میگن آثار شهید مطهری بن مایه و ریشه ی خط فکری انقلاب اسلامیه.یه جورایی مبانی گفتمان اسلام ناب و انقلاب اسلامی توی این آثار جمع شده.پس بهترین کار و اولین قدم مون باید آشنایی با گفتمان انقلاب و کارکرد های اون باشه و ترجیحاً با استفاده ار آثار شهید مطهری…
بعد از اون سعی در تاثیر گذاری روی بقیه ست.با عمل درست و دعوت های از روی دوستی و محبت…
شما بعنوان یه دانشجو میتونی یه رفیق و همفکر خوب برای یه بچه دبیرستانی باشی و اون رو اقناع کنی…
اگه به حلقه های صالحین بسیج دسترسی دارید ، توی اون ها فعالیت کنید
و کارهای دیگه که دیگه مجال گفتن نیست…
در همه حال هم رضایت خدا و شادی امام زمان (ع) مد نظره
ظرفیت های انقلاب اسلامی یعنی همین شما که از روی صفای باطن دنبال این هستی که وظیفه ت رو انجام بدی…

موفق باشید.ما رو هم دعا کنید.یاعلی…

لینک کامنت : http://hezr85.blog.ir/post/49#comment-oTtIBprvhvs


* کامنت مخاطب عزیز ۳  (چطور تبلیغ کنیم؟):

سلام. خیلی وبلاگ خوبی دارین.امیدوارم من هم به سهم 
خودم بتونم کاری برای پیشبرد گفتمان انجام بدم. میخواستم راهنماییم کنید 
دور و برم افراد حامی گفتمان هستند .اونایی که دانشجو هستن خب ازادی عمل 
بیشتری برای تبلیغ تو دانشگاه و جامعه و... دارن اما بعضیاشون جوونای ۱۶-۱۷
 سالن که دبیرستانین. بعضیا حتی دوربعدهم نمیتونن رای بدن.اونا چه طوری 
میتونن کمک کنن؟؟ لطفا راهکار بدید تا بهشون منتقل کنیم.ممنون

* جواب حقیر :

سلام. اینو توی یکی از کامنت ها برای یکی از دوستان دانشجو نوشتم:

«جواب کامنت بالایی»

ضمناً اینکه گفتید کسایی که نمیتونن دوره ی بعد هم رأی بدن… ، توجه داشته باشید ما اصلاً انتخابات برامون موضوعیت نداره.اصلاً رأی و پیروز شدن توی انتخابات مطرح نیست.بحث گفتمان سازیه.درسته که اگه خوب انجام بشه ، توی انتخابات هم خودش رو نشون میده اما هدف انتخابات نیست…

موفق باشید.ما رو هم دعا کنید.یاعلی…

* کامنت مخاطب عزیز ۳  (چطور تبلیغ کنیم؟):


سلام ممنون از راهنماییتون. من بهشون منتقل میکنم اما به نظرشما بحث کردن با بچه هایی که بالای شهر زندگی میکنن و اصلا اعتقادی به نظام ندارن فایده ای داره؟ اگه بخوان باهاشون بحث کنن اول باید ولایت فقیه و جایگاه رهبرو براشون توضیح بدن. وقتی از ریشه مشکل دارن چه طور باهاشون بحث کنن؟ این بچه های حامی گفتمان که میگم با اینجور افراد سروکار دارن. بازم به نظر شما این بچه ها با دعوت از روی دوستی میتونن کسی رو قانع کنن؟


ممنون میشم اگه چندتا از اثرهای شهیدمطهری رو بهم معرفی کنین. بازم ممنون از راهنماییتون. برای خودم مفید بود امیدوارم برای اون بچه ها هم مفید باشه.


* جواب حقیر :

سلام
گفتم دوست بشید ، نگفتم که بحث کنید…
رفاقت و محبت و نهایتاً دعت به خوبی ها با عمل.بهترین نوع دعوت دعوت با عمل خود شماست.یعنی اگر قراره صداقت رو به یه نفر یاد بدید بذارید اون صداقت رو توی کلام و رفتار شما تجربه کنه…
در مورد آثار شهید مطهری هم یه کتاب هست بنام “حکمت مطهر”(انتشارات دانشگاه امام صادق) توی این کتاب چگونگی سیر مطالعاتی آثار شهید مطهری رو شرح داده که مثلاً با کدوم کتاب شروع کنیم و بعدش کدوم رو بخونیم و…
میتونید از اون کتاب کمک بگیرید.
امیدوارم موفق باشید…

لینک کامنت ها:
http://hezr85.blog.ir/post/48#comment-7Ed33kKtimE
http://hezr85.blog.ir/post/48#comment-9mbQfV5ZDnc


* کامنت مخاطب عزیز ۴ (نقد به «کار فرهنگی»):

کار فرهنگی؟شما فرهنگ ما رو از بین بردید به نام 
اسلام.وقتی دختر ایرانی بازخواست میشه که چرا سر برگ دفترش کلام زیبا و 
شیوا از حضرت کوروش کبیر و حضرت زرتشت (سلام و درود بی پایان خدا نثارشان) 
نوشته و هزارتا انگ می خوره شما دم از فرهنگ می زنید اگه منظورتون ترویج 
عرب شدن به نام دین اسلام هست .نه اتفاقا ۸ ساله هر کاری تونستید کردید اما
 باختید به خودتون بر گردید شما به راهی می رید که رضا خان رفت ولی در جهت 
عکس اون سعی کرد به زور اعتقاداتو بگیره شما سعی کردید از من هویت ملیمو 
بگیرید و هر دو محکوم به شکسته شما به معنی کلمه به حق آزادی و انتخاب 
انسانها قائل نیستید چیزی که خدا داده و فطریه و با فطرت انسانها جنگیدن 
تحت هر نام مقدس و غیر مقدس محکوم به زواله.ذهنتون بسته است و غیر از 
خودتون کسیو نه مومن می بینید و نه آدم .من خیلی مسلمون نیستم فقط شناسنامه
 ایم اما یه ایرانیم حق زندگی و بربری دارم دلم خیلی چیزا رو نمی خواد اما 
چون توی یه کشور اسلامی زندگی می کنم به خیلی چیزا تن دادم فقط به خاطر 
اینکه اصول انسانیت و دموکراسی می گه حق با اکثریته اما شما حدود خودتونو 
نمیشناسید با زور اسلحه نمیشه کسیو مسلمون کرد راهی که اعرابه جاهلی رفتنو 
نرید اگه به خاطر احترام به حق شما که مسلمانید و سفتو مثلا سخت روسری می 
پوشم و رعایت می کنم و بهت و نظرت بعنوان اکثریت احترام می ذارم دیگه دایره
 رو بیشتر از این تنگ نکن نظرتو تحمیل نکن همه کشورو نکن حوزه علمیه .شما 
هم یه کم به من حق بده یه کم راه بیا نمیشه فقط یک طر ف از مطالباتش کوتاه 
بیاد تا وقتی یاد نگیرید به نظرات دیگران حتی وقتی واستون خیلی تحملش سخته 
احترام بذارید شکست حتمی مگر با سرنیزه و ترس که اونم میدونید کوتاه 
مدته.کار فرهنگیو از ملت شروع نکنید از خودتون شروع کنید تو اولین قدم 
اینوبگم اقایونی دم از اصولگرایی ها می زنن(واسه برد دنیوی)تو این انتخابات
 حاضر به گذشتن نشدن پس اصول یعنی خودخواهی و باور کنید تو اکثر مسایل 
خودخواهید .حرف باید حرف شما باشه چرا که شما صراط راستید و بقیه انحرافیند
 به خدا قسم بینشتون همش همینه یکی از دلایله عدم ائتلافو شکستتون همین 
بود.با همین اندیشه یبه یکی میگین سردار فتنه به یکی میگین ملعون به یکی 
میگین انحرافی حالا خوبیش اینه که اینا هم اکثرا تو دایره شمان چه برسه که 
کسی مسلمان نباشه یهودی مسیحی و بودایی وزرتشتی صبی وبهایی باشه اونا که 
دیگه هیچی خدا کلا جهنمو واسه اونا ساخت اگه می خواید اصلاح کنید از خودتون
 رشروع کنید اینجا ایرانه هم قبل از اسلام ایران بوده هم بعد از اسلام  و 
اساس هر ملت و کشوری بر ملیتش بناست نه دیانت و مذهبش تا یاد نگیرید 
دیگرانو رو هم آدم بدونید و اجازه اظهار نظر و عقیده به همه حتی مخالفین سر
 سختتون ندید در قرنی که عقل حاکمه برنده نخواهید شد ما همیشه شنیدیم که در
 دین اسلام به شدت از منیت و تکبر بدگویی شده اما چرا من هر کسیو که ادعای 
اصولگرایی داره رو دیدم تا الان این ویزگی رو به طور بارز درش دیدم.  .۸ 
ساله بی هویتم می ترسم از کوچکترین عناصر ملیم حرف بزنم از سایه ایرانی 
بودنمون هم ترسوندنمون نتیجه اینه میشه این همه شکست در عرصه بین المللی 
این همه حقارت داخلی این همه به بهونه دین هر شادی و دلخوشی و جشن ملی رو 
از مردم سلب کردن خوب آخرش اینه دیگه...یه عده اومدن تو نت نوشته وااسلاما 
وا مصیبتا و.... واسه جشن و بزنو برقص دیشب چرا با هر شادی ملت مخالفید من 
شنیدم زمان ازدواج حضرت علی و فاطمه مسیر رفتن این دو مردم همه حله حله 
کنان دف و داریه زدن و تا در خونه عروسو بردن .زنومرد هم گویا نداشته (فقط 
شنیدم صحت و سقمشو نمی دونم) اگه اینجوریه چرا یه عده یه آهنگ شاد یا رقص و
 پایکوبیو شادیو نمی تونن نحمل کنن یعنی از حضرت علی بیشتر می فهمن؟ دیگه 
خود دانید تا وقتی خودتونو علامع دهر می دونید و بقیه اگه نیم درجه با شما 
فرق کنن ملحد و کافرن اوضاع اصولگرایی از این بهتر نخواهد شد .منیت و تکبر و
 زیاده خواهی و پارو از گلیم خو بیش از اندازه دراز کردن و به حریم شخصی و 
خصوصی مردم تجاوز کردن و کاسه داغتر از اش شدن و اسلام صلبی رو تبلیغ کردن و
 گرفتن هویت ایرانی از مردم و از همه مهمتر وادار مردم به ریا کاری و 
درغگویی (برای حفظ شغل ،زندگی ، حداقل معیشت و حق شهروندی) اینها چیزهایی 
که شما رو از عوام مردم روند .باشد که عبرت بگیرید.

* جواب حقیر :

سلام خواهرم.
بله کار فرهنگی.فرهنگ.همون فرهنگ عالی ایرانی که با اومدن اسلام متعالی شد.همون فرهنگی که من رو مجاب کرد که با وجود اینکه تحمل نتیجه ی انتخابات برام خیلی سخت بود ، اما به رأی و نظر بقیه ی هموطن هام احترام بذارم و بهشون تبریک بگم.بقیه ی همفکر های من هم همین رویه رو داشتند.خیلی ها رو سراغ دارم که بعد از اعلام نتایج گریه کردن ، اما غصه شون رو ریختن تو خودشون و حرفی نزدن.بخاطر کشورشون ، همون ایرانی که شما ازش دم میزنید و حق هم دارید ، بخاطر احترام گذاشتن به نظر بقیه.شبیه همین اعلام نتیجه سال ۸۸ هم  رخ داد.اما اونایی که انتخابات رو باخته بودن چیکار کردن ؟! اونجا دیگه احترام به نظر بقیه و دموکراسی و حقوق بشر و… معنی نداشت ؟! اون ۲۴ میلیون انسان نبودن که خیلی راحت اومدن و گفتن انتخابات باید باطل بشه و ماه ها کشور رو با هزینه مواجه کردن ؟!
اول صحبت تون با احترام از کوروش کبیر و حضرت زرتشت یاد کردید.احسنت به شما اما در سراسر متن تون به من و اعتقاداتم توهین کردید.چرا این حرفای زیبا و قشنگ رو فقط به ما یادآوری میکنید که انجام بدیم؟!
احترام به عقاید دیگران درمورد بچه مذهبی ها اتفاق میفته؟! کم توهین و تمسخر درموردشون نمیشه؟!
کم دخترای چادری متلک و تمسخر میشنون تو دانشگاه و… ؟!
پسرا بخاطر اینکه ریش دارن و… کم مسخره میشن و بهشون برچسب زده میشه ؟!
بله میگم فرهنگ چون از اون فرهنگ ناب ایرانی اسلامی مون فاصله گرفتیم.همه مون رو میگم.نمیگم من و امثال من علامه ی دهر هستن و معصوم اند.نه اتفاقاً من عموم حرفام و نقد هام به خودی هاست.یه سری تو مطالبم بزنید متوجه میشید.
هیچکس نخواست کسی رو بزور مسلمون کنه.ای کاش بجای اینکه این همه توهین رو به من و هم نظر های من بکنید و همون اصول مورد احترام خودتون رو هم زیر سؤال ببرید ، اول میپرسیدید که کار فرهنگی ینی چی و منظور من چیه اصلاً؟
شما کار فرهنگی رو برای خودتون تعریف کردید “مسلمون کردن به زور” بعدش دارید با این پیش فرض می تازید…
دین ما پر از زیباییه.پر از خوبیه.کار فرهنگی ینی اینکه یه نفر که از این زیبایی ها خبر داره ، یه نفر دیگه رو با اونها آشنا کنه و اون فرد رو دعوت به این زیبایی ها کنه.اگه خواست دعوت رو بپذیره اگر هم نخواست نه…
خواهر من ای کاش میومدی مثلاً تو پایگاه ها میدیدی که یه عده چطوری عمرشون و جوونی شونو گذاشتن و دارن تلاش میکنن که رفیق شون رو با یه مسائل که ازش خبر نداره آشنا کنن.اون جوونی که هم بخاطر بسیجی بودن مسخره میشه ، هم داره شبانه روز بخاطر اعتقاداتش و وطنش کار میکنه بدون هیچ چشم داشتی ، اون انسان نیست و هیچ حقی نداره ؟!
خواهر خوب من مطمئن باش عشق و علاقه ما به کشور و ملیت مون اگه بیشتر از شما نباشه ، کمتر نیست.الگوهای ما اون ۳۰۰ هزار جوونی هستن که برای این مملکت جونشون رو دادن.با سربند یاحسین و یازهرا…

من حرفی برای ناراحت کردن شما نزدم.امیدوارم که ناراحت هم نشده باشید ، اما اگه حرفای من حتی یه ذره شما رو رنجونده ، از شما عذر میخوام…

موفق باشید.یاعلی…

لینک کامنت: http://hezr85.blog.ir/post/47#comment-9mKhC4_Lc6w

* کامنت مخاطب عزیز ۵ (نقد به «کار فرهنگی»):

سلام آقای محترم!!!
جملمو با آقای محترم شروع کردم 
تا به خوت اجازه ندی بهم بگی خواهرم!!!!!! همونطور که دیدم به دوست عزیزی 
گفتی خواهرم!و نمیدونم چطور خواهرته!!!!! بزار بهت بگم چی شد که مردم ازتون
 زده شدن! چون فقط زووووور گفتید! میدونی زور گفتن شماها از کجا شروع شد؟ 
بذار از اول برات بگم از اولی که پا تو کوچکترین جامعه مدرسه گذاشتیم. 
میدونی ماها از کی از شماها و هر چی اسلامی که شماها ازش دم میزنید متنفر 
شدیم؟ همون موقع که اومدید کار فرهنگی بکنید و دختر چادریای مدرسه رو بردید
 اردو! همون موقع که تو مدرسه هر کی اسمش زهرا و فاطمه و علی بود جایزه 
میگرفت همون موقع که نماز جماعتا اجباری بود.... یکم بزرگتر شدیم... کم کم 
تو گوشمون خوندن( روزنامه مجله تلوزیون معلم اجتماعی) باید حجاب داشته باشی
 باید وقتی دخترو دیدی روتو کنی اونور نباید نزدیکش بشی چرا تو راه مدرسه 
اونو نگاه کردی چرا تو پارک با اون دختر حرف زدی...... تو باید این کارو 
کنی تو نباید اون کارو کنی باید نباید باید  نباید باید 
نیایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد و کلی باید و
 نباید دیگه... بگذریم ازش بزرگ شدیم و همه اونا شد یه کینه تو دلمون از هر
 چی دختر چادریو پسر ریشو و..... خواستیم بریم دانشگاه کلی خوندیم و خوندیم
 و خوندیـــــــم و آخرش قبول نشدیم۱چرا؟ چون یه بچه شهید یا بچه جانباز 
جامو گرفت جای اونو گرفت (میدونم الان میخواید بگید که اونا بدون پدر و با 
کلی مشکل بزرگ شدن و حقشون بود) آره اونا و پدراشون کلی به گردن ما دین 
دارن منکرش نیستم اما حق من و اونی که شب و روزش شده بود کتاب و جزوه و تست
 چی؟ حق من چی شد؟ نمیشد هم حق من داده بشه هم حق اون؟؟؟؟؟ ظلم بزرگی در حق
 این بچه ها کردید چون همرو باهاشون دشمن کردید اونام بی گناه بودن اما ما 
هم گناهی نداشتیم. بازم بگذریم با کلی زحمت تونستیم یجا قبول بشیم رفتیم تو
 دانشگاه و دوباره شروع شد!!! میخواستید کار فرهنگی بکنید انجمن اسلامی 
تشکیل دادید کی عضوش شد؟ خودتون! بسیج دانشگاهی! کی عضوش بود؟ خودتون!!!! 
انجمن حجاب دایر کردید و واسش همایش گذاشتید با خرج های آنچنانی..... کی 
شرکت کرد؟ خودتون! به قول یه بنده خدایی که الان نظرشو خوندم: خودتون 
خودتونو مومن تر کردید!!!! آره اما حواستون نبود که با بقیه دارید چه 
میکنید.... به اسم حراست رفتید و اومدید و اخطار به اسم ما زدید و واسه 
خوتون لوح افتخار صادر کردید و ما شدیم ستاره دار دانشجوی ستاره 
دار!!!!!!!!!!!! بازهم بگذریم! اومدید کارو یکم بیشتر فرهنگی کنید و مثلا 
بی حجابیو ریشه کن کنید. گشت ارشاد!!!!!!!!!! اسمش قشنگه 
ارشـــــــــاد!ارشاد مردم به سمت نیکی ارشاد دختر شهرت به نیکی! اما در 
عمل چی؟ در عمل ارشادی در کار نبود همش زور بود و چماغ و ون هایی که پر 
میشدند و به دست سربازای تو ماشین.........و در آخرم وزرا و تعهد و روز از 
نو روزی از نو!!!!!! بگــــــــذریم از دانشگاه با کلی ستاره و اخطار 
مدرکمونو گرفتیمو اومدیم بیرون.... رفتیم دنبال کار! باز هم و باز هم و باز
 هــــــــــــــــــــــــــــــــتم اون که چادری بود یا ریش داشت و یقش 
بسته بود و بعضا از بوی عرق نمیشد از کنارشون رد شد رفت و استخدام شد و به 
ما گفتند باهاتون تماس میگیریم.... یکم از انتخابات بگم سال ۸۴ دوره آقای 
خاتمی تموم شده بود ازش گله داشتیم چرا نشد اون چه باید میشد و از چشماش 
نذاشتن و نخوندیم و رفتیم و رای دادیم به یکی از جنس شما که فکر میکردیم 
بتونه یه کارایی بکنه اما.... از اون چهار سال هیچ دارم بگم که همه خوب 
میدونیم گرچه بهتر از حال امروزمون بود.... ۸۸! سالی که اومدید و جلوی مردم
 ایستادید! علنی! تقلب که ته! کودتا کردید!!!!! زدید و کشتید و خیلی کارای 
دیگه که نیروهای بسیج انجام دادن و انداختید گردن مردمی که بهت زده از این 
همه ترس شما بودن!!!   بگـــــــــــــــــــ!!!!!   نه دیگه نمیگذریم از 
هیچی!!! ۸۸ انقدری براتون هزینه داست و انقدری واستون ترسناک بود که اینیار
 جرات وایسادن تو روی مردمو پیدا نکردید........... حالا هم خوشحالیم! 
خوشحالیم که شماها رو به انقراضید! در مجموع به ۱۷ ملیون هم نرسیدید در 
حالی که ما ۱۸ ملیون + اون ۱۴ ملیونی که رای ندادن!!!! تو یکی از پیجهاتون 
خوندم که یکیتون گفته بود یعنی ما ۵ملیون مسلمون تو کشور نداریم؟ 
نه!نداریــــــــــــــــم مسلمونی که شماها بخواید نه دیگه نداریم اما 
همین مردمی که دیدی اومدن تو خیابونو زدن و رقصیدن تک تکشون دنبال اسلام 
واقعی هستن که شماها ازش هراس دارید! اسلامی که حق الناس داره حق یتیم داره
 اگه جهنم داره بهشتم داره نه مثل اسلام شماها که فقط حهنم داره و بهشتی 
اگه باشه فقط واسه حوری و......... 
امیدوارم چاپش کنی با اینکه بعید میدونم اما خوبه که یکم بفهمید چی شد که ایجوری شد.............

* جواب حقیر :

سلام خانم محترم 🙂
(نمیگم خواهر که ناراحت نشید ؛ درصورتی که ناراحتی ای نداره و من از روی احترام میگم “خواهر”.در هر صورت هر طور که شما راحتید)
“بزار بهت بگم چی شد که مردم ازتون زده شدن!”
🙂
اگه یه نفر غریبه این جمله رو بشنوه فکر میکنه شما دارید با موجوداتی فضایی صحبت میکنید !
کی گفته مردم از ما زده شدند؟ اصلاً مگه ما مردم نیستیم ؟! چرا تو ذهن تون یه هیولا از یه سری از هموطنای خودتون ساختید و با این تصویر ذهنی کام خودتون و بقیه رو تلخ میکنید ؟! نمیخوام از مظلومیت بسیجیا و بچه مذهبی ها توی همون جامعه و دانشگاه و… که شما فرمودید ، بگم چون نه اینجا جاشه و نه شما مخاطبش ، وگرنه انقدری که به بچه مذهبی ها ظلم میشه و در حق شون نامردی ، به هیچ کس نمیشه ولی اونا اهل داد و بیداد و به هم ریختن جامعه نیستن و میزین تو خودشون.
تو جواب اون یکی خانم محترم هم عرض کردم که :
کم دخترای چادری متلک و تمسخر میشنون تو دانشگاه و… ؟!
پسرا بخاطر اینکه ریش دارن و… کم مسخره میشن و بهشون برچسب زده میشه ؟!
توی همین انتخابات شما بینید و مقایسه کنید با انتخابات ۸۸. کسایی که ۸۸ کاندیداشون رأی نیاورد چیکار کردن و چطوری امنیت و آسایش مردم رو بهم ریختن و امسال اونایی که رأی نیاوردن چی کار کردن ؟!
خود من اولین جمله ام تبریک بود ، با وجود همه ی ناراحتی ام از اینکه اونی که دوست داشتم رأی نیاورده ولی چیکار کردیم ، تبریک و آرزوی موفقیت برای فرد منتخب و هوادارنش
حالا کی نامردی میکنه و ظلم ؟!
اون چیزایی که تعریف کردید ، اونطور که شما میگید ، به زور و اجبار که صدالبته اشتباهه ولی آیا چیزایی که شما میگید همونیه که اتفاق افتاده تو جامعه یا اون چیزیه که شما فکر میکنید داره انفاق میفته…
به اون عزیزان قبلی هم که واکنش نشون دادند به این عرض من که باید “کار فرهنگی” کرد ، گفتم که شما درست نمیدونید منظور من و ما رو از کار فرهنگی تربیتی چیه
به اون دوستمون هم عرض کردم که :
شما کار فرهنگی رو برای خودتون تعریف کردید “مسلمون کردن به زور” بعدش دارید با این پیش فرض می تازید…
دین ما پر از زیباییه.پر از خوبیه.کار فرهنگی ینی اینکه یه نفر که از این زیبایی ها خبر داره ، یه نفر دیگه رو با اونها آشنا کنه و اون فرد رو دعوت به این زیبایی ها کنه.اگه خواست دعوت رو بپذیره اگر هم نخواست نه…
خواهر من ای کاش میومدی مثلاً تو پایگاه ها میدیدی که یه عده چطوری عمرشون و جوونی شونو گذاشتن و دارن تلاش میکنن که رفیق شون رو با یه مسائل که ازش خبر نداره آشنا کنن.اون جوونی که هم بخاطر بسیجی بودن مسخره میشه ، هم داره شبانه روز بخاطر اعتقاداتش و وطنش کار میکنه بدون هیچ چشم داشتی ، اون انسان نیست و هیچ حقی نداره ؟
قبول کنید همه ی تهمت ها و توهین هایی که به ما روا میکنید از روی ندونستنه.
در قبال این توهین هایی که شما به من یا همفکرای من میکنید ، من هم میتونم توهین کنم ولی این کارو نمیکنم چون بر این باورم که شما آشنا نیستید با اون چیزی که من میگم و به این خاطره که توهین میکنید وگرنه شما غرض و دشمنی ای ندارید.
اگه من میگم خواهر یا برادر ، بخاطر اینه که نمیخوام این اختلاف های فکری ای که وجود داره بین ما که همه مون هموطن و دوست هم هستیم ، به تضاد و دشمنی تبدیل بشه…
خانم محترم از انتخابات هم گفتید.همون حرفایی که دیگه دروغ بودنش مورد اذعان خود هموناییه که از وال اونا رو زدن…ادعای تقلب توی انتخابات رو خود همونایی که ادعا کرده بودن با حضورشون توی این انتخابات ثابت کردند.
همون سران این ماجرا هم نتونستند این ادعا رو ثابت کنن ، شما هم نمیتونی ثابت کنی.چون دروغه و دروغ ثابت شدنی نیست ، بلکه فقط یه عده رو گول میزنه…
نظام مظلوم جمهوری اسلامی ، با حدود ۲۶۰ هزار تا رأی یک نفر رو که شاید خیلی ها بگن بیشترین نقد رو از بین کاندیداها به نظام کرده ، رئیس حمهور میکنه توی همون دور اول و از آرا با دقت تمام صیانت میکنه ، اما باز هم شما اون ادعای خنده دار تقلب رو مطرح میکنید!!!
چطوریه اگه کاندیدای مورد نظر شما ببازه(اون هم با اختلاف ۱۵ درصدی از نصف آرا) تقلب شده ولی اگه کاندیدای شما ببره (اون هم فقط با اختلاف ۰.۷ درصدی) تقلب نشده و مردم رأی دادن ؟!
عرض کردم که مشکل از ندونسته.متأسفانه کسایی که اینطوری زمین و زمان رو به هم میبافند چه از دین و چه از سیاستچیزی نمیدونن وگرنه غرضی هم ندارند.
عیبی نداره بگید ، هرچقدر میخواید توهین کنید و تخریب کنید ، باشه شما راست میگید اون خانومایی که میان تو خیابون میرقصند دنبال اسلام واقعی اند و ما رو به انقراض ! به قول شهید آوینی تو این مملکت همه آزادند بجز بچه حزب اللهی ها…ما هم خدایی داریم…
اما یادتون باشه که برای این مملکت ۳۰۰ هزار تا جوون شبیه همینایی که الان بهشون توهین میکنید جونشون رو دادند و الان هم پاش بیفته ، نه کمتر از اون که چندین برابر اون هستن مردایی که مرد باشن و وایسن که شما فکر انقراض به ذهنتون هم نیاد…
اینی که میگم چیزی نمیدونید و این حرفا از روی ندونستنه ، همینه که فکر میکنید اون ۱۸ میلیونی که به فرد متخب رأی دادن همه ضد انقلاب و  اسلام… هستن.خانم محترم ۳۶ میلیون اومده رأی داده ، در درجه ی اول به نظام و پاکی انتخابات جمهوری اسلامی رأی داده ، در ثانی به هزار و یک دلیل که بعضی ش رو توی این پست عرض کردم ، جناب روحانی که یکی از کاندیداهای تایید شده ی شورای نگهبان همین نظامه ، رای آورده ، و مبارک اشون و هواداران شون هم باشه ، خودش هم گفته این پیروزی رو از لطف امام زمان و مقام معظم رهبری دارم ،بعد شما خیال برتون میداره که ۱۸ میلیون مخالف داریم !!!

خانم محترم به عنوان برادر که منو قبول ندارید ، بعنوان یه هموطن خواهش دارم که اون عینک بدبینی رو بردارید از چشماتون و یه کم منصفانه تر به دور و بر تون نگاه کنید…
من شما رو دشمن خودم نمیدونم ، هموطن و خواهر خودم میدونم هرچند شما قبول نداشته باشید…
موفق باشید
یاعلی…

 

لینک کامنت: http://hezr85.blog.ir/post/47#comment-vC1m4jiaxi8


* کامنت مخاطب عزیز ۶  (سیستم ایدئولوژیک شما قادر به اداره جامعه و حل مشکلات نیست):

اول عرض میکنم که بنده گرچه مخالف شما هستم، ولی نه 
اصلاح طلبم و نه جزو اپوزیسیون فسیل شده و متوهم خارج نشین!  یک فرد با 
عقاید عرفی و غیرایدئولوژیک هستم .اینو گفتم که خودتون رو محدود در تقسیم 
بندیهای کلیشه ای نکنید و کلیشه ای جواب ندید. در میانه راه زندگی هم هستم و
 جوان نیستم بنابراین از روی تجربیات و مشاهداتم حرف میزنم.
واقعیت اینه که توده مردم طیفهای متفاوت فکری دارند ولی در نگاه به مسائل اجتماعی و اقتصادی عرفی فکر میکنند. واضحه که بر این اساس از خروجی نظام حاکم مثل همه جای دنیا در درجه اول امنیت اقتصادی و معیشت میخواهند. اتفاقا مردم ایران پرتوقع هم نیستند و برعکس آنچه که دوستان شما اونارو این روزها به رفاه طلبی متهم میکنند فقط کف یک زندگی معمولی را میخواهند! ولی شما و دوستان حاکمتون یک تفکر ایدئولوژیک دارید. بر این مبنا دغدغه های ایدئولوژیک خودتون رو دنبال میکنید و متاسفانه این مسیرها با مسیرهایی که به رفع مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم ختم میشوند هم جهت نیستند.

جناب گودرزی! اینجا مجال نیست ولی اگر خواستید بحث کنیم بنده حداقل دوازده دلیل برای شما میاورم که سیستمهای ایدئولوژیک نظیر شوروی کمونیست و همینطور سیستم شما ذاتا قادر به حل مشکلات اقتصادی و اداره جامعه نیستند. البته اگر قبول داشته باشید که اداره کردن با ساکت نگه داشتن و مهار کردن تفاوت دارد . خب اتفاقی که در اثر این تضاد و هم جهت نبودن می افتد این است که توده های مردم به مرور از شما فاصله میگیرند و شما در اقلیت قرار میگیرید. اما شما متوجه نیستید چون رسانه ها دست شماست و چون این توده ها جایی در این رسانه ها بخصوص صداسیما ندارند و فقط موافقان خود را در آن میبینید دچار این توهم میشوید که کل مردم همینها هستند. امیدوارم از کلمه ی توهم برداشت توهین آمیز نکنید چون قصد بنده این نیست یک معضل را دارم بیان میکنم. در خارج از رسانه هم که به طیفهای مخالف خود اجازه تجمع و ظهور اجتماعی نمیدید، خودتان هر موقع بخواهید مثلا پنجاه هزار نفر رو توی یک میدان شهر جمع میکنید، ذوق زده میشوید، یک اسم حماسه هم روش میگذارید و به این توهم ادامه میدید که اینها کل ملتند!

جناب میلاد خان! امیدوارم از این حرفها نرنجید! گاهی هم آدم حرفهای دگرگون بشنود بد نیست! کما اینکه به نظر من سبزها هم چهار سال پیش دچار این توهم در اثر دو تا تجمع خیابانی شدند و ادعای تقلب رو مطرح کردند در حالیکه ایران فقط اونهایی نبودند که با دستبند سبز توی میدان ونک جمع میشدند!

شما در اقلیت مطلق قرار میگیرید ولی متوجه نیستید. تا اینکه یک ضربه مثل انتخابات وارد می آید. این ضربه آنقدر برای شما شوک آور است که باور نمیکنید! مدام میگویید مگه میشه؟ یعنی هواداران ما همینند؟ بعد شروع به تحلیل میکنید ولی متاسفانه دیدگاه ایدئولوژیک دارد به جای چشم و گوش شما تحلیل میکند! این دیدگاه سلطه اش روی ذهن شما چنان قویست که در همین تحلیلتان هم بدیهیات را نمیبینید! به عنوان مثال مدام صحبت از ۱۸ میلیون مخالف میکنید در حالیکه حداقل بین ۱۵ تا ۲۰ میلیون نفر هم بوده اند که رای نداده اند !!! یعنی توی همین آمار باید صحبت از ۳۰ تا ۳۵ میلیون مخالف کنید!

ولی جناب گودرزی!! اینها مردمی هستند که نه الزاما مخالف ایدئولوژی شما باشند، بلکه اصولا دغدغه های ایدئولوژیک ندارند! حتی توده های دیندار! اکثریت مطلق مردم دنبال زندگیشون هستند و کاری به کار آرمانهای ایدئولوگها ندارند. اصلاح طلبها هم امروز توهم نزنند، کدوم رای به اصلاح طلبی؟ به خدایی که قبول دارید این مردم روز جمعه به روحانی رای دادند که کمی از فشار خردکننده ی زندگی روشون کم بشه! همینها هم سال ۸۴ برای همین موضوع به احمدی نژاد رای دادند ولی شما زدید به حساب پرطرفدار بودن دیدگاه ایدئولوژیک خودتان! این توهم فقط بین شما و اصلاح طلبها جابجا میشود! یکبار با خودتون فکر نمیکنید چرا دیدگاههای آرمانی و ایدئولوژیکی این مردم هر هشت سال عوض میشه؟ آیا نباید فرض مسئله ایراد داشته باشد که اصولا چنین دیدگاههایی بین توده مردم وجود دارد؟

من مطمئنم موضوع حتی فراتر از این ۳۰ میلیون است! بسیاری از رای دهندگان به آقایان قالیباف و رضایی هم دغدغه های اقتصادی و معیشتی داشته اند!

جناب گودرزی عزیز! این ۴ میلیون بودن در میان ۵۰ میلیون نباید چنان ناگوار باشد که شما و دوستانتان را به متهم کردن مردم سوق دهد. دوستانتان که هی دم از امان نامه میزنند یک روز هم بروند جلوی این بیمارستانها ببینند خرد شدن یک انسان جلوی فرزند بیمارش به خاطر نداشتن پول و دارو چه صحنه ایست! اینها هم برخلاف تصور شما انسانند، فقط هم به خوردن و پوشیدن فکر نمیکنند، عواطف و آرمانهای انسانی هم دارند، فقط به دنیا از پشت عینک ایدئولوژی شما نگاه نمیکنند!

حالا مختارید! میتوانید هی بنشینید شبیه سازیهای مع الفارق تاریخی بکنید و ازش اس ام اس دربیارید برای تحقیر این ملت بیچاره ی له شده! هی برای هم دلسوزی کنید! اما این راه هم هست که میتوانید کمی فکر کنید! هرچند که برای یک ایدئولوگ این کار اصلا امکان ندارد چون توی ذهنش به تمام سوالها جواب داده شده و چیز حل نشده ای نمانده است! ولی اگر معجزه ای شد شما جناب گودرزی یک ساعت فارق از پیس فرضهای ایدئولوژیکتان در مورد انسان و جهان به حرف بنده فکر کنید! شاید هم انتظار بیخودی باشد چون به اسم و سرصفحه وبلاگتان که نگاه میکنم میبینم بیجهت میخ آهنین بر سنگ میکوبم!

* جواب حقیر :

سلام.
توی صحبت تون چندین بار از لفظ “ایدئولوژیک” و … استفاده کردید.شاید این مسئله رو بعنوان نقطه ی ضعف حقیر و دیگران مطرح میکنید از نظر خودتون اما باید عرض کنم خدمت تون که به شخصه به این مسئله افتخار میکنم و از این که یه مبنایی فکری برای زندگی م دارم ، دچار تشویش فکری و گیج بودن توی این عالم پیچیده و هزار نقش نیستم و همونطور که گفتید برای سؤال هام جواب دارم اون هم جواب هایی از روی منطق و استدلال درست که از وحی سرچشمه میگیره.بله نه تنها اسم وبلاگ که سعی میکنم تمام زندگی م بر مبنای همون ایدئولوژی ای که شما میگید (البته نه اون ایدئولوژی که شما “فهمیدید”) شکل بگیره.فکر میکنم هر انسان عاقلی بفهمه که این از بی مبنایی و بی اساس بودن عقیده بهتره.ایدئولوژیک بودن چیز بدی نیست که مدام اون رو تکرار میکنید.شاید هم فکر میکنید با این بیان مثلاً من سعی کنم از اون ایدئولوژی ها بگذرم و جواب شما رو با مبنای دیگه ای بدم !
فرمودید “عقیده ی عرفی” دارید.اگه منظورتون همون بُعد دینی سکولاریزمه باید عرض کنم خدمت تون که اساس اشتباه تون همینجاست.آیا جوامع بشری با عقل صرف انسان ها به تعالی میرسن ؟! یا بهتر بگم ، رسیده اند ؟! این عقاید ، الحمدلله عقاید آزمون پس داده ای هستن.همین عرفی شدن دین که شما فرمودید نتیجه ی دین کلیسایی غربه که مردم رو بسمت بی دینی کامل اجتماعی برد.نتیجه ش امروز مشخصه ، جهان غرب غایت اون چیزیه که شما تازه دارید تصورش میکنید.جوامع غربی امروز زندگی اجتماعی خوبی رو تجربه میکنن؟! همه چیز که اقتصاد و صنعت نیست (اگرچه وضع اقتصادشون رو هم داریم میبینیم) ولی یه نگاهی به وضع خانواده ، زن ، امنیت فکری و آسایش روانی و… بندازید توی جامعه ی غربی…

مشکل دیگه اینه که متأسفانه شما و بعضاً حتی برخی از هم فکران ما با این پیشفرض به مسئله نگاه میکنن که دینداری یعنی بدبختی کشیدن و وضع اقتصادی بد داشتن و… پس یا باید دنبال وضع معیشتی خوبی بود یا قید دین و حکومت دینی رو زد.کی گفته اینطوریه ؟!
بله یه وقت هست شما مجبور میشی بین انسانیتت و شرافتت و کرامتت با رفاه و تن آسایی یکی رو انتخاب کنی.اینجا نه تنها شریعت که همون فطرت انسانی هم میگه که باید کدوم رو انتخاب کنی ، بله در یک چنین شرایطی ما حاضریم تا دادن جون وایسیم و از اون شرافت پایین نیایم و این همون ایدئولوژی ایه که شما میگید و من بهش افتخار میکنم ولی بحث اینجاست که از این مسئله بناید این طور برداشت بشه که پس اگه بخوایم حکومت دینی داشته باشیم باید بدبختی و مصیبت اقتصادی بکشیم.نه اتفاقاً تو سایه حکومت دینی (اگر اون طور که باید، اجرا بشه) میشه وضعیت معیشت رو درست کرد.اقتصاد اگه اسلامی باشه میتونه عدالت و پیشرفت رو حاصل کنه.اگر هم این اتفاق نیفتاده تا الان تو کشور ما بخاطر اینه که این اجرا نشده متأسفانه.یکی از مهم ترین دلایل من بخاطر حمایت از دکتر جلیلی همین بود.چون ایشون یک همچین نگاهی داشت.یعنی اجرای همون مبانی ای که اگه درست اجرا بشه ، جامعه ی ما رو بسمت کمال میبره.همه چیز معیشت و شکم نیست اما صد البته که این ها هم هست و باید هم باشه.

میگید اقلیت !
چطور به این نتیجه رسیدید ؟!
ما کجا گفتیم ۱۸ میلیونی که به آقای روحانی رأی دادند مخالف هستن؟!
حدود ۷۲ درصد تو انتخابات شرکت کردند و به کسایی رأی دادن که از همین سیستم حکومتی هستن و از شورای نگهبان همین نظام تایید شدند.
حالا توی این دایره من یه سطح رفتم بالاتر و میگم چرا ما انقدر خوب کار نکردیم و اون گفتمان ناب رو انقدر خوب معرفی نکردیم که عموم مردم بتونن اون رو درک کنن و بپذیرن.منظور این نیست که اون ۱۸ میلیون مخالف اند.بگذریم از اینکه حتی خیلی ها رو من خودم دیدم که میگفتن ما به روحانی رأی دادیم چون “روحانیه” (مؤممه) ولی عموم همون مردم پای نظام و انقلاب و عقایدشون هستن و بقول شما دنبال معیشت بهتری هم هستن و این حق اونهاست و حرف من اینه که چرا اون گفتمانی که توی این دوره سعید جلیلی ازش حرف میزد خوب جا نیفتاد برای اکثریت.
بله ما وقتی مقایسه میکنیم درصد مشارکت مردم رو توی انتخابات های خودمون با انتخابات های کشور های دیگه میبینیم که مردم سالاری واقعی یعنی چی! و میفهمیم که اون اکثریت و اقلیتی که شما دارید تعریف میکنید غلطه.
بله اگه من بخوام اون حدود ۴ میلیون نفری رو که به جلیلی رأی دادن خیلی ساده تعریف کنم باید بگم که این ها کسانی هستن که از لحاظ همون ایدئولوژی ای که میگید (و باز هم تأکید میکنم که از روی حرفاتون متوجه شدم که این ایدئولوژی رو نشناختید) کمی پیشرفته تر از بقیه هستن و تونستن کاندیدایی که این گفتمان رو مطرح کرد بفهمن و بهش رأی بدن.
باز هم میگم که حرف من این نیست که هرکس غیر از این ۴ میلیون هست اعتقادی به نظام و انقلاب و … نداره اما بخاطر قصور ما ، دامنه ی افرادی که با گفتمان ناب انقلاب (نه خود انقلاب) آشنا هستن به گستره ی همه ی مردم نیست.
اون آموزش و پرورش و… هم که شما هم اشاره کردید ، بیش از همه مورد نقد خود ماست.این ضعف در عدم اقناع فکری عموم مردم از کم کاری همون جاها ناشی میشه.

باز هم عرض میکنم شما دوست عزیز و خیلی های دیگه با این پیش فرض نظر میدید و تحلیل می کنید که بین دغدغه ی دین داشتن و زندگی خوب داشتن تضاد وجود داره.درصورتی که این طور نیست و اگر منویات دین توی حکومت درست اجرا بشه ، زندگی و معیشت مردم رو هم سامان خواهد داد.چرا که دین یعنی خوب زندگی کردن.آیا اگه بجای دلال بازی همه به فکر تولید باشن ، بانک بجای ربا بدنبال کمک به اقتصاد جامعه باشه ، فساد و رشوه و دزدی و… نباشه ، مشکلات حل نخواهد شد؟! حکومت و دولت اسلامی یعنی دولتی که بدنبال نظام سازی و ساختارچینی برای پیاده کردن این مسائل باشه.و توی انتخابات کسی عَلَم این حرکت رو بلند کرده بود اما متأسفانه…

طولانی شد.مسائلی که بیان کردید رو نمیشه اینطور و با این بضاعت جواب داد اما امیدوارم که متوجه منظورم شده باشید…

لینک کامنت : http://hezr85.blog.ir/post/47#comment-4bLyE7pp8Dg


* کامنت مخاطب عزیز ۷  (نمونه ای از نتیجه کار فرهنگی):


نتیجه کار فرهنگی اصولی شهید آوینی و حاج عبدالله والی رو در بشاگرد به درستی میتونیم ببینیم


دکتر جلیلی: ۶۷۵۰


دکتر قالیباف: ۳۵۹۷


دکتر رضایی: ۲۳۷۳


دکتر روحانی: ۱۶۴۷


دکتر ولایتی:۱۰۶۳


مهندس غرضی:۱۵۳


الهی عجل لولیک الفرج


لینک کامنت : http://hezr85.blog.ir/post/47#comment-AaT6-MijdF0

این نتیجه بسیار تأمل برانگیز است و نوید دهنده ی اینکه اگر گفتمان سازی بخوبی انجام گیرد ، ثمر خواهد داد.پس بسم الله…

والعاقبه للمتقین…

برگرفته شده از hezr85.blog.ir
جمعه ۲۸ تیر ۱۳۹۲ - ۱۲:۳۷
کد خبر : 39291
بازدیدها: 453

پاسخی بگذارید »