سه شنبه ۰۸ فروردین ۱۳۹۶

تبلیغات

چگونه به آرامش برسیم؟

danesheroz اسفند ۱۱, ۱۳۹۱ ۰

برخی از مردم با رسیدن به یک ثروت فراوان تصور می کنند که آرامش دارند، برخی دیگر از مردم ازدواج را دلیل رسیدن به آرامش می دانند، به راستی آرامش کجاست؟

الا بذکر الله تطمئن القلوب ؛با یاد خدا دل آرام می گیرد

آرامش! یکی از بهترین نعمت های الهی است اما انسان ها گاهی ارزش واقعی این نعمت گرانبها را زمانی درک می کنند که آن را از دست داده اند!

وقتی آرامش انسان دستخوش عوامل تخریب قرار می گیرد

افراد در اثر ۲ عامل درونی و بیرونی آرامش خود را از دست می دهند.

۱. عامل بیرونی: شامل مسائل مربوط به محیط فرد است که به دنبال آن استرس و اضطراب در فرد نمایان می شود.

۲. عامل درونی: مهمترین عامل درونی مربوط به افکار منفی است. وجود افکار منفی و پرورش این افکار سبب می شود که فرد آرامش خود را از دست بدهد و دائماً درگیر فشارها و ناآرامی های روحی و جسمی شود. در این زمان است که اعتماد به نفس کاهش می یابد و به همان نسبت نیز نفس تحت فشار قرار می گیرد.

Ÿ همه انسان ها به دنبال آرامش هستند

برخی از مردم با رسیدن به یک ثروت فراوان تصور می کنند که آرامش دارند، برخی دیگر از مردم ازدواج را دلیل رسیدن به آرامش می دانند، برخی نیز احساس می کنند اگر از دغدغه های روزمره زندگی رهایی یابند، آرامش خود را به دست می آورند و گروهی از مردم اگر از بیماری های صعب العلاج خود و اطرافیان نجات یابند به آرامش می رسند.

به راستی آرامش کجاست؟ آیا اگر خلاء زندگی هر کسی برطرف شود، به یک آرامش واقعی می رسد؟ چگونه می توان به آرامش رسید؟ آیا آرامش را باید جستجو کرد؟ آیا داشتن ثروت فراوان، داشتن همسر و فرزندان و دیگر نیازها و نداشته هایی که مردم به خاطر آنها شبانه روز تلاش می کنند آرامش ایجاد می کند؟!

آرامش، شیرین و لذت بخش است. البته وقتی در زندگی محسوس باشد.

وقتی در یک زندگی آرامش رنگ واقعی خود را از دست بدهد چه می شود؟

استرس و اضطراب در زندگی پررنگ می شود و بحران، فضای زندگی را فرا می گیرد. آرامش فردی از بین می رود، تاثیر آن به مرور به خانواده، شغل و دیگر افراد محیط زندگی نفوذ پیدا می کند و نظم و ترتیب زندگی را بهم می ریزد، افکار آزاردهنده به سراغ فرد می آید و سپس در روح و روان او رخنه می کند. بزرگترین و قوی ترین نیرویی که آرامش انسان ها را بهم می زند، افکار منفی آنهاست.

چگونه افکار منفی را بشناسیم؟

بسیاری از روانشناسان اعتقاد دارند که انسان استعداد و آمادگی خاصی برای تفکرات منفی دارد. این استعدادی است که طبیعت در وجود انسان به ودیعه گذاشته است و می تواند ارزش هشداردهندگی از خطرات و مطائب گوناگون را داشته باشد.

البته این استعداد و آمادگی می تواند تحت تاثیر عوامل جسمانی، محیطی، خانوادگی، فرهنگی و اجتماعی تقویت شود و به صورت یک عادت بیمار گونه باقی بماند.

تفکر منفی چیست؟

تفکر منفی وقتی ایجاد می شود که به دنبال آن احساس رنج آوری به وجود می آید و در نهایت رفتارهای نامتعادل از فرد بروز می کند و در ادامه آن افکار منفی تر، احساسات رنج آورتر و رفتارهای نامتناسب تر به وجود می آید.

Ÿ تفکرات منفی عبارتند از: تفکرات احتمالی شکست، عدم موفقیت، افکار تهدیدکننده و افکار رنج آور و ترسناک و مایوس کننده که این تفکرات از عوامل مهم تنش زای درونی هستند و موجب تنش و احساس ناخوشایند و رفتار ناسازگارانه در انسان می شوند.

عبارات نیز نمونه ای از تفکرات منفی هستند که در طول شبانه روز از ذهن انسان ها می گذرند. اگر موفق نشوم چه می شود؟ اگر پیشنهادم رد شود، اگر اتفاقی برای عزیزانم بیفتد، اگر تنها و بی کس شوم، اگر بیمار شوم و…

بسیاری از این اگرها، تمام لحظات زندگی را برایمان تلخ می کند و همین طور نگران آینده ای هستیم که هنوز وجود ندارد. اینها نمونه هایی از تفکرات رنج آور و منفی ذهن انسان است که افراد بسیاری درگیر آنها هستند و انسان هایی که دائم در حال فکر کردن و گسترش دادن این افکار آسیب زا هستند در گرداب توهم خود فرو می روند و رفتارها و عکس العمل های هیجانی آنها نتیجه اش، استرس، اضطراب، ترس، ضعف اعتماد به نفس، افسردگی و سایر بیماری های جانکاه روانی و جسمانی است.

نکته مهم این است که ما معمولاً نسبت به موارد مهم زندگی خود و عزیزانی که برایمان مهم هستند، تفکر منفی پیدا می کنیم و نسبت به آنها بسیار حساس می شویم. قابل توجه است که تفکرات منفی ما دارای معنا و مفهوم هستند و اگر قدری نسبت به علل آنها بصیرت پیدا کنیم دیگر موجب رنجش ما نمی شوند.

برای مثال تفکر منفی در مورد از دست دادن عزیزی، به مفهوم علاقه وافر و عشق فراوان ما به آن فرد است و اینکه ما به او از نظر عاطفی وابسته ایم.

آیا همه انسان ها تفکر منفی دارند یا گروهی خاص؟

در پاسخ به این سوال باید گفت: بله همه افراد در مقاطعی از زندگی تفکرات منفی و آزاردهنده دارند. برخی بنا به شرایط روانی ـ جسمانی، بیشتر و برخی کمتر. بیماران روحی ـ روانی و بیماران اعصاب و روان در بسیاری از اوقات غرق تفکرات بسیار رنج آور و مایوس کننده هستند. نکته مهم دیگر اینکه این تفکرات با واکنش و رفتار نادرست ما تقویت می شود و آثار ناگواری بر زندگی روزمره ما می گذارد.

Ÿانسان ها معمولاً ناآگاهانه قربانی تفکرات خود می شوند و در اوهام و رویاهای گذشته و آینده سیر می کنند و آنها را واقعی تقلی می کنند.

Ÿ تفکرات منفی، هم می توانند خطرناک باشند و هم بدون خطر!

اگر تفکرات منفی را بپذیریم، واقعی بدانیم و به آن شاخ و برگ بدهیم، به رشد و تقویت این افکار کمک کرده ایم و مسلماً می توانند حال نامناسب، نامطلوب و صدها بیماری جسمی ـ روحی را به وجود بیاورند ولی اگر به این افکار اهمیت ندهیم، در گرداب بحران هایش نمی افتیم. نکته حائز اهمیت این است که همه انسان ها خودشان انتخاب می کنند که افکار منفی را پرورش دهند یا خیر و در میان امواج مهلک تفکرات آزاردهنده غرق شوند یا اینکه آن افکار را با تکنیک های مناسب کنار بزنند و به امواج آرام ذهن خود وارد شوند و در آرامش روح و روان به زندگی لذت بخش خود ادامه دهند. روزانه ممکن است ده ها فکر از ذهن انسان ها عبور کند اما زمانی ما درگیر آن افکار می شویم که ابتدا به آنها اهمیت دهیم سپس آنها را بپذیریم و در نهایت به آن افکار جان ببخشیم.

چه زیباست که آن افکار ابعاد مثبت و تولید کننده باشد نه منفی و مخرب. حال توجه کنید که عبور این افکار اگر مطلوب باشد جهت های فکری چه تحولی پیدا می کنند و اگر نامطلوب باشد چه می شود. پس مهمترین نکته ای که باید مورد توجه قرار گیرد این است که ما افکار خوب را پرورش دهیم و افکار ناخوب را با مدیریت طرد کنیم.

Ÿ جهت ایجاد آرامش با افکارتان کنار بیایید مهم نیست که چه فکری به سرم می آید که گاهی مرا بترساند یا نگرانم کند… یا مرا شاد کند! مرا غرق امید و انرژی کند یا در ناامیدی و وحشت بیندازد.

مهم این است که من آگاهم.

مهم این است که من آن را انتخاب می کنم.

مهم این است که من آن را مدیریت می کنم.

مهم این است که من بازی های آن را می بینم.

مهم این است که من الان متفاوت هستم.

مهم این است که من تسلیم آن افکار نمی شوم.

مهم این است که من بر آنها تسلط کافی دارم.

آن فکر انتخاب من است، خواسته من است، راه و زندگی من است، تحت کنترل من است. این من هستم که به آن انرژی رشد می دهم یا از صحنه ذهنم خارجش می کنم. با پذیرش یک فکر، وجود من آن فکر می شود و طنین آن در زندگی ام نمایان خواهد شد.

منبع : آرامش/ جمیله حمیدی

جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۹:۵۲
کد خبر : 8282
بازدیدها: 254

پاسخی بگذارید »