شنبه ۰۵ فروردین ۱۳۹۶

تبلیغات

چه کنم که بسته پایم …

danesheroz1 آبان ۹, ۱۳۹۲ ۰
چه کنم که بسته پایم …

دانش روز: «دربند» تازه ترین ساخته «پرویز شهبازی» پس از نفس عمیق است. «شهبازی» در فیلم جدیدش سراغ یکی از مسایل مهم اجتماعی می رود. «دربند» ماجرای دختری شهرستانی است که می خواهد در یکی از دانشگاههای تهران ثبت نام کند، اما به دلیل کمبود جا نمی تواند و به سراغ خانه شخصی و هم خانه شدن با یک دختر غیر دانشجو می رود و در این میان،ماجراهایی برای او اتفاق می افتد

 به گزارش دانش روز، «دربند» می خواسته روایت بی پناهی و درماندگی و فرجام دهشتناک آدم هایی باشد که اسیر کلان شهرهای توسعه زده شده اند. فیلم اگرچه از پس انتقال این مفهوم برمی آید، اما هم به لحاظ منطق علّی و معلولی و هم به لحاظ کارکردهای فرهنگی و اجتماعی واجد برخی مشکلات اساسی است. این فیلم در معرفی شخصیت های اصلی و پرداخت قصه، نقص هایی جدی دارد. «نازنین» کیست؟ ما درباره اصلی ترین شخصیت فیلم هیچ چیزی نمی دانیم و روند فیلم هم مشکلی از این ناشناسی حل نمی کند، بلکه تناقض ها بیشتر و بیشتر می شود.
تیپ های ارائه شده در شب های خانه «سحر» نیز بسیار سطحی اند. این موضوع اگرچه فضای عمومی فیلم را در انتقاد از یک شهر بی هویتِ بی سروپای غیرقابل اعتماد کامل می کند، اما چه دردی از شهر و جامعه دوا می نماید؟ این پرسش در نسبت با فیلم نیز مطرح است. این فیلم اساساً چه مشکلی را هدف گرفته و ناظر به درمان کدام درد است؟
شاید «دربند» با ارائه تصویری قابل هضم از پلیدی‌های جامعه و بخصوص روابط خارج از چارچوب خانواده بطور کاملا غیرمستقیم نمونه مقابل آن را تبلیغ می‌کند. تنها این نوع نگاه است که احترامی را به همراه می‌آورد که باعث چشم‌پوشی از ضعف‌های اثر می‌شود.

«دربند» فیلم تلخی است. عمده این تلخی نیز مربوط به خط اصلی داستان می‌شود؛ یک دختر شهرستانی که برای تحصیل به تهران آمده و از تنهایی و سادگی و احساسات او سوء استفاده می‌شود. البته از تلاش فیلمساز برای تعدیل تلخی فضای داستان نباید غافل بود. ظرفیت فیلم برای سیاه‌نمایی و اغراق آن هم از نوعی که باب میل و مورد استقبال جشنواره‌های خارجی است بسیاز زیاد بوده و از این منظر روایت فیلم «دربند» روایت شریفی است. فیلمساز از ابزار شوخی و خنده در لابه لای فیلم و در حد و اندازه‌ای که ظرفیت آن وجود دارد استفاده می‌کند و با این کار از تلخی داستان می‌کاهد و روایت را قابل هضم می‌سازد. در همان فصول کلاس‌های تدریس خصوصی که پیشتر اشاره شد مادر دانش آموزی که قصد سوء استفاده از نازنین را دارد حین صحبت از همسر بیمارش می‌خواهد که دست و پای خود را برای نرمش حرکت دهد و مرد به شکل مضحکی این کار را انجام می‌دهد و یا عمل مردی که کل محله را به عنوان دانش آموز به نازنین معرفی می‌کند و همچنین شوخی پسرهای هم سن و سال دختری که نازنین را دوست خود خطاب می‌کند همه و همه حاوی طنز است. طنزی که علیرغم کلیت فضای داستان لبخند مخاطب را به همراه دارد.

فیلم از زاویه نگاه شخصیت اصلی داستان روایت می‌شود و شاهد حضور وی در تمام فصول فیلم هستیم و سایر شخصیت‌ها نیز به نسبت میزان اهمیت رابطه‌شان با نازنین مورد توجه قرار می‌گیرند. این نیز بهترین نوع ممکنی است که می‌شود برای روایت چنین داستانی متصور بود. روایتی که امکان نزدیک شدن به شخصیت اصلی را فراهم آورده و از طرفی امکان درک سایر شخصیت‌ها را به فراخور اهمیتی که در رابطه با نازنین دارند به وجود می‌آورد. ایراد اصلی فیلم نیز درست از جایی هویدا می‌شود که رابطه میان روایت و شخصیت اصلی فراموش شده و سردرگمی راوی در انجام وظیفه‌اش رخ می‌نماید.

«شهبازی» که خودش فیلمنامه اثرش را نوشته است می خواهد از نازنین هایی صحبت کند که هر روز وارد تهران می شوند و با یک کلانشهر بی رحم روبرو می شوند، نازنین «دربند»، دختر زیرکی است، او به حق خود آگاه است و بلد است چطور از حقش دفاع کند اما چون از شهری بیرون تهران آمده است و هنوز کالبد این کلانشهر بر روح و جانش تاثیری نگذاشته است و لطافت زندگی در شهر کوچک را به همراه دارد، دروغ نمی گوید و نامرد نیست. نازنین نسبت به اطرافیانش بی تفاوت نیست و هنگامی که هم خانه ای اش که با او دعوا کرده و دهاتی نیز به او گفته است به زندان می افتد او که شاید یکی دو روز است سحر را می شناسد به کمک او می شتابد و سفته می دهد.
نازنین ( با بازی نازنین بیاتی) به خوبی توانسته نقش خود را ایفا کند و «شهبازی» باز هم با ریسک نقش اول فیلمش را به دختری می دهد که از خارج سینما آمده است، دیگر بازیگران «دربند» هم خوب بازی می کنند به ویژه پگاه آهنگرانی در نقش سحر ( هم خانه ای نازنین).

«دربند» قابل تامل است چون برای خانواده ها و دختران دانشجو هشدارهایی به دنبال دارد و می تواند نمونه عبرت آموزی باشد . کارگردان ، خود فیلمش را یک درگیری ذهنی توصیف کرده و معتقد است که هرکس این فیلم را ببیند، با آن همذات پنداری می کند.
اما فیلم با تمام پیام های بزرگ و قابل تقدیرش بی سرانجام و تا حدی کودکانه از کاردرآمده که از کارگردان ِ(نفس عمیق) بعید است . شاید «شهبازی» در این فیلم قصد داشته فضای تلخ فیلم قبلی اش را تعدیل کند، ولی ورود او به این موضوع اجتماعی ، با شوخی های بی نمک جوان های فیلم و روابط سست علت و معلولی ، فیلم را در حد یک سریال ضعیف تلویزیونی تنزل داده است و نمی تواند سینما باشد.

نکته دیگر، در هم آمیختگی چند موضوع اجتماعی و بی سر و ته در فیلم است و در نهایت فصل آخر فیلم، این که تمام گره های داستانی با حضور یک عاشق که از آسمان به فیلم نازل می شود گشوده می شود و بعد هم با مرگ بسیار بموقع جوان عاشق، دردسرهای بعدی فیلمساز حل می شود.یعنی یک پایان سرهم بندی شده و بسیار دور از واقعیت . فیلم «دربند» در نهایت فیلمی چالش برانگیز در سینمای مهجور اجتماعی این روزهاست که نمره های مثبت و منفی زیادی گرفته است که سرانجام وقتی ما این نمره ها را جمع می کنیم به این نتیجه می رسیم که «شهبازی» هنور راه های نرفته زیادی دارد.

منبع:مفاآنلاین

پنجشنبه ۹ آبان ۱۳۹۲ - ۱۸:۰۹
کد خبر : 71067
بازدیدها: 396

پاسخی بگذارید »