چهارشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۵

تبلیغات

چهار سوال اساسی درباره نهضت عاشورا

danesheroz دی ۱۳, ۱۳۹۱ ۰

نهضت عاشورا مکتبى زنده و جریانى پویاست و گذشت زمان از تأثیرگذارى آن بر جانهاى مۆمنان نکاسته است. با این حال، براى آنکه معرفتمان به مکتب حسینى عمیق تر شود، پاسخ ‌گویى به پاره اى شبهات و پرسشهایى که در این باره مطرح است، لازم و ضرورى مى نماید. در این نوشته به پاسخگویی پاره اى از این دست شبهات در قالب چهار سۆ ال اساسى می پردازیم

چرا باید حادثه عاشورا را گرامى بداریم؟

 

برخی بر این عقیده اند که خاطره حادثه اى را که در گذشته رخ داده؛ تلخ یا شیرین، هرچه بوده، تمام شده است. چرا پس از گذشت نزدیک به چهارده قرن، باید به پاسداشت آن، مجالسى برپا کنیم؟

 

در پاسخ این پرسش مى توان گفت : حوادث گذشته هر جامعه اى مى تواند در سرنوشت و آینده آن آثار عظیمى بر جاى گذارد؛ اگرچه حوادث تاریخى، عیناً تکرار نمى شوند؛ اما در جامعه شناسى ثابت شده است که جهات مشترک فراوانى میان رخدادها وجود دارد؛ از این روى مى توان از حوادث گذشته به نحوى در مواجهه با رخدادهاى آینده بهره برد. چنان که قرآن کریم پس از نقل داستانهاى پیامبران و اقوام گذشته مى فرماید: «لقد کان فى قصصهم عبره لاولى الالباب؛(۱) در قصه ها و داستانهاى آنان (گذشتگان) براى صاحبان عقل و خرد عبرتى است».

 

یعنى احوال پیشینیان را بررسى کنید تا دریابید چه نقاط قوتى در کار آنان بوده است و شما نیز آنها را به کار گیرید و نیز ضعفهاى آنان را ببینید و از تکرار آنها بپرهیزید، تجدید آن خاطره ها در واقع، نوعى بازسازى آن وقایع است تا مردم از آنها بهره گیرند. اگر واقعه اى تاریخى در جاى خود منشاء آثار و برکاتى بوده است، یادآورى و بازسازى آن نیز مى تواند مراتبى از آن برکات را در پى داشته باشد.

 

افزون بر این، در همه جوامع مرسوم است که انسانها در برابر کسانى که به آنان خدمت کرده اند، حق شناسى و شکرگذارى می کنند، آنان را به خاطر داشته و به ایشان احترام می گذارند.

 

براى تجدید خاطره این حادثه بزرگ، جشن و شادى مناسب نیست، باید کارى کرد که حزن مردم برانگیخته شود؛ اشکها از دیده ها جارى گردد؛ و شور و عشق در دلها پدید آید. خنده و شادى هرگز انسان را شهادت طلب نمى سازد و او را به صحنه جهاد نمى کشاند

 

چرا براى بزرگداشت عاشورا به روش بحث و گفت وگو اکتفا نمى شود؟

 

بعضی این شبهه را مطرح می کنند که زنده نگاه داشتن یاد عاشورا تنها منحصر به گریستن، عزادارى، سینه زنى، سیاه پوشى و تعطیلى کسب و کار نیست؛ انجام این قبیل امور باعث کاهش تولید و اتلاف وقت خواهد شد و زیانهاى اقتصادى زیادى در پى دارد. درحالیکه جلسات بحث و گفت وگو، میزگرد، سمینار و…، براى بزرگداشت واقعه عاشورا منجر به رکود اقتصادى و اجتماعى نمی شود.

 

بى شک بحث درباره شخصیت سیدالشهدا علیه السلام، تشکیل میزگردها، کنفرانسها، سخنرانیها، نوشتن مقالات و پرداختن به دیگر امور فرهنگى، علمى و تحقیقاتى در این باره بسیار مفید و لازم است، اما این فعالیتها و اقدامات کافى نیست و در کنار آنها عزادارى نیز لازم است.

 

شناخت شخصیت امام حسین علیه السلام و آشنایی با سیره حضرت، خود به خود، براى ما حرکت آفرین نمى شود. هنگامى دانستن و به یاد آوردن آن خاطره ها ما را به کارى مشابه کار امام علیه السلام و به پیمودن راه او وامى دارد که در ما نیز انگیزه اى پدید آید تا براساس آن، ما نیز دوست داشته باشیم آن کار را انجام دهیم.

 

هنگامى که صحنه اى بازسازى مى شود و انسان را از نزدیک به آن مى نگرد، این مشاهده با هنگامى که انسان بشنود چنین جریانى واقع شده یا اینکه فقط بداند چنین حادثه اى رخ داده است، تفاوت بسیار دارد. وقتى مرثیه خوانان در مجالس عزادارى مرثیه مى خوانند، به خصوص اگر لحن خوبى داشته باشند و داستان کربلا را به صورت جذابى بیان کنند، بى اختیار اشکها بر گونه ها جارى مى شود. این شیوه مى تواند در تحریک احساسات مردم تأثیرى داشته باشد که خواندن در کتاب و دانستن آن ها چنان اثری ندارد.

 

همچنین مى توان گفت بیشتر پیروزیهاى نهضت امام خمینى قدس سره و دوران جنگ ، بر اثر شور و نشاط ایام عاشورا و به برکت نام سیدالشهداء علیه السلام حاصل شده است ؛ و اگر بگوییم در هیچ مکتب یا جامعه اى چنین عامل محرکى وجود ندارد، سخنى به گزاف نگفته ایم. از این روست که امام خمینى قدس سره بارها فرموده است :

 

آنچه داریم از محرم و صفر داریم.

 

و اصرار مى ورزید که عزادارى امام حسین علیه السلام به همان شیوه سنتى برگزار شود.(۲)

 

عزاداری

چرا باید به یاد وقایع عاشورا فقط عزادارى کرد؟

 

شبهه و سوال دیگری که مطرح می شود این است که آیا یگانه راه برانگیختن احساسات و عواطف مردم برای ادامه دادن راه سیدالشهداء علیه السلام، عزادارى و گریه بر آن حضرت است؟ عواطف مردم را با مراسم جشن و سرور نیز مى توان تحریک کرد.

 

باید توجه داشت که احساسات و عواطف انواع مختلفى دارد، و تحریک هر کدام از آنها باید به نحوى متناسب صورت گیرد. شهادت ابا عبدالله علیه السلام واقعه اى بود که در تاریخ اسلام مهم ترین نقش را ایفا کرد و مسیر تاریخ اسلام را تغییر داد. شهادت آن حضرت درسى براى حرکت، براى نهضت، براى مقاومت و براى استقامت تا روز قیامت به انسانها آموخت. از این روى، براى تجدید خاطره این حادثه بزرگ، جشن و شادى مناسب نیست، باید کارى کرد که حزن مردم برانگیخته شود؛ اشکها از دیده ها جارى گردد؛ و شور و عشق در دلها پدید آید. خنده و شادى هرگز انسان را شهادت طلب نمى سازد و او را به صحنه جهاد نمى کشاند.

 

عشق به امام حسین علیه السلام و عبرت گرفتن از حادثه عاشورا بود که سختیها و مصیبتهاى هشت سال جنگ را بر مردم ایران هموار ساخت. روحیه جهاد و شهادت از سوز، اشک، شور و عشق پدید مى آید، و عزادارى امام حسین علیه السلام بهترین راه وصول به این روحیه است.

 

 

 

چرا باید دشمنان امام حسین علیه السلام را لعن کرد؟

 

چنین پرسشى را غالباً منافقان، به ویژه منافقان مدرن، مطرح مى سازند. آنان مى گویند: چرا باید در زیارت عاشورا صد مرتبه دشمنان امام حسین علیه السلام را لعن کرد؟ با نظر به اینکه اسلام، دین محبت و رأفت و رحمت است آیا بهتر نیست به جاى صد مرتبه لعن دشمنان، صد مرتبه سلام بر امام حسین علیه السلام بفرستیم؟

 

همان گونه که انسان، به طور فطرى، کسانى را که به او خوبى و خدمت مى کنند دوست مى دارد، همچنین سرشت او چنان است که کسانى را که به او ضرر و زیان مى زنند، دشمن بدارد. قرآن مى فرماید:

 

«إن الشیطان لکم عدو فاتخذوه عدوا؛(۳) شیطان دشمن شماست، شما هم با او دشمنى کنید».

 

بزرگداشت شهادت سیدالشهدا علیه السلام و اقامه مراسم عزادارى به نوعى بازسازى مرام حسینى است تا با اثرگذاری در دل ها روحیه شهادت طلبی در راه حق و حقیقت در انسان تقویت شود. علت اصلی ترس ابرقدرت ها از مسلمانان همین روحیه شهادت طلبی آنان و جان نثاری در راه ارزش ها است

 

از این روى، با شیطان نمى توان کنار آمد. در غیر این صورت، انسان نیز شیطان مى شود. اگر دشمنى با دشمنان خدا مطرح نشود، به تدریج، رفتار با آنان دوستانه شده، فرد بر اثر معاشرت با آنان، رفتار و سخنانشان را مى پذیرد، و رفته رفته، شیطانى همچون آنان مى گردد. بهترین شاهد این مدعا، فرمایش قرآن است :

 

«و قد نزل علیکم فى الکتاب إن إذا سمعتم آیات الله یکفر بها و یستهزاء بها فلا تقعدوا معهم حتى یخوضوا فى حدیث غیره ؛(۴) و البته [خدا] در کتاب [قرآن ] براى شما نازل کرده که : هرگاه شنیدید آیات خدا مورد انکار و ریشخند قرار مى گیرد، با آنان منشینید تا به سخنى غیر از آن درآیند.

 

بعد مى فرماید:

 

«اگر کسانى این نصیحت را گوش نکردند، باید بدانند که عاقبت به آنها ملحق خواهند شد؛ و إن الله جامع المنافقین والکافرین فى جهنم جمیعا».(۵)

 

سرانجام کسانى که به استهزاکنندگان دین محبت مى ورزند و به آنان روى خوش نشان مى دهند، این است که به تدریج سخنان استهزاکنندگان بر آنان اثر مى گذارد. هنگامى که چنین شد، شک در دلها پدید مى آید و در این حال، دم زدن از ایمان، نفاق است. اظهار مسلمانى در صورتى که ایمان در دل نباشد عین نفاق است. به فرموده قرآن، کسانى که در دنیا به سبب هم نشینى با کافران منافق مى شوند، در آخرت نیز همراه کافران داخل جهنم خواهند شد.

 

بنابراین مى توان گفت بزرگداشت شهادت سیدالشهدا علیه السلام و اقامه مراسم عزادارى به نوعى بازسازى مرام حسینى است تا با اثرگذاری در دل ها روحیه شهادت طلبی در راه حق و حقیقت در انسان تقویت شود. علت اصلی ترس ابرقدرت ها از مسلمانان همین روحیه شهادت طلبی آنان و جان نثاری در راه ارزش ها است.

 

اللهم ارزقنا توفیق شهاده فی سبیلک.

 

 

 

پی نوشت:

 

۱-      سوره یوسف، ۱۱۱.

 

۲-      صحیفه نور، ج ۱۵، ص ۲۰۱.

 

۳-      سوره فاطر، ۶.

 

۴-      سوره نساء، ۱۴۰.

 

۵-      سوره نساء، ۱۴۰.

چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۱ - ۲۰:۱۸
کد خبر : 2514
بازدیدها: 270

پاسخی بگذارید »