پنجشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۵

تبلیغات

پایتخت شاهکاری تلویزیونی با ضعف‌های کوچک

danesheroz فروردین ۱۷, ۱۳۹۲ ۰
پایتخت شاهکاری تلویزیونی با ضعف‌های کوچک

سریال پایتخت در بهترین شکل یک طنز ایرانی با حداقل نقاط ضعف بود که توانست در ایام عید مخاطبان تلویزیونی را به سوی خود جلب کند

این روزها در کشورمان، کمتر خانه‌ای است که گروه هنری پایتخت هر شب به مهمانی آن نروند.

سری دوم پایتخت در نمایی رخ نموده که به خوبی حاکی از دوسال تجربه حرفه‌ای و رشد هنری بیشتر است. این مجموعه که با پخش سری اول در ایام نوروز۹۰ جایگاه مطلوب خود را در میان مردم ایجاد کرده بود بار دیگر در قالب و شمایلی ظاهر شده که همه اقشار جامعه و همه سن و سالی را طرف حساب قرار داده و جذب نموده است.

موفقیت یک سریال مثل هر اثر هنری دیگر بی دلیل نیست و در واقع از تخصص، توانایی، نبوغ و سلیقه‌ای حاکی بوده که آن را به وجود آورده است. اگر چه سیروس مقدم کارگردان این مجموعه است ولی با بررسی سوابق، رد پای هنری تنابنده در تک تک اجزای این سریال برای بیننده کارشناس واضح بوده و حاصل این تلاش، کلکسیونی از نکات حساس فرآیند تصویری در این سریال شده که به چند نمونه از این تمایزات هنری اشاره می‌شود:

اگر چه هر جزء از کار تصویر، حتی تدارکات گروه برای خود دارای اهمیت بسیار بالایی بوده و آنچه در نهایت زمان تماشاگر را پر می‌کند حاصل تلاش و هماهنگی کل گروه است اما به هر حال بعضی مسئولیت‌ها کلیدی تر بوده و تا به نحو احسن نباشند، یک فیلم یا سریال، بنیان و اسکلتی ندارد؛ مثل فیلمنامه؛ که در مورد سریال پایتخت، جای تحسین دارد. قصه‌ای مناسب، رهوار، جذاب، با شخصیت‌هایی کامل و پخته، به موازات چندین شبه قصه روایت می‌شود که هر کدام هیچ چیزی از تِمِ یک فیلمنامه سینمایی مؤلف کم ندارند.

داستان به قدری صحیح در مورد خُرده آسیب‌های اجتماعی انتقاد دارد که گویی بهتر از این نمی‌شود برای شهروندان ایرانی، از این معایب فرهنگی صحبت کرد؛ در مورد عادت‌های رفتاری و ذهنی، الگوهای درست و نادرست شهروندی، با نگاهی نغز و دقیق پرداخت شده که بیش از شوخ طبعی، رسالت طنز است. این محاسن در اپیزودهایی کاملاً گویاست؛ مثل صحنه راننده تاکسی که دربرگشت از صدا و سیما به ارسطو و نقی بدبین شده و با وضعی مریض و زشت، آنها را از ماشین پیاده می‌کند.

قصه پربار است و (بر خلاف بیشتر سریال‌های ایرانی) برای تماشاگر در مدت زمان محدود پخش هر قسمت، سرشار است از مطالب مفید، ماجراهای نزدیک به امور جامعه، مسئله (مثلاً خرابی عابر بانک‌ها)، کنش و واکنش‌هایی در گیر و دار و کشمکش جذاب، نمایش الگوی مثبت (نماز و صلوات، آشتی و محبت)، ارائه دیدگاه درست (گاهی در چند ثانیه)، نقد نگرش غلط (مثل حسادت و چشم و هم چشمی)، در ضربآهنگ‌هایی آشنا ولی جدید و خلاقانه که با چاشنی عمیق “خنده” به ثمر نشسته‌اند.

در مورد فیلمنامه آنچه بیش از همه برای برنامه سازان سفارشی مهم است در این سریال به نحو عالی استفاده شده و آن ارائه مضامین خاص سفارش شده به شیوه هنرمندانه است. مثلاً قصه به واسطه ماجرای مسئولین شورای شهر که قصد پیکِ نامه‌های مردم به دفتر رئیس جمهور را دارند، “تبلیغ مثبتی از عملکرد خدوم رئیس جمهور” و با از بین رفتن نامه‌ها “توجیه نشنیدن صدای مردم توسط رئیس جمهور” را داشته؛ اما این مضمون سفارشی بسیار خلاقانه پرداخت شده که باورپذیر بوده و جای هیچ برداشت انتقادی را باقی نگذاشته است.

این سریال انصافاً نقاط مثبت بسیاری دارد؛ ثانیه‌ای پِرتی یا تلف شده نداریم. به خصوص سرضرب بودن بازی‌ها (که جنس کار سیروس مقدم است) کمک شایانی به این امر داشته و مطالب، مختصر و مفید ارائه شده است. عوامل هم هر کدام در نهایت خود به چشم می‌خورند. صحنه پردازی در مورد همه سکانس‌ها فوق العاده است. تصویر برداری استادانه که به خصوص در مورد نماهای خارجی عالی بوده و با نگاه نافذ و تخصصی انجام شده که با تدوین فوق العاده باعث یکپارچگی اثر شده است. این مطلب در مورد صدا، گریم، موسیقی، نور پردازی، لباس و دیگر عوامل نیز صدق می‌کند.

اما از معدود نکاتی که جای نقد دارد، تعلیقاتی است که اغراق آمیز شده؛ مثلاً هنگامی که اعضای شورای شهر در جاده جلوی کامیون ایستاده‌اند یا وقتی ونِ شورا از بوکسل رها شده و در حالی که پنجعلی(خمسه) در آن نشسته به سمت دره سُر می‌خورد و در انتها به صورتی غیر معقول ایست می‌کند. این اتفاقات تصادفی در فیلمنامه باز هم به چشم می‌خورد؛ مثل زمانی که هیچکدام از کاراکترها متوجه نمی‌شوند که رستوران مروارید در حال پلمپ شدن است و همین اتفاق غیرمنطقی اپیزودی جذاب را به سریال بخشیده است.

یک نمای کاملاً اشتباه هم از عزت‌الله رمضانی فر گرفته شده که هیچ توجیه تخصصی ندارد و به نوعی همه گروه کارگردانی با هم این خطا را مرتکب شده‌اند؛ رمضانی فر سنگ های ترمز را زیر لاستیک کامیون در جهتی می‌گذارد که اصلاً لزومی ندارد و شیب جاده بنا به نماهای بعدی و قبلی در جهتی دیگر است. ضعف بعدی که از نگاهی دیگر شاید وجه مثبتی هم باشد، استفاده بیش از حد از علیرضا خمسه است؛ با اینکه این نقش فوق‌العاده همه را تحت تأثیر قرار داده اما از تعادل در آمده و مثل یک چاشنی می‌ماند که افراطی از آن استفاده شود. (نمکی که به شوری می‌زند)

جدای انتقاداتی کوچک و نقاط ضعفی اندک که کلیت کار با نقاط قوت، بسیار زیبا و هنرمندانه آنها را پوشیده‌اند، سریال پایتخت را باید از بهترین تولیدات سیما دانست. یکی از بزرگترین امتیازات این سریال بازی‌هایی است که واقعاً سطح بازیگری ایران را ارتقاء می‌دهند؛ که به عنوان نمونه از احمد مهرانفر مثال زده می‌شود که واقعاً مثال زدنی است؛ و همچنین دیگر بازیگران که همه در حد عالی ایفای نقش کرده‌اند. البته بوی بداهه پردازی شدیدی هم از عمده دیالوگ‌ها به مشام می‌رسد که این نیز صحه بر توانایی و خلاقیت بالای هنرمندان سریال پایتخت می‌گذارد.

شنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۲ - ۰۵:۱۱
کد خبر : 10860
بازدیدها: 263

پاسخی بگذارید »