شنبه ۰۵ فروردین ۱۳۹۶

تبلیغات

پاداشی که پیامبر(ص) برای زائر امام حسن(ع) وعده داده اند

danesheroz دی ۲۲, ۱۳۹۱ ۰

شهادت امام حسن مجتبی (ع) و کیفیت دفن ایشان، یکی از غم انگیزترین و پرغمبارترین صحنه های تاریخ صدر اسلام می باشد، به نحوی که ظلم هایی که در حق ایشان گردید، در تاریخ بی سابقه بوده است

از جنایات غیرقابل بخشش معاویه، به شهادت رساندن امام حسن (ع) ریحانه رسول الله بود و این ماجرا از نظر تاریخی کوچکترین تردیدی در آن وجود ندارد به نحوی که معاویه با ترتیب دادن توطئه ای امام را به دست همسرش جعده، دختر اشعث بن قیس، به شهادت رساند.

پس از آنکه امام حسن (ع) به شهادت رسیدند، امام حسین (ع) پیکر پاک ایشان را به مدفن پیامبر (ص) انتقال دادند، اما مروان بن حکم و سعید بن عاص از دفن ایشان در کنار پیکر پیامبر (ص) جلوگیری نمودند. هنگامی که از دفن امام (ع) در کنار پیامبر (ص) ممانعت به عمل آمد، عده ای که امام (ع) را تشییع می کردند از حسین (ع) اجازه خواستند تا با مروانیان درگیر شوند، اما آن حضرت وصیت امام حسن (ع) را یادآوری کردند و به دنبال آن، بدن آن حضرت را در بقیع به خاک سپردند.
پس از گذری کوتاه در منابع به این نتیجه می رسیم که امام حسن مجتبی (ع) از شهادت و نحوه ی شهادت خود نیز آگاه بوده اند، به نحوی که این گونه در منابع تاریخی آمده است:

آگاهی امام مجتبی (ع) از شهادت خویش
در کتاب عجایب و معجزات شگفت انگیز از چهارده معصوم آمده است:
روزی حضرت امام حسن (ع) به اهل بیت خود فرمود: من مانند رسول خدا (ص) بوسیله زهر شهید خواهم شد.
عرض کردند: چه کسی این کار را خواهد کرد؟ حضرت فرمود: همسر من، جعده دختر اشعث بن قیس این کار را خواهد کرد. معاویه پنهانی برای او زهر می فرستد و به او دستور می دهد تا آن را به من بخوراند.
عرض کردند: او را از خانه خود بیرون کن و وی را از خود دور گردان.

امام حسن (ع) فرمود: چگونه او را از خانه بیرون کنم در حالی که هنوز او کاری انجام نداده است. اگر او را بیرون کنم به غیر از او، کسی مرا نخواهد کشت و نزد مردم عذر و بهانه ای خواهد داشت.
مدتی بعد معاویه مال بسیاری را با زهر کشنده ای برای جعده فرستاد و پیام داد؛ اگر این را به امام حسن (ع) بخورانی من صدهزار درهم به تو می دهم و تو را به ازدواج پسر خود یزید درمی آورم.

روزی بسیار گرم و سوزان امام حسن (ع) روزه و بسیار تشنه بود، در هنگام افطار آن ملعونه شربت شیری را که در آن زهر ریخته بود برای امام حسن (ع) آورد. وقتی حضرت آن را آشامید و زهر را در بدن خود احساس نمود، فرمود: ای دشمن خدا؛ مرا کشتی، خدا ترا بکشد. به خدا سوگند؛ بعد از من آسایش نخواهی یافت، آن ملعون ترا فریب داده است و خدا تو و او را به عذاب خود معذب خواهد کرد.

بعد از دو روز درد جانکاه به جد بزرگوار و پدر عالی مقام خود ملحق گردید.
معاویه ملعون نیز به وعده هایی که به او داده بود وفا نکرد.

جعده مرا با سم خواهد کشت
در کتاب اثباۀ الهداۀ نیز روایت دیگری درباره آگاهی امام (ع) به شهادت خویش آمده به نحوی که:
امام مظلوم قبل از شهادت مظلومانه اش به سیدالشهدا (ع) فرمودند:
همانا جعده می داند که پدرش (در جنگ صفین) به مخالفت امیرالمؤمنین (ع) برخواست. و برادرش محمد بن اشعث به سرکردگی سپاهی از ابن زیاد به کربلا کنار فرات خواهد رفت و شاهد شهادت تو و در ریختن خونت شریک خواهد شد. جعده مرا با سم خواهد کشت. رسول خدا (ص) به من خبر داده که زهر آن زن به من ضرر نخواهد رسان، تا موقعی که اجل من فرا رسد.

هنگامی که من از دنیا بروم، مرا غسل بده و کفن نما و بر من نماز بگذار و در کنار قبر مطهر رسول خدا (ص) دفن نما. اگر از آن جلوگیری کنند که حتماً این کار را می کنند با آن ها جنگ نکن، مرا به بقیع ببر و در آنجا به خاک بسپار.
سپس از مخالفت مروان و عایشه از دفن خود در کنار جدش سخن گفت.

حال امام حسن (ع) در هنگام احتضار
در کتاب فضائل امام حسن مجتبی (ع) آمده است که:
در آخرین لحظات زندگی شریف امام مجتبی (ع) برادر بزرگوارش حضرت سیدالشهداء (ع) که در کنارش بود فرمود: ای برادرجان؛ می خواهم حال تو را در وقت احتضار بدانم.

امام حسن (ع) فرمود: از رسول خدا شنیدم که می فرمود:
تا زمانی که روح در بدن ما می باشد عقل از ما جدا نمی شود.- سکرات مرگ در ما اثر ندارد- پس دست خود را به دستم بده تا زمانی که فرشته مرگ را مشاهده کردم دست تو را می فشارم، حضرت سیدالشهداء (ع) دست خود را به دست ایشان نهاد. بعد از اندک زمانی امام حسن (ع) دست برادر را فشار داد.

امام حسین (ع) که گوش خود را نزدیک دهانش برده بود شنید که می فرماید: آن فرشته به من می گوید: بشارت باد ترا که حق تعالی از تو راضی است و جد بزرگوارت شفیع روز جزا می باشد.

امام حسن (ع) بر حال امام حسین (ع) گریه می نمود
در کتاب امالی صدوق و بحارالانوار آمده است که مفضّل بن عمر از حضرت جعفر صادق (ع) از پدر بزرگوارش، از جدشان (ع) روایت کرده اند که روزی امام حسین (ع) بر امام حسن (ع) وارد شد. و نگاه به برادر خود انداختند، گریستند.
امام حسن (ع) فرمود: یا اباعبدالله؛ چرا گریه می کنی؟
فرمود: گریه ام برای رفتاری است که مردم با شما انجام می دهند.
امام مجتبی (ع) فرمود:
آنچه بر سر من آید زهری است که به کامم ریزند، و به آن کشته شوم؛

ولکن لایوم کیومک یا اباعبدالله.
ولی یا اباعبدالله؛ هیچ روزی چون روز تو نخواهد بود.
سی هزار نفر که همه ادعا می کنند از امت جد ما محمد (ص) هستند و خود را به اسلام نسبت می دهند، بر تو گرد آیند.
فیجتمعون علی قتلک و سفک دمک، وانتهاک حرمتک، و سبی ذراریک و نساءک، وانتهاب ثقلک

پس برای کشتن تو و ریختن خونت، و هتک حرمتت، و اسیر کردن فرزندان و زنانت و تاراج کردن اموالت همدست می شوند.
در آن زمان به بنی امیه لعنت فرود آید، و از آسمان خاکستر و خون بارد، و همه چیز حتی وحشیان بیابان و ماهیان دریا به حال تو گریان شوند.

پاداش زیارت قبر امام حسن (ع)
پیامبر اسلام (ص)، آخرین فرستاده ی خدا و سرور پیغمبران، درباره ی زیارت امام حسن (ع) فرمودند:
من زاره فی بقعته، تثبت قدمه علی الصراط یوم تزل فیه الأقدام.

کسی که امام حسن (ع) را در بقعه خودش در مدینه زیارت کند، قدمش بر پل صراط روزی که قدم های همه می لغزد ثابت و استوار خواهد بود.
و همچنین در این باره روایت دیگری آمده است به نحوی که امام صادق (ع) فرمودند: روزی امام مجتبی (ع) در دامن پیامبر اکرم (ص) نشسته بود ناگهان سرش را بلند نمود و گفت: پاداش کسیکه شما را بعد رحلت شما زیارت نماید چیست؟

پیامبر (ص) فرمود:
یا بنیّ؛ من آتانی زائرأ بعد موتی فله الجنه، و من أتی اباک زائراً بعد موته فله الجنه، و من اتاک زائراً بعد موتک فله الجنه.
از فرزندم؛ هر کس بعد از مرگم به زیارت من آید بهشت بر او واجب می شود، و هر کس بعد از مرگ پدرت به زیارت او رود بهشت بر او واجب می شود، و هر کس تو را بعد از مرگ زیارت نماید بهشت بر او واجب می شود.

منابع:
۱- شیخ حرعاملی. اثبات الهداۀ، بی جا، ۱۴۲۵ ﻫ .ق.
۲- شیخ صدوق. امالی، ترجمه ی آیه الله کمره ای، تهران: کتابچی، بی تا.
۳- مقدم، سیدمحمدتقی. فضائل امام حسن مجتبی (ع)، بی جا: ۱۳۸۰.
۴- متوسل، احمد. قطره ای از معجزات چهارده معصوم. قم: نشر طوبای محبت، ۱۳۸۷.
۵- جعفریان، رسول. حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، قم: نشر انصاریان، ۱۳۸۷.
۶- عقیقی بخشایشی، عبدالرحیم. چهارده نور پاک، قم، نشر نوید اسلام، ۱۳۸۱.
۷- خضری، سید احمدرضا. تاریخ تشیع، قم: سمت، حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۵.

جمعه ۲۲ دی ۱۳۹۱ - ۱۱:۱۳
کد خبر : 3504
بازدیدها: 316

پاسخی بگذارید »