چهارشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۵

تبلیغات

مهندس هاشمی طبا رئیس اسبق سازمان تربیت بدنی

ورود پرسپولیس و استقلال به بورس مانور تبلیغاتی است

danesheroz دی ۲۳, ۱۳۹۱ ۰

باید یک ذیحساب برود بنشیند و حجم بدهی این دو باشگاه را خارج کند، بعد بدهی ها پرداخت شود و پس از آن تازه می توان گفت که این دو باشگاه می توانند به عنوان شرکت مطرح شوند

مهندس مصطفی هاشمی طبا با سابقه سالها کار مدیریتی در ورزش کلان ایران، از افرادی است که این روزها با استفاده از تجارب اش در ورزش و تجارت یکی از صاحب نظران مدیریت ورزش است. او در گفتگو با افکار نیوز اعلام کرد براساس قانون تجارت جهانی پرسپولیس و استقلال دو باشگاه ورشکسته اند و ورود این دو باشگاه به بورس نوعی مانور تبلیغاتی است. گفتگوی کامل او را در زیر می خوانید

چند روزی مجددا بحث ورود پرسپولیس و استقلال به بورس مطرح شده است، به نظر شما اصلا ورود این دو باشگاه به بورس امکان دارد؟
این دو شرکت اصلا شرایط ورود به بورس را ندارند، چون این دو باشگاه مشخصات مالی و ترازنامه شان با قوانین بورس مطابقت ندارد و عملا امکان عرضه سهام آنها به عنوان شرکت های حاضر در بورس نمی تواند عملی شود.

پس این حرف ها که می گویند تا پایان سال قطعا این دو تیم به مردم واگذار می شود چیست؟
الان ده سال دارند درباره این موضوع حرف می زنند؛ هر چند وقت

مشخصات مالی و ترازنامه پرسپولیس و استقلال با قوانین بورس مطابقت ندارد و عملا امکان عرضه سهام آنها به عنوان شرکت های حاضر در بورس نمی تواند عملی شود.

یک بار شاید برای نوعی مانور تبلیغاتی چنین مباحثی مطرح می شوند. ورود به بورس امکان پذیر نیست اما ما در بورس یک بحثی داریم، تحت عنوان فرابورس؛ شرکت هایی که شرایط ورود به بورس را ندارند می توانند وارد آن شوند.

اصلا این دو باشگاه را براساس قواعد قانون تجارت می توان به عنوان یک شرکت قلمداد کرد؟
براساس قانون تجارت جهانی هر گاه زیان انباشته شرکتی تقریبا نصف سرمایه اش شود باید اعلام ورشستگی کند. این دو باشگاه حجم بدهی بالایی دارند و به واقع نمی توان اصلا مبلغ دقیق از بدهی های این دو باشگاه را اعلام کرد. یک روز می گویند بیست میلیارد بدهی دارد، روز دیگر پانزده میلیارد.

چرا رقم دقیق اعلام نمی شود؟
بحث این است که از همان ابتدا این دو باشگاه شفاف سازی مالی نداشته اند. حالا در این بین شاید استقلال کمی وضعیتش بهتر باشد، اما در پرسپولیس حداقل ما که چنین چیزی ندیده ایم. باید یک ذیحساب برود بنشیند و حجم بدهی این دو باشگاه را خارج کند، بعد بدهی ها پرداخت شود و پس از آن تازه می توان گفت که این دو باشگاه می توانند به عنوان شرکت مطرح شوند.

چند سالی از ورود بخش خصوصی به ورزش می گذرد، اما عملا موفقیتی از این بخش دیده نشده است. چرا با این هزینه های کلان باشگاه های خصوصی ما موفق نمی شوند و پس از مدتی سرمایه گذارهای اصلی این بخش را رها

این دو باشگاه حجم بدهی بالایی دارند و به واقع نمی توان اصلا مبلغ دقیق از بدهی های این دو باشگاه را اعلام کرد. یک روز می گویند بیست میلیارد بدهی دارد، روز دیگر پانزده میلیارد.

می کنند؟
علت این است که افرادی که می خواهند باشگاه داری کنند هدفشان کاری تبلیغاتی است و روی اصول حرفه ای مدیریت ورزش کار نمی کنند. فقط می آیند حرکتی انجام دهند و بعدش هم می گذارند می روند.

چرا مدیریت ورزش دولتی ما علی رغم تزریق سرمایه های مناسب طی این سالها اینقدر به مشکلات خورده است؟
دلیل مهم زیاد شدن این مشکلات این است که وقتی یک نفر مدیر مجموعه ای می شود باید علاوه بر نگاه از بالا به جزئیات نیز توجه ویژه داشته باشد، یعنی علاوه بر مسائل کلی به مسائل ریز هم حساس باشند. مثلا شما فوتبال ما را نگاه کنید، فدراسیون فعلی ما متاسفانه فاقد پی گیری است و بطور کلی برنامه خاصی ندارد.

رفتار فدراسیون فوتبال باعث شده است که یک بی اعتمادی بین اهالی فوتبال و فدراسیون پدیدار شود که اصلا به صلاح ورزش نیست. البته باشگاه های ما هم در این ضعف سهم زیادی دارند. علت اصلی این روند در درجه اول این است که ما باشگاه های جامع نداریم که به تمامی ابعاد نگاه کنند و در تمامی رده ها سرمایه گذاری های اصولی انجام دهند. باشگاه های باید سعی کنند روابط شان را گسترده کنند و با باشگاه های بزرگ خارجی رابطه برقرار کنند تا روند فوتبال روز دنیا وارد جریان فوتبال ما شود.

در مورد فوتبال گفتید؛ با توجه به شرایطی که در آن قرار داریم و بحث جام جهانی مطرح است، به نظر شما باید چه کرد؟ باید آینده نگری داشته

رفتار فدراسیون فوتبال باعث شده است که یک بی اعتمادی بین اهالی فوتبال و فدراسیون پدیدار شود که اصلا به صلاح ورزش نیست.

باشیم یا فقط رسیدن به جام جهانی را سقف آرزوهایمان قرار دهیم؟

در شرایط فعلی اگر بخواهیم اولویت در نظر بگیریم، باید رسیدن به جام جهانی را در اولویت قرار دهیم. اما نباید به این امر اکتفا کرد و آینده را رها کنیم. الان شنیده می شود که عده ای مرتب می گویند که باید در تیم ملی جوان گرایی کرد، من این موضوع را اصلا قبول ندارم. باید در جریان کار از آماده ها برای رسیدن به اهداف استفاده کرد، مدیران ما باید با کمک علم مربیان روند را تغییر دهند. مثلا ما الان برای سنجش آمادگی فقط به موارد سطحی نگاه می کنیم و در کل نقش علم را فراموش کرده ایم. فوتبال ما غنی است اما بهره برداری اصولی از آن صورت نمی گیرد که اوج این عدم مدیریت به پایه های ما بر می گردد.

برداشت شما از روند فعلی مدیریت پایه های ما چیست ؟
ما سالهاست فوتبال پایه مان مُرده است. چون تمام تمرکز مسئولین باشگاه ها به لیگ برتر است و کسی کاری به ریشه ها ندارد. ما الان هم بازیکنان خوبی داریم اما کسی به آنها بها نمی دهد، این بها ندادن به بازیکنان باعث شده است که در شرایط فعلی ما نیازمند به بازیکن های سالهای قبل باشیم.

چند وقتی است بحث سند چشم انداز در فدراسیون ما مطرح شده است. نظر شما درباره این موضوع چیست ؟
مدیریت فوتبال

هزینه ها نباید از جیب دولت و صاحبان باشگاه پرداخت شود. باید رشد مالی داشت و اصولی حرکت کرد. مثلا باشگاهی که ادعا می کند سی میلیون هوادار دارد نباید مشکل مالی داشته باشد.

مسئله ای است که ابعاد آن در سطح جهان مشخص شده است و نیازی به چنین نوشته هایی نیست. ما باید از روی همان اصول حرکت کنیم تا به پیشرفت برسیم. نوشتن یک سری کاغذ هیچ کمکی به مدیران ما نخواهد کرد. ما باید روی اصولی کار کنیم که جواب بدهد. با نوشتن کاری درست نمی شود. مثلا در جایی مثل اسلام شهر که به اندازه برخی از کشورهای حوزه خلیج فارس جمعیت دارد، مدیران ما باشگاه فوتبال خوبی ندارند، حالا مرتب در سند بنویسیم باید در شهرها فوتبال را پیشرفت داد. با این نوشتن که باشگاه حرفه ای درست نمی شود.

به عنوان سوال آخر، آیا با هزینه هایی که در حال حاضر برای فوتبال ما و بازیکنانش می شود موافقید؟
فوتبال باید درآمد زا باشد و از محل کسب درآمدهای باشگاه برای فوتبال هزینه کرد. من معتقد به این هستم که هر کس باید هر اندازه لیاقتش را دارد پول بگیرد و کسی هم نباید قانون بگذارد که مثلا سقف قرارداد فلان قدر است. مگر ما در جامعه خودمان می دانیم که درآمد فلان قشر ما چقدر است که الان فوتبالیست ها را توبیخ کنیم. اما نکته مهم این است که این هزینه ها نباید از جیب دولت و صاحبان باشگاه پرداخت شود. باید رشد مالی داشت و اصولی حرکت کرد. مثلا باشگاهی که ادعا می کند سی میلیون هوادار دارد نباید مشکل مالی داشته باشد. این هواداران که صرفا نباید فقط بازی تیم را تماشا کنند. باید به فکر راه های کسب درآمد جهانی فوتبال مثل فروش پیراهن بود و از این طریق هزینه کرد.

شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۱ - ۰۹:۰۵
کد خبر : 3627
بازدیدها: 183

پاسخی بگذارید »