شنبه ۰۵ فروردین ۱۳۹۶

تبلیغات

آذربایجان و پیغامی که در در جهان شنیده می شود

همه جای ایران سرای من است

danesheroz اسفند ۱۴, ۱۳۹۱ ۰
همه جای ایران سرای من است

تحریک احساسات عمومی راه کارهای گوناگونی دارد که می تواند به صورتهای مختلف نمود کند .گاهی چند نفری به صورت آگاهانه و یا جاهلانه در رسانه هائی حضور پیدا کرده و با چاپ مقاله و کاریکاتور براحتی جامعه ای از یک کشور را متاثر می کنند

دکتر تورج عاطف / نزدیک به یک هفته از بازی تراکتور سازی ایران و الجزیره گذشته است بازی که با اقتدار نماینده ایران به پایان رسید و بچه های سراسر ایران در آن سهیم بودند از سید صالحی و کاظمیان که این روزها مهمان فوتبال آذربایجان بوده تا ابراهیمی که فرزندی از این خاک پر غرور است اما آن دست نوشته و ” بنر” شوم همچنان نوای تلخ یاد شده را به یادمان می آورد !
جدائی
جدائی
به کدامین جدائی ؟
….

در کتابی به نام “اقتدار گرائی ایرانی در عهد قاجار” به قلم استاد علوم سیاسی دکتر محمود سریع القلم و در صفحه ” تقدیم ” می خوانیم .

تقدیم به ایرانیان زیر ده سال، که ظرفیت نقدپذیری و اصلاح تدریجی را در خود پدید خواهند آورد!
از فرهنگ واکنش های سریع به خویشتن داری، ارتقاء فرهنگی پیدا خواهند کرد!
از فرهنگ شفاهی و غیر دقیق به فرهنگ مسئولانه مکتوب، انتقال تمدنی پیدا خواهند نمود!
از رفتارها و کارهای کوتاه مدت به گستره دراز مدت، رشد فکری پیدا خواهند کرد!
تضعیف، تخریب و انتقام را از فرهنگ اجتماعی و سیاسی خود حذف خواهند نمود!
به رشد فکری و استقلال فکری از طریق مطالعه و تحلیل و بحث و استدلال روی خواهند آورد
دروغ گوئی و وارونه جلوه دادن واقعیت ها را از نظام معاشرتی خود با دیگران حذف خواهند نمود!
آرزوهای قشنگی است و آیا دست یافتنی است ؟
سالها است که حقوق اولیه که همان احترام و اعتنا به شخصیت هاست را بی بها کرده ایم و سعی داریم بی محابا به هم وطن خود رنج دهیم و آنقدر او را به استیصال بکشانید تا واکنش غیر متعارف نشان داده و مثلا نوای جدائی طلبی زند بعد در مذمت و بی وطنی او سخن سرائی کنیم براستی چرا با هم وطنان آذربایجانی چنین رفتاری داریم ؟
رفیقی از خطه آذربایجان و خانه پدری من می پرسد :
چرا برای ترک ها جوک می سازند ؟!

آیا جز این است که اولین چاپخانه در سال ۱۲۲۷ توسط شاهزاده عباس میرزا در تبریز تاسیس شد و ۱۲ سال بعد دومین چاپخانه در تهران تاسیس گردید.

برای اولین بار کتب خارجی در تبریز ترجمه گردید که از آن جمله عبارتند از: پطر کبیر،شارل دوازدهم،اسکندر کبیر…

اولین رمان ایران به نام((ستارگان فریب خورده- حکایت یوسف شاه سراج)) توسط میرزا فتحعلی آخوند زاده در تبریز به رشته تحریر در آمد.

اولین دایرهّ المعارف توسط محمد رضا زنوزی تبریزی نوشته شد.
اولین کتابخانه عمومی توسط میرزاحسن خان خازن لشگردر سال ۱۳۱۲ در تبریز تاسیس شد.

اولین سینمای ایران پس از پنج سال از اختراع جهانی آن(توسط برادرن لومیر) ، در تبریزبا نام سولّی(آفتاب) تاسیس گردید.

اولین نمایشنامه وتئاتر در تبریز به سال ۱۲۶۱ شکل گرفت.

اولین عکاسخانه توسط قاسم میرزا در تبریز راه اندازی شد.

اولین فوتبالیست شاغل در اروپا (بلژیک) به نام حسین صدقیانی از اهالی تبریز در سالهای ۱۳۰۹-۱۳۱۱ بهترین گل زن باشگاههای این کشور بود و در فینال جام باشگاههای بلژیک با به ثمر رساندن سه گل باعث قهرمانی تیم رویال شالروا اسپورتینگ کلوپ در مقابل تیم بروکسل گردید.

اولین شهر ایران که صاحب تلفن شد تبریز بود .

اولین انجمن زنان در تبریز توسط صاحب سلطان خانم تشکیل گردید .

اولین بلدیه و نظمیه پلیس مردمی و شهرداری ایران متعلق به تبریز است.

اولین مهمانخانه توسط میرزا اسحق خان معززالدوله در تبریز پذیرای مهمان گردید .
اولین مدرسه ناشنوایان توسط جبارباغچه بان و اولین مدرسه نابینایان توسط یک میسیونر آلمانی و اولین مدارس حرفه ای و بازرگانی
توسط محمدعلی تربیت واولین کودکستان توسط ابوالقاسم فیوضات در تبریز بنا گذاشته شد.
علی دائی و رضا زاده هم از قهرمانان ما هستند که از خطه اردبیل در جهان افتخار آفریدند و شهر مشروطیت و شهر آزادگی ، شهر باقر خان و ستار خان ها و اردبیل دیاری اسست که مقدس اردبیلی ها را به جهان معرفی کرده است …

بعد در ادامه این حکایت ها این رفیق به قضاوت می نشیند که نا مهربانی به قول او فارسها باعث چنین رفتاری است پس چه خوب خواهد بود که اقدامی بکنیم و در ادامه از کلمات وحشتناکی چون ” جدائی طلبی ” سخن می راند!
خشمگین است و واکنش از دید من غیر متعارف دارد اما دلش از تهدید ها به درد آمده است !
سرزمین ایران از تهدید حکایت جدائی طلبان هیچگاه جدا نبوده است باید با کمال شادمانی گفت بعد از بحرین که با بی تدبیری رژیم پهلوی و فشار استعمار انگلستان از ایران جدا شد دیگر اقلیمی از این خاک مقدس در سه دهه اخیر از ما جدا نشده است اما بعلت پراکندگی نژاد و زبان و فرهنگهای گوناگون چون فرهنگ های ترک و بلوچ و کرد و لر و عرب و ارامنه و آشوری حضور مسالمت آمیز این جمیعتها در کنار همدیگر در خاک ایران زمین عاملی بوده که بسیاری به طمع منافع خود بخواهند با تز پلید ” تفرقه بیافکن و حکومت کن ” بخشهائی از خاک میهن عزیزمان را جدا سازند!
باید از بیگانگان جدا شویم این هدف زیبا باعث ریختن خونها و تهدید تمامیت ارضی کشور عزیزمان ایران شدند سالها از آن تاریخ گذشت اما استعمار و افکار پلیدی که در صدد نابود کردن کشورها بوده و هستند همچنان ادامه دارند و آنها معتقدند که می توان همان کاری را کرد که با کشورهای بلوک شرق در اوایل دهه ۹۰ انجام داده و باعث ایجاد کشورها ی بیشتر اما با وسعت کم شدند و در نتیجه این بلای اقتصادی اخیر بر سر اروپا آمد وآنها معتقد بودند برای آن که بتوان این کشورها را کوچک کرد باید ریشه های محلی را قوی تر از ملی نموده و اختلافات فرهنگی و نژادی و زبانی و مذهبی را گسترش دادتا بتوان زمینه های جدائی طلب را افزون کرد و آمادگی کشورها را برای کوچک تر شدن مهیا نمود.

این نوع طرز تفکر همان اندیشه ای است که باعث شد اروپا در اوایل سالهای دهه ۹۰ یکی از خونبار ترین نبردها را در خاک یوگوسلاوی تحمل کند و شاهد بودیم حکایت کشتار اهالی بوسنی و کوزوو و … توسط صربها را و سر انجام آن کشور بزرگ و متحدی که بزرگ مردی چون مارشال تیتو ساخته بود تبدیل به چند کشور کوچک تر شود .

تحریک احساسات عمومی راه کارهای گوناگونی دارد که می تواند به صورتهای مختلف نمود کند .گاهی چند نفری به صورت آگاهانه و یا جاهلانه در رسانه هائی حضور پیدا کرده و با چاپ مقاله و کاریکاتور براحتی جامعه ای از یک کشور را متاثر می کنند .

استفاده از ابزار هجو و هزل با به سخره کشیدن لهجه و یا گسترش لطیفه برای قومی در یک کشور از دیگر ترفندها برای تحریک قشری از یک ملت بزرگ برای جدائی از کل است .

این ترفندها سالها است که متاسفانه در کشور ما وجود داشته و همچنان هم ادامه دارد …
براستی چه باید بکنیم ؟!

آیا باز هم سعی در ایجاد تفرقه داریم ؟ تا به کی لهجه های مختلف را مورد اهانت قرار می دهیم ؟ لطیفه های قومی همچنان باید بر زبان ما جاری شوند ؟ از سوی دیگر چنین حرکاتی باید باعث شود که اصل و ملیت خود را انکار کنیم ؟آذربایجان مشروطیت و باقر خان و ستارخان و … حالا باید نوای دست نشاندگی به آذربایجانی های جعلی (کشورزی که نامش را برای ایجاد تفرقه ، همنام استان آذربایجان ایران نهادند) و یا همسایه دیگرمان ترکیه دهد؟!

بیائیم کمی به خود آئیم که حکیم خرد ما را گفت :
بیا دست در دست دهیم به مهر/ میهن خویش را کنیم آباد
آری در دیدار های بعدی تراکتور سازی به امید اصلاح در رفتارهایمان با تمامی اقوام ایران عزیز به انتظار اتحاد ملی خواهیم نشست که همانا : ” همه جای ایران سرای من است ” !

دوشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۱ - ۲۰:۱۰
کد خبر : 8652
بازدیدها: 367

پاسخی بگذارید »