شنبه ۰۵ فروردین ۱۳۹۶

تبلیغات

پرنده ی بی پرواز:

نگاهی به رمان «پرنده من» نوشته ی «فریبا وفی»

danesheroz1 مهر ۲۰, ۱۳۹۲ ۰
نگاهی به رمان «پرنده من» نوشته ی «فریبا وفی»

دانش روز: برای علاقه مندان جدی حوزه‌ی ادبیات در کشورمان، «فریبا وفی» نامی آشنا و قابل اعتناست که به راحتی نمی توان از کنارش عبور کرد. وفی نویسنده ای است با قلمی ساده و بی پیرایه که از دل روزمرگی های زندگی، روایت هایی خواندنی می آفریند و به خصوص درباره ی زنان و دنیای فکری و درونی آنها می نویسد. یکی از بهترین رمان های او -که اولین اثر منتشر شده اش نیز می باشد- «پرنده من» نام دارد که قصد داریم در این چند سطر به بررسی آن بپردازیم

به گزارش دانش روز، «پرنده من» در سال ۱۳۸۱ توسط نشر مرکز منتشر شد که با استقبال خوب منتقدین روبرو شد. این کتاب برنده جایزه بهترین رمان سال ۱۳۸۱، جایزه سومین دوره جایزه هوشنگ گلشیری و جایزه دومین دوره جایزه ادبی یلدا شده است و از سوی بنیاد جایزه ادبی مهرگان و جایزه ادبی اصفهان نیز مورد تقدیر واقع گشته است.

راوی داستان «پرنده من»، مثل همه رمان های دیگر وفی یک زن است. زنی که بسیار آشنا می نماید و همه مان به نوعی در زندگی روزمره مان مانند او را دیده ایم. فصلهای کتاب کوتاه اند و جمله ها کوتاه تر؛ پنجاه و سه فصل که هر کدام شبیه یک داستان کوتاه اند که نویسنده با هنرمندی تمام آنها را همچون قطعات پازل کنار هم قرار می دهد و داستان را به پیش می برد.

داستان با مطلع زیبایی آغاز می شود ؛ جایی که زن به نوعی شروع به توصیف کل داستان می کند. در کتاب های وفی تصویری سازی محیط پیرامون داستان بسیار پررنگ است به گونه ای که خواننده همراه شخصیت های داستان در آن محیط پیش می رود در ابتدای داستان هم توصیف محله جدید بسیار ماهرانه صورت گرفته است :

“این جا چین کمونیست است. من کشور چین را ندیده ام ولی فکر می کنم باید جایی مثل محله ی ما باشد.نه، در واقع محله ی ما مثل چین است؛ پر از آدم.

می گویند در خیابان های چین هیچ حیوانی دیده نمی شود. هر جا نگاه کنی فقط آدم می بینی. با این حساب محله ی ما کمی بهتر از چین است چون یک گربه ی هرزه داریم که وری هره ی ایوان می نشیند و همسایه ی طبقه سوم هم از قرار ، طوطی نگه می دارد. یک مغازه ی پرنده فورشی هم سر خیابان داریم.”

داستان حول محور گذشته و حال زنی می گردد که در خانواده ای بزرگ شده است که سراسر با رنج مواجه بوده است. زن گوشه هایی از ترس دوران کودکی خود را به دوران بزرگسالی خود آورده و همیشه نگران است که این ترس به دخترش شادی نیز منتقل شود
امیر (همسر زن) ،دوست دارد به آینده ای که برای او در کشور کانادا خلاصه شده برود . مردی که پس از سالهای متاهلی تازه یادش افتاده است که زندگی مجردی هم نعمتی بوده است و حال زن و دو بچه به نوعی پاپیچ او شده اند. تصوری که خیلی از زندگی های متاهلی را آزار می دهد .

شخصیت های داستان همه به نوعی در زندگی آزار دهنده ای شریک بوده اند.آقاجان پدر خانواده که در پیری زمین گیر شده است و مادری که همیشه در حال نالیدن بوده است و آخر عمر آقاجان توجهی هم به او نمی کرده است. دو خواهر زن (مهین و شهلا) هم هر کدام به نوعی درگیر مسائل روزمره خود هستند.

در این بین واقعی ترین چهره داستان امیر (همسر زن) است که به قول خودش دوست دارد به دنبال رویاهایش به کانادا برود و ساکن نباشد و چند باری هم در این باره به زن تاکید می کند . وفی با محور قراردادن این موضوع ( رفتن به کانادا ) سعی در فضا سازی زندگی پیرامون و شناساندن روان و خلقیات آدم هایی که در داستان حضور دارند، داشته و توانسته است محتوای اثر خود را در سبک رئالیسم اجتماعی بگنجاند و یک واقعیت اجتماعی در جامعه را مضمون اثر خود قرار دهد.

نویسنده در جاهایی از کتاب -آگاهانه یا نا آگاهانه- از موضوع اصلی داستان فاصله می گیرد و به پردازش روان شناختی اثرش می پردازد. اما خواننده هیچگاه به تمامی با اثری روان شناختی روبرو نمی شود .

از نکات قابل توجه در این رمان این است که شخصیت اول آن نامی ندارد و این خود دلیلی می شود برای خواننده تا به جستجوی چرایی آن بپردازد و شاید خود این باعث کشف نکات جدیدی در ذهن او گردد.

در این میان نویسنده موفق شده است با طنز همراهی که در زبان داستانش ایجاد کرده است خواننده را با داستان خود سازگار کند و در داستان خود کشش ایجاد کند .

زن راوی در حین آرامش آگاهانه ای که در مسیر روایت داستان از خود نشان می دهد در پس زمینه های ذهن و گفتارش نیز به عصیان مخفی در رفتارش اشاره می کند . درست است که در همه جای داستان حضور زن راوی نمودی قوی دارد و صحبت هایی که از سر گذراندیم نیز به تثبیت حضور زن در داستان کمک کرده است ولی این حرفها، نگاه ها و خلقیات زنانه سبب نشده است تا وفی دچار نگاه افراطی و آزار دهنده فمنیسم شود و این شاید یکی از پیروزیهای داستان است .

کوتاه بودن رمان، فصل بندی ویژه کتاب، زبان ساده و روان همراه با طنز مخفی آن، پرداختن به یک واقعه اجتماعی و پر کشش بودن و راحت خواندن داستان شایستگی هایی است که داستان نویس توانسته است آنها را در این کتاب به اجرا درآورد و اینها شاید دلایلی کافی باشند تا این کتاب کوچک اثر ادبی نمونه سال شود با همه این ها نباید ضعف های عارض بر داستان را نیز از نظر دور داشت .
اگر قابل درک بودن و تاثیر گذاری داستان بر مخاطب را از مهمترین وظایف و ویژگی های یک داستان بدانیم باید گفت :

« پرنده من » از عهده ی عنصر اول بخوبی برآمده ست ولی شاید از دومی غافل گشته است چرا که خواننده پس از به پایان رساندن داستان، در زمان کوتاهی اجزاء داستان را فراموش می کند و تنها کلیتی از آن را بخاطر می سپارد و یا در طول خواندن داستان نیز خواننده در جستجوی فهم و یا انگیزه های خاصی در مورد اندیشیدیدن بر نمی خیزد و وظیفه ی اصلی داستان به فراموشی و غفلت سپرده شده است . به نظر می رسد فصل های کوچک کتاب بر مبنای گونه ای از روان شناختی شکل گرفته است که آمیخته به روحیات زنانه می باشد و ساختار اثر را شکل داده است هر چند که ضرباهنگ خوبی برای کتاب ایجاد کرده است اما نپرداختن به جزئیات زبان و فاصله گرفتن از ساختار ادبی اثر و فراتر نرفتن از آرایه های زبان روایی جهان اثر را تحت الشعاع قرار داده است.

در مجموع، « پرنده من » را می توان رمانی خوب با داستانی روان و یکدست دانست که خواننده را به خوبی با خود همراه می کند، اما شاید مهم ترین ایراد وارد بر آن ، عدم وجود پیکره ی ادبی قوی می باشد که باعث شده اندکی از ساختارهای ادبی و جهان یک اثر ادبی فاصله بگیرد .

منبع:مفاآنلاین

شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۲ - ۱۶:۴۷
کد خبر : 66604
بازدیدها: 2,438

پاسخی بگذارید »