چهارشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۵

تبلیغات

نجات بخش اقتصاد ایران چیست؟

danesheroz2 خرداد ۲۲, ۱۳۹۲ ۰

دانش روز، امام خمینی در همان اوایل انقلاب نسبت به دنیاگرایی و معیشت طلبی هشدار می دهند که این موارد شور انقلابی را از بین می برد.

به گزارش گروه اقتصاد دانش روز، شرایط معیشتی حاضر، هرچند قابل مقایسه با اوایل انقلاب یا سال های ۶۶ و ۶۷ نیست، اما بعد از یک دوره رفاه ناشی از اقتصاد متکی به نفت، شرایط سختی در زندگی مردم به حساب می آید، به گونه ای که به نظر می رسد اصلاحات اقتصادی و رفاه معیشتی به یکی از دغدغه های اصلی مردم تبدیل شده و از کاندیداهای ریاست جمهوری، ارائه برنامه ها، مدل ها و تاکیتک هایی که موجب حل این بحران است، انتظار می رود.

maeishat-eghtesad

همین شرایط، موجب انحراف افکار عمومی در تعیین اولویت ها از سوی نامزدهای ریاست جمهوری شده است به گونه ای که فرهنگ و سیاست را هم بر پایه اقتصاد تعریف می کنند، همانگونه که مارکس در اشاره به ساختار جامعه، زیربنای اصلی آن را اقتصاد و روابط تولید معرفی می کند که در فرهنگ و سیاست به عنوان روبنا ظهور می یابد. بنابر همین فرضیه، دین را افیون توده ها خواند زیرا ابزاری در دست سرمایه داران برای توجیه کردن بدبختی توده ها بود. معاویه نیز با ترویج تفکر جبرگرایی مطلق میان مردم توانست پایه های حکومت خود را محکم کند.

برخی نیز با تمسک صرف به روایت «کَادَ الْفَقْرُ أَنْ یَکُونَ کُفْراً»(امالی صدوق: ۲۷۵)، ریشه و مبنای دینداری را در اقتصاد دنبال می کنند و بطور ناخواسته در تایید فرضیات مارکس، به طور کلی تاریخ صدر اسلام و چگونگی تکثیر و انتقال تشیع در طول تاریخ را نادیده می گیرند. از آن گذشته تاریخ انقلاب اسلامی و تأکیدات حضرت امام را در مورد کوخ نشینان و پابرهنگانی که ایستادگی بر آرمان های انقلاب نتیجه از جان فشانی های ایشان هست را نیز نمی بینند. البته فقر، مذموم است و جای هیچ دفاعی ندارد، اما اگر واقعیت دینداری در عدم فقر بود، پس باید سوال کرد چرا اکثر پیامبران و اولیای خدا دوران فقر و سختی بسیاری را تجربه کرده اند؟

* دین، امر مقطعی و پاره پاره نیست که قسمتی از آن گرفته شود و حکم کلی صادر شود. اساسا، کار مجتهد این است که همه آیات و روایات را در کنار هم ببیند و اجتهاد به حکم دین کند. وقتی آن روایت ذکر شده را می بینیم، لازم است این روایات را نیز ببینیم که رسول الله فرمود: لأنا من فتنه السّرّاء أخوف علیکم من فتنه الضّرّاء، إنّکم ابتلیتم بفتنه الضّرّاء فصبرتم و إنّ الدّنیا حلوه خضره(نهج الفصاحه، ۶۲۱)- من در باره شما از فتنه گشایش بیش از فتنه تنگ دستى بیم دارم شما به فتنه تنگدستى مبتلا شدید و صبر کردید حقا که دنیا شیرین و دلفریب است.- به عبارت دیگر شیرینی رفاه و تجملات دنیا مورد نگرانی بیشتر پیامبر بر امتش از سختی ها و تلخی های دنیاست.

* اگر حقیقت ایمان و دین داری، تسلیم و عبودیت در برابر خداوند متعال در سختی و آسایش است، دیگر جایی برای زیربنا مطرح شدن اقتصاد در دینداری نخواهد بود که بعد هم نتیجه گرفته شود سیاست و فرهنگ متأثر از اقتصاد است و به خاطر معیشت باید از مواضع انقلابی و اسلامی خود در برخی برحه ها عقب نشینی کرد. خداوند متعال، دینداری عده ای از مسلمانان را وابسته به دنیا دانسته و عمل آنها را در نماز جمعه پیامبر تشریح می کند«وَ إِذَا رَأَوْاْ تجَِرَهً أَوْ لهَْوًا انفَضُّواْ إِلَیهَْا وَ تَرَکُوکَ قَائمًا  قُلْ مَا عِندَ اللَّهِ خَیرٌْ مِّنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجَارَهِ  وَ اللَّهُ خَیرُْ الرَّازِقِین» (الجمعه/۱۱)- هنگامى که آنها تجارت یا سرگرمى و لهوى را ببینند پراکنده مى‏شوند و به سوى آن مى روند و تو را ایستاده به حال خود رها مى‏کنند بگو: آنچه نزد خداست بهتر از لهو و تجارت است، و خداوند بهترین روزى‏دهندگان است.

شأن نزول این آیه آن زمانی است که کاروانى از تجار وارد مدینه شد، و آن روز، روز جمعه بود، و مردم در نماز جمعه شرکت کرده بودند. رسول خدا (ص) مشغول خطبه نماز بود. کاروانیان به منظور اعلام آمدن خود، طبل و دائره کوبیدند، مردم داخل مسجد، نماز و رسول خدا (ص) را رها نموده، به طرف کاروانیان متفرق شدند.(ترجمه المیزان، ج‏۱۹، ص: ۴۶۳) یعنی عده ای هستند که امر دنیا را بر امر دین و ولی خدا ترجیح می دهند و دشمن هم بر موج همین دنیاطلبی برای حمله به ولی سوار می شود. همانگونه که امام حسین علیه السلام همین معیشت طلبی و آسایش طلبی را موجب شمشیر کشیدن کوفیان علیه خود معرفی کرد: «إِنَّ النَّاسَ عَبِیدُ الدُّنْیَا وَ الدِّینُ لَعْقٌ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ یَحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَایِشُهُمْ فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّیَّانُون‏»(تحف العقول، ۲۵۴) همانا مردم دنیاپرستند و دین(همچون تکه غذایی است که در لابلای دندان گیر کرده و) از سر زبان آنها فراتر نرود و دین را تا آنجا که زندگى‏شان را رو به راه سازد بچرخانند و چون در بوته آزمایش گرفتار شوند دینداران اندک گردند.

اساس همه زندگی انسان، دین و فرهنگ است، حتی حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی هم از دل فرهنگ برخواسته زیرا به تلاش مجاهدانه در عرصه سیاسی و اقتصادی اشاره می کند. تلاشی که با محوریت بینش توحیدی سبب ساماندهی و جهش دو امر سیاست و اقتصاد در کشور می شود. اصلاح الگوی مصرف، جهاد اقتصادی، تلاش و کار مضاعف، همه اینها نگاه فرهنگی به اقتصاد است. بنابراین محور همه ابعاد زندگی همان شور انقلابی و اسلامی است.

* امام خمینی در همان اوایل انقلاب نسبت به دنیاگرایی و معیشت طلبی هشدار می دهند که این موارد شور انقلابی را از بین می برد: «این صحیح است که ملت اگر بیدار باشد، چنانکه بود، و متحد باشد، چنانکه بود، و مسیرش معلوم باشد، چنانکه بود، و الهی باشد، چنانکه بود، واضح است که هیچ قدرتی نمی تواند با آن مقابله کند. چنانکه دیدید که با مجهز بودن آن قدرت شیطانی به همه جهازات و با پشتیبانی همه دول از او، یعنی دولتهای اسلامی و دولتهای غیر اسلامی و ابرقدرتها همه پشتیبانی کردند از آن مع ذلک نتوانستند. این معلوم است لکن نباید ما غافل باشیم از یک مطلب؛ و آن اینکه، الآن که ما در این جلسه هستیم اگر مطالعه کنیم حالات ملت را، می‌بینیم که آن شوری که در اول بود کمتر شده است. این را نباید فراموش کنیم. آن وقت یک شور بسیار عجیب خدایی بود و با همان شور پیش بردند و با همان شور و شعف رأی به جمهوری اسلامی دادند که از صد، نود و نه و نیم گفته می‌شود که رأی دادند که در دنیا سابقه نداشت. اما حالا مثل اینکه ملت با دسیسه‌هایی که دنبالش است افتادند دنبال اینکه ما احتیاج به خانه داریم، ما احتیاج به کار داریم، ما احتیاج به زندگی داریم. از آن قدرت ابتدایی که همه یک جهت داشتند و فراموش کرده بودند گرفتاریهای خودشان را، می‌ریختند در خیابان، هیچ کدام به فکر این نبودند که ما حالا کار داریم یا کار می‌خواهیم یا خانه می‌خواهیم، اصلاً این مطرح نبود پیششان آن وقت. اگراین انقلاب به آن جور باقی بماند ما هیچ شکی نداریم که پیروزیم؛ هیچ شک نداریم. لکن حالا ما وقتی ملاحظه می‌کنیم می‌بینیم که یک قدری با آن وقت فرق کرده است.»(صحیفه امام، ج۸ ص۲۹- ۹خرداد۱۳۵۸)

ayatolah_khomeini

مدیریت جهادی که در جریان انقلاب اسلامی شروع شد و البته با فراز و فرودهایی در برخی دوره ها دنبال شد، به دنبال همین مطالبه حضرت امام بود که نشان دهد در عین اینکه رفاه و آسایش را برای دیگران می خواهیم، اما خود را به سختی انداخته و انتظار اجر و پاداشی از سوی مردم نداریم. سیره زندگی امیرالمومنین علیه السلام به عنوان پیشوای حکومت دینی، به خوبی بازگو کننده این ادعا است که ایشان به تولید حداکثری ثروت، و وقف برای جامعه مسلمین و مستضعفین پرداخته و خود در حداقل امکانات زندگی می کرد. بنابراین راه حل مسائل امروز کشور، رجوع حداکثری به آموزه های اسلامی و سیره اهل بیت علیهم السلام در همه ابعاد فرهنگی، اقتصادی و سیاسی است که انشالله موجب سرافرازی کشور در همه دنیا خواهد شد.

منبع:فرهنگ نیوز

چهارشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۲ - ۰۸:۵۰
کد خبر : 25636
بازدیدها: 230

پاسخی بگذارید »