پنجشنبه ۰۳ فروردین ۱۳۹۶

تبلیغات

نامه ی یک وبلاگ نویس به دکتر احمدی نژاد

danesheroz مرداد ۱۸, ۱۳۹۲ ۰
نامه ی یک وبلاگ نویس به دکتر احمدی نژاد

دانش روز : روایت نو

سلام دکتر

هشت سال صبر کردم و هر روز به خودم می گفتم روزی برایتان نامه می نویسم ولی هربار که میخواستم این کار را انجام دهم شدنی نبود،نمی دانم چرا ولی این را میدانم که آن زمان وقتش نبود ولی الان دیگر وقتش رسیده گرچه شاید خیلی دیر شده باشد.

هشت سال صبر کردم و هر روز به خودم می گفتم روزی برایتان نامه می نویسم ولی هربار که میخواستم این کار را انجام دهم شدنی نبود،نمی دانم چرا ولی این را میدانم که آن زمان وقتش نبود ولی الان دیگر وقتش رسیده گرچه شاید خیلی دیر شده باشد.

نمی دانم از کجا شروع کنم؟از سال ۸۴ که با گمنامی وارد شدی وبا گذر از بزرگان یا به قولی غول های انقلاب اکثریت آرا را کسب کردی و روی کار آمدی، اگرچه خیلی ها می گفتند که رای آوردنت شانسی بود ولی من هیچ وقت باور نکردم چون تلاش رجایی وارت ،احیا کردن گفتمان امام وانقلاب وچهره معصوم وزندگی ساده ات دلایلی بود که به همگان ثابت کرد که رای آوردن درهمچین آوردگاه مهمی به هیچ عنوان شانسی نخواهد بود.

دکتر عزیز

ازوقتی شما سکان قوه مجریه را به عهده گرفتی دیگر مثل دوران اصلاحات سرمان راپائین نمی انداختیم بلکه با سری بلند و با افتخار به همگان میگفتیم که مردی آمده شجاع،ازجنس خودمان و از دیار شهدا   ،

 الحق و الانصاف مایه ی افتخار بچه حزب اللهی ها بودی،همین که مشاهده میکردیم که هرجمله ای که درسازمان ملل و درخانه ی استکبار به زبان می آوردی،موی را براندامشان راست میکردی و چهل ستون بدنشان را به لرزه در می آوردی،اولین سفر خارجی ات درسال ۸۴مصادف شده بود بااجلاس سازمان ملل،فکرش را هم نمیکردیم که با این انزجار علیه آمریکا و اسرائیل سخن بگویی،کلی بهمان چسبید،احسنت،تا قبل از روی کار آمدن جنابعالی طعم غرور ملی را آنچنان که در دولت های شما چشیدیم ،نچشیده بودیم

،همین بس که دردوره ی شما فضای جهان ،امید ایران را درآغوش کشید یا اینکه چندین هزار سانتریفیوژ به همت جهادی شما وایستادگی و مقاومت شما دربرابر دشمنان درحال چرخش هستند،چیزی که ما درگذشته آن را درخواب میدیدیم زیرا هنوز یادمان نرفته آن همه خفت و خواری تعلیق فعالیتهای هسته ای را.

دکتر

دوره ی اول شما روبه پایان بود،درآن بهبهه ی قایم باشک نامزدهای انتخاباتی که یک روز کسی می آمد و روزی دیگر حضورش را درانتخابات تکذیب میکرد یا ورود کسانی که علت حضورشان را به قول خودشان  احساس ترس از اوضاع آن زمان کشور بیان کردند،شما به همان سبک قدیم وبا همان لبخند زیبایت پا به عرصه انتخابات گذاشتی

 و۳نفره دیگر هم مشخص شدند که یکی مهندسسسسس،یکی شیخخخخخ ودیگری سردار سپاه بود( البته آقای رضایی جزو روشنفکرین هستند و ازفتنه گران جداهستند)،بماند که همین آقای مهندس به ظاهر روشنفکر و دوست عزیزش همان شیخ بذله گو به خاطر همین احساس ترس چنان ضربه ای به به نظام مقدس ما زدند که اثرات راهنوز می شود احساس کرد،بگذریم الان بحث ما فقط شمایید،چون که آنها برای همه ایرانیان دیگر به زباله دان تاریخ پیوستند.

یادش بخیر ۸۸ دورانی بود، ( بین خودمون باشه ها ،کلی واست سینه چاک دادیم البته برای کسی که مایه ی عزت ایران وایرانیه وظیفه بوده)،بالاخره وباچندین میلیون رای اختلاف دوباره سکان قوه ی مجریه را به عهده گرفتید،حالا بگذریم ازوقایع بعد انتخابات که چه کارهای ناشایستی انجام شد که احساسات  تمامی ملت ایران را جریحه دار کرد و اگر آن سخنرانی تاریخی رهبر انقلاب در ۲۹خرداد نبود معلوم نبود که چه پیش می آمد.

دکتر

خیلی ها ازشما خرده می گرفتند که ایران را در مجامع بین المللی به انزوا کشاندید و این را جزو نقاط ضعف شما می دیدند،گویا آنها چشمی برای دیدن نداشتن که آنهمه استقبال را در لبنان،نیجریه،ونزوئلاهاندونزی،بولیوی،نیکاراگوئه وحتی خود آمریکا ببینند یا گوشی برای شنیدن نداشتند که بازتاب آنرا از رسانه ها بشنوند،آری گمان میکنم که منظور آنها از انزوا کوتاه آمدن از حقوقمان درقبال جهان استکبار و چراغ سبزنشان دادن به انهاست ولی ازشما میپرسم که این کارجز کولی دادن به آنها چیز دیگری می تواند باشد؟؟؟خطاب به آنها میگویم،همان هایی که خود را روشنفکر می نامند و تعامل بااستکبار راسرلوحه خود قرار میدهند:آقایان اگر عشق آمریکاچشمتان را کور کرده، راه باز است و جاده دراز،شما هم میتوانید بروید و بشوید جزو تیم سازگاراها،مهاجرانی ها،و نوری زاد ها،پس ما را باشما کاری نیست،هرچه میخواهید بر زبان بیاورید ولی این را بدانید که ملت ایران ملتی نیست که امثال آمریکا و اسرائیل بتوانند از آن کولی بگیرند،البته شاید شما فکر کردید که ایران مثل افغانستان است که اگر این طور باشد باید بگویم وای بر شما خواص بی بصیرت.

دکترجان

مگر این بی بصیرت ها حواس برایمان میگذارند،داشتیم میگفتیم خلا صه هرطور که بود دوره ی دوم ریاست جمهوریت شروع شد،ما که هنوزدرحال و هوای دوره ی اولت بودیم و به همه پز می دادیم که این دکتر ماست دیگه…نمی دانم چه شد که آن اتفاقات پیش آمد..مطمئنم شما هم یادت هست همان خانه نشینی یا به قول خودت دورکاری را،یا،کش و قوست با مجلس،خداوکیلی آیا تا به حال به چرایی آن فکر کرده ای؟فکرکرده ای که چرا دیگر مثل قبل محبوب حزب الله و بچه حزب اللهی ها نیستی؟

از وقتی که جلوی آقا و سرورمان امام خامنه ای قرار گرفتی از تو قطع امید کردیم،باورمان نمیشد که تو همان احمدی نژاد ۸۴،احمدی نژاد پیرو ولایت فقیه باشی..

تو که نزد خاص و عام به شجاعت شهره ای و اینکه هیچ کس نمیتواند بر روی افکار ولایی ات تاثیر بگذارد،توچرا؟؟؟

توچرا اسیر جریانی شدی انحرافی که درحال گسترش افکار فراماسونری درجامعه هست،تو چرا اسیر جریانی شدی که براصل اصالت انسان استوار است و انسان را خدا میداند و دم ازمکتب ایرانی میزند،شما که به مکتبی بودن شهره بودی پس این را خوب می دانی که مکتب ما مکتب اسلام است…

روزهای ازپی هم درحال گذرکردن بود و ما روز به روز درحال سرافکنده تر شدن،کار به جایی رسید که رسانه های آنوری برایتان کف و سوت میزدند،همان هایی که در چند وقت قبل شما را تف ولعنت میکردند،نکند حرف تاریخی امام خمینی را ازخاطر برده اید :” هرگاه دیدید دشمنان اسلام ( آمریکا ) ازشما تعریف کردند بدانید یک جای کارتان اشکال دارد و اگر دیدید شما را تهدید کردن بدانید کارتان صحیح است”.به قول یک دوست :بی خیال بحثمان طولانی شد…

دکتر انصافا شما خیلی برای ایران زحمت کشیدید،یقین دارم اگر دچارحاشیه نمیشدید به اسطوره ای در تاریخ کشور تبدیل می شدید واین رانیز مطمئنیم که تا سالهای سال کسی زحمات و خدمات شما را فراموش نخواهد کرد و همین مسائل و زحماتتان بود که رهبر انقلاب شما را برای صلاح مملکت به عضویت مجمع تشخیص مصلحت منصوب کردند وامیدواریم همانطور که قبلا موفق بودید از این به بعد هم باشید البته به شرط دوری از بعضی ها …!!!!

و سعی کنیم که برای سرافرازی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران همه با هم به رئیس جمهور جدید کمک کنیم چه آنهایی که به ایشان رای دادند و چه آنهایی که رای ندادند.

ودر آخر : خدا قوت دکتر محمود احمدی نژاد،به امید روزی که از نزدیک ملاقاتتان کرده و حرفهای دلمان را بازگو کنیم.

یاعلی/

جمعه ۱۸ مرداد ۱۳۹۲ - ۰۱:۱۵
کد خبر : 48491
بازدیدها: 223

پاسخی بگذارید »