چهارشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۵

تبلیغات

اختصاصی دانش روز

مرکز عظمت های روزگار

danesheroz خرداد ۲۱, ۱۳۹۲ ۰
مرکز عظمت های روزگار

یک ادب زیبا از سالار شهیدان

در کنار نوشته هایی که به مقامات معنوی و فوق بشری امام حسین علیه السلام پرداخته اند، در این نوشتار سعی داریم به یکی از آداب اجتماعی اسلام که منقول از امام حسین علیه السلام می باشد بپردازیم .

 

 

 

اول سلام

 

سلام کردن یکی از آدابی است که اسلام آن را ابداع نموده است و بر رعایت آن تأکید فراوانی نموده است و آنچه در این زمینه قابل توجه است این است که تعدادی از احادیث تشویق و ترویج سلام که ما با آن آشنا هستیم از امام حسین علیه السلام نقل شده است به عنوان نمونه:

 

« البخیل من بخل بالسلام » (۱) .

 

بخیل کسی است که از سلام کردن بخل بورزد ( یعنی بدتر از بخل مالی بخل از سلام می باشد ) .

 

« سلام کردن هفتاد کار نیک محسوب می شود که شصت و نه کار نیک برای شروع کننده و یکی برای جواب دهنده می باشد ! » (۲) .

 

« شخصی بدون مقدمه با امام حسین علیه السلام شروع به سخن گفتن نمود و گفت : کیف أنت عافاک الله؛ یعنی چگونه هستید ، خداوند شما را عافیت دهد ؟!

 

امام حسین علیه السلام فرمود :

 

« السلام قبل الکلام عافاک الله »

 

خدا تو را عافیت دهد قبل از حرف زدن سلام کن !

 

سپس فرمود :

 

« لاتأذنوا لأحد حتی یسلّم »

 

به کسی اجازه سخن گفتن ندهید تا این که سلام کند (۳) .

 

مسأله سلام و جواب آن ، آنقدر در اسلام اهمیت دارد که اگر کسی به ما سلام کند و ما مشغول نماز هم باشیم باید جواب آن را بدهیم البته با شروطی و ظوابطی که در رساله های عملیه ذکر شده است و این در حالی است که در نماز مخاطب قرار دادن غیر خدا جائز نیست اما این مورد استثنا شده است !

 

در این جا لازم می دانیم که یک مسأله مورد ابتلا را بیان کنیم . حتما برای همه ما پیش آمده که کسی برای پرسیدن آدرس یک مکان ابتداءا از ما آن مکان را سۆال می نماید بدون این که سلام کند یا این که خود ما بدون این که سلام کنیم شروع به پرسیدن آن آدرس می نماییم در حالی که امام حسین علیه السلام حتی از تحیت و احوالپرسی بدون سلام هم نهی فرمودند چرا که وقتی آن شخص گفت : « کیف أنت عافاک الله » در واقع با این جملات قصد احوالپرسی و تحیت گفتن را داشت و ظاهرا سۆال پرسیدن یا حاجت خواستنی در کار نبوده است ولی چون ادب اسلامی سلام را رعایت نکرد مورد سرزنش امام حسین علیه السلام واقع شد .

 

امام حسین

 

و باید دانست آن سلامی که اسلام بر روی آن تأکید دارد این است که دقیقا لفظ « سلام » که از اسماء و اوصاف الهی می باشد (۴)، به کار رود و در واقع جواب چنین سلامی است که واجب می باشد پس کلماتی مثل « درود بر شما » و امثال این ها مشمول تأکیدات اسلامی نمی شود و اگر کسی به ما گفت : « سلام علیکم » در جواب او باید لفظ « سلام » را به کار ببریم وگرنه وظیفه واجب خود را انجام نداده ایم. متأسفانه بعضی در جواب سلام می گویند سلام از ماست که این جواب شرعی محسوب نمی شود و وظیفه ما را ساقط نمی کند و همچنین جواب سلام را باید به گوش سلام کننده برسانیم .

 

 برای توضیح بیشتر می توان گفت که « سلام » در ادوار مختلف از شعائر اسلامی بوده است که مسلمانان را از غیر آنها متمایز می ساخته است و باید توجه داشت که یهودیان زمان پیامبر صلی الله علیه وآله کلمه « سام » را به جای « سلام » به کار می بردند اما متأسفانه بعضی از ما مسلمانان در اثر سهل انگاری کلماتی این گونه را استعمال می نماییم : « سام علیک » یا « سلاملیک » یا « سمت الله » یا چیز هایی از این قبیل ، از همه بدتر رائج شدن کلمه « درود بر تو » به جای « سلام علیکم » است ، البته اگر این جابه جایی یک حالت عادی داشت جای نگرانی نبود اما ظاهرا نهضتی از طرف استکبار و معاندین داخلی ، سالیان سال است که به راه افتاده و به بهانه پاس داشتن زبان فارسی قصد دارند هر آن چه را که بوی زبان عربی که زبان قرآن است را می دهد تغییر دهند و به جای آن معادل هایی قرار دهند که از آن محتوای اسلامی و معنوی تهی باشد و روز به روز ما را از زبان رسمی اسلام و قرآن دورتر کنند و بیاورند بر سر ما آنچه را که به عنوان مثال بر سر ملت تاجیکستان آوردند و ملت آنان را به طور کلی از هویت گذشته خود منقطع نمودند با این که زبان رسمیشان فارسی است اما رسم الخط آنها روسی است و در واقع نسل های جدید آنها از تمامی کتب فارسی و عربی که عمده کتب اسلامی به این دو رسم الخط است محروم شدند !!

 

آن سلامی که اسلام بر روی آن تأکید دارد این است که دقیقا لفظ « سلام » که از اسماء و اوصاف الهی می باشد ، به کار رود و در واقع جواب چنین سلامی است که واجب می باشد پس کلماتی مثل « درود بر شما » و امثال این ها مشمول تأکیدات اسلامی نمی شود

 

من خود در یکی از رسانه های داخلی مشاهده نمودم که یک شخصی تحت عنوان استاد ادبیات می گفت که ما ایرانیان چرا می گوییم سلام ، این یک کلمه عربی است باید بگوییم درود بر شما و جالب است که عین این مطلب را برخی از طریق شبکه های ماهواره ای زرد نیز تماشا نموده و برای بنده نقل کرده اند !

 

و حال آن که قرآن کریم بر سلام تأکید نموده آن جا که فرموده :

 

«و إذا جائک الذین یۆمنون بآیاتنا فقل سلام علیکم » (۵) .

 

هنگامی که مۆمنین به نزد تو آمدند بگو سلام علیکم .

 

« و إذا حییتم بتحیه فحیوا بأحسن منها أو ردوها … » (۶) .

 

هنگامی که مورد تحیت ( سلام کردن ) واقع شدید ، تحیت بهتر و چرب تری را به کار بگیرید یا لااقل مثل آن را جواب دهید » .

 

از همین روست که در رساله های عملیه فرموده اند: مستحب است که جواب سلام بیشتر باشد و مثلا اگر کسی گفت : سلام علیکم ، ما بگوییم : سلام علیکم و رحمه الله (۷) .

 

فلذا امام حسین علیه السلام نیز در روایتی که گذشت ، تحیت آن شخص را به همان گونه پس دادند و فرمودند: « السلام قبل الکلام عافاک الله » .

 

مسأله سلام و جواب آن ، آنقدر در اسلام اهمیت دارد که اگر کسی به ما سلام کند و ما مشغول نماز هم باشیم باید جواب آن را بدهیم البته با شروطی و ظوابطی که در رساله های عملیه ذکر شده است و این در حالی است که در نماز مخاطب قرار دادن غیر خدا جائز نیست (۸) اما این مورد استثنا شده است !

 

مطالب در این زمینه زیاد است که آن را به فرصتی دیگر موکول می کنیم .

آورده اند که …

 

امام حسین

 

معجزه و کرامت، امور خارق العاده ای است که بر خلاف طبیعت و عادت بشر می باشد که عقول همه عقلاء عالم را تکان داده و حتى افکار دانشمندان جهان را حیران ساخته. آن قدرت و قوه ایست که پروردگار متعال آن را به پیغمبران و اوصیاء و خلفاء و جانشینان و بندگان صالح و اولیاء عنایت فرموده تا دلیل و نشانه بر صدق نبوت و امامت و حجت بر خلق تمام باشد تا مردم فرمان بردارى از دستورات و فرمایشات ایشان نمایند که همان دستورات و فرمایشات حق است و از مهالک دنیا و آخرت نجات یابند و رستگار شوند.

 

 

 

قطره‌ای از کامِ دوست

 

حبابه از شیعیان حضرت سیدالشهداء علیه السلام مى گوید:

 

روزى نزد امام حسین علیه السلام رفته و بعد از سلام و احوالپرسى به من فرمود: اى حبابه ! چرا به دیدن ما نمى آیى ؟

 

گفتم: به خاطر ناراحتى و مرضى است که مبتلا شده ام .

 

وقتى حضرت از مریضى اش پرسید، حبابه صورتش را که به مرض برص مبتلا بود، نشان داد و در اینحال امام حسین علیه السلام اندکى از آب مبارک کامش را روى آن نهاد و دعایى فرمود و هماندم که آثار برص از چهره او محو شد و حضرت فرمود: اى حبابه ! شکر خداى را به جاى آر؛ خداوند آن را از تو دور کرد.

 

حبابه به سجده شکر رفت و پس از برداشتن سر از سجده، امام حسین علیه السلام فرمود:

 

اى حبابه ! ما و شیعیانمان بر فطرت الهى هستیم و دیگران از آن بدورند. (بحار الانوار: ۴۴/۱۸۰)

 

 

 

مسیحای دوران

 

روزى جوانى گریه کنان نزد امام حسین علیه السلام آمد و گفت :مادرم بدون وصیت از دنیا رفت و با اینکه اموالى دارد، مرا دستور داد که قبل از اطلاع شما دست به آن نزنیم .

 

در اینحال حضرت بپا خاست و با جوان نزد مادرش رفت و دعایى نمود تا خداوند متعال او را جهت تعیین وصیتش زنده کند؛ ناگهان مادر آن جوان نشست و شهادت خود را به زبان آورد و به امام حسین علیه السلام نگاه کرد و گفت :

 

اى مولاى من ! داخل شو و مرا به آنچه مربوط به خودت مى باشد، دستور ده .

 

مقامات دولتى با خبر مى شوند و پس از تحقیق، با اعجاز حضرت امام حسین علیه السلام یقین مى کنند و از طرف حکومت چون ماه محرم بوده اطعام مفصلى مى شود و قطار راه آهن براى عبور عزادران مجانى مى شود و آن هندو و جمعى از بستگانش مسلمان و شیعه مى گردند

 

امام حسین علیه السلام وارد شد و از او خواست تا وصیتش را بیان کند و او گفت:

 

یا بن رسول الله ! یک سوم اموالم را (اموالش را یک به یک شمرد) به تو مى دهم تا هر جا بخواهى به مصرف رسانى و اگر مى دانى که فرزندانم از دوستان تو مى باشند، دو سوم بقیه را به ایشان مى دهم و اگر مخالف شما باشند، همه اموالم را بردار؛ زیرا حقى براى مخالفین شما در اموال مۆمنین نیست .

 

سپس حضرت خواست تا کفن و دفن و نمازش را به عهده گیرد و بعد مرد. بحار الانوار ۴۴/۱۸۱.

 

 

 

هندوی سر جدا

 

حاج محمّد سوداگر که چندین سال در هند بوده عجائبى در ایام توقف در هند مشاهده کرده از آنجمله نقل مى نمود:

 

روزى در بمبئى یک نفر هندو (بت پرست) مِلک خود را در دفتر رسمى مى فروشد و تمام پول آن را از مشترى گرفته از دفترخانه بیرون مى آید.

 

دو نفر شیّاد که منتسب به مذهب شیعه بودند در کمین او بودند که پولش را بدزدند، هندو مى فهمد، به سرعت خودش را به خانه مى رساند و فورا از درختى که در وسط خانه بود بالا مى رود و پنهان مى شود.

 

آن دو نفر شیّاد وارد خانه مى شوند هر چه مى گردند او را نمى بینند به زنش ‍ عتاب مى کنند مى گویند ما دیدیم وارد خانه شد باید بگوئى کجاست زن مى گوید: نمى دانم .

 

ضریح جدید امام حسین

 

پس او را شکنجه و آزار مى نمایند تا مجبور مى شود و مى گوید: شما بحق حسین خودتان قسم بخورید که او را اذیت نکنید تا بگویم . آن دو نفر بى حیا بحق آن بزرگوار قسم یاد مى کنند که کارى با او نداشته باشند جز بدانند او کجاست . زن به درخت اشاره مى کند پس آنها از درخت بالا مى روند و هندو را پائین مى آورند و پولهایش را برمى دارند و از ترس اینکه تعقیب و رسوا نشوند سرش را مى برند.

 

زن بیچاره سر را بسوى آسمان بلند مى کند و مى گوید: اى حسینِ شیعه ها، من به اطمینان قسم به تو شوهرم را نشان دادم .

 

ناگهان آقائى ظاهر مى شود و با انگشت مبارک اشاره بگردن آن دو نفر مى کند فورا سرهاى آنها از بدن جدا شده مى افتند بعد سر هندو را به بدنش ‍ متصل مى فرماید و زنده مى شود و آنگاه از نظر غائب مى شود.

 

مقامات دولتى با خبر مى شوند و پس از تحقیق، با اعجاز حضرت امام حسین علیه السلام یقین مى کنند و از طرف حکومت چون ماه محرم بوده اطعام مفصلى مى شود و قطار راه آهن براى عبور عزادران مجانى مى شود و آن هندو و جمعى از بستگانش مسلمان و شیعه مى گردند. (داستانهاى شگفت)

 

وقتى حضرت از مریضى اش پرسید، حبابه صورتش را که به مرض برص مبتلا بود، نشان داد و در اینحال امام حسین علیه السلام اندکى از آب مبارک کامش را روى آن نهاد و دعایى فرمود و هماندم که آثار برص از چهره او محو شد و حضرت فرمود: اى حبابه ! شکر خداى را به جاى آر؛ خداوند آن را از تو دور کرد

 

ادب حضور

 

مرحوم عالم بزرگوار سید اعظم حاج میرزا حسین نورى نقل نموده که استاد ما علامه بزرگوار شیخ عبدالحسین تهرانى براى توسعه سمت غربى صحن مطهر حضرت سیدالشهداء علیه السلام خانه هائى خرید و جزء صحن شریف قرار داد و قریب شصت سرداب براى دفن اموات در همان قسمت قرار داد و روى آنها طاق زدند و مردم مُردگان خود را در آن سردابها دفن مى کردند.

 

چون مدتى گذشت دانسته شد که طاق روى سردابها در اثر کثرت عبور مردم آن توانائى تحمل را ندارد و ممکن است فرو ریزد و سبب زحمت و هلاکت شود.

 

لذا شیخ امر فرمود: که طاق را بردارند و از نو با استحکام بیشترى بنا کنند و چون جماعت بسیارى در سردابها دفن شده بودند امر فرمود: سردابى را خراب کنند و بنا نمایند بعد سرداب دیگر و هر سردابى را خراب مى کردند یک نفر پائین مى رفت و خاک بر جسد مرده مى ریخت به مقدارى که کشف نشود هتک حرمت اموات نگردد پس مشغول شدند تا رسیدند به سردابى که مقابل ضریح مقدس بود چون پائین رفتند براى پوشانیدن جسدها دیدند تمام جسدهائى که در این قسمت هست سرهایشان که در جهت غرب بوده بجاى پایشان که رو به قبر شریف بوده قرار گرفته و پایشان به سمت غرب است .

 

مردم با خبر شدند جماعت به شمارى مى آمدند این منظره عجیبه را مشاهده مى کردند و آن جسدهائى که در این قسمت بوده منقلب گردیده سه جسد بود که یکى از آنها جسد آقا میرزا اسماعیل اصفهانى نقاش بود که در صحن مقدس مشغول نقاشى بوده .

 

پسرش وقتى که منظره جسد پدر را مى بیند گواهى مى دهد که من هنگام دفن پدرم حاضر بودم و بدن پدرم را که دفن کردم پاهایش رو به ضریح مقدس بود و الحال مى بینم سرش رو به ضریح است و آشکار شد بر مردم اینکه این تغییر وضع جسد چند مرده تاءدیبى از طرف خداوند است بندگانش را، که بشناسند راه ادب و طریقه معاشرت با ائمه علیهم السلام را. (کرامات الحسینیه، ج ۱)

 

 

 

داستانهاى شگفت؛ شهید آیه اللّه سیّدعبدالحسین دستغیب.

 

جلوه عشق، قصه هاى زندگى امام حسین علیه السلام، محمدحسین مهرآیین.

 

کرامات الحسینیه، معجزات سیّد الشهداء علیه السلام بعد از شهادت، جلد اول؛ على میرخلف زاده.

 

سه شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۲ - ۲۱:۰۵
کد خبر : 25536
بازدیدها: 228

پاسخی بگذارید »