سه شنبه ۰۵ بهمن ۱۳۹۵

تبلیغات

کبر سرچشمه همه بدبختی های انسان

danesheroz1 شهریور ۱۵, ۱۳۹۲ ۰
کبر سرچشمه همه بدبختی های انسان

دانش روز: سرچشمه اصلی بدبختی های بشر کبر و غرور است که حجاب در برابر دیدگاه حق بین انسان می افکند و تکبر استعمال کبر است یعنی کبر و نخوت درونی خود را در گفتار و کردار آشکار کند

 به گزارش دانش روز، کبر صفتی نفسانی و حالتی نهانی است که در انسان به واسطه بزرگ تر و بهتر و بلند مرتبه دیدن خود از دیگری پیدا می شود. کبر بر این اعتقاد نادرست تکیه دارد که انسان خود را مهم و عزیز و دیگران را ذلیل می پندارد و البته به این خیال موهوم خود دلشاد است. از این بیان تفاوت بین عجب و کبر دانسته می شود، زیرا عجب همان خودپسندی و بزرگ دیدن عمل خود است بدون ملاحظه دیگری، یعنی تنها خود و کار خود را بزرگ می بیند و به آن می بالد نه این که خود را از دیگری بهتر و بزرگ تر ببیند. بنابر این ممکن است کسی عجب داشته باشد ولی کبر نداشته باشد. اما اگر کسی صفت خوبی در خود دید باید بداند که خداوند به او عنایت کرده و هر زمان که بخواهد می تواند آن را بگیرد.در این صورت به خود اجازه نمی دهد که فخر فروشی نماید.

کبر یکی از بزرگ ترین صفات رذیله است و چه بسیار افرادی که از این راه به هلاکت رسیدند. کبر صفتی است که مانع کسب اخلاق حسنه می گردد، زیرا کبر مانع خودسازی است، چرا که شخص متکبر حاضر به درخواست راهنمایی از دیگران نیست. قرآن مجید می فرماید؛ خداوند بر قلب هر متکبر جباری مهر می نهد.

لجاجت و عنادها در برابر حق پرده ای ظلمانی بر قلب و فکر انسان می اندازد و حس تشخیص را از او می گیرد و کار به جایی می رسد که قلب او همچون یک ظرف در بسته مهر می شود که نه محتوای فاسد آن بیرون می آید و نه فکر صحیح در آن وارد می شود. قرآن در آیه دیگری می فرماید؛ وارد شوید از درهای جهنم و جاودانه در آن بمانید و چه بد جایگاهی است جایگاه متکبران.

سرچشمه اصلی بدبختی های بشر کبر و غرور است که حجاب در برابر دیدگاه حق بین انسان می افکند. منشا تکبر می تواند مسائل گوناگونی باشد، گاه کثرت مال آن را بوجود می آورد، گاه زیادی افراد و خاندان، گاه حسب و نسب و گاه معلوماتی که شخص دارد. حضرت علی(ع)در خطبه ای می فرماید؛ از آنچه خداوند درباره شیطان انجام داد عبرت بگیرید، زمانی که باطل کرد عمل بی حد،و جد و جهد بی اندازه اش را، در حالی که خدا را در شش هزار سال عبادت کرده بود و معلوم نیست آیا از سال های دنیوی بوده یا اخروی که روزش هزار سال است که سبب آن بطلان عمل کبر او نسبت به حضرت آدم بود.

در حقیقت پیدایش حالت کبر از سه اعتقاد به وجود می آید؛ مرتبه خود و دیگری را دیدن و آن گاه مرتبه خود را از او افزون تر پنداشتن و بعد بر این عقیده تکیه کردن و خود را عزیز و بی نیاز و بزرگ و پاک پنداشتن. پس اعتقاد صرف به برتری خود از دیگران، بدون پیدا شدن غرور و کبر نیست اما گاهی موجب کبر می شود که آن وقت صاحب آن دارای چندین صفت زشت شده است که باید خداوند به فریادش رسد که در روز دادگری چه جوابی در مقابل عدل الهی می تواند بدهد. پیامبر اکرم(ص)می فرماید؛سه طایفه اند که خداوند در قیامت با آنها سخن نمی گوید چون مورد غضب باری تعالی هستند و به نظر رحمت به آنها نمی نگرد و برای آنها عذابی دردناک است؛ پیرمرد زنا کار، حاکم ظالم و فقیر متکبر.

تکبر استعمال کبر است یعنی کبر و نخوت درونی خود را در گفتار و کردار آشکار کند، اما در گفتار مانند این که تزکیه نفس کند و بنازد که از فلان و بهمان بالاتر و بهترم، کارهایم درست است و عیب و نقصی در من نیست، چنان که شخص معجب چنین است. یا این که به اموری که به نظرش کمال است بنازد و به رخ مردمان بکشد که من دارای کمالاتی هستم که فلانی از آنها هیچ خبری ندارد. فهم مرا کسی ندارد و یا این که به حسب و نسب و دارایی خود فخر و مباهات کند. قرآن می فرماید؛ خداوند دوستدار هیچ متکبر و خودستایی نیست.

کبر بر سه قسم است؛ کبر در برابر خدا و پیامبر(ص)و مردم. کبر در برابر خدا دارای انواعی است؛ گاهی انسان جاهل و مغرور را حالتی دست می دهد که در آن حال خود را مستقل دانسته، هستی و تمام شئون خود را از خودش می داند و حاضر نیست خود را مخلوق و زیر دست و تحت تدبیر و تربیت خدا بداند و به زبان حال وقال می گوید؛ من چنین کردم و چنان خواهم کرد و در اثر توانایی محدود،پروردگار و آفریدگار را تصدیق ندارد و ظلمت کفر،دلش را سیاه نموده که خداوند می فرماید؛آنها که ایمان به آخرت ندارند و ایمان درستی به مبدا و معاد ندارند دل هایشان حقیقت را انکار می کند و در برابر حق مستکبر هستند.

منبع:مهر

جمعه ۱۵ شهریور ۱۳۹۲ - ۲۰:۰۶
کد خبر : 57977
بازدیدها: 228

پاسخی بگذارید »