شنبه ۰۵ فروردین ۱۳۹۶

تبلیغات

مقاله اختصاصی دانش روز درباره بررسی علل بد حجابی

علل بدحجابی و برخی آثار سوء آن با نگرشی جامعه شناختی + کاریکاتور

danesheroz7 تیر ۱, ۱۳۹۲ ۰
علل بدحجابی و برخی آثار سوء آن با نگرشی جامعه شناختی + کاریکاتور

دانش روز:در این نوشتار سعی شده با مروری کوتاه بر نظریه های علمی ارائه شده در زمینه تبیین (علت یابی) انحراف و نابهنجاری های اجتماعی و سیر تحول آن نظریه ها این موضوع و یا این مسأله اجتماعی جدید مورد بررسی قرار بگیرد

بدحجابی:

برای تعریف بدحجابی بهتر است در ابتدا حجاب و حدود آن مشخص شود.

حجاب از منظر لغت:

لغت حجاب به معنای پوشیدن، پرده و حاجب به کار رفته و در هیچ موردی اصالتاً به معنای نوع سبک پوشیدن و نوع سبک لباسی که پوشیده می شود اطلاق نشده است. (مطهری، ص ۷۸، ۱۳۶۶)

مقصود از حجاب اسلامی آن نوع پوششی است که دارای این دو ویژگی باشد:

۱) حدود شرعی پوشش در آن رعایت شده باشد.

۲) با خودنمایی و جلب نظر نامحرمان همراه نباشد.

طبق این تعریف حجاب امری نیست که صرفاً‌ به موضوع پوشش مرتبط باشد بلکه امری رفتاری نیز هست.

بد حجابی:

با اطلاعات بالا معلوم شد که بد حجاب فقط کسی نیست که حد واجب حجاب شرعی را رعایت نمی کند؛ ممکن است کسی این حدود را کاملاً‌ رعایت کند ولی در عین حال وضع ظاهرش، نوع رفتارش با مردان، نوع سخن گفتنش، نوع راه رفتنش، حتی نوع نگاهش به افراد و اطرافش و در یک کلام نوع رفتار ارتباطی او در اجتماع به گونه ای باشد که زبان دار باشد یعنی با زبان بی زبانی توجه نا محرمان را به خود جلب نماید. (همان ص ۸۰)

انحراف اجتماعی

انحراف یا کجروی به رفتار یا کنشی اطلاق می شود که هنجار های مقبول جامعه را زیر پا می گذارد. حال بر این اساس هنجار های اجتماعی را به چند دسته کلی می توان تقسیم بندی کرد.

(۱) شیوه های قومی: شیوه های قومی به آن دسته از هنجار های اجتماعی اطلاق می شود که نقض آن ها هرچند نامطلوب و نابهنجار تلقی می شود ولی واکنش شدید مردم را در پی ندارد و واکنش در حد عدم تأیید آنان محدود می ماند. (سلیمی و داوری، ص ۲۴۲، ۱۳۸۰) مانند کسی که چشم چرانی کند؛ این رفتار گرچه امری نامطلوب تلقی می شود ولی معمولاً مردم با مشاهده آن چندان واکنشی نسبت به فرد مزبور نشان نمی دهند.

(۲) رسوم اخلاقی: یعنی هنجار های نیرومندی که از نظر اخلاقی مهم محسوب می شوند و مجازات متخلفان از آن ها شدید تر و شامل جریمه های مالی و فیزیکی می شود. (همان) برای مثال در جامعه ما حفظ حریم و احترام بانوان از هنجار های مهم به شمار می رود و اگر کسی با گفتن متلک و سایر اذیت های کلامی این هنجار را نقض کند سایر افراد شاهد قضیه به شدت با وی برخورد خواند کرد.

(۳) قانون: قانون آن دسته از هنجار های اجتماعی است که جامعه آن ها را چنان برای بقای خود حیاتی می داند که هنگامی تخلفی در آن صورت بگیرد دولت و ابزار های حکومتی را به مقابله با آن ها وا می دارد و متخلف از آن ها ممکن است به زندان، محرومیت از حقوق اجتماعی یا اعدام محکوم شود؛ مانند ارتکاب زنای به عنف. (همان)

در این نوشتار مقصود از انحراف اجتماعی، انحراف از هنجار های اجتماعی نوع دوم و سوم است. یعنی انحراف هایی که واکنش های نسبتاً‌ شدید اجتماعی را ایجاد می نماید.

تبیین های مختلف از انحراف اجتماعی

انحراف اجتماعی مورد تبیین های مختلفی قرار گرفته است از قبیل: تبیین های زیست شناختی، روان شناختی و اجتماعی. در تبیین زیست شناختی محور اصلی موضوع، ویژگی های بیولوژی و زیست شناسی فرد منحرف است که در آن ساختمان بدن تا عوامل ژنتیک شخص کجرو مورد توجه و بررسی قرار می گیرد. (همان، ص ۴۰۶ ـ ۳۸۴) در تبیین روان شناختی بر تفاوت های فردی اشخاص در شیوه تفکر و احساس درباره‌ رفتار خویش تأکید می شود. (همان ص ۴۲۵ ـ ۴۰۶)

در تبیین اجتماعی‌ انحراف اجتماعی نوعی کنش اجتماعی محسوب می شود بنابراین برای شناخت آن لازم است مروری کوتاه به رویکرد های کلی و مهم در تبیین کنش اجتماعی شود تا در پرتو آن پدیده انحراف اجتماعی مورد توجه قرار می گیرد.

با مروری کوتاه بر نظریه های گوناگون در این حوزه، رویکرد های عمده و مهم در این زمینه به قرار زیر می باشد:

۱) رویکرد کارکرد گرا

بر طبق این شئون مختلف جامعه بر حسب پیامد های سودمند که برای نظام بزرگ تر اجتماعی دارند تبیین می کنند. (لیتل، ص ۱۵۱، ۱۳۷۳) برای مثال اگر سؤال شود که چرا در هر جامعه ای با وجود سیاست های کنترلی میزانی از انحراف از هنجار های اجتماعی به چشم می خورد، گفته می شود که به طور اساسی وجود میزانی از انحراف و هنجار شکنی در جامعه برای حیات و بقای آن مطلوب و حتی ضروری است؛ چرا که انحراف و هنجار شکنی موجب می شود که هنجار های اجتماعی از حالت اجمال و ابهام به درآیند و وضوح و روشنی بیشتری برای آحاد جامعه پیدا نمایند و این امر وفاق بر سر هنجار ها را که اساس انسجام اجتماعی را تشکیل می دهد، سهل تر می سازد.

۲) رویکرد ساختارگرا

بر حسب رویکرد ساختارگرا، شئون مختلف جامعه را بر حسب پیامد های پیش بینی پذیر اوصاف ساختاری جامعه تبیین می کنند. (همان ص ۱۹۵) به عنوان نمونه در مقام پاسخ به این سؤال که چرا در جامعه ما با وجود مقبولیت عام یک سری ارزش های عام اخلاقی در باب روابط مرد و زن، انحراف اجتماعی در این زمینه با درجات مختلف به چشم می خورد؟ اگر پاسخ داده شود که چون ساختار اقتصادی کشور موجب شده که افراد توانایی لازم برای تأمین حد اقل امکانات برای تشکیل خانواده را نداشته باشند و به همین جهت از راه های خلاف هنجار های اجتماعی به تأمین نیاز های غریزی خود روی می آورند، در واقع تبیینی ساختاری از این پدیده به دست آمده است.

۳) رویکرد ماتریالیستی

رویکرد ماتریالیستی با تحلیل صورت های مختلف تکنولوژی و آرایش های اقتصادی حاکم بر تولید پایه اقتصادی می توان ویژگی های مهم حیات جمعی را تبیین نمود. (همان) مطابق این رویکرد وجود اجتماعی در جوامع امروزی ناشی از این است که در این جوامع اقتصاد سرمایه داری حاکم است. تأکید بر فردگرایی یکی از نیاز های حیاتی چنین نظام اقتصادی است و رواج فردگرایی به معنای سست شدن پایبندی افراد جامعه به هر چیزی است که لازمه اش کنار گذاشتن خواسته های فردی و توجه به اقتضائیات زندگی جمعی است.

چنان که مشاهده می گردد، این سه رویکرد در تبیین کنش های اجتماعی از جمله انحرافات اجتماعی بر عوامل کلان اجتماعی که در خارج از ذهن کنشگر قرار دارند، تأکید دارند و به متغیر فرد کنشگر ذهنیت و فعل و انفعال هایی که در ذهن او صورت می گیرد تا به ارتکاب عملی منتهی می شود توجهی ندارند. هر چند توجه به عوامل کلان به هیچ وجه قابل اغماض نیست و در جای خود ضروری است ولی از آن جایی که کنش از یک عامل انسانی دارای آگاهی و اراده سر می زند، نقش فرد کنشگر را نباید از نظر دور داشت.

خلاصه اطلاع از این نظریات که حاصل تلاش و کنکاش عقل بشری برای حل مشکلات زندگی و اصلاح راه های رفته است می تواند ما را به فهم بهتر و روشن تر این موضوع کمک کند.

علل گرایش به بدحجابی و بی حجابی

از آن جا که در این خصوص،‌ نظرات و سخنان فراوانی توسط اندیشمندان ابراز گردیده است، در این جا به برخی از آن ها به اختصار اشاره می شود:

۱) وجود غریزه خودآرایی در زنان

زن موجودی است که به صورت طبیعی خودآرایی را می خواهد و این برای او به صورت غریزه درآمده است. (آشتیانی، ص ۱۵، ۱۳۷۳) زن با گرایش به آراستن و خودنمایی تلاش دارد تمام شخصیت خود را در زیبای و تجملات پیدا کند و شکل عروسک به خود بگیرد. (قائم مقامی، ص ۴۴، ۱۳۵۶)

برخی زیبا تر شدن زنان را علاقه به زیبایی و قشنگی به خاطر لذت بردن از این عمل می دانند، نه به خاطر عروسکی شدن و جلب نظر دیگران. ولی توجه به این نکته مهم است که صرف غریزه خودآرایی تا وقتی منجر به افراط و شکسته شدن شخصیت زن نگردد، ایرادی ندارد. (فتاحی زاده، ص ۱۸۴، ۱۳۷۶) اینکه حضرت علی علیه السلام تلاش و همت زنان را در جهت زینت و ارائه زندگانی دنیا و ایجاد فساد می داند، شامل آن دسته از زنان می گردد که راه زیاده روی و افراط را پیش گرفته اند.

۲) نشان دادن عقده حقارت

با توجه به این که زن در طول تاریخ به شکل های گوناگون تحت فشار خانواده و جامعه بوده، همین موجب عقده حقارت برای زنان گردیده است و به محض اینکه فضای نسبتاً ‌آزادی برای آنان فراهم گردد،‌ به زعم خود، با بی حجابی حقارت خود را درمان می کنند.

از این رو عده ای علت پیدا شدن عقده حقارت در زنان را مسئولیت مردان دانسته اند؛ زیرا مردان زنان را یک انسان با شعور نمی دانند، بلکه صرفاً آنان را وسیله تأمین نیاز های غریزی، جنسی، خدمتکاری، و دستگاه تولید نسل می دانند. به همین دلیل، برتری مردان بر زنان در همه جا محسوس است. (قائم مقامی، صص ۵۰ ـ ۴۸)

۳) کنترل راه های افراطی

فشار های افراطی و ناروا از طرف خانواده ها و مردان بر زنان نتایجی جز ضرر و شکست به دنبال نداشته اند. اکثر زنان در اثر برخورد های نامطلوب و سخت گیری های بی مورد خانواده ها به بیراهه رفته اند.

دانشمندی در این خصوص می گوید: «برخی از مردم در امر حجاب غلوّ (افراط) کرده اند و برای زنان محدودیت هایی را ایجاد نموده اند و از هر امری، حتی خروج برای دیدار نزدیکان خود، مانع گردیده اند. نتیجه این غلوّ آن شد که زن از نظر علم، محروم و نسبت به مردان عقب ماندگی پیدا کرد و از آن جا که در مقابل هر افراطی تفریطی وجود دارد، ‌در مقابل آن افراط های اعمال شده در مورد حجاب، امروزه مردانی یافت می شوند که طالب آزادی کامل زنانند! و از همین جا، ‌مکاتبی به وجود آمده که به هیچ وجه با مصونیت و عدم اختلاط زنان با مردان موافق نیستند! ‌و برخی از نویسندگان مسلمان الگو پذیری زنان مسلمان را از هیأت زنان غربی در کنار گذاشتن حجاب گرچه کم رنگ هم باشد، تشویق می کنند. آنان می خواهند به اختلاط جدیدی بین دو جنس مذکر و مؤنث دست یابند، ولی از مفاسد اجتماعی آن اطلاعی ندارند یا تجاهل می کنند.» (آشتیانی، ص ۳۳۷)

حضرت علی علیه السلام مردان را از سخت گیری های بی مورد و ابراز غیرت بیجا بر حذر نموده است: «از اینکه در غیر جایی که باید غیرت و حساسیت به خرج دهی، بر حذر باش؛ زیرا اظهار بی اعتمادی و سوء ظن نسبت به زنان،‌ پاکان را به ناپاکی و بی گناهان را به گناه و آلودگی سوق می دهد.» (مهریزی، ص ۹۳۹،‌۱۳۸۱)

از این رو یکی از مواردی که باعث روی آوردن زنان به فساد می گردد سخت گیری بیجا است. بنا بر این، خانواده ها باید حد اعتدال را در تربیت دختران و زنان خود سرلوحه کار قرار دهند.

۴) ‌هجوم فرهنگ بیگانه

در هر زمان، عده ای از هر طریق و ابزاری در جهت ضربه زدن به دین و پیروان آن بهره می گیرند. بی تردید، ‌تشویق زنان به عریان اندامی و بی حجابی یکی از آن ها است. قرون وسطا که با سیطره کلیسا بر همه زمینه سایه افکنده بود، با انفجاری که نام «رنسانس» به خود گرفت، راه به سوی مقابل، «بی توجهی کامل نسبت به ارزش های فرهنگی و فکری کلیسا از زندگی» برد. ارمغان رنسانس بدون شک، تار و پود های فرهنگی مذهب را گست و یکی از عوامل مهم فرهنگ بی حجابی به حساب می آید.

یک انگلیسی می گوید: « در مسأله بی حجابی زنان باید کوشش فوق العاده به عمل آوریم تا زنان مسلمان به بی حجابی و رها کردن چادر مشتاق شوند؛ باید به استناد شواهد تاریخی ثابت کنیم که پوشیدگی زن از دوران بنی عباس متداول شده و مطلقاً‌ سنت اسلام نیست؛ مردم همسران پیامبر را بدون حجاب می دیدند؛‌ زنان صدر اسلام در تمام شؤون زندگی دوش به دوش مردان فعالیت داشتند. پس از آنکه حجاب زن با تبلیغات وسیعی از میان رفت، وظیفه مأموران ما آن است که جوانان را تشویق به عشق بازی و روابط جنسی نامشروع با زنان، که کاملاً بدون حجاب ظاهر می شوند، نمایند تا زنان مسلمانان از آن تقلید کنند.» (آشتیانی،‌ پیشین، ص ۴)

در ماه مبارک رمضان سال ۱۳۴۶ قمری مصادف با ۱۳۰۶ شمسی در تحویل سال، عده ای به حرم حضرت معصومه علیها السلام رفته بودند؛ رضا خان نیز با اعضای خانواده خود در غرفه بالای ایوان حرم در حالی که زن او بی حجاب بود، نشسته بود؛ شیخ محمد بافقی پیغام فرستاد و گفت: شما چه کسانی هستید؟ اگر دینی غیر از اسلام دارید، این جا چه می کنید؟ و اگر مسلمانید، در حضور چندین هزار جمعیت در غرفه حرم،‌ چرا با صورت و موی مکشوفه نشسته اید؟ (قیام گوهرشاد، ص ۲۸، ۱۳۶۶)

یکی از نویسندگان می گوید: «غرب با مبارزه همه جانبه از نظر فلسفی، ‌فکری و اجتماعی و تولیدی و از نظر تمدن و فرهنگ، با مذهب قرون وسطای کلیسا، یعنی مذهب کاتولیک های حاکم در غرب و خود به خود با همه قید ها، حدود و ارزش های اخلاقی و فکری و اعتقادی، که کلیسا به نام «دین» از آن ها دفاع و حمایت می کرد، درافتاد و آن ها را نابود کرد و ناگهان آزادی جنسی مطرح شد.» (شریعتی، ص ۱۳)

۵) توسعه نهضت صنعتی در اروپا

از اواخر قرن نوزدهم مسیحی، وقتی نهضت صنعتی در اروپا گسترش پیدا کرد و زنان برای همکاری با مردان به کارخانه ها روی آوردند، مسأله تساوی حقوق زن و مرد مطرح شد و پس از آن، اصطلاح «آزادی بدون قید و شرط زنان» طرفدارانی پیدا کرد. فعالیت ها آغاز شدند و توسعه پیدا کردند و همه کشور ها را در بر گرفتند. (گروه مؤلفان، ص ۲)

ویل دورانت در این خصوص می نویسد: «زیرا انقلاب صنعتی در درجه اول، موجب شد که زن نیز صنعتی شود،‌ آن هم تا بدان پایه که بر همه نامعلوم بود و هیچ کس خواب آن را هم ندیده بود. زنان کارگرانی ارزان تر بودند و کارفرمایان آنان را بر مردان سرکش سنگین قیمت ترجیح می دادند. (ویل دورانت، ص ۱۵۱)

آرام آرام گسترش نهضت صنعت در اروپا وسیله آسان و ارزانی برای به اسارت درآوردن زنان گردید؛ چرا که شرط حضور زنان در بازار کار برابری آن ها با مردان بود و در نتیجه به تحلیل رفتن ارزش های واقعی زن منجر گردید.

۶) جنگ جهانی دوم

جنگ همواره آثار منفی خود را دارد، ولی نفس جنگ همیشه منفی نیست؛ زیرا اگر جنگ به منظور کشورگشایی و تجاوز به خاک دیگران نباشد، ‌بلکه برای دفاع از ناموس، ‌وطن، ‌مذهب و مانند آن باشد، معقول و منطقی است. جنگ جهانی دوم به دلیل بزرگی و گستردگی اش، آثار منفی فراوانی بر جای گذاشت. آثار شوم و عوارض وحشتناک آن تنها به تخریب منابع اقتصادی و توان مالی کشور های درگیر خلاصه نگردیدند، بلکه به خاطر کشته شدن افراد و متلاشی شدن خانواده ها، ضربه های سنگینی بر عرصه های اجتماعی و فرهنگی وارد گردیدند، ارزش های اخلاقی به کلی فروپاشیدند و در مقابل بی بند و باری و فساد اخلاقی ترویج یافت.

از این رو برخی می گویند: «جنگ بین المللی دوم روابط خانوادگی را متلاشی کرد. این جنگ ارزش های سنتی و مذهبی و مراسم و رسوم و اخلاق و معنویت اجتماعی را در هم ریخت.» (آشتیانی، پیشین، ص ۱۸۳)

۷) گسترش بازار مصرف

صرف توجه به مادیات و زندگی دنیا و نادیده گرفتن ارزش های معنوی،‌ استعمارگران را بر آن داشت تا از هر طریق برای رسیدن به آن تلاش کنند. در این رهگذر برای دستیابی به منابع اقتصادی بزرگ، زنان را بهترین وسیله یافتند و از وجود برهنه آن ها برای تبلیغ کالا های خود بهره می گرفتند و همواره برهنگی را تشویق می کردند و تبلیغات وسیعی علیه حجاب می نمودند. همین امر موجب گردید که فرهنگ بی حجابی سیر صعودی به خود بگیرد و آرام آرام بی حجابی به شکل یک فرهنگ درآید.

گسترش فرهنگ اسلامی و روی آوردن به شخصیت والای انسانی، بهترین راه برای جلوگیری از فرهنگ برهنگی و تبلیغات مسموم آن و بازگشت زنان به سوی عفت و پاکدامنی است. ارمغان فرهنگ بی حجابی فقط سستی نظام خانواده، تحقیر شخصیت زن و امراض روحی و روانی است.

یکی از اندیشمندان می گوید: «غرب برای تسلط بر کشور های مسلمان، به این دستور قدیمی که “زن را در دست بگیریم، همه چیز به دنبال آن خواهد آمد”، عمل کرده است. کشفیات جدید جامعه شناسان فقط کاری که کرده، به این فرمول قدیمی روش خاص عملی بخشیده است.» (قانون، ص ۳۶)

استعمار با تکیه بر پیشرفت های علمی ـ صنعتی خود یا فرهنگ تجدد و مصرف و فساد را به جای آموزش مبانی تکنولوژیکی و علوم قالب می کند یا همراه وسایل صنعتی به انتشار فرهنگ خود دست می زند. (آشتیانی، پیشین، ص ۱۸۳)

۸) تقلید

بدون شک تقلید کورکورانه در هر چیزی زیانبار است. یک ملت زمانی رو به سعادت می رود که واقع بینانه و سنجیده عمل کند. این که به صرف دیدن برهنگی در زنان غیر مسلمان و نحوه لباس پوشیدن آن ها، زنان ما تحت تأثیر قرار بگیرند و از آن ها الگو برداری کنند،‌ در شأن یک زن مسلمان نیست. زنان مسلمان باید متوجه باشند که فرهنگ اسلامی غنی ترین فرهنگ ها و مطابق با فطرت انسان ها است. از این رو ما مجاز به الگو برداری از دیگران نیستیم.

۹) غلبه بر هوای نفس

برخی به دلایل مختلف، از جمله نداشتن زمینه تربیتی سالم در خانواده و یا اجتماع، دچار بحران درونی و متأثر از هوا های نفسانی خود گردیده اند. رعایت نکردن حجاب خود از وسوسه های شیطان است. زن اگر در مقابل هوا های نفسانی خود مقاومت کند، هیچ وقت با بدن عریان در معرض دید همگان قرار نمی گیرد. زنی که حاضر است زیبایی خود را در معرض دید عموم قرار دهد،‌ به خیال خود به یک اقناع نسبی رسیده و در بعضی موارد از کار خود دفاع نیز می کند و به بهانه این که حجاب مانع تمدن است،‌ الگو های دروغین را که خود اسیر آن ها گشته، به صورت یک واقعیت نشان می دهد. (همان)

۱۰) نادیده گرفتن ارزش ها

روی آوردن زنان به بی حجابی و بدحجابی به مفهوم نادیده گرفتن ارزش های ذاتی و شخصیت زن است. زنان اگر پایبند به ارزش های اصیل انسانی خود باشند، هیچ گاه زیر بار فرهنگ برهنگی نمی روند.

حضرت علی علیه السلام یکی از راه های حفظ حرمت زن را در رعایت حجاب می داند: «به وسیله حجاب، نظرگاه های زن را مهار کن؛ چرا که رعایت دقیق حجاب و پوشش، حیات زن را سالم تر و پاک تر و استوار تر نگاه خواهد داشت.» (مهریزی، پیشین، ص ۱۶۰)

کس غنچه نهفته در برگ را نچید

از بی حجابی است اگر عمر گل کم است

در جای دیگر حضرت علی علیه السلام زنان بد حجاب و بی حجاب را بیرون رفتگان از دین، شهوت پرست و اهل دوزخ می دانند: «در آخر الزمان، که بد ترین زمان ها است، جمعی از زنان پوشیده ای که برهنه اند (لباس دارند اما آن قدر نازک است که گویا نپوشیده اند) و از خانه با خودآرایی بیرون می آیند، اینان از دین بیرون رفته اند و در فتنه وارد شوندگان و به سوی شهوات تمایل دارندگان و به کوی لذات نفسانی شتابان و حرام ها را حلال دانندگان و در دوزخ به عذاب ابدی گرفتارانند.» (عاملی، ص ۱۹)

۱۲) چشم و هم چشمی

از دیگر عوامل بدحجابی زنان و دختران جامعه امروزی چشم و هم چشمی در جامعه است؛ گویا بدحجابی را علت پیشرفت و سربلندی زن و خانواده در میان اقوام و دوستان می دانند و همواره خود را با دیگران مقایسه می کنند. البته رقابت سازنده در امور علمی و معنوی از زمینه های رشد انسان است و در فرهنگ اسلامی جایگاه خاصی دارد اما رقابت ناسالم از نظر اسلامی مردود است و ارزشی ندارد؛ قرآن می فرماید:

«لاتمدنّ عینیک الی ما متعنا به ازواجاً منهم»

«هرگز چشم خود را به نعمت های مادی که به گروه هایی از آن ها داده ایم میفکن.»

بسیارند زنان و دخترانی که می خواهند در امور مادی یا بر تر از دوستان و اقوام خود باشند و از این رو به بهانه هایی چون دست و پاگیر بودن حجاب برای کار و تلاش، یا جذب خواستگار و … به پیروی از هوس های نفسانی پرداخته،‌ زیبایی های خود را آشکار کرده، به تدریج بدحجاب می گردند.

۱۳) ضعف غیرت مردان

تأثیر متقابل زن و مرد در روابط خانوادگی و در سرنوشت فرزندانشان از اصول غیر قابل انکار در تربیت اجتماعی اسلام است؛ مرد و زن از یک سو می توانند با همکاری های متقابل در اصلاح یکدیگر بکوشند و ضعف ها را جبران نمایند و به مصداق «تواصوا بالحق» یکدیگر را به حق و راستی توصیه نمایند و از سوی دیگر آن ها به عنوان ولی و مربی نسبت به فرزندانشان مسؤولیت جدی تری در شکل دادن هویت اخلاقی آنان دارند.

در مسأله حجاب که مسأله کنونی ما است، گرچه مرد و زن هر کدام تکلیف مختص به خود را دارند اما از آن رو که به مصداق «الرجال قوامون علی النساء» (مردان را بر زنان تسلط و نگهبانی است) مرد در زندگی زن، نقش قیومیت دارد؛‌ مسؤولیت او در پاسداری از عفاف زن جدی تر مطرح می گردد لذا در روایات اسلامی از غیرت و مسؤولیت مرد در معاشرت ها و رفت و آمد و نوع پوشش همسر و دختران نمونه های بسیاری به چشم می خورد؛ پیامبر اکرم (ص) فرمود: «ان الغیره من الایمان» غیرت نشانه ایمان است.

در زمینه غیرت ناموسی، پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «اذا لم یغیر الرجل فهو منکوس القلب» (مردی که غیرت ندارد، قلبش واژگونه و مسخ شده است.)

بی غیرتی ویژه کسانی است که به مسخ ارزش های انسانی دچار گشته، فطرت اخلاقی را از دست داده و مستوجب لعنت و نفرین خدا گشته اند؛ اینان از جلب نظر مردان اجنبی به نوامیس خود ابا و امتناعی ندارند و حتی خود به فساد آنان دامن می زنند. برعکس افرادی که با خودخواهی ها و شهوات نفسانی مبارزه می کنند و ریشه های حرص و آز و طمع و ماده پرستی را در وجود خود نابود می کنند، به تمام معنا انسان و انسان دوست می گردند و خود را وقف خدمت به خلق می کنند و حس خدمت به نوع در آنان بیدار می شود، چنین اشخاصی غیرتمند و نسبت به دختران و همسر خود حساس تر می گردند.

برخی از آثار سوء بدحجابی

بدحجابی دارای آثار گوناگون در جامعه است که در این جا به برخی از آن ها اشاره می شود:

۱) اختلالات روانی

یکی از پیامد های سوء و ناگوار بدحجابی و ابتذال در پوش ایجاد اختلالات روانی در فرد می باشد. بعضی از زنان بر اساس نیاز ذاتی و فطری خود برای جلب رضایت محیط به خودآرایی و جلوه گری پرداخته، فکر و اندیشه خود را خواسته یا ناخواسته در بعد تمایلات و تخیلات پوچ محدود می کنند. پوشش ناقص زن در جامعه فشار های جبران ناپذیری بر روان، اعصاب و شخصیت او وارد می سازد چرا که او در این حالت خود را در معرض پاسخ گویی به تهاجم نظر ها و افکار مختلف می بیند و از محقق ساختن شخصیت خود عاجز می ماند در این صورت یا به سوی بی تفاوتی و بی قیدی کشیده می شود و یا به تخیلات و اعمال نامناسب دست می زند که در هر دو صورت خود و اطرافیانش را از نظر روانی، عقلانی و فرهنگی در معرض سقوط قرار می دهد.

۲) افت تحصیلی و آموزشی

یکی دیگر از پیامد های سوء بدحجابی و یکی از نمونه های بارز رکود فعالیت ها، افت تحصیلی و آموزشی در میان دانش آموزان و دانش جویان دختر و پسر است. بدحجابی مشغولیت فکری دختران محصل را بیشتر می کند؛ آنان را به سوی شناخت مدل های گوناگون آرایش موی سر و تقلید از مد های متنوع سوق می دهد. آنان وقت زیادی از فرصت های مطالعه را مصروف آرایش ها و آراستگی های سر و صورت و لباس می نمایند؛ مقدار زیادی از وقت آنان نیز به سخن گفتن درباره این گونه امور و طریقه دسترسی به لوازم آرایش می گذرد و به جای پرداختن به مباحث درسی به نوع آرایش مو و غیره می پردازند. از سویی دیگر پسران دانشجو که دوران بحران جنسی را سپری می کنند ممکن است به اشتیاق دیدن روی چنان دختری درس و مطالعه را رها کرده، ساعت ها پس از دیدار در اندیشه فرو روند که زیانبار و خطرناک است؛ ‌آن گاه که دیدار، ‌مکاتبه ها و دوستی ها را نیز در پی داشته باشد.

۳) تحمل آزار جنسی

یکی از آثار بدحجابی، آزار و اذیت زنان به وسیله مردان بدکار است؛ جوانان هرزه با دیدن سر و وضع نامناسب زنان آنان را دنبال کرده و آزار می دهند. چه بسیار دختران و زنان جوان از برخورد افراد نااهل که بر سر راه آن ها می نشینند و با مزاح و سخنان ناروا آن ها را آزار می دهند و مزاحم آنان می شوند، متنفر هستند و این جوانان هرزه را مانع آزادی و فعالیت های خویش می دانند. در موارد زیادی دختران مورد آزار جنسی مردان نااهل قرار می گیرند که ضرر و زیانش یک عمر گریبانگیر آن ها است. از آن جا که پیامبر (ص) و خانواده او الگوی زنان مسلمان می باشند، آیه قرآن خطاب به پیامبر (ص) می فرماید:

یا ایها النبی قل لازواجک و بناتک و نساء المؤمنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلایؤذین و کان الله غفوراً‌رحیماً (احزاب ـ ۵۹)

ای پیامبر به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو خویشتن را با چادر فروپوشند که این کار برای این که آن ها شناخته شوند تا از تعرض و جسارت آزار نکشند برای آنان بسیار بهتر است و خدا آمرزنده و مهربان است.

۴) سقوط ارزش زن

بدحجابی مقدمه بی بند و باری و زمینه ساز لذت های شهوانی نامشروع است؛ اگر دختری از حجاب بی بهره باشد،‌ هر گونه توجهی به او جنبه ‌شهوانی دارد در نتیجه ارزش های راستین او فراموش می گردد؛ به همین جهت تا زمانی که جاذبه ظاهری دارد مورد توجه است و این جاذبه از بین می رود، احساس غربت، پوچی و پشیمانی می کند.

۵) بی علاقگی به ازدواج

در جامعه ای که بی بند و باری در پوشش و به تبع آن بی بند و باری جنسی رواج دارد، بسیاری از لذت های جنسی که عامل گرایش به ازدواج است به راحتی در دسترس افراد قرار می گیرد و این امر از میزان علاقه و گرایش به ازدواج در افراد می کاهد. بعضی از لذت های جسمی، سمعی، بصری و احیاناً لمسی که باید در نهان خانه زناشویی با انتظار و زحمت به دست آید، بی حجابی و بد حجابی آن را آسان، رایگان و همه جایی می سازد و از اهمیت ازدواج و شوق زناشویی می کاهد. (جزوه تربیت مربی اخلاق مؤسسه امام خمینی، صص ۱۹ ـ ۲۸)

استاد شهید مرتضی مطهری در این زمینه چنین می نگارد: «… علت این که جوانان امروز از ازدواج گریزانند و هر وقت به آنان پیشنهاد می شود جواب می دهند که حالا زود است، ما هنوز بچه ایم یا به عناوین دیگر از زیر آن شانه خالی می کنند همین است؛ حال آن که در قدیم یکی از شیرین ترین آرزو های جوانان ازدواج بود. جوانان پیش از آن که به برکت دنیای اروپا کالای زن این همه ارزان و فرواوان گردد، شب زفاف را کم از تخت پادشاهی نمی دانستند. ازدواج در قدیم پس از یک دوران انتظار و آرزومندی انجام می گرفت و به همین دلیل زوجین یکدیگر را عامل نیک بختی و سعادت خود می دانستند ولی امروزه به دلیل کامجویی های نامشروع در سطحی وسیع دلیلی بر آن اشتیاق ها وجود ندارد. (مطهری، صص ۸۹ ـ۹۰)

نتیجه گیری

آن چه به تحریر درآمد نگاهی مختصر به پدیده بدحجابی و برخی آثار سوء آن بود و مسلماً‌ هدف بی توجهی برخی به حجاب و نادیده گرفتن آن به منظور دست یابی به منافع بزرگ مالی است زیرا زنان عریان را کم هزینه ترین و سهل ترین وسیله تبلیغاتی برای وصول به آن هدف می دانند و بدون شک برای این منظور از هیچ کوششی دریغ نمی کنند و در نهایت این که از نظر ما رعایت حجاب همانند شخصیت طلبی و عفت خواهی بازگشت به فطرت اصیل انسانی می کند؛ از این رو ما معتقدیم رعایت حجاب ارزش گذاشتن به زن و نوعی تکریم به اوست نه دلیل بر نقص وجود او؛ زن با رعایت حجاب از آلودگی مصون می ماند زیرا زمینه هر گونه سوء استفاده از او منتفی می گردد.

 

منابع:ـ مهریزی مهدی؛ زن در سخن و سیره امام علی (ع)؛ تهران؛ دانشگاه علامه طباطبایی؛ ۱۳۸۱

ـ قیام گوهرشاد؛ تهران؛ چ وزارت ارشاد؛ سینا واحد؛ ۱۳۶۶

ـ شریعتی علی؛‌ انتظار عصر حاضر از زن مسلمان؛‌بی تا

ـ گروه مؤلفان؛ زن از دیدگاه اسلام؛ دار التبلبغ اسلامی

ـ ویل دورانت؛ لذات فلسفه

ـ فانون فرانتس؛ سال پنجم انقلاب الجزایر؛ ترجمه تابنده12966

 

شنبه ۱ تیر ۱۳۹۲ - ۱۶:۵۳
کد خبر : 30651
بازدیدها: 875

پاسخی بگذارید »