پنجشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۵

تبلیغات

بیانات آیت‌الله تهرانی از ظاهر و باطن لیلة‌القدر:

شب ۲۳ رمضان؛ شب محو و اثبات

danesheroz1 مرداد ۹, ۱۳۹۲ ۰
شب ۲۳ رمضان؛ شب محو و اثبات

دانش روز: آیت‎الله تهرانی می‌گفت: شب ۲۳ رمضان شب محو و اثبات است؛ یعنی اگر چیزی که برای ما در شب ۲۱ نسبت به سال آینده ترسیم شد نقصی داشت، در شب ۲۳ می‎توانی آن را با دعا عوض کنی و اگر سوء بود، می‏توانی با دعا آن را تبدیل به حسن کنی

به گزارش دانش روز، امروز بیست و دومین روز ماه ضیافت الهی و در آستانه شب قدر است. در تعیین شب قدر اختلاف نظر است، ولى از مجموع روایات واردشده در این موضوع و سیره پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع) و اصحاب مى‌توان گفت: شب قدر بودن شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان، یقینى است و شب‌هاى نوزدهم و بیست و یکم وسیله‌اى براى دست یافتن به آن است؛ شبی که مطابق روایات قلب ماه رمضان است: «قَلبُ شَهرِ رَمَضانَ لَیلَهُ القَدرِ»(بحار الأنوار، ج۵۸، ص۳۷۶).

ماه رمضان امسال با همه شور و حلاوت روحانی‌اش برای تهرانی‌ها غمی در دل نهفته دارد و آن خلأ بزم‌های معرفت و اخلاق استاد مبرز اخلاق و عرفان آیت‌الله آقامجتبی تهرانی است. در آستانه ماه مبارک رمضان، متن سلسله جلسات این استاد فقید اخلاق در ماه رمضان سال ۹۰ با موضوع دعا منتشر می‌شود. جلسه بیست و دوم (اول شهریورماه ۱۳۹۰):

مروری بر مباحث گذشته

 ماه مبارک رمضان ماه تلاوت کلام الهی است که از مصدر وحی نازل شده است و ماه راز و نیاز عبد است. در این ماه عبد، خواستهها و حاجاتش را از ربّش تقاضا میکند که از آن تعبیر به «دعا» میشود. لذا ماه مبارک رمضان ماه تلاوت قرآن و ماه دعا است. بحث ما راجع به مضامین دعا بود. در شب نوزدهم عرض کردم که خواسته ما در این لیالی قدر دو چیز است؛ یکی ترمیم گذشته و دیگری ترسیم آینده.

در شب بیست‏ویکم عرض کردم که ما بهترین ترمیم و بهترین ترسیم را از خدا می‏خواهیم. بهترین ترمیم یعنی خدا نه‌تنها ما را به‌جهت خطاها و عصیان‏های‌مان عقوبت نکند، و نه‌تنها تمام موجوداتی که از این فعل ما مطلّع شدند، علیه ما گواهی ندهند، بلکه این معاصی و خطاها را امحاء و انساء کند؛ یعنی آن موجوداتی که بر این خطاها مطّلع شدند، از قبیل اعضا و جوارح و فرشتگان و زمین و زمان را به فراموشی بیفکند.

دعا، قضای حتمی الهی را تغییر می‏دهد

ابتدا باید مطلبی را تذکّر بدهم؛ در روایتی که از زراره نقل شد، بیان شد که شب نوزدهم شب اندازهگیری و بررسی امور است؛ لذا از آن تعبیر به «شب تقدیر» شد. شب بیست و یکم هم شبی است که امور مقدّرشده، ثبت و ضبط میشود. در شب بیست ‏و سوم هم ولی ‏الله ‏الاعظم موارد ثبت‏شده را توشیح میکند. بنابر این امشب که شب بیست ‏و سوم است، کار تمام شده است! پس ما برای چه اینجا جمع شده‏ایم؟!

من ابتدا دو روایت میخوانم و سپس عظمت امشب را عرض میکنم که به‌دلیل این عظمت، تا به این حد بر شب بیست ‏و سوم تأکید شده است که بعضی قائل هستند که شب قدر، همین شب بیست ‏و سوم است، روایتی است که از روایات صحیح اصول کافی است، زراره می‏گوید امام محمد باقر (علیه ‏السلام) به من فرمودند: «أَ لَاأَدُلُّکَ عَلَى شَیْ‏ءٍ لَمْ‌یَسْتَثْنِ فِیهِ رَسُولُ اللَّهِ»؛ آیا میخواهی تو را به چیزی راهنمایی کنم که پیغمبر برای آن استثنا نیاورد؟ فرمایش حضرت اشاره به این است که پیغمبر در آن مسأله «اِن‏شاءالله» نگفت؛ بلکه آن را به‌صورت قطعی بیان فرمود. چون وقتی انسان «اِن‏شاءالله» میگوید، احتمال انحلال وعده وجود دارد. پیغمبر یک‏جا استثنا نکردند و محکم گفتند.

زراره می‏گوید: گفتم بفرمایید! حضرت فرمود: «الدُّعَاءُ یَرُدُّ الْقَضَاءَ وَ قَدْ أُبْرِمَ إِبْرَاماً»؛ دعا قضا را رد میکند، اگرچه ثبت و ضبط شده باشد. در موثقه زراره نیز فرمودند که شب نوزدهم «لیله ‏التقدیر» است و شب بیست ‏و ‏یکم «لیله ‏الإبرام» است. اگرچه تقدیر تو ثبت و ضبط شده باشد، بااین‌حال اگر دعا کنی، خداوند آن را عوض میکند. در ادامه روایت می‏فرماید: «وَ ضَمَّ أَصَابِعَهُ».  حضرت انگشتهای‌شان را مُشت کردند و به‌کنایه فرمودند: اگر قضای تو به این محکمی هم باشد، خداوند آن را باز میکند!

روایت دیگری که آن نیز در اصول کافی است، روایت ابی‏ولّاد از امام موسی کاظم (علیه ‏السلام) است که فرمودند: «عَلَیْکُمْ بِالدُّعَاءِ فَإِنَّ الدُّعَاءَ لِلَّهِ وَ الطَّلَبَ إِلَى اللَّهِ یَرُدُّ الْبَلَاءَ وَ قَدْ قُدِّرَ وَ قُضِیَ وَ لَمْ یَبْقَ إِلَّا إِمْضَاؤُه»؛ بر شما باد بر دعا! همانا دعا و درخواست از خدا، بلای ثبت‏شده‏ای را که تنها امضایش باقی مانده، رد میکند. «فَإِذَا دُعِیَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ وَ سُئِلَ صُرِفَ الْبَلَاءُ صَرْفَهً».  اگر خداوند خوانده شود و از او درخواست شود، بلا از انسان دور می‏گردد.

شب بیست‏وسوم ماه رمضان، شب محو و اثبات

شب بیست‏وسوم، شب سرنوشت‏ساز است؛ شب محو و اثبات است. یعنی اگر آن چیزی که برای ما در شب بیست ‏و یکم نسبت به سال آینده ترسیم شد نقصی داشت، در شب بیست‏ و ‏سوم میتوانی آن را با دعا عوض کنی و اگر سوء بود می‏توانی با دعا آن را تبدیل به حَسَن کنی. لذا عظمت شب بیست و ‏سوم بیشتر از شب‏های دیگر است؛ چرا که شب سرنوشت‏ساز است، شب محو و اثبات است. آنچه‏ در موثقه زراره بود همه درست است، اما از طرف دیگر صحیحه زراره و روایت ابی‏ولّاد نیز وجود دارد که مسائل را به‌خوبی ترسیم می‏کنند.

آداب ضیافت و مهمانی

در باب «آداب ضیافت و مهمانی» روایات بسیاری داریم. بعضی روایات به‌نحو کلّی دعوت به مهمان‏نوازی می‏کنند؛ مانند روایتی از پیغمبر اکرم (صلّی ‏الله ‏علیه ‏و آله ‏و سلّم) که فرمودند: «مَنْ کَانَ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَلْیُکْرِمْ ضَیْفَه».  کسی که ایمان به مبدأ و معاد دارد، باید خوب مهمان‏نوازی و اکرام کند. در وصیتهایی که علی (علیه السلام) شب بیست ‏و ‏یکم به فرزندش کرد، حضرت اموری را فرمودند که یکی از آن‏ها این بود: «وَ إِکْرَامِ الضَّیْفِ».  مهمان‏نواز باش! حتّی حضرت نسبت به قاتل خود نیز سفارش کردند که از او به‌خوبی پذیرایی کنید.

خصوصیات زیادی در بحث مهمان‏نوازی و مهمان‏داری بیان شده است که نمونه‏هایی را عرض میکنم. روایتی از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که فرمودند: «لَاتَقُلْ لِأَخِیکَ إِذَا دَخَلَ عَلَیْکَ أَکَلْتَ الْیَوْمَ شَیْئاً وَ لَکِنْ قَرِّبْ إِلَیْهِ مَا عِنْدَک»؛ مبادا به مهمانی که در خانه تو وارد شده بگویی: آیا امروز چیزی خورده‏ای یا خیر! بلکه هرچه داری پیش او بگذار و از او پذیرایی کن! «فَإِنَّ الْجَوَادَ کُلَّ الْجَوَادِ مَنْ بَذَلَ مَا عِنْدهُ». حدّ اعلای جود و سخاوت این است که میزبان آنچه را دارد در کاسه اخلاص گذاشته و نزد مهمان بگذارد.

روایاتی در مهمان‏نوازی نقل شده است که اگر مهمان خواست برود، او را در رفتن کمک نکن! یا این‏که کرم در این است که هرچه مهمان بیشتر مصرف کند، صاحب‏خانه بیشتر خوشحال شود. علی (علیه السلام) میگوید: «لَذَّهُ الکرامِ فی الإطعامِ».  هرچه مهمان بیشتر مصرف کند، خوشحالتر میشوم. پیغمبر اکرم فرمودند: «مِنْ حَقِّ الضَّیْفِ أَنْ تَمْشِیَ مَعَهُ فَتُخْرِجَهُ مِنْ حَرِیمِکَ إِلَى الْبَابِ».  اگر مهمان، خودش خواست برود، او را احترام کن و تا در منزل، او را همراهی کن. این‏ها همه از آداب الهی است؛ چون تمام این دستورهایی که انبیا و اولیا میدادند ــ اعمّ از الزامی و غیرالزامی ــ همه دستورهای الهی بوده است. این مقدّمه اوّل بحث بود!

ماه مبارک رمضان، خانه ضیافت الهی

امّا مقدّمه دوم؛ اهل معرفت می‏گویند ماه مبارک رمضان، «دارُ ضیافهِ الله» است. ماه رمضان، خانه مهمانی خدا است. ماه رمضان، ظرف زمان و مکان مهمانی خدا از بندگانش است. این محل، محل پذیرایی مهمانها است و این مقطع زمانی، مقطع پذیرایی خدا از انسانها است. عبارت «دارُ ضیافهِ الله» از خطبه پیغمبر اکرم پیرامون ماه رمضان گرفته شده است که حضرت فرمودند: «أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَیْکُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَکَهِ وَ الرَّحْمَهِ وَ الْمَغْفِرَهِ …ِ هُوَ شَهْرٌ دُعِیتُمْ فِیهِ إِلَى ضِیَافَهِ اللَّه»؛ ماه رمضان، ماهی است که شما به مهمانی خدا دعوت شده‏اید. «وَ جُعِلْتُمْ فِیهِ مِنْ أَهْلِ کَرَامَهِ اللَّهِ».  شما در این ماه مورد کرامت خاصّ الهی قرار میگیرید.

حالا سؤال من این است که آیا امکان دارد که خدا به انبیا و اولیا بگوید که به مردم بگویید این‏گونه مهمان‏داری کنید، امّا خودش به‌گونه‏ای دیگر مهمان‏داری کند؟! مگر میشود خدا آداب ضیافت را به من بفرماید و خودش عمل نکند؟! آیا قبیح نیست امشب خدا از من سؤال کند که در این ماه رمضان که مرا در خانه خودش مهمان کرده چه‌چیزی همراه خودت آورده‏ای؟! آیا قبیح نیست که از من بپرسد که آیا گرسنهای یا سیری؟!

وفدت علی الکریم بغیر زاد     من الحسنات و القلب السلیم

 و حمل الزاد اقبح کل شیء       اذا کان الوفود علی لکریم

من مهمان شخصی کریم شده‏ام و چیزی هم به‌همراه ندارم؛ نه حسناتی دارم و نه قلبی سلیم. آیا وقتی کسی در خانه کریم مهمان میشود، توشهاش را نیز همراه خود میبرد؟! چه زشت است این عمل! امشب همه ما دست‏خالی آمدهایم و میخواهیم دست پر برویم، اِطعام این مهمانی چیست؟ اطعام این مهمانی در خطبه پیغمبر اکرم آمده است؛ «برکت، رحمت و مغفرت». تمام خیرات عالم از این سه چیز نشأت میگیرد. هرچه بخواهی در این سه سرفصل گنجانده شده است.

ظاهر لیله ‏القدر و باطن لیله ‏القدر، خادمان ماه رمضان

آیا این خوان نعمت الهی که بنا بر روایات، شب قدر قلب آن است، خدمه هم دارد؟ بله! خدمههای این دار ضیافت، در ارتباط با اسرار و خزانه غیب الهی هستند. یکی از این خدمهها فیوضات را از خزانه غیب الهی می‏گیرد، که از آن به «باطن لیله ‏القدر» تعبیر می‏شود. او این فیوضات را به موجود نورانی دیگری تحویل می‏دهد که او فیض الهی را در همه عالم هستی منتشر می‏کند، و از او به «ظاهر لیله ‏القدر» تعبیر می‏شود. این دو موجود نورانی با یکدیگر نسبت هم دارند و با هم محرم هستند. یکی مادر است و دیگری پسر است. مادر، فیوضات را از خزانه غیب الهی میگیرد و به دست پسرش میدهد و او است که این عنایات خداوندی را در عالم پخش میکند. در روایت نقل شده است که باطن لیله ‏القدر زهرا (سلام الله علیها) است و ظاهر لیله ‏القدر امام زمان (صلوات الله علیه) است.

  توسّل به حضرت زهرا (سلام ‏الله ‏علیها)

  حالا ببینیم با باطن لیله القدر چه کردند؟ در روایتی از حضرت زهرا (سلام الله علیها) نقل شده است که آن‏ها آمدند و درِ خانه من را به آتش کشیدند. من آن‏ها را به خدا و پدرم قسم دادم که دست از ما بردارید و بروید، امّا اعتنا نکردند و به این اکتفا نکردند. «وَ رَکَلَ الْبَابَ بِرِجْلِهِ فَرَدَّهُ عَلَیَّ وَ أَنَا حَامِل»؛ چنان به این در لگد زد که این درِ نیم‏سوخته به‌روی من افتاد، در حالی که من باردار بودم… «فَسَقَطْتُ لِوَجْهِی وَ النَّارُ تَسْعَرُ وَ تَسْفَعُ وَجْهِی»؛ من با صورت به‌روی زمین افتادم، در حالی‏که آتش زبانه میکشید و چهره مرا میسوزاند… «فَضَرَبَنِی بِیَدِهِ حَتَّى انْتَثَرَ قُرْطِی مِنْ أُذُنِی»؛ سپس چنان با سیلی به صورتم زد که گوشوارههای من از گوشم پراکنده شد… . «وَ جَاءَنِی الْمَخَاضُ فَأَسْقَطْتُ مُحسناً قَتِیلًا بِغَیْرِ جُرْم».  درد زایمان مرا فراگرفت و محسنم را سقط کردند… .

منبع:دانا

چهارشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۲:۵۱
کد خبر : 44682
بازدیدها: 163

پاسخی بگذارید »