پنجشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۵

تبلیغات

سیندرلای تهرانی!

danesheroz1 مهر ۶, ۱۳۹۲ ۰
سیندرلای تهرانی!

دانش روز: نگاهی به نمایش ”سیندرلا” به نویسندگی و کارگردانی ”جلال تهرانی”

به گزارش دانش روز، آخرین اثر نمایشی جلال تهرانی که از اوایل شهریور به روی صحنه رفته، از سیندرلایی راز و رمزگونه پرده برداری میکند. یک سیندرلا، مردی بازپرس و عاشق، زنی مردپوش، تیمساری که گروهبان است و … همه کاراکترهایی از “سیندرلا” هستند که این روزها، آخرین اجراهایش را در سالن اصلی تئاتر شهر می گذراند.

جلال تهرانی در این نمایش، محتوا و مضمون “سیندرلا”ی کلاسیک را دگرگون و به نوعی  آن را دراماتورژی کرده است. هدف این بوده این داستان در گذر از طول زمان بتواند در فضایی معاصر مفهوم  خود را آشکار کند؛ یک زن که همسر ژنرال (مجید آقاکریمی) است به دنبال ناجی هر بار لنگه کفش اش را در خانه ای جا می گذارد و این بار قصه به سوی سروان (بهزاد عبدی) سمت و سو یافته است. مردم به دنبال کشف این رابطه اند و داستان طوری پیش می رود که از منظر آنان سروان از سر حسادت رقیب خود ژنرال را به قتل می رساند و حالا باید قصاص شود و اعدام بهترین شیوه برای قصاص است. در این داستان وقتی سیندرلا (طناز طباطبایی) در مسیر ترقی قرار می گیرد، نوبت به زن گروهبان (مجید آقاکریمی) می رسد. او زنی که با ژنرال رفت و آمد می کند و همه بی خبرند از اینکه این زن خواهر ژنرال است و به همین خاطر با برادرش رفت و آمد دارد. گروهبان در گفت و گو با سرهنگ (گلاب آدینه) این شایعه را می خکشاند وگرنه این داستان به جاهای باریک کشانده می شد و در آن قتل و قصاصی موج می زد. بنابراین در اینجا هیچ آرمانی برای زیستن نیست و همه از سر بیکاری و ناچاری فقط برای هم دروغ می گویند و به جای تفکر والا برای پردازش شکوه و عظمت انسانی، مدام درگیر توهم و تصور اشتباه اند که در آن جز قهقهرا و ویرانی هیچ چیز دیگری وجود نخواهد نداشت.

IMG20032816

سیندرلا در جامعه ای متولد می شود که در آن شایعه بسیار فراگیر است. این توضیحی است که نویسنده در ادامه آن اضافه میکند: “یک زن خیلی معمولی بر اساس این شایعات به سیندرلا تبدیل می شود. محور این ماجرا این پرسش است که چطور شایعه می تواند در چنین جامعه ای به جای واقعیت بنشیند و مناسبات واقعی جای خود را به مناسبات مجازی بدهد.” در این مسیر مدام با بازجویی و تهدید آدم ها و رجز خوانی آنها مواجه ایم. انگار جماعتی بیکار و سرگردان اند که مدام به دنبال سر در آوردن از کار دیگران و درست کردن داستان برای آن ها هستند. در واقع “سیندرلا” نمایشی درباره شایعه است. جامعه ای فرضی و خیالی که ضد آرمانگراست، می خواهد بر اساس شایعات بودن یا نبودن آدم ها را بنا بر سلیقه و خواست خود تغییر دهد.

IMG20033544

بازیگران در این نمایش، سبک بیانی ویژه ای را به کار می برند. آنها ریتمیک، با ضرب و مقطع مقطع دیالوگ هایشان را می گویند. اصلا یک مترونوم دارند که بر اساس آن آهنگ دیالوگ ها تنظیم می شود. کارگردان این سبک بیانی را بخشی از فرم کار می داند. جلال تهرانی در این باره توضیح می دهد که اساسا محتوای بدون فرم را به رسمیت نمی شناسد و میگوید: “در واقع تاکید من روی فرم است و نه صرفا آوا. بخشی از حوزه فرم به الحان و موسیقی کلام مرتبط می شود. علاقه من همیشه این بوده است که فرم دیالوگ ها در تئاتر بتواند فارغ از معنای لغت نامه ای، معنای اصلی را منتقل کند.” مثل نمایش های قبلی تهرانی، دیالوگ ها مثل تصاویر و حرکات نمایشی تماشاگر را به خود جلب میکنند؛ باید نشست و نگاهشان کرد. اما این تا جایی پیش می رود که می توان گفت “سیندرلا” بیشتر ادبیاتِ روی صحنه است و نه نمایشِ روی صحنه؛ طوری که سایه ی سلیقه ی نویسنده انگار بر روی نمایش سنگینی می کند. در واقع در این نمایشنامه هم مثل اکثر کارهای تهرانی بیشتر اتفاقها از طریق زبان و گفتار شکل می گیرد. کاراکترها در موقعیتهای ساکن قرار دارند و با یکدیگر به گفتگو میپردازند و از این طریق به مخاطب اطلاعات میدهند.

IMG20032998

در “سیندرلا” مستقیم گویی وجود ندارد. به نوعی هرتماشاگر می تواند از این فضا فکر و برداشت خاص خود را داشته باشد.
طراحی صحنه مدلی از بال هواپیما و یک پلکان مرتبط با دوره باروک است و میز و صندلی رونده که روی ریل حرکت می کند. صداها از درشکه و قطار و اتومبیل پر و خای می شود و به نوعی تداعی گر نشانه هایی از قرون گذشته و امروز است. انگار این داستان ریشه در گذشته دارد و امروز روند تکاملی خود را یافته است. ارجاعاتی که ذهن را از آن دور دست تا چشم اندازی امروزی سوق خواهد داد. حتی ورود دختر خواننده اپرا بیانگر سیندرلای حقیقی است که از آن قصه کلاسیک بیرون آمده و ترانه خوانی می کند.

IMG20033025

در کل، نمایش “سیندرلا” اگرچه با متنی استخوان دار درچهار چوب و منسجم در ارائه مفاهیم روبروست اما کاستی هایی را نیز در اجرا دارد.مهم ترین ایرادی که به این اجرا حاکم است طولانی و کشدار بودن ریتم اجراست.بازیگران در بسیاری از لحظات نمایش مجبور به تکرار حال و هوای پیشین خود هستند.تصاویر و قاب بندی های کارگردان در همان یک ساعت نخست رو به پایان است و باقی ماجراها در قالب دیالوگ و داستان به پیش می رود.بنابراین کارگردانی جلال تهرانی بر خلاف انتظارات یکدست پیش نمی رود. دنبال کردن پیش روی یک ماجرای امروزی از بریده ی یک نمایش قدیمی، خود حرکت نوآورانه ای است که در متن اتفاق افتاده است. اجرا هم تا حد زیادی به آن وفادار مانده اما در عین حال زبان و بیان خود را با مصداق های خاص خود بر متن تحمیل کرده است. بنابراین این افراط گرایی در شکل بیانی اجرا هم تا حد زیادی شاید بیان گر خواسته دور شدن از متن باشد. به همین خاطر هم راه به جایی نمی برد. حالا بازیگر هر چقدر هم پویا و خوش بیان باشد. نمایش در جاهایی کم می آورد و حتا متوقف می شود.

 

 

 

 

منبع:مفاآنلاین

شنبه ۶ مهر ۱۳۹۲ - ۱۶:۲۱
کد خبر : 63000
بازدیدها: 482

پاسخی بگذارید »