پنجشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۵

تبلیغات

کارنامه هنری جوان عاشق سینمای ایران

سوپراستاری که به حاشیه رفت/بازیگری که گریم آزارش می‌دهد

danesheroz دی ۱۸, ۱۳۹۱ ۰

محمدرضا فروتن در اوایل دهه ۷۰ به واسطه اکبر اصفهانی که عکاس فیلم است به بهرام کاظمی معرفی شد تا نقش کوتاهی در فیلم او با نام هدف (۱۳۷۳) ایفا کند

محمدرضا فروتن فارغ التحصیل روانشناسی بالینی از دانشگاه آزاد، با آغاز موج جوانگرایی در سینمای ایران در نیمه دوم دهه ۷۰ نام خود را بر سر زبان ها انداخت. او در چند سال اول شروع فعالیتش پس از آموزش در کلاس های آزاد بازیگری زیر نظر حمید سمندریان در نقش های کم اهمیت و درجه دوم و سوم بازی کرد و قابلیت و استعداد زیادی در بازیگری از خود نشان نداد. برای همین خود او هم در روزهایی که در مقام بازیگر پیروزی و موفقیت را در آغوش کشید از بازی در نخستین فیلم هایش اظهار ناخرسندی کرد و نقش آفرینی در آن فیلم ها را برازنده خود ندانست.

ماجرا از این قرار است که محمدرضا فروتن در اوایل دهه ۷۰ به واسطه اکبر اصفهانی که عکاس فیلم است به بهرام کاظمی معرفی شد تا نقش کوتاهی در فیلم او با نام هدف(۱۳۷۳) ایفا کند.

هدف و چند فیلم بعدی فروتن مثل «آخرین بندر»، «فاتح»، «براده های خورشید» و «ماه و خورشید» محمد حسین حقیقی نام او را مطرح نکردند. اگرچه در کارنامه بازیگری او مراحلی بودند که باید پشت سر می گذاشت تا اینکه مسعود کیمیایی با فیلم های مرسدس(۱۳۷۶)، فریاد(۱۳۷۷) و اعتراض(۱۳۷۸) او را در مرتبه مطرح تری در بازیگری ارتقا داد.

کیمیایی در این سه فیلم مثل همه فیلم هایش از فروتن نه یک شخصیت با فردیت خود ویژه بلکه یک «تیپ» با خصیصه های کلی ساخت و پرداخت. در همین سال ها در فیلم «دو زن» تهمینه میلانی و «قرمز» فریدون جیرانی و «متولد ماه مهر» احمدرضا درویش نیز بازی کرد که برای «قرمز» جایزه سیمرغ بلورین هفدهمین جشنواره فیلم فجر را در سال ۷۷ دریافت کرد.

فروتن در «دو زن» شخصیتی تیپیکال شبیه آدم های فیلم های کیمیایی ارائه داد که چیزی جز رفتار خود را بروز نمی دهند؛ اما در «قرمز» و «متولد ماه مهر» آدمهایی را نشان داد که به رغم اینکه به شخصیت های واقعی نزدیک ترند خود را با سطح ظاهر رفتارشان نمایش می دهند و کمتر خصوصیت مهمی از درونیات خود را آشکار می کنند.

حدفاصل ارتقای فروتن از بازیگری گمنام و درجه دو و سه به بازیگری پرمخاطب حضورش در یکی از قسمت های مجموعه تلویزیونی «سرنخ»(با نام تماشاخانه)بود که کیومرث پوراحمد در سال ۱۳۷۶ ساخته بود.

قسمت تماشاخانه درست در لحظه ای نمایش داده شد که که کیمیایی برای نقش اصلی فیلم «مرسدس» به دنبال بازیگری مناسب می گشت و نیافته بود.

فروتن برای ایفای نقش «اسی» مناسب تشخیص داده شد و با ایفای این نقش در فیلم کیمیایی مسیر بازیگری خود را در راه درست تری پیمود که به ایفای نقش های مهم تری در فیلم های «زیر پوست شهر»، «شب یلدا» و «رقص با رویا» منتهی شد.

او در فیلم های «زیر پوست شهر» و «شب یلدا» بازی درونی تری ارائه داد و در «رقص با رویا» بازی دراماتیک ذهنی را با بازی ساده بی پیرایه درهم آمیخت که شبیه بازی نابازیگران بود، آنطور که نابازیگران فیلم های عباس کیارستمی و ابوالفضل جلیلی بازی کرده اند.

فیلم های فروتن در گام دوم بعد از «مرسدس» که او در انتخاب نقش هایش و کارگردان هایی که قرار است با آنها کار کند جانب حزم و احتیاط را نگه می دارد.

فروتن در این خصوص می گوید: به همان اندازه که در کارم بسیار سختگیر هستم در فیلمی که دوست ندارم بازی نمی کنم، یعنی اگر احساس کنم که نمیتوانم خودم را راضی به کاری کنم، هرگز آن کار را قبول نمیکنم.

و از همه این صحبت ها نتیجه می گیرد که در این مرحله از کارش نمی خواهد با سینما کاسبی کند و اگر روزی حضورش در سینما او را ارضا نکند از کار حرفه ای خود کناره گیری می کند تا مانند روزهای نخست فعالیتش مجبور نباشد در فیلم های درجه دو یا ضعیف ایفای نقش کند.

فروتن در خصوص فیلم هایش گفته است که نه براساس انگیزه های فنی، بلکه با اتکا و و رجوع به احساس و غریزه اش بازی در فیلمی را می پذیرد یا نمیپذیرد«من از ابتدا غریزی جلو رفتم. کم کم دریافتم که این شیوه جواب می دهد. البته بعدتر به این آگاهی هم رسیدم از هر کسی چیزی یاد گرفته ام؛ اما نتیجه همه گفتمان ها و آموخته های دیگران، حس و غریزه و از همه مهم تر تجربه های خودم بود که این شیوه را به من آموخت.»

توضیح خود او این است که در جلوی دوربین طوری به ایفای نقش می پردازد تا بیننده پس از دیدن فیلم، او را باور کند و بپذیرد و اصراری ندارد تا با بازی متفاوت تماشاگر را نسبت به نقش خود قانع کند. از نظر او اگر در فیلم ها باشد، که هست، باید به واسطه مضمون فیلمنامه، نوع کارگردانی، فضا، شخصیت پردازی و گفت و گوها اعمال شود تا زورآزمایی برای اثبات قابلیت های بازیگری خود.

این ساده پسندی حتی در گریمی که روی چهره اش هم انجام می شود نمود دارد. هرگونه خطوطی روی چهره اگر توجیه قابل قبول و منطقی نداشته باشد او را در پروردن نقش جلوی دوربین آزار می دهد، و از طراح چهره پرداز دلایل آن را جویا می شود و در این باره می گوید«روی هم رفته گریم را روی صورت خود می شناسم و به آن حساسیت دارم»

خود او گریمی را که مهری شیرازی در فیلم های «دو زن»، «زیرپوست شهر»، «شب یلدا» و «رقص با رویا» روی چهره اش انجام داد و در دو فیلم آخر سن او را از جوانی سی ساله به مرد جا افتاده چهل ساله افزایش داد بیشتر می پسندد.

«بربادرفته»، «ملاقات با طوطی»، «سربازهای جمعه»، «هشت پا»، «بازنده»، «باغ های کندلوس»، «مجردها»، «به آهستگی»، «نوک برج»، «خاک سرد»، «وقتی همه خواب بودند»، «اتوبوس شب»، «زن دوم»، «کنعان» و «تردید» از جمله فعایت های فروتن در دهه ۸۰ است که در مقابل بازیگران بزرگ و کارگردان های صاحب نامی به ایفای نقش پرداخت.

می توان گفت: بعد از اکران «مرسدس» در سال ۱۳۷۶ تا پایان دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ او سوپراستاری سینمای ایران را با مورد توجه بودن از سوی مردم و البته منتقدین تجربه کرد و عنوان موفق ترین بازیگر مرد اواخر این دهه بدون شک در اختیار محمدرضا فروتن بود که مجموعه از بهترین و مطرح ترین فیلم های آن سالها را به عنوان جوان اول سینما خصوصاً در نقش های عاشق عصیانگر بازی می کرد. اما با آغاز دهه ۸۰ و پس از بازی سراسر ستایش شده اش در جاودان فیلم «شب یلدا» او کمی فعالیت های خودش را تغییر داد و پس از یکی دو انتخاب ضعیف سعی در بازی کردن در نقش های متفاوت با سیمای جدیدی بر آمد که البته با آن فروتن شناخته شده اواخر دهه ۷۰ متفاوت بود.

در سال های اخیر و هجوم بازیگران به سینمای در حال رکود ایران، فروتن دیگر سوپراستار سینمای ایران نیست و خودش هم از سالها قبل در مصاحبه هایی به آن اذعان داشته که علاقه ای به آن جایگاه دیگر ندارد و آن را تجربه کرده است اما همچنان خودش را با وجود نزدیک شدن به سومین دهه فعالیتش در سینما به عنوان یکی از ستارگان مطرح سینمای ایران با کارنامه ای از بازی های خوب و قابل توجه که می تواند همچنان بدرخشد نگه داشته است.

او نیز در سال ۱۳۹۰ در اولین سریال تلوزیونی خود به نام «از یاد رفته» سه نقش متفاوت را ایجاد کرد و توانست این سریال بینندگانی را به خود جلب کند.

دوشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۱ - ۱۱:۲۸
کد خبر : 2874
بازدیدها: 264

پاسخی بگذارید »