پنجشنبه ۰۳ فروردین ۱۳۹۶

تبلیغات

سه ابتکاری که چمران در جنگ از خود به جای گذاشت

danesheroz2 خرداد ۳۱, ۱۳۹۲ ۰
سه ابتکاری که چمران در جنگ از خود به جای گذاشت

دانش روز: یک مورد دیگر، جریان پمپ آب بود. دکتر چمران‏ دستور داد پمپ‏ های خیلی بزرگ آب را روی دو برج بلند کنار کارون جوش دادیم و با این کار، آب‏ رود کارون را شب‏ ها زیر عراقی‏ ها می‏ انداختیم و تانک ‏های آنها در گل فرو می ‏رفت و زمین‏گیر می ‏شدند

به گزارش گروه وبگردی دانش روز، «مومن مجمع اضداد است.» البته سبب معیار دنیوی ما انسان هاست که بین کارهای مومن تضاد و تناقض می بینیم. در دورانی که عرفان با چله نشینی و گوشه گیری تعریف می شد، چمران هم دعای «کمیل» را ترجمه کرد و هم بالاترین دوره های »جنگ چریکی» را دید. کسی که عنوان تز دکتری او «باریکه الکترون در منگترون با کاتد سرد» بود، روزی در کنار امام موسی صدر به یاری فقرای لبنان شتافت و روز دیگر وزیر دفاع امام خمینی بود و هم چون یک سرباز در سوسنگرد جنگید. دکتر رضا امراللهی به ۳ ابتکار جالب از شهید عارف مجاهد دکتر چمران در دوران ۸ ساله دفاع مقدس اشاره کرده که خواندنی است:

دکتر چمران واقعا یک نابغه نظامی و علمی بود. ابتکارهای ایشان در جبهه‌ها واقعا شگفت‌انگیز بود. من فقط به دو سه مورد آن‏ اشاره می‏کنم. یکی از آنها، قصه‏ خورشیدی‏ هاست. کارخانه فولادسازی اهواز پر از آهن بود و عراقی‏ ها تا نزدیکی آنجا آمده بودند؛ آقای چمران دستور داد بچه‏ ها آهن‏ها را به طول‏ ۱۸۰ سانت ببرند و یک گروه صد نفره برای این کار تشکیل داد. بچه‏ های بسیجی و رزمنده، آهن‏ها را به طور خاصی به هم جوش می ‏دادند و پنج شاخه ‏ای‏ ساخته می‏ شد که به آن خورشیدی می‏ گفتند. بچه ‏ها شاید بین ۳۰ تا ۵۰ هزار خورشیدی درست‏ کردند و آنها را در مسیری ۱۵ کیلومتری در محل‏ عبور تانک‏ های عراقی در راه سوسنگرد به اهواز قرار دادند،جایی که عراقی‏ها از آنجا خیلی فشار می ‏آوردند.
با این ابتکار ساده آقای چمران راه‏ عراقی‏ ها بسته شد و دیگر نتوانستند از آن راه جلو بیایند. این خورشیدی‏ ها در شنی تانک‏ ها فرو می‏ رفتند و بدون انفجار آنها را زمین‏ گیر می‏ کردند.

یک مورد دیگر، جریان پمپ آب بود. دکتر چمران‏ دستور داد پمپ‏ های خیلی بزرگ آب را روی دو برج بلند کنار کارون جوش دادیم و با این کار، آب‏ رود کارون را شب‏ ها زیر عراقی‏ ها می‏ انداختیم و تانک ‏های آنها در گل فرو می ‏رفت و زمین‏گیر می ‏شدند.

یک وقت هم شهید چمران دستور داد ۳۰۰ یا ۴۰۰ چوب الوار بلند، از همان الوارهای‏ بنایی تهیه کردیم و از بچه ‏ها خواست که‏ قوطی ‏های خالی کمپوت و کنسرو را هم جمع کنند و بعد در آنها کمی روغن سوخته و کاه ریختند و دستور داد روی هر کدام از تخته‏ ها چند تا از این‏ قوطی‏ها را نصب کردند. غروب که می‏شد فتیله‏ این قوطی‏ها را روشن می‏کردند و الوارها را با فاصله روی رودخانه کارون می‏ریختند. دشمن که‏ از دور، آتش و دود روی این الوارها را می‏دید، تصور می‏کرد که نیروی عظیمی از روی رود کارون‏ به سمت آنها می‏رود. باور کنید تا دشمن فهمید که‏ اینها در واقع چیست،نزدیک به دو ماه که این‏ تکنیک برپا بود ، هر چه گلوله داشت توی کارون‏ ریخت!

منبع: باشگاه خبرنگاران

جمعه ۳۱ خرداد ۱۳۹۲ - ۰۹:۴۰
کد خبر : 29915
بازدیدها: 317

پاسخی بگذارید »