پنجشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۶

تبلیغات

اختصاصی دانش روز:

زندگینامه محمد نصیری شهید گلگون کفن البرزی

danesheroz1 شهریور ۳۱, ۱۳۹۲ ۰
زندگینامه محمد نصیری شهید گلگون کفن البرزی

دانش روز: محمد نصیری در سال ۴۱ در خانواده ای مستضعف اما مومن و متعهد به دین اسلام در محله مهدی شهر چشم به جهان گشود

محمد نصیری

نام پدر: گل علی

تاریخ تولد و محل تولد:۴۱/۱/۵ کرج

تاریخ شهادت: ۶۲/۸/۱۶

یگان خدمت:  ۱۰۵

محل و نحوه شهادت: عملیات والفجر- اصابت تیر مستقیم دشمن

تحصیلات: دیپلم

دفعات اعزام:—–

محل مزار شهید: گلزار شهدای حاجی آباد

زندگینامه شهید:

به گزارش دانش روز، محمد دوران طفولیت را در کنار پدر و مادر خود سپری کرد. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه فاتح کرج، دوره راهنمایی را در مدرسه کوشش سابق(جهاد فعلی) و دوره هنرستان را در ترک آباد سپری کرده و دیپلم خود را در هنرستان شهید دکتر مظلوم بهشتی فرخ اخذ نمود.

بسیار متواضع بود آنچنانکه در هنگام سخن گفتن ذکر علی (ع) برلب داشت و می گفت: علی (ع) می فرماید: بهترین عضو بدن انسان زبان اوست زبان درنده است اگر ان را رها کنید می درد.

قبل از انقلاب از لحاظ اخلاق و اجتماعی فعالیت بسزایی داشت و جوانها را از انحراف اخلاقی باز می داشت. در مرحله اول انقلاب در تاریخ ۲۲ بهمن سال ۵۷ شهید نصیری در سنگر مدرسه همیشه سخن از جنایتهای آن سلطه جویان می گفت و علیه ظلم و ستهم پهلوی به مبارزه می پرداخت.

شهید محمد همانند دیگر برادران خود در براندازی رژیم فعالیت چشم گیر داشت. بعد از انقلاب تحول روحانی در وی ایجاد شد و به موضع گیری شدید در برابر گرهکها پرداخت. در هنگام آغاز جنگ تحمیلی برای اولین بار با گروه شهید دکتر چمران به جبهه اعزام شد و در جبهه های جنوب وغرب شرکت کرد.

این شهید عاشق جبهه بود و از روحیات والایی برخوردار بود و ایمان کاملی داشت. وی در عملیات های رمضان، مسلم بن عقیل، والفجر مقدماتی، والفجر یک  و والفجر چهار شرکت داشت و سفارش می کرد هیچگاه جبهه را فراموش نکنید و به جبهه بروید.

وی هنگامی که مادرش مریض شد او را به بیمارستان می برد و بستری می کرد و به مادرش می گوید به جبهه باز می گردم. مادرش می گوید: با این حال من؟ او می گوید رفتن به جبهه به قول امام واجب کفائی است اگر مایل نیستید فردا می روم ولی مادرش می گوید نقشه و برنامه ات را عملی کن و امروز برو. شهید با یکی از دوستانش به نام مجید رضایی و چند تن دیگر به اصفهان در رابطه با ماموریت جبهه و جنگ سفر کردند. پس از عملیات رمضان ۵ با یکی از دوستانش به مرخصی آمد که در موقع بازگشت یک ماشین برای تحویل به جبهه به آنها داده شده بود که در جاده قم – اراک تصادف پیش می آید و ۲ تن از دوستانش به درجه رفیع شهادت نائل می شوند وی نیز مجروح می شود و پس از بهبودی به جبهه باز می گردد و در والفجر ۴ شرکت کرد و در اثر اصابت تیر مستقیم دشمن در تاریخ ۶۲/۸/۱۶ به درجه رفیع شهادت نائل شد و با خون پاکش سند رسوایی مزدوران بعثی را امضا نمود . روحش شاد و جایگاهش بهشت برین باشد.

محمد از زبان مادرش:

مادرش می گوید روزیکه موفق به اخذ مدرک دیپلم شد گفتم خوشحالم که در تحصیل موفق شدی گفت: مادر این دیپلم دنیایی است و به درد نمی خورد. باید سعی کنیم دیپلم آخرت را بگیریم و با شهادت به آرزوی خود می رسیم. مادرش می گوید: آخرین باری که به جبهه ی رفت دلم طور دیگری شده بود انگار ندایی در دلم طنین افکنده بود راضی نمی شدم خداحافظی کنم آخه علاقه خاصی بین من و او بود. بعد از چند روز بچه های بسیج محل خبرشهادت وی را برای من آوردند.

وصیت نامه شهید:

قل هوالله احد، الله صمد

با سلام به پیشگاه ولی عصر(ع) و نایب امام و امت

با درود نثار برادرانی که در راه استوار نگاه داشتن پرچم حق شهید شدند. فکر نمیکنم نوشتن این حقیر تاثیری داشته باشد چه بسا کسی تمام عمر خود را بیهوده صرف کرده و حال در آخرین لحظه عمر خود یخواهد توبه کند. وصیت؟ وصیت به چی؟ اگر ما حرف گوش کن بودیم که از ائمه (ع) درس می گرفتیم و غافل نمی شدیم. دنیا امتحانی بیش نیست، امتحان درس اخلاق، تقوا و ایثارو خداوند امتحان پس می گیرد و بندگان مخلص خود را گلچین می کند. کیست که خود را به این در نورانی برساند و جز والسابقون اولئک المقربون شود و قلب خود را از مهر لبریز کندو خود را عاشق گرداند. امام جعفر صادق (ع) می فرماید: القلب و حرم ا…. و لا تمکن من حرم ا…غیر الله. یکی از درهای دیگر توبه است نباید از توبه غافل شد.

من شهادت در راه اهداف الهی را افتخاری جاودانه می دانم.                                       والسلام

 

یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۲ - ۰۲:۰۸
کد خبر : 61558
بازدیدها: 575

پاسخی بگذارید »