چهارشنبه ۰۹ فروردین ۱۳۹۶

تبلیغات

اختصاصی دانش روز:

زندگینامه عباس محمودی شهید گلگون کفن البرزی

danesheroz1 شهریور ۳, ۱۳۹۲ ۰
زندگینامه عباس محمودی شهید گلگون کفن البرزی

دانش روز: شهید عباس محمودی در سال ۱۳۴۲ در شهرستان کرج دیده به جهان گشود.

شهید عباس محمودی

نام پدر : خانعلی

تاریخ تولد و محل تولد : ۱۳۴۲ کرج

تاریخ شهادت :۲۹/۱۲/۶۰

یگان خدمت :گروه شهید چمران

محل و نحوه شهادت :عملیات فتح المبین – رقابیه

تحصیلات: سیکل

دفعات اعزام : ۲ بار

محل مزار شهید : گلزار شهدای جواد آباد کرج

عباس محمودی

به گزارش دانش روز، در ادامه زندگی این شهید بزرگوار و وصیت نامه ایشان را میخوانیم.

زندگی نامه شهید

عباس در سال ۱۳۴۲ در شهرستان کرج دیده به جهان گشود. تولد ایشان مصادف بود با شب یلدا (چله) همانطور که مادر شهید فرموده اند در آن شب نزدیک بود هم عباس از بین برود و هم من ولی به طور معجزه آسایی نجات پیدا کرده ایم .اتفاقات دیگر نیز بعد تولد ایشان می افتد که یک روز که عباس دو ساللش بود رفتم غذا درست کنم مشغول درست کردن غذا بودم که دیدم کنارم نیست همه جای خانه را گشتم رفتم توی باغ حاجی آباد اونجا یک استخر بود دیدم چیزی درون استخر بالا و پایین می رود وقتی جلوتر رفتم و دستم را توی آب کردم دیدم عباس است که درون استخر افتاده است و تمام دور چشمش کبود شده است و با هر زحمتی که بود ایشان به هوش آمد اصلا یک معجزه بود که خدا دوباره عباس را به من داد یک بارهم مهمان داشتیم وداشتم غذا درست می کردم یک کاسه آب بغل قابلمه برنج بود عباس هم کنار تنور نشسته بود گفتم عباس جان مادر برو کنار بشین تا من برنج درست کنم و اما عباس می گفت من میخواهم همینجا بشینم تا آمد بلند بشود برود محکم می افته روی کاسه آب داغ  و تمام بدنش می سوزد اینبار هم خدا دوبار عباس را به من داد.

عباس از همان سن ۱۰ سالگی نماز شب می خواند اصلا نمی گذاشت کسی متوجه نماز خواندنشان شود در سن ۱۶ سالگی بودند که از خانه وضو می گرفت تا تهران می رفت تظاهرات و راهپیمایی ها شرکت می کرد به همه ی امامان ارادت داشت .

در سن ۱۷سالگی به جبهه اعزام شد در وصیت نامه ایشان نوشته اند اگر اسلام پیروز شد یگ گوسفند قربانی کنید .روزی که ایشان در منطقه به شهادت رسیدند انگار آن شب به مادرشان وحی می شود که ایشون به شهادت می رسند شب بود آقای فلاح آمد به برادر شهید می گویند آیا پدرتان است با پدرتان کار دارم و وقتی پدر رفت و متوجه شد برگشت رنگ پریده سیاه مادر فهمید که عباس شهید شده است.

مادر شهید بیان کرده اند:

هنوز و همیشه حضورشان بر سر سفره خانه خودمان احساس میکنم خیلی در خواب بزرگشان می آید یک روز در خواب خواهرش آمد و همانطور که ایشان تعریف کرده اند به ایشون گفتم عباس کجائی چرا خونه ی ما نمایی عباس در جواب می گوید من از این بالا همه شما را زیز نظر دارم.

 وصیت نامه شهید .

بسم رب شهدا ولصدیقین

وصیت نامه عباس محمودی فرزند خانعلی کرج به تاریخ ۴/۱۰/۶۰

آری ای سرور شهیدان اسلام همانطور که تا بحال ۷۲ تن از یارانت و تمامی شهیدان کربلائی ایران به این گفته پاسخ مثبت دادند من هم چون رزمندگان شهید اسلام به این گفته جواب مثبت می دهم من در این لحظه نه یک بار و نه صد بار بلکه هزار بار از خداوند طلب آمرزش می کنم.  می دانم که پدرم برای شهید شدنم گریه می کند اما این کار را نمی کند چون او می داند که اگر گریه او را منافق ببیند خوشحال می شود و اما حرفم با مادرم این است که برای من گریه نکنند برای شهیدان راه اسلام گریه نکنند چون ما شهدا راحت هستیم برای ملتهای که زیر سلطه اجانب هستند گریه کنید .  همانطور می دانید به خدا قسم شما تحت ظلم نیستید شما را رهبر عزیز امام خمینی بت شکن از زیر ظلم ازاد کردند. ما پیرو ولایت فقیه هستیم و تا آخرین نفس دست از این مهم نمی کشیم.

یکشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۲ - ۲۳:۲۵
کد خبر : 54340
بازدیدها: 606

پاسخی بگذارید »