سه شنبه ۰۵ بهمن ۱۳۹۵

تبلیغات

اختصاصی دانش روز:

زندگینامه شهیدان محمدی ۲ برادر غیور البرزی

danesheroz1 شهریور ۱۸, ۱۳۹۲ ۰
زندگینامه شهیدان محمدی ۲ برادر غیور البرزی

دانش روز: زندگینامه ۲ برادر شهید استان البرز را در ادامه می خوانید

فرهنگ محمدی

نام پدر: محمد

تاریخ تولد و محل تولد: تهران ۱۳۴۶

تاریخ شهادت: ۱۳۶۵

یگان خدمت: پایگاه مغداد تهران

محل و نحوه شهادت: جزیره ماهی- عملیات کمیل – اصابت ترکش

تحصیلات: سال آخردبیرستان

دفعات اعزام:۱الی ۱۲ بار

محل مزار شهید:بهشت زهرا- قطعه سرداران۲۹

زندگی نامه شهید:

فرهنگ محمدی

فرهنگ در سال ۱۳۶۱ در تهران به دنیا آمد.روز تولدش مصادف بود با تولد امام هشتم که عمویش این نام را برای ایشان انتخاب کرد.

علایق مذهبی خانواده اش به ائمه فرهنگ او را تحت تاثیر قرار داد بطوریکه از۹ سالگی شروع به نماز خواندن و روزه گرفتن می کرد. در سن ۱۰ سالگی که مقارن با اوایل انقلاب بود وی اعلامیه های امام را پخش می کرد و حتی چند بار هم تحت تعقیب قرار گرفت. او دوران راهنمایی را در بهرام چوبینه نارمک و متوسطه را در دبیرستان شهدای انقلاب در رشته انسانی به پایان رساند.

به کتاب خواندن علاقه داشت و کتاب های شهید بهشتی و مطهری و نهج البلاغه می خواند. از همان ۱۰ سالگی به مسجد می رفت. فرهنگ امام را خیلی دوست داشت بعد از انقلاب در پادگان شهید نیری فعالیت خود را اغاز کرد. او به ائمه اطهار و امام زمان ارادت داشت و همیشه زمزمه کنان می گفت طالب خون شهدا مهدی بیا هر شب دعای کمیل گوش می داد اگر یک شب این دعا را گوش نمیداد خوابش نمی برد.

در سن ۱۵ سالگی توسط اقای نعمتی مدیر مدرسه اش به جبهه اعزام شد.  همیشه یا در بسیج حضور داشت یا در جبهه وتا پایان جنگ مکرر به جبهه اعزام می شد.

دریکی از این عملیات ها از ناحیه ۲ پا مجروح شد و دکتر ۴ روز برایش مرخصی نوشت.

به روایت پدر:

بعد از خروج از بیمارستان به مشهد الرضا رفته و پس از بازگشت به کرج به منزل پدری نرفت و نزد خواهر خود در تهران رفته و به او گفت که دیگر به کرج باز نم یگردد چرا که پدرش نمی گذارد به جبهه بازگردد و از همان جا به جبهه بازگشت و پس از عزیمت به جبهه مصادف با کربلای ۵ به توفیق شهادت در سال ۶۵ نائل شد.

فرهنگ همیشه می گفت: که خدا نکنه که بعد از شهادت مفقود شوم دوست دارم بعد از شهادت جنازه ام به دست خانواده ام برسد اما بر عکس شد  و۸ سال مفقود شد.

به روایت مادر شهید:

مادرش شبی در خواب می بیند که یک صف نمازجماعت در مدرسه شهدای انقلاب بر پاست وفرهنگ امام جماعت آن است یک خانم چادر مشکی پیش مادر بود و وقتی که مادر فرهنگ را می بیند و می گوید فرزندش مفقود است اما تا می خواست روی سر فرهنگ را بکشد از خواب می پرد. چند روز از دیدن این خواب نمی گذرد که در ۲۵ رمضان مادر و پدرش را به بنیاد شهید فرا می خوانند و پیکر مطهر فرهنگ را به آ نها تحویل میدهند.

شایان ذکر است که عنوان کنم وصیت نامه این شهید بزرگوار در بنیاد شهید موجود است

فریدون محمدی نام مستعار احمد

نام پدر:محمد

تاریخ تولد و محل تولد: تهران ۲۴/۷/۴۸

تاریخ شهادت: ۶/۱۲/۶۵

یگان خدمت: بسیج سپاه محمد رسول الله

محل ونحوه شهادت: شلمچه و به دست دشمن – اصابت ترکش به سر

تحصیلات: اول دبیرستان

دفعات اعزام:۳بار

محل مزار شهید: بهشت زهرا قطعه۲۹

زندگی نامه شهید:

فریدون محمدی (1)

فریدون در سال ۱۳۴۸ در خانواده ای مذهبی به دنیا آ مد وی با برادرش شهید فرهنگ محمدی ۲ سال اختلاف داشت و همیشه به برادرش احترام می گذاشت. برخلاف فرهنگ زیاد اهل مطالعه نبوده اما جنگ را بسیار دوست داشت از۴ سالگی با پدر و مادرش در تظاهرات شرکت می کرد انچنان که خانواده اش می گویند: بعد از نماز جماعت در مساجد می ایستادو می خواست با ما بیاید پدرش می گفت که ماموران بی رحمند و ممکن است دستگیر شوی اما قبول نمی کرد.

بعد ازحضور در تظاهرات نیروها به ما حمله کرده و نزدیک بود فریدون را از ما بگیرند که مانع شدیم وبه یک آپارتمان در مسجد که درآن باز بود رفتیم  قلبش مثل گنجشک میزد ولی روزهای بعد بازم حضور می یافت. روزی امام در مسجد علوی سخنرانی می کرد فریدون با خانواده اش نزد امام رفت با دیدن امام اشک می ریخت چرا که امام را بسیار دوست داشت. درسن ۱۴ سالگی توسط شهید ابوالفضل نیری به جبهه اعزام شداما قبل از اعزام نامه ای ازبرادر شهیدش فرهنگ به  دست او رسید که درآن نوشته بود فریدون عزیزم چرا به اینجا نمی ایی اینجا واقعا بوی سید الشهدا را میدهد کارهایت را انجام بده و بیا بعد از یک ماه از جبهه بازگشت و اظهار کرد پدر من هم مثل فرهنگ می خواهم به مشهد بروم پدر گفت این دیگر اجازه  نمی خواهد برو. نامه فرهنگ چند روز بعد از این تصمیم به دست فریدون رسید که در آن نوشته بود فریدون عملیات نزدیک است اگر می خواهی در عملیات شرکت کنی زودتر بیا این نامه احمد را دگرگون کرد و فریدون به جبهه بازگشت وگفت بعد از بازگشت به مشهد می روم اما در عملیات کربلای ۵ هردو برادر شهید شدند.جالب این که احمد به علت اصابت ترکش به سرش او را به مشهد ودر یکی از بیمارستان های انجا بستری کردند ودر آن جا شهید شد جنازه او را به حرم امام رضا برده و طواف داده بودند اما به دیدار امام هشتم که ارزویش را داشت نائل شد اما با تن خونین و فرق شکافته چه سعادتی روحش شاد و یادش گرامی

وصیت نامه این شهید بزرگوار در دست بنیاد شهید می باشد

از خداوند سبحان برای این ۲ برادر و شهدای دفاع مقدس بهشت برین را خواهانم.

 

دوشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۲ - ۰۰:۲۷
کد خبر : 58659
بازدیدها: 645

پاسخی بگذارید »