سه شنبه ۰۵ بهمن ۱۳۹۵

تبلیغات

زمینه های فلسفی و فکری سبک زندگی غربی

danesheroz1 آذر ۴, ۱۳۹۲ ۰
زمینه های فلسفی و فکری سبک زندگی غربی

دانش روز: تجدد و مدرنیسم یک گفتمان فلسفی و تاریخی است که آغاز آن را باید در عصر رنسانس یعنی قرن های پانزده و شانزده سراغ گرفت.

 به گزارش دانش روز، این گفتمان تاریخی سبب تحول در تمام ساحت های تفکر و زیستن بشر غربی گردید و تاکنون نیز این تحول هم ، در جغرافیا ی کشور های غربی و هم در عالم شرق ، ادامه دارد . هسته ودال مرکزی این مفهوم را می توان مفاهیم در هم تنیده خود بنیادی تفکر بشر ، انسان گرایی اومانیسم و هیومنیسم ، قدسیت زدایی و تقدس زدایی ماده گرا ماتر یالیسم ، تکنیک زدگی افراطی، غیب ستیزی و شریعت ستیزی و وحی ستیزی و متن گریزی دانست . این تفکر مرکزی، سبب پدیدارشدن هنر و ادبیات مدرن رمانتسیم ،کلاسیسیزم ،رثالیسم ،نا تورالیسم ، ساینتیسم ، نگرش تکنیکی و……… دین مدرن پوزیتیویسم و دین پراگمات و…… نظام سیاسی و شهروندی مدرن ماکیاولیسم و سکولاریسم و شهروندی به جای مفهوم اخوت و برادری ، نظام اقتصادی مدرن بورژوازی و سوسیالیسم و ….. و تفکر مدرن سوبژکتیویسم ، پو زیتیویسم منطقی و….. )ونظام اجتماعی مدرن ( طبقات اجتماعی مدرن همچون طبقه متوسط و بورژوا، بسط فردیت اجتماعی و ….) گردید. تمامی این سبب شدند دگرگون شود و باسبک زندگی بشر زیست کننده در بستر مدرنیسم دگرگون شود و باسبک زندگی پیشین خود و همچنین باسبک زندگی سنتی و دینی فاصله بگیرد . در اینجا لازم است منظور از واژه سنت را بیان نمود . سنت در ساده ترین تعریفش به امور متعلق به گذشته تعبیر شده است. آن گاه که یک فرهنگ تاریخی می شود و دوران مایه ها و بن مایه های یک تمدن می گردد ، تاریخی شدن آن فرهنگ و آن تمدن پدیداری سنت به شمار می آیند . سنت را باید یک کلان فرهنگ تاریخی دانست که به انسان و زمانه اش هویت می بخشد. سنت اسلامی از منظر ما از سر چشمه ی وحی و قرآن و نهج البلاغه و روایات سیراب می شود وامری است قدسی و آسمانی و ملکوتی که مرزهای شفاف و روشنی با خرافه گرایی و تحجر دارد. با لطف حاکمیت فرهنگ ائمه معصومین بخش عظیمی از تاریخ ما و همچنین فرهنگ جاری ما ، متاثر از دین و بر آمده ا ز دین است و دین شکل دهنده و پدیدار کننده ی سنت خاص در جامعه ایران بوده است. ضعف آشکار بسیاری از پژوهش ها و تحلیل ها پیرامون سبک زندگی ، غفلت از جایگاه دین اسلام و مکتب شیعه در سنت و تاریخ و هویت جامعه ایرانی است ، به نظر می رسد به این دلیل در منشور ارائه شده از سوی مقام معظم رهبری تمامی مولفه های سبک زندگی اعلم از:هویت ( فهم از خود ؛ فهم از جامعه ؛ فهم از تاریخ و …….. ) ،ارزش ها ( هم صفات آرمانی و هم انسانی های آرمانی )، معماری شهری و خانگی ؛ نظام آموزش ؛ زبان وادبیات ، هنر ، خانواده ( نظام ونقش )؛ روابط اجتماعی ؛ ساختار اجتماعی ؛ دین داری فردی و اجتماعی ؛ نظام اقتصادی فردی و خانواده ؛ نظام تغذیه و طب فردی و خانواده ؛ رسانه؛ تکنولوژی ؛ نحوه نگرش به عالم ، نگرش به نظام سیاسی ، اجتماعی با مباحث دینی و اسلامی پیوند خورده است . عادات و سبک زندگی دینی مردم ، امر مهمی است و امروزاندشمندان غربی هم از شیوه زندگی غربی دفاع نمی کنند و آراستگی به فضائل انسانی و زندگی پرهیزکارانه نیز در نظر هر کس شرط کمال و صورتی ازآن است . پس یکی از مشکلات جامعه ما مقایسه و انتخاب میان دو صورت و شیوه زندگی نیست . بلکه در شرایط امکان تحقیق آن هاست . برای پاسخ به سوالات رهبر معظم انقلاب باید به این فرضیه نیز توجه جدی کرد که شیوه زندگی غربی در پناه قدرت تکنیک پدید آمده و در سراسر روی زمین بسط یافته است . بنابراین حکمرانی این قدرت ها اقتضای شیوه زندگی خاص دارد . شیوه ای که بر گرفته ار اصول ؛ مبانی و الگوهای مبتنی بردین مداری است . به گونه ای که در آن ، تغییر در ظواهر حیات همراه با تغییر دربواطن آن باشد . زیرا هیچ گاه ظاهر حیات ، جدا و منفک از باطن آن نبوده است آیا این همه سفارش به عمل صالح که جلوه ظاهری حیات مومن و به مثابه اولین قدم طهارت باطن و نفس است ، چیزی جز معنای یگانگی این دورامی رساند؟ بناراین در کنار پرداختن به ظاهر سبک زندگی باید سراغ جان ( اخلاق و افکار ) انسان رفت و آن جا را احیا کرد که اگر چنین شد ، سبک زندگی دینی نیز احیا خواهد شد. تقوی که اولین و آخرین توصیه تمام انبیا و ائمه – علیهم السلام – واولیا الهی بوده است ، در مراتب عالیه که سر شار از وجود معنوی و با طنی است ، باز هم با عمل و زندگی تنیده است و پر واضح است که حتی همان وجوه باطنی پایی در فکر ما وپایی در ذکر ما ندارد . این جا ست که یکی از کلیدی ترین درس های سبک زندگی از نهج البلاغ امیر المومنین – علیه السلام – استنباط می شود ؛ توصیه همزمان و همردیف به رعایت تقوا و نظم ؛تجلی این معناست که نظم در زندگی و رعایت نظامات اسلامی از تقوا و پرهیزگاری منشا می یابد و به دیگر تعبیر ، نظم ظاهری از تقوای باطنی می آید حال در مقوله ی تحلیل سبک زندگی شیعی و اسلامی آیا حرفی بهتر از فرمایش مولاعلی – علیه السلام – سراغ دارید ؟ توقع تحول رحمانی در نفسانیت نفس اماره که حیات روزمره اش درگروه تعلقات شیطانی است توقعی بیجاست ! انبیا جان ابنا بشر را متعبد در گاه احدیت نموده اند اما این تعبد نفس ، مگر جز با مل آغاز شده است ؟ این ظاهر و باطن است که با هم تحول می پذیرند و بر هم اثر می گذارند ؛ بنابراین سودای تحول سبک زندگی انسان نتیجه ای جز تغییر نسبت های نفسانی او در بر نخواهد داشت و صد البته چون جان انسان متوجه امری گردد فعل او تجلی گاه آن خواهد شد.

نویسنده:محسن صادقی

دوشنبه ۴ آذر ۱۳۹۲ - ۱۴:۵۴
کد خبر : 75990
بازدیدها: 241

پاسخی بگذارید »