سه شنبه ۰۸ فروردین ۱۳۹۶

تبلیغات

اختصاصي دانش روز:

زمزمه محبت در سرای سکوت + تصاویر

danesheroz1 اسفند ۲۸, ۱۳۹۲ ۰
زمزمه محبت در سرای سکوت + تصاویر

دانش روز: ساعت ها و دقیقه ها به سرعت از یکدیگر پیشی گرفته و در آستانه نوروز ۹۳ هستیم. چه زیباست که زیبایی این روزهای خدا را با پدر و مادران سالمندی که زیبایی ها را به ما یاد دادند تقسیم کنیم

به گزارش دانش روز،  در واپسین روزهای سال ۹۲ به آسایشگاهی در شهرک وحدت کرج مراجعه کردم.

57-300x224 6989-300x224

اینجا سکوت حرف اول را می‌زند، سکوتی که در ورای آن غم دوری، لبخندی که پشت آن اندوهی بزرگ

 و قاب عکس هایی خاک خورده که به دنبال آن خاطراتی عزیز وجود دارد.

اینجا همه چشمها نمناک است، همه این پدرها و مادرها در خلوت خود از اینکه در خانه سالمندان به فراموشی سپرده شده اند رنج می‌برند. رنج آنها از نگاهشان پیدا بود به خاطر امکانات نیست چون این مرکز امکانات رفاهی در حد مقبول داشت.

ای خدایی که ما را آفریدی، تو بر تمام چیزهایی که ما نمی دانیم آگاهی داری، تو پس از اینکه مدتها آدمیزاد را در رحم مادرش گذاشتی و پس از اینکه کی خواهد فارغ شود به او روح دادی تو بنده ات را دوست داری پس آرزوهایش را براورده کن.( سعدی)

4525443

این نخستین جمله ایست که دکتر خلیل …. زمانی که در آسایشگاه با وی همکلام شدم به زبان می آورد.

او زمانی معلم و استاد دانشگاه بوده و سلام کردن من کافی بود تا وی سرگذشت چند ساله اش را تا جایی که به یاد دارد اینگونه باز گو کند.

من خلیل …. متولد ۱۳۱۲ در شهر تهران هستم. تحصیلات ابتدایی را در تهران سپری کردم. دوره دبستان مختلط بود و در دبیرستان بر اساس رشته دانش آموزان جدا می شدند.

999999999999999999

در اتاوا: Ottawaپایتخت کانادا و در سال ۶۷ دکترای میکروب شناسی: Microbiologyگرفتم. مدتی در اتاوا بودم و با ارتباطی که با خانواده پدرم داشتم به علت فوت برادرم به ایران برگشتم. به غیر از میکروب شناسی جانور شناسی خواندم و در دانشکده ای دیگر هم سرو لوژی می خواندم و زمانی که برادرم فوت شد طاقت نیاورده استعفا داده و به ایران برگشتم.

آن زمان که من در دانشگاه در ایران تحصیل می کردم برادر دیگرم ششم متوسطه بود قبل از من برادرم برای ادامه تحصیل درصدد بود به خارج از کشور عزیمت کند و من به او توصیه کردم به کشورهای عربی نرود چون اگر در عربستان و درجایی نفت باشد صاحب نفت صاحب ملک است اما اینجا نفت برای دولت است. برادرم بعد از کاندا به استرالیا مهاجرت کرد.

در ایران در دانشگاه تبریز درس می خواندم و به شهرهای مختلف ایران سفر داشتم که مردم را بشناسم. در شهرهای تهران، مشهد و در سبزوار نیز درس خوانده ام. آنجا خانم هایی بودند که پرستاری، مامایی و چشم پزشکی می خواندند و من در رشته جانورشناسی تحصیل می کردم. استادم چشم پزشک بود و کارهای میکروبی و آزمایشگاه را به من سپرده بود.

با گفتن این جمله گویی مثل سابق تدریس می کند گفت: آمیب پاهای کاذبی دارد به شکل نگاه کنید، آمیب باعث بیماری می شود و…. و هم چنین به من می گفت این مطالب را در دفترت یادداشت کن!!!

1 23

پژوهش های زیادی انجام داده ام کتاب جانورشناسی عمومی را نوشتم که در سال ۶۴ انتشار یافت و خودش نیز در حال خواندنش بود و به زبان لاتین نوشته شده بود. کتابم در کتابخانه های دانشگاه موجود است.

کارهای پژوهشی و آزمایشگاه را بسیار علاقه دارم انجام بدهم و اشاره داشت به علاقه دارد به اینکه دوباره در دانشگاه تدریس کند و در جمله ای عنوان کرد: خوش بود گر محک تجربه آید به میان، همچنین از دانشجوهایش میگفت که دوست دارند دوباره او را ببینند و اینکه کتابش در دانشگاه کرمان تدریس می شود. از تدریسش میگفت که همیشه سمعی بصری تدریس می کرده و هیچ موقع از روی کتب تدریس نمی کرده چرا که اعتقاد دارد دانشجو کتاب را می خواند پس باید موضوعات را در سطح وسیع به آنها ارائه داد. از برادرش گفت که در ایران کارخانه ماشین آلات دارد . از زادگاهش هفت جوی میگفت که در تهران بود.

از تدریسش در مدرسه های متفرقه گفت که متفرقه ها افرادی اند که پشت کنکور مانده و برای قبولی درس می خواندند چون بعضا سن بالا و متاهل بودند و به آنها می گفتم در ازای قبولی هیچ وقت پول ندهید چون در موارد استخدامی از شما کار طلب می شود.

درباره آمدنش به سالمندان می گفت که خودم خواستم به ایجا بیایم چون در خانه تنها بودم و اینکه فرزندان و اطرافیانش نتواسته بودند رضایت او را جلب کنند. پسرش استرالیاست و دوست دارد پیش او برود. از دیگر پسرهایش می گفت که درکار رسانه و هنر هستند.

ادامه داد: از وضعیت کنونی ام راضی نیستم. هر روز فقط کتاب می خوانم و با این وجود روحا بیمارم. فکر نمی کردم به ایجا برسم. اینجا شب و روز را در تنهایی و سکوت به سر می برم دارایی زیادی داشتم اما بچه ام از آن استفاده می کند. شیرین ترین خاطره اش را زمانی می داند که پاسپورتش برای کانادا و ادامه تحصیل درست شده و تلخ ترین خاطره اش را مرگ برادرش عنوان می کند. در خاتمه صحبتهایش گفت به عنوان یک معلم به همه جوانها توصیه می کنم کاری کنید که پدر و مادرتان از شما راضی باشند.

خانه سالمندان به عنوان یک خانه امن شاید راه حلی برای سالمندان باشد اما کافی نیست چرا که سالمندان نیازهای عاطفی و احساسی متنوعی دارند که این مراکز قادر به براورده کردن این نوع نیاز آنها نیست.

نگهداری کودکان در مهدهای کودک می‌تواند در فرستادن سالمندان به خانه های سالمندان موثر باشد. فرزندی که هم اکنون به مهد کودک می‌رود و در دامن پدر بزرگ و مادربزرگ و یا والدین خود پرورش پیدا نمی‌کند یاد می‌گیرد هنگامی که بزرگتران خود به دوران سالمندی رسیدند آنها را به مکان دیگری برای نگهداری ببرد. به طور قطع فرستادن پدر و مادر به سرای سالمندان و دیدن این عمل توسط فرزندان خود عاملی می‌شود که کودکان از آن در بزرگسالی پیروی کرده و آن را در مورد والدین خود تکرار کنند. براساس شرایط فعلی جامعه و نوع زندگی خانواده ها، پیش بینی می‌شود تعداد خانه‌های سالمندان در جامعه افزایش پیدا کرده و به سرعت زیاد شود. فرستادن کودکان به مهدهای کودک بطور غیر مستقیم بر فرستادن سالمندان به خانه های سالمندان تاثیر دارد.

مسئول این آسایشگاه در گفتگو با خبرنگار دانش روز گفت: به واسطه شان ایشان ماه گذشته دانشجویان دکترا و کارشناسی ارشد را به سرپرستی خانم دکتر مومنی و خانم دکتر پزشک از دانشگاه علامه طباطبایی در دانشکده روانشناسی به اینجا دعوت کردیم تا با وی دیدار کنند.

بازدیدهای دانش آموزی تا کنون در قالب ۵ گروه صورت گرفته و از اطلاعات علمی دکتر بهره گرفته اند.

وی افزود: همچنین بر آنیم تا در طرح باغبانی که بهار ۹۳ در مرکز انجام می شود کارهای پژوهشی این طرح توسط دکتر انجام شود.

و……

این جمله در ذهنم تداعی شد که:


پیامبر صلی الله علیه و اله می‌فرمایند: وجود پیران سالخورده بین شما باعث افزایش رحمت و لطف پروردگار و گسترش نعمت‌های الهی بر شماست. نهج الفصاحه، ص ۲۲


چهارشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۰:۳۳
کد خبر : 99198
بازدیدها: 477

پاسخی بگذارید »