یکشنبه ۰۶ فروردین ۱۳۹۶

تبلیغات

بمب هایی که چنگ به گلوی مردم انداخته اند/گزارش

danesheroz1 تیر ۳۱, ۱۳۹۲ ۰
بمب هایی که چنگ به گلوی مردم انداخته اند/گزارش

دانش روز: به سختی نفس می‌کشید، به گونه ای سخت که انگار زندگیش را بالا می‌آورد، میان آن همه شلنگ و دستگاه مدفون شده و سرطان جوانی اش را به یغما برده بود

 به گزارش دانش روز، نامش بوچان بود و رویش زردتر از زرده، می‌گفت درد سرطان به کنار، درد بی درمان، آینده نداشته کودکان است، چشم‌هایش برق امید را سال‌هاست که از دست داده، از خواب‌هایش که می‌گوید کابوس مرگ است و تنهایی زنش و فروش گاوها و گوسفندهایش برای هزینه‌های سر به فلک کشیده سرطان.

در میان تمام حرف‌‌هایش یک ریز می‌گفت من دیگر مرده‌ام، کودکانم را نجات دهید، رگ‌های سوخته دستش حافظه‌اش را قوی تر می‌کرد همه چیز را، مو به مو به یاد می‌آورد، از زجه‌های مادری که کودکش نفس کشیدن را از خاطر برده بود، از تازه داماد روستا که عروسش سیاه پوش شده بود، از بوی گس بادام تلخ و تاول‌های فنا نشدنی.

کمی دورتر از بهشتی به نام ریجاب در میان درختان انبوه انجیر، جهنمی به نام زرده خلق شد.

روستایی غم‌اندود که در هوای گرگ و میش صبح، در آن روزهایی که آخرین شعله‌های جنگ روبه خاموشی بود، بمب‌های شیمیایی چنگ در گلوی مردم انداختند و تاول‌هایی به یاد ماندنی ساختند.

اکنون با گذشت ۲۵ سال تاول‌های زرده سرطانی شده و گریبانگیر همان مردم است.

روستای زرده در دامنه ارتفاعات دالاهو (در نزدیکی شهرستان سرپل ذهاب) قرار دارد.

طبق روایات تاریخی مردم این منطقه برای حفظ آئین زرتشتی به این شبه پناهگاه‌ها کوچ کرده اند، اما در هشت سال جنگ و سالهای بعد از آن جای امنی برای این مردمان باقی نبوده و نمانده است.

صبح سیاه سال ۶۷

به گفته اهالی روستای زرده در حوالی صبح سال۶۷ که از آن با عنوان صبح سیاه نام می‌برند، چندین فروند جنگنده عراقی آسمان این روستا را تسخیر و زمینش را به بمب شیمیایی آغشته کردند که مطابق با گزارشات موجود در آن زمان ۲۷۵ نفر از جمعیت ۱۷۰۰ نفره این روستا فوراً در محل امامزاده داوود، جان خود را از دست دادند.

البته این آمار با گذشت ۲۵ سال و در هر ساعت از شبانه روز در حال افزایش است.

اهالی روستا همچنین از بمباران چشمه آب این روستا می‌گویند و به یاد می‌آورند که در آن روز مردم طبق عادت روزانه از آب می‌نوشیدند، اما زمان زیادی نگذشت که آب، سیاه درد شد و مردم زرده را به مرور از پای درآورد و بسیاری را به شهادت رساند.

رودخانه ای که گر گرفت

گاز های شیمیایی بی رحم تر از آن بودند که بتوان با آنها و صدماتشان مقابله کرد، رودخانه آلوده شده بود و مردم نمی دانستند می خواستند عطش خود را با آب رودخانه برطرف کنند اما ندانستند که این آب مانند آتشی گر می گیرد و تن آنها را در خود می سوزاند.

اوضاع بد منطقه با حضور نظامی نیروهای مجاهدین خلق (منافقین) بدتر شد و حرکت کند انتقال مجروحان و آسیب دیدگان ناشی از بمباران شیمیایی به کرمانشاه را کندتر کرد و کبوترانی متولد ساخت که به سوی شهادت پرکشیدند.

بوچان صید مرادی، جوانی ۳۷ ساله اهل زرده است که در گفتگویی که با او داشتم به من گفت: آن موقع من ۱۲ ساله بودم صبح با صدای انفجاری مهیب از خواب بیدار شدم تمام وجودم می لرزید، از ترس چشمم را باز نکردم و همانطور در اتاق نشستم.

وی در گفتگو با خبرنگار مهر ادامه داد: اما صدای شیون و واویلای خانواده ام مرا مجبور کرد که به بیرون از خانه بروم خانواده من زنده مانده بودند اما کل افراد خانه عمویم که خانه کناری ما بودند کشته شده بودند. پدرم و مادر و خواهر و برادرهایم آنقدر سرفه می زدند که صورتشان سیاه و کبود می شد.

کابوس های ادامه دار بوچان

صید مرادی ادامه داد: باور کنید با اینکه ۲۶ سال است که از آن روز می گذرد اما کابوسش از جلوی چشمانم کنار نمی رود، همه افرادی که از آن روز شوم زنده ماندند همین حس را دارند، بیشتر افراد روستا پیری خود را به چشم نمی بینند.

وی گفت: بیش از نیمی از افراد خانوداه من به بیماری سرطان مخصوصا خون و مغز و استخوان دچار شده اند و گاهی اوقات با خودم می گویم کاش اینقدر مقابل درد ها قوی نبودم و همان روز که روستا بمباران شد من نیز مانند افرادی از اهالی روستایم می خوابیدم، خوابی ابدی که در آن خبری از درد نبود.

مخارج بالای درمان دردی مضاعف بر زخمهای سرطان است

صیدمرادی در رابطه با اینکه از کی متوجه بیماری سرطان خود شد، گفت: خود من نیز کمتر از یک سال است که متوجه بیماری ام شده ام و در بیمارستان تحت درمان هستم اما راستش را بخواهید با سرطان غریبه نیستم، مدام در روستای ما بحث سرطان است.

وی افزود: من نمی توانم نظری پزشکی دهم، اما می توانم تشخیص دهم که تمامی این دردها که دامن گیر من و بیش از نیمی از اهالی روستای من شده عوارض بمب های شیمیایی است، وگرنه همه اهالی مبتلا به سرطان یک درد نداشتند، یک جور علائم نداشتند، بیشتر عمر می کردند، ازدواج فرزندانشان را می دیدند، نوه های خود را در آغوش می گرفتند و همه کارهایی که احساس می کنم از من دریغ شده، چون با وضعیت نامناسب مالی که دارم می دانم که همسر و فرزندان کوچک خودم را در بد وضعیتی تنها می گذارم.

بوچان صید مرادی ادامه داد: درد من تنها سرطان نیست، مخارج بالای درمانم بدون حمایت های مالی سخت است، من چند راس دام داشتم که همه آنها برای مخارج بیمارستان من فروخته شد، حالا برای آینده دو کودکم چه کنم؟

وی گفت: می دانم که روزهای آخر زندگی من است و تنها خواسته ای که دارم این است که مسئولین استانی و دولتی کمی بیشتر به فکر مردم زرده و روستاهای اطراف باشند با این کار تنها یک درد را برای مردم باقی بگذارند، به امید روزی که سرفه، سرطان، نابینایی و ترس از اهالی روستایم و کودکانم و همسرم برای همیشه دور شود و من نیز از این درد طاقت فرسا خلاص شوم.

متخصص بهداشت محیطی و دانشیار دانشگاه علوم پزشکی در خصوص گازهای شیمیایی که در سال ۶۷ برای روستای زرده استفاده شد، گفت: یکی از آنها، گازهای تاول زا یا همان خردل بود و حتی دوران هشت سال جنگ تحمیلی از این گاز بسیار استفاده شد.

دکتر مقداد پیرصاحب در گفتگو با خبرنگار مهر گفت:  ترکیبات شیمیایی این گاز، کلر و گوگرد است و در هنگام انفجار بوی سیر یا پیاز را در محیط پخش می کند، این گاز یک مایع روغنی و زرد خردلی مایل به قهوه ای است و در جنگ ایران و عراق شایعترین عامل شیمیایی بود و اولین بار از این سلاح در جنگ جهانی اول استفاده شد.

وی گفت:  این مایع گازی باید به نقطه ۲۱۷ درجه سانتیگراد برسد تا به جوش آید و بخار آن از هوا سنگینتر است به همین دلیل است که گاز در هوا پخش نمی شود و به داخل گودال ها، سنگرها، محیط های پست و کف می نشیند و در هنگامی که بمب شیمیایی منفجر می شود باید تا آنجا که می شود به سمت بلندی رفت که متاسفانه مردم روستایی زرده اطلاعی از این ماجرا نداشتند.

وی ادامه داد: این گاز در آب تجزیه نمی شود و حلالیت آن پایین است و شدت عوارض آن بیشتر می شود و می تواند سال های مدیدی در کف رودخانه، دریاچه، استخرها و آب های راکد باقی بماند.

وی گفت: این گاز می تواند عمر بالایی در مناطق سردسیر داشته باشد و سال ها باقی بماند و بر عکس صدمات آن در هوای گرمسیر زودتر از بین می رود.

پیرصاحب افزود: این گاز از لباس افراد به پوست بدن می رسد و اگر باد بوزد در هوا پراکنده می شود، و حرارت بیشتر شود، ترکیبات سمی تری پیدا می کند اما زودتر از بین می رود و در صورت تبخیر در هوای گرم مانند اشک آور عمل می کند و تاول زا می شود و سرطان اهالی روستای زرده و حومه عوارض همان گازها است.

وی در رابطه با تاثیرات بلندمدت گازها گفت: تاثیرات دراز مدت گازها، مخرب بر پوست، چشم، تنفس، دستگاه گوارشی و سرطان (آل کیل) کننده است و این مواد وارد سلول می شوند و بر روی آن تاثیر می گذارند و در آخر آن را از بین برده و زمینه ساز سرطان در بدن می شوند.

این متخصص بهداشت محیطی گفت: اثرات دیر رس این گازها بسیار مهمتر از اثرات حاد آن است و مرگ و میر در اثرات دیر رس گازها دو تا سه درصد مهمتر است.

تاثیرات مخرب گازهای شیمیایی بر ژنتیک افراد

پیرصاحب در رابطه با عوارض گازها گفت: عوارض این گازها در بدن افراد به چند مورد بستگی دارد که از جمله می توان به نحوه تماس (استنشاق، پوست و گوشت)، مقدار تماس بدن با گاز با میزان غلظت آن، سیستم بدنی خود افراد و میزان ایمنی بدن آنها اشاره کرد که برخی از عوارض تا آخر عمر افراد گریبانگیر آنها است و مخصوصا برای افرادی که گازهای شیمیایی بر روی DNA آنها تاثیر گذاشته باشد.

وی افزود: از دیگر عوارض گازها می توان از، مصمومیت حاد علائم پوست، خارش، تاول پوستی، متورم شدن پلک ها، ریزش شدید اشک، ترس از نور، نابینایی، آبریزش شدید بینی، التهاب دهان، حلق، هنجره، خشن شدن صدا، سرفه های شدید قطاری و … نام برد.

وی گفت: متاسفانه هنوز هم این گاز ها پادزهری ندارند و می توانند مشکل زا شوند، بیماری مزمن دیر رس تنفس و چشمی آنها برای افراد مشکل دار می شوند و می توانند از ۲۰ تا ۵۰ هم ادامه پیدا کنند و به نسل های بعدی منتقل شوند.

عمر کوتاه

وی در رابطه با اینکه چرا عمر اهالی روستا زرده و اطراف آن به نسبت دیگر مردم کوتاه است، گفت: مرگ سلول بدنی آنها یکی از دلایل عمر کوتاه آنان است زیرا “آل کیلاسیون” و محتوایات سلول های آنها از بین می رود و باعث می شود عمر آنها کوتاه شود.

وی افزود: یکی دیگر از علائمی که مشترکا در مردم روستاهایی که شیمیایی شدند وجود دارد تاثیرات این گازها بر روی متابولیسم انرژی بوده و این افراد دچار مرگ سلول های انرژی می شوند که تحقیق بر روی این عوارض ادامه دارد.

وی گفت: یکی از مهمترین عوارضی که جان اهالی روستا را تهدید می کند سرطان خون است که افزایش پیدا کرده است.

پیرصاحب گفت: همچنین یک بیماری به اسم ( هیپو ونتیلاسیون) در بدن افراد مصموم به گاز ایجاد می شود که همراه با خونریزی مجاری تنفسی باعث انسداد آن شده و می تواند منجر به خفگی و در نوع حاد آن مرگ شود.

وی در رابطه با ویژگی های مشترک تمام گازهایی که در زمان شیمیایی زرده استفاده شده گفت: تاثیر بر سیستم تنفسی، سیستم دفاعی و پوششی بدن، چشم روی پوست و نهایتا بروز بیماری های قلبی و عروقی از عوارض مشترک این گازها است.

تاکید بر انجام آزمایشات قبل از بچه دار شدن

دکتر پیر صاحب در پایان در رابطه با مراقبت هایی که باید مردم روستای زرده از سیستم بدنی خود داشته باشند گفت: حداقل یک سال و یا حتی شش ماه یکبار چکاب کامل بدنی داشته باشند، به شهر های خوش آب و هوا سفر کنند، تا آنجا که می توانند خود را از ریزگردها دور کنند، در منازلشان از دستگاه تهویه حتما استفاده کنند، اگر می خواهند ازدواج کنند و قصد بچه دار شدن داشتند، آزمایشاتی را انجام دهند تا ببینند سلول های آنها دچار جهش مخرب شده است اگر این امر انجام شده باشد دیگر ترمیم نمی شود و می تواند سبب ناهنجاری هایی مادرزادی شود، پس قبل از بچه دار شدن حتما آزمایش های متناسب انجام دهند.

بوچان صیدمرادی اینک به خواب ابدی فرو رفته و این دردهای آغشته به شیمیایی به او که هیچ به ما هم مهلت نداد تا مصاحبه ای که از او برای انتشار در چنین روزی گرفتیم را در زمان حیاتش منتشر کنیم. روحش شاد.

ماریه امیری   منبع:مهر

دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲ - ۲۱:۳۱
کد خبر : 41236
بازدیدها: 290

پاسخی بگذارید »