یکشنبه ۰۶ فروردین ۱۳۹۶

تبلیغات

ریشه یابی تفرقه انگیزی بین شیعه و سنی

danesheroz1 مرداد ۲۷, ۱۳۹۲ ۰
ریشه یابی تفرقه انگیزی بین شیعه و سنی

دانش روز: سیاست شیعه ستیزی و علوی زدایی از زمان منصور عباسی آغاز شد و از آن زمان تا کنون سیاست مکارانه زدن اتهام بدگویی شیعیان به صحابه و تکفیر آنان وضعیتی را به وجود آورده که راه حلی برای آن به نظر نمی رسد.

به گزارش دانش روز، تاریخ اسلام شاهد حوادث رنج آوری زیادی بوده است، از جمله این حوادث دردآور، نزاع میان گروههای مختلف جامعه اسلامی به ویژه سنی و شیعه است که بدون شک برندگان اصلی همان کسانی بوده و هستند که مردم را درگیر این منازعات و کشمکش ها می کنند. نزاع در میان گروههای مختلف مسلمان درآغاز، منحصرا علمی بود و اختلاف های بین آنان از حد رد گفتار و عقاید و مجادلات لفظی تجاوز نمی کرد. اما بعدها برخی با انگیزه های سیاسی تلاش کردند مردم بر یک رای و نظر موافقت نداشته باشند، این اختلاف ها و دشمنی ها به سرعت گسترش یافت و دیدگاههای جاهلی و تعصب آلود، به وجود آمد.

در دوران بنی عباس، زدن اتهام بدگویی شیعیان به صحابه و تکفیر آنان، سیاست مکارانه ای به وجود آورد و عده ای که حقیقت و باطن خویش را به بهای اندک فروخته و سر برآستانه ستمکاران می ساییدند، به این سیاست ظالمانه دامن زدند و با مذمت و نکوهش شیعه، به درگاه خلفا تقرب جستند. در این دوران، به دلیل تشویق و حمایت خلفا و امیران و صاحبان منصبان، فرقه های مذهبی در میان اهل سنت از آوازه و شهرت کافی برخوردار شدند، به طوری که توده های مردم نیز به مثابه”الناس علی دین ملوکهم” غالبا به صورت موروثی و یا ملاحظات سیاسی و فشارهای اجتماعی، تسلیم خواسته های حکمرانان شده از خلیفگان و مذهب آنان پیروی کردند و حقیقت امر چنان پیچیده شد، که راه حلی برای آن امکان نداشت.

پایه و اساس این سیاست از زمان منصور عباسی “۱۳۶ – ۱۵۸ ق” پی ریزی شد. او می دانست که تهدیدآمیزترین مخالفت ها در مورد قدرت نوپای عباسیان از جانب علویان است. بنابر این به منظور تقویت و حفظ استقرار خلافت،  تلاش های خویش را بر دو هدف عمده و اساسی تمرکز داد؛ یکی، حقوق خاندان خود را بر اساس زمینه های مذهبی و شرعی توجیه کرد و دوم برای اینکه خلافت خود را به مسلمانان بقبولاند روابط و پیوستگی خود با همه گروهها و سازمان های موجود را تفکیک کرد.

منصور به خوبی متوجه بود که تشیع کیسانیه، افراطی گری راوندیه، انقلابیون دنباله رو ابومسلم و یا تشیع عباسیان، هیچ کدام نمی توانند پایه مذهبی خلافت عباسی را توجیه کنند، بنابراین با نفی تمام این گروهها، به حوزه محدثین”اهل الحدیث” نزدیک شد و آنان را به عنوان بخش نمونه جامعه اسلامی و مولفه های جماعت مسلمانان شناخت. این شیوه در طول دوران حکومت بنی عباس الگو قرار گرفت. از خلفای عباسی برخی مثل متوکل و معتضد، شیعه امامیه را فرقه ای سیاسی می شمردند و عقیده شیعیان را درباره امامت توطئه ای بر ضد خاندان خود می دانستند و می کوشیدند با آن، شیعه را از میان بر دارند.

خلفای عباسی نیاز شدیدی به تثبیت مطلق وضع خویش از لحاظ شرعی داشتند. به همین دلیل از خلفای دوران اول عباسی؛ سفاح، منصور، مهدی، هارون، امین، مامون، معتصم، واثق، متوکل و منتصر، یعنی یازده خلیفه از پسوند خلیفه الله استفاده کردند، زیرا برای تقابل با علما و شیعیان نیاز به پشتوانه الهی داشتند. خلیفه دوازدهم، مستعین از این عنوان بی بهره بود و سپس معتز، مهتدی، معتمد، مهتدی، مقتدر، مستظهر، مقتضی، ناصر و مستنصر از جمله خلفایی بودند که در مورد آنان عنوان خلیفه اللهی به کار برده شده است و در مجموع ۲۴ خلیفه از خلفای عباسی از این عنوان استفاده کردند.

گروهی از مورخان بر این عقیده اند که در میان خلفای عباسی چند تن شیعه بودند. علامه محمد حسین مظفر می نویسد؛عده ای بر این عقیده اند که چند نفر از خلفای عباسی از جمله مامون و مستنصر شیعه بوده اند، اما این موضوع به اثبات نرسیده است، ولی تشیع الناصرلدین الله به اثبات رسیده است، زیرا آثاری از این خلیفه به جا مانده است که دلیل بر تشیع او می باشد. از جمله در سرداب غیبت حضرت ولی عصر(عج) در سامرا است. در انتهای سرداب سکویی است که دری از چوب ساج و دارای نقش و کنده کاری زیبا قرار دارد. اطراف این در نوشته هایی به صورت کنده کاری دیده می شود که به دستور الناصرلدین الله ساخته شده است.

با تمام اهتمامی که خلفای عباسی برای توجیه شرعی حکومت خویش به کار بردند، مسلمانان با انواع جهت گیری و گرایش ها، از حکومت عباسیان ناراضی بودند و هر لحظه آرزوی نابودی آنان را داشتند. گرچه نقش خلفا و امیران و سلاطین در اختلافات مذهبی بارزتر ازهر جریانی است اما نقش متکلمان در شیوع اختلاف های مذهبی در قرن سوم و چهارم نیز قابل توجه است. زیرا آنان مردم را به شبهه انداختند و برای اثبات نظریه خویش به اقامه حجت پرداختند و از این طریق زبان مردم را به انکار وادشتند.

سیاست علوی زدایی که از زمان مالک بن انس، معاصر منصور آغاز شده و در زمان احمد بن حنبل به اوج خود رسیده بود تاثیر فراوانی بر تدوین حدیث داشته است. از حضرت علی(ع) در یکی از صحاح سته فقط ۵۸ حدیث ضبط شده است درصورتی که از ابوهریره که تنها سه سال جز صحابه بود، در حدود پنج هزار حدیث ثبت گردیده است. بنابراین بنی عباس نه تنها از نظر سیاسی به تعقیب شیعیان پرداختند بلکه به فرهنگ شیعه نیز هجوم بردند. و مانند عصر اموی از جعل احادیث به نام شیعه و آلوده کردن احادیث آنان نیز خودداری نکردند.

سرانجام با توجه به مستندات موجود به این نتیجه می رسیم که یکی از عوامل اصلی ریشه های اختلاف و تفرقه بین شیعه و سنی همان دستگاه خلافت عباسی و زور مداران وابسته به آن بوده است.

منبع:مهر

یکشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۷:۱۴
کد خبر : 51636
بازدیدها: 252

پاسخی بگذارید »