دوشنبه ۰۴ بهمن ۱۳۹۵

تبلیغات

روایت شاهدان عینی از یلدای خونین کرمانشاه

danesheroz1 آذر ۲۹, ۱۳۹۲ ۰
روایت شاهدان عینی از یلدای خونین کرمانشاه

دانش روز: در آخرین روز پاییز، هیولاهای بعثی سبوعانه ترین جنایت تاریخ جنگ شهرها را رقم زدند و در پرتراکم ترین مناطق حضور مردمی که در انتظار جشن یلدا بودند را به خاک و خون کشیدند

 به گزارش دانش روز، روز یکشنبه… سی ام آذر ماه سال ۱۳۶۵… ۵۰ فروند هواپیمای سیاه پیکر، یلدای سرخ کوچه های کرمانشاه را رقم زدند.

یلدایی که سرخی اش نه از دانه ها انار که از خون ۶۴۰ زن و کودک بی گناهی است که  به جای طعم هزار دانه های انار، زخم هزار تکه بمب های خوشه ای مجانین دست پرورده صدام و ایالات متحده را چشیدند.

ساعت ۱۲ و سی دقیقه… خیابانهای آزادی ، کوچه یخچال، میدان شهید گمنام، سبزه میدان، چهار راه آبادانی مسکن، کارخانه نساجی، هوانیروز، صالح آباد، کشمیر، شریعتی، دلگشا، کسری، کوی فرهنگ، خیابان اشک تلخ، مدرس، بانک ملی، پادگان بروجردی، نواب و جلوخان

ساعت ۱۶ و ۴۵ دقیقه… محله های وکیل آقا، پل چوبی، لشگر، دبیر اعظم، مصوری، فردوسی، ۲۲ بهمن، جوانشیر و چندین منطقه دیگر شهر…

بمباران هایی که ۵۰ فروند هواپیمای صفر کیلومتر فرانسوی در هر دو مرحله و بیش از یک ساعت مشق سلامت راکت انداز های خوشه ای خود را در طولانی ترین شب سال بر سر یلدای کرمانشاه آزمایش کردند.

اتفاق دهشتناکی که کرمانشاه در اوج بی گناهی و مظلومیت و در چنین روزهایی آن را تجربه کرده است.

اما اینروزها گویی جنب و جوش کودکانه بچه های شهر را فراموش کرده ایم که در همین کوچه ها و با همین لهجه شیرین، سر و صدا به پا کرده بودند. بچه هایی که موج انفجار بمب های خوشه ای همه بساط کودکی هایشان را به هم ریخت.

80918726-5236261

۶۴۰ نفر شهید که یلدایشان با مرگ و خون پیوند خورد و ۱۰۰۰ نفر مجروحی که این شب ها با شنیدن نام یلدا و سرخی هایش فقط صحنه های جان دادن عزیزانشان را به یاد می آورند.

معصوم علی میرجاوه یکی از همان هزار نفر است.

او  با اشاره به رویداد های روز ۳۰ آذر ۱۳۶۵ کرمانشاه، اظهار داشت: داشتم رادیو را که از اخبار جبهه می گفت گوش می دادم، به صداهای قطع و وصل شونده رادیو عادت کرده بودیم. باید گوشمان به صدای رادیو بود تا از آژیر قرمزی که انگار بخشی از زندگیمان شده بود با خبر می شدیم.

میرجاوه گفت: باور کنید صدای آژیر آن روز را گویی که همین امروز است می شنوم. باور نکردنی است. وقتی بعد از چند دقیقه همه چیز تلی از خاکستر شد. انگار بمب ها درست روی خانه ها فرود می آمد. من صحنه جان دادن همسرم را ندیدم اما می دانم چه کشیده است. پیکر از هم پاشیده اش را دیدم. باور کردنی نیست.

images

وی ادامه داد: واقعا برایم باور کردنی نیست. چند دقیقه قبل از من می خواست که کمتر به رادیو بچسبم. چند دقیقه بعد… همه اش به خودم می گویم انشاالله درد زیادی نکشیده است. انشالله راحت جان داده است. اما واقعا اینگونه نیست او زخم های بدی برداشته بود.

وقتی اشکهای معصوم علی که ۶۰ سال سن دارد را می بینی، وقتی از صحبت های دردناک او و حرف هایی که به خودش دلداری می دهد که همسرش درد نکشیده است را می شنوی حقیقتا غصه غریبی به قلبت نزدیک می شود.

غصه ای از ساده لوحی این فعالان حقوق بشر که چرا برای این همه درد و سنگینی بمب های خوشه ای و میکروبی که بر سر هم زبانانشان فرود آورده اند احساس وظیفه نمی کنند. همین هایی که امروز شانه به شانه دوستشان می پندارند.

غصه ات می گیرد که چرا باید در سال روز چنین جنایتی، علیه قربانی مظلوم حادثه های چند دهه اخیر -ایران- قطع نامه حقوق بشری صادر کنند، بدون اینکه سری زده باشند به مزارها و قبوری که در شهرهایمان شمارش آنها از دست رفته است.

“بانو عزیزی” که او هم از جانبازان یلدای خونین کرمانشاه است به خبرنگار مرصاد گفت: حوالی ظهر بود که صدای آژیر خطر و بعد هم غرش هواپیماها را در آسمان شنیدیم.

عزیزی گفت: خداکند دیگر چنین روزهایی را نبینیم. دیوانه شدم وقتی جنازه خونین بچه های خواهرم را از زیر آور در آوردیم و دیدم که چطور موهایشان را خاک و خون گرفته است. دیوانه شدم وقتی تن و بدن نیمه جان برادرم را دیدم. وقتی فکرش را می کنم که این صحنه ها را در همین شهر و در همین کوچه ها دیدم برایم باور کردنی نیست.

DSC_0138-1600x1200

علی سهرابی از دیگر جانبازان این حادثه است که به ظاهر سالم به نظر می رسد اما وقتی جای زخم ها و ترکش های بدنش را نشان داد و از ترکش کنار فکش که چه دردها را به او تحمیل می کند سخن گفت آنچه که به نظر رسیده بود،  فراموش می شد.

او می گوید: غصه ای شده برایم مرگ مادرم. غصه دردناکی که این بمباران ها نگذاشتند خستگی های مادرم از تنش بیرون برود. یادم هست که می خواست برای برادرم آش پشت پا بپزد که به جبهه رفته بود. از کار خسته و در بسترش آرمیده بود که برای همیشه آرام گرفت. غصه ای شده روی قلبم…

یکی از امدادگران هلال احمر که در بمباران شب یلدا وظیفه امداد رسانی به حادثه دیدگان را بر عهده داشته است، به خبرنگار مرصاد گفت: آن شب به شکل معجزه آسایی همه نیروهای مرکز ما تصمیم گرفته بودیم که در محل کار بمانیم و شب یلدا را با هم باشیم.

ساسان محمدی اظهار داشت: روز عجیبی بود، در روزهای قبل، از پیروزی های رزمندگان اسلام خبرهایی شنیده بودیم. یکی از همکاران ما گفت باز هم بمباران می کنند. آنها هروقت در جبهه شکست بخورند عقده خود را بر سر خانه های مردم خالی خواهند کرد و متأسفانه اینگونه هم شد.

وی ادامه داد: خود من بالغ بر ۱۰۰ نقطه از کوچه ها و محله ها را رفتم و به بیرون آوردن اجساد و نجات مصدومین  کمک کردم. اما واقعا هرگز آن شب تلخ را فراموش نمی کنم.

محمدی تصریح کرد: هماهنگی خوبی آن زمان میان نیروهای هلال احمر بود چون تجربه این حادثه ها را داشتیم و این پیش زمینه در ذهن ما بود که ممکن است هر لحظه اتفاق خاصی بیافتند، بنابراین کاملا آماده بودیم.

وی با اشاره به بدترین صحنه ای که در آن روز دیده است گفت: یک صحنه برایم خیلی دردناک بود و آن زن جوانی بود که در کوچه مورد اصابت ترکش قرار گرفته بود. او از نانوایی آماده بود و نان های آغوشش به خون آغشته شده بود. برایم خیلی دردناک بود و هیچگاه از ذهنم نخواهد رفت.

وی ادامه داد: این صحنه را در محله جلوخان دیدم.

به هرحال بعید است شهروندان کرمانشاهی خاطرات تلخی مثل بمباران پناهگاه پارک شیرین و بمباران شب یلدای کرمانشاه را فراموش کنند، اما واضح است این وقایع و ظلم های تاریخی روا داشته شده در حق ملت مظلوم ایران باید بازگو شود تا نتوانند با سوء استفاده از واژه های عاریه ای مثل حقوق بشر اذهان نسل جدید را به بازی بگیرند.

یکی از پیشکسوتان عرصه دفاع مقدس در گفتگو با خبرنگار مرصاد اظهار داشت: استان کرمانشاه بیش از هزار و ۱۲۶ بار طعم حملات ددمنشانه رژیم صدام به عنوان دست پرورده آمریکا و غرب را چشیده است.

سردار عبدالله ویسی ادامه داد: بخشی از ۹ هزار و ۸۰۰ شهیدی را که این استان به اسلام و انقلاب تقدیم کرده است را شهدای بمباران ها تشکیل می دهند که عمده آنها زنان و کودکان بی دفاعی بودند که این جنایت در حق آنها اتفاق می افتاد.

وی ادامه داد: ازجمله وحشیانه ترین این بمباران ها، حمله به پناهگاه پارک شیرین بود که جمعی از زنان و بچه ها در آن پناه گرفته بودند. این اتفاق یکی از دردناکترین حادثه های دوران دفاع مقدس در کرمانشاه است که بمب از لوله دودکش وارد پناهگاه می شود.

ویسی تصریح کرد: شدت و موج انفجار به حدی بود که وقتی وارد پناهگاه می شدی تعدادی از جسد ها به سقف چسبیده و در لابه لای دیوار های سقف گیر کرده بودند.

وی با اشاره به بمباران خوشه ای شب یلدای کرمانشاه ادامه داد: این حمله نیز فوق العاده دردناک بود. موضوعی که نمی توان از کنار ۶۴۰ شهید آن گذشت و آن را فراموش کرد.

مدیرکل سابق حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس استان کرمانشاه گفت: خسارت های جنگ تحمیلی به مردم و استان کرمانشاه بسیار زیاد بود اما در کنار این خسارات بزرگ، هیچگاه مردم کرمانشاه از آرمانها و ارزش های انقلاب اسلامی کوتاه نیامدند.

وی در پایان تصریح کرد: در دوران دفاع مقدس و در کرمانشاه، کرد و فارس و شیعه و سنی و اهل حق، همه و همه هدفی جز راندن دشمن از خاک خود نداشتند و سرفرازانه تا لحظه آخر ایستادند و مقاومت کردند.

 

گزارش: مسلم معین

جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۲ - ۱۹:۴۵
کد خبر : 81509
بازدیدها: 323

پاسخی بگذارید »