شنبه ۰۲ بهمن ۱۳۹۵

تبلیغات

مظلوم‌ترین شهدای انقلاب چه کسانی هستند؟!

روایتی از شهدای فتنه +تصاویر

danesheroz دی ۶, ۱۳۹۱ ۰

حوادث پس از انتخابات سال ۸۸ تلخی‌هایی را به وجود آورد که برای برخی کم‌کم به فراموشی سپرده می‌شود و از یاد می رود؛ اما برای عده‌ای دیگر، همیشه یادآور روزهای دردآور و سخت خواهد بود. به گزارش گروه فرهنگ«تیتر یک» حوادث پس از انتخابات سال ۸۸ تلخی‌هایی را به وجود آورد که برای برخی [&hellip

حوادث پس از انتخابات سال ۸۸ تلخی‌هایی را به وجود آورد که برای برخی کم‌کم به فراموشی سپرده می‌شود و از یاد می رود؛ اما برای عده‌ای دیگر، همیشه یادآور روزهای دردآور و سخت خواهد بود.
به گزارش گروه فرهنگ«تیتر یک» حوادث پس از انتخابات سال ۸۸ تلخی‌هایی را به وجود آورد که برای برخی کم‌کم به فراموشی سپرده می‌شود و از یاد می رود؛ اما برای عده‌ای دیگر، همیشه یادآور روزهای دردآور و سخت خواهد بود؛ کسانی که در این حوادث عزیزی را از دست دادند و خسارتی غیر قابل جبران به آن‌ها وارد آمد. لطمه‌هایی که با ادعاهای  تعجب‌آور و دروغین برخی نامزدهای شکست خورده‌ی انتخابات آغاز شد و با تحریک اطرافیان آن‌ها و کشیدن معترضین به نتایج انتخابات به تعدادی از خیابان‌های تهران و همکاری منافقین و دشمنان نظام اسلامی مدتی ادامه پیدا کرد.

*عباس دیسناد

همسر شهید «عباس دیسناد»؛ درباره او می گوید: ایشان در دوره‌ی سربازی‌شان جبهه بودند. از زبان خودشان من این چیزها را شنیدم که در جبهه مریوان و سنندج بودند.گاهی اوقات صحبت‌هایی می‌کرد از عراقی‌ها‌، از نحوه‌ای که کوموله‌ها خیلی اذیت‌شان می‌کردند. چند تا ترکش در بدن‌شان بود. من چندبار به‌شان گفتم که شما چرا اقدام نمی‌کنید الان که جزء جانبازان هستید؟ ایشان مخالفت می‌کردند، می‌گفتند اگر ما کاری کردیم برای مملکت‌مان کردیم و اگر ترکشی در بدن من هست اذیتی ندارد. دوست نداشتند خودشان را مطرح کنند که مثلا بگویند من جانباز بودم‌، همیشه می‌گفتند هرکاری که انسان می‌کند با خلوص نیت آن را انجام دهد، نه این‌که بخواهد تظاهر کند.

پسر شهید دیسناد نیز گفته بود: از آلمان تماس گرفتند، از سوئد تماس گرفتند، از ایسلند تماس گرفتند، که اگر بخواهید از ایران خارج شوید و بیاید این‌جا، حمایت‌تان می‌کنیم. اما این‌که ما بخواهیم در خارج از ایران بر علیه ایران صحیت کنیم چیزی را درست نمی‌کند، این‌که لطمه بزنیم به کشور خودمان، به ملت خودمان به ۳۰ سال انقلاب خودمان، این هیچ چیزی را درست نمی‌کند .

* یعقوب بروایه

«یعقوب بروایه»؛ دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد رشته بازیگری دانشکده هنر و معماری تهران جزو افرادی بود که در حوادث پس از انتخابات توسط افراد ناشناس به شهادت رسید.

پدر شهید “یعقوب بروایه” ضمن اعتراض به سوءاستفاده برخی جریانات سیاسی داخلی و دشمنان و رسانه‌‌های بیگانه از شهادت پسرش، گفت: من به آنها گفتم که نه اهل گفت‌وگو با بی‌بی‌سی هستم و نه این کار را می‌کنم، پسرم نیز در راه جمهوری اسلامی ایران شهید شد و من هیچ انتظاری از هیچ فردی ندارم.

پدر مرحوم یعقوب بروایه با تکذیب هرگونه وابستگی پسرش به گروه‌های سیاسی، تصریح کرد: پسرم در بسیج فعالیت می‌کرد، خانواده ما نیز مذهبی هستند و همگی ما معتقد به نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه هستیم.

ما این انقلاب به راحتی به دست نیاوردیم که به راحتی از دست بدهیم

*محمد تقی غنیان

«پدرشهیدمصطفی غنیان»: ما این انقلاب به راحتی به دست نیاوردیم که به راحتی از دست بدهیم

محمد تقی غنیان پدر شهید مهندس مصطفی غنیان وی گفت : متاسفانه طی چند روز اخیر در برخی روزنامه های کثیر الانتشار و سراسری مطالبی خوانده و شنیده ام که دور از واقعیات و در حد اشاعه کاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی است.

پروردگارا : تو خود شاهد باش از امانتی که به من سپرده بودی ۲۶ سال نگهداری کردم و تا جایی که در توانم بود در تربیتش کوشیدم که خدا شناس، با ایمان ، مردمدار، با عاطفه و با اخلاق شود که خوشبختانه چنین بود و چنین شد و خود مصطفی هم پذیرش این را داشت او پسری متدین، فروتن، متواضع، خوشرو و با اخلاق و به قول همه دوستانش “با مرام ” بود و این لیاقت را داشت که در راه اسلام و قرآن و در راه حفظ استقلال این کشور و در راه آزادی ملت مسلمان و عزیز ایران در طبق اخلاص تنها سرمایه اش را که جانش بود غریبانه نثار کند.

مطالبه مادر تنها یک کلیپ چند دقیقه ای بود

*غلام کبیری

مادر «غلام کبیری»؛ شهید ۱۸ ساله با خوشحالی خطاب به قاتلان پسرش می‌گوید که ابر قدرت‌ها بدانند پشتیبان نظام و رهبری هستیم.

و اشک چشمانش آرام‌تر می گیرد و می‌گوید: باور کنید آن شب اگر می‌دانستم که فرزندم کجا می‌رود و نتیجه‌اش چه خواهد شد من هم پا به پای او برای دفاع از اسلام می‌رفتم. امروز در حالی یک‌سال از شهات شهید کبیری می‌گذرد که هنرمندان ما حتی یک کلیپ چند دقیقه‌ای برایش نساختند اما پروژه ندا آقا سلطان با ۱۷هزار کلیب رنگارنگ همراه بوده است.

 

* سجاد سبزعلی‌پور

«سجاد سبزعلی‌پور» از جمله شهدایی بود که در فتنه پس از انتخابات تیری به ناحیه سرش اصابت کرد با جاری شدن خونش، جانی دوباره به انقلاب اسلامی بخشید و پرونده سیاه سران فتنه را بیش از پیش بر همگان آشکار ساخت.این جوان ۲۴ ساله و هنرجوی رشته بازیگری در حالی که برای امضای قرارداد به تالار وحدت رفته بود،طعمه اغتشاشگران قرار گرفت.

پدر شهید «سجاد سبزعلی‌پور» با اشاره به شهادت تک فرزندش با اصابت مستقیم گلوله به چشم، می‌گوید: بعد از انقلاب اسلامی چند بار رأی دادیم و هیچ وقت چنین انتخاباتی نداشتیم و بنده موسوی و کروبی را از مقصران این اتفاقات می‌دانم.دست های لرزان مادر را از یاد نمی برم

* مصطفی فیض

پدر، «مصطفی فیض»؛ فرزندش را شهید در راه حق و نظام می‌داند می‌گوید: ما فرزندمان را برای انقلاب دادیم، برای آقا دادیم برای این دادیم که آن ۱۳ میلیون نفر بفهمند به چه کسی رای دادند.

“پسران دیگری هم دارم که حاضرم به خاطر نظام و رهبری فدا کنم البته اگر آقا قابل بدانند” پدر این را می‌گوید و همراه با فروخوردن بغضی که راه گلویش را می‌بندد اضافه می‌کند: هرچند ما مطمئن هستیم که اجر فرزندمان پیش خداوند محفوظ است ولی به خاطر اینکه موسوی و حامیانش یعنی انگلیس و اسرائیل و آمریکا دیگر اجازه بی‌حرمتی به فرمایشات آقا را پیدا نکنند از او شکایت کرده‌ایم و همان‌طور که اطلاع دارم دیگر خانواده‌های شهدا و جانبازان نیز چنین‌کاری کرده‌اند.

مادر شهید مصطفی فیض می‌گوید: فرزند من قابل رهبری را ندارد دکتر احمدی‌نژاد هم بداند که ما نه تنها از حمایت ایشات دست نخواهیم کشید بلکه محکم‌تر در راه پیروزی ایشان می‌ایستیم و اگر لازم باشد تمام فرزندان و حتی خودم را فدای این راه می‌کنم.* رامین رمضانی

مادر شهید «رامین رمضانی» می گوید:”خدا شاهد است که بچه من قصد شرکت در تظاهرات و یا مخالفت با نظام را نداشت. پسرم آن روز (۲۵ خرداد) از خانه خواهرش باز مى گشت”.

این مادر داغدیده در حالى که اشک مى ریخت ادامه داد: “به خدا فرزند من یک عابر بى گناه بود، او ناخواسته رفت و شهید شد و من از دولت و مسؤولان عاجزانه درخواست مى کنم که با عوامل این درگیرى ها بشدت برخورد کنند تا امنیت ما دوباره تامین شود. وى خطاب به مردم توصیه مى کند که هوشیار باشند و هوشیارانه عمل کنند و مى گوید: “عده اى نباید با هر تلنگرى مسیر عوض کنند و میدان را خالى کنند”.

خیلی دوست داریم هر چه زودتر محاکمه صورت بگیرد

*داود صدری

پدر شهید «داود صدری»؛ جوان ۲۶ ساله ، می گوید: از میرحسین موسوی شکایت کرده‌ام و پرونده در جریان بررسی و رسیدگی است. خیلی دوست داریم هر چه زودتر محاکمه صورت بگیرد و به نتیجه برسد. از میرحسین به دو علت شکایت کردم، یکی از آنها به خاطر این است که وی بدون مجوز اعلام راهپیمایی کرد. در راهیپمایی‌ها نیز برخی از افراد فرصت پیدا کردند تا آشوب به پا کنند. دلیل دوم را نیز بعداً در دادگاه خواهم گفت.

پدر شهید با دلی خون از مراسم پسرش صحبت می کند: پس از شهادت داود، از مقامات کشوری و لشکری برای تسلیت به ما مراجعه کردند از آن طرفی‌ها هم آمدند، از مخالفان هم آمدند.
در مراسم شب چهلم داود نیز مجاهدین تاج گل در مقابل مسجد گذاشته بودند که بعداً دیدیم روی آن اسم اشرف پهلوی را زده بودند.

آقای کروبی نیز برای تسلیت گفتن به منزل ما آمده بود و گفت «اگر مردم به رأی یا گرانی اعتراض کردند نباید آنها را بکشند» و یکی از اقوام ما که مسئولیتی نیز داشت و در این جمع بود، پاسخ داد «در زمانی که شما رئیس مجلس بودید، در اسلامشهر به خاطر گرانی چنین غوغایی به پا شد، خب جنابعالی که رئیس مجلس بودید، چرا شما آن موقع نگفتید معترضین را نکشید و حالا می‌گویی!!»

زمانی که کروبی با این جواب مواجه شد تا آخر مجلس دیگر حرف نزد و فهمید به کجا آمده است. در واقع کروبی می‌خواست اتفاقات اخیر را به گردن نظام بیاندازد.

در همان مجلس فیلمبرداری از سوی اطرافیان کروبی صورت گرفت. زمانی که می‌خواستند بروند، به ما گفتند «اگر اجازه می‌دهید، فیلم را پخش کنیم» بنده نیز گفتم «نه، پخش نکنید»

کروبی، بیگانگان و دیگران دلشان برای ما نمی‌سوزد که جوان ما از دست رفته است بلکه آنها برای منافع خودشان به منزل ما می‌آمدند.

وی در آخر درخاستی دارد: یکی از درخواست‌های ما به عنوان خانواده شهدای فتنه این است که مسئولان موقعیت دیدار با آقای خامنه‌ای را برای ما فراهم کنند. بنده و همسرم خیلی دوست داریم ایشان را ببینیم و بگوییم مسئولان برای دلجویی از خانواده شهدای فتنه چه کار کرده‌اند؟

خیلی مزه دارد شهید شدن! …

*میثم مقبولی

«میثم مقبولی»؛ متولد سال ۶۷ بود.مادر تعریف می کند که میثم می گفت:مادر دعا کنید که من هم در این راه مقدس شهید شوم.»

می گفت:«شهادت چقدر شیرین است. بدانید من دیگر تا ۲۲ بهمن بیشتر زنده نیستم و به شهادت می رسم.» همان هم شد و روز ۱۹ بهمن ماه بود که خبر شهادتش را برایم آوردند.

همین آخرهای بودنش بود؛ دهه فجر ۱۳۸۸٫ گفت: مادر روز ۲۲ بهمن خیلی شلوغ می*شود. آشوبگران هم می خواهند باز بیایند مقابل مردم. گفتم ان شاء الله هیچ چیز نمی شود. گفت: من که نمی بینم. من شهید می شوم! گفتم میثم این حرف را نزن، به پدر و مادرت رحم کن. خندید که خیلی مزه دارد شهید شدن! … چهار روز بعد شهید شد.» اینها را مادربزرگ میثم می گوید.

جانباز دفاع مقدس و جانباز فتنه ۲۵ بهمن ۸۹

* علی اشرف ملایی

شهید «علی اشرف ملایی»؛ این شهید والامقام با حضور در جبهه‌های حق علیه باطل دچار ۳۰ درصد مجروحیت شد و سه بار تا مرز شهادت پیش رفت، اما تقدیر اینگونه بود که ره پروازش در روزگار ما گشوده شود.

به گفته دوستانش، خوش‌رویی، عاشق ولایت بودن و کمک کردن به محرومان از ویژگی‌های اخلاقی شهید «علی اشرف ملایی» بوده است.اجازه نمی‌دهیم دشمنان نظام حتی از عکس شهدایمان سوءاستفاه کنند

*ناصر امیرنژاد

«ناصر امیرنژاد»؛ ۲۳ ساله در روستای محمود آباد متولد شد. در رشته هوا و فضا در یکی از دانشگاه‌های تهران ادامه تحصیل داد.

پدر شهید «ناصر امیرنژاد» از شهدای پس از انتخابات گفت: تمام خانواده‌های شهدای پس از انتخابات باید برای خونخواهی فرزندان خود بر علیه سران فتنه به پا خیزند و از قوه قضائیه تقاضا دارم سران فتنه را پای میز محاکمه بکشانند.

وی با بیان اینکه پسرم را به مقام ولایت هدیه کردم، اظهار داشت: در اغتشاشات و فتنه ۸۸ منافقان و مخالفان نظام مقدس جمهوری اسلامی به سوی فرزندم تیراندازی کردند و بنده از موسوی و کروبی و دیگر سران فتنه که در حوادث پس از انتخابات نقش داشتند، شکایت کرده‌ام.
پدر شهید بسیجی «ناصر امیرنژاد» از شهدای فتنه پس از انتخابات بیان داشت: سران فتنه موجب اختلافات و بی‌نظمی در کشور شدند، فتنه به پا کردند و باعث مرگ فرزندم که سرباز انقلاب اسلامی بود، شدند.

وی خاطرنشان کرد: سران فتنه باعث شدند تا سلطنت‌طلبان و گروهک‌های مختلف از شرایط سوءاستفاده کنند و بنده از سران فتنه شکایت دارم و تقاضا دارم هر چه زودتر به این شکایت رسیدگی شود.

امیرنژاد اضافه کرد: ما برای انقلاب و نظام جمهوری اسلامی در جنگ تحمیلی زحمت کشیدیم و سهمی‌ داریم و نباید اجازه دهیم سران فتنه به خاطر منافع خود، خون شهدا و زحمات رزمندگان را پایمال کنند.
از قوه قضائیه تقاضا دارم سران فتنه را به میز محاکمه بکشاند

وی با دعوت خانواده شهدای فتنه پس از انتخابات به مطالبه حق فرزندان شهید خود،‌ گفت: تمام خانواده‌های شهدای پس از انتخابات باید برای خونخواهی فرزندان خود به پا خیزند و از قوه قضائیه تقاضا دارم سران فتنه را پای میز محاکمه بکشاند.

پدر شهید بسیجی «ناصر امیرنژاد» از شهدای پس از انتخابات با بیان اینکه علت تأخیر در محاکمه فتنه‌گران را نمی‌دانم،‌ افزود: در حال حاضر قوه قضائیه زبان گویای ما است و باید در محاکمه سران فتنه هر چه زودتر اقدام کند.

نقش امروز سران فتنه همچون طلحه و زبیر در دوران امیرالمؤمنین (ع) است
وی اظهار داشت: سران فتنه دیگر نباید جایگاه اجتماعی در نظام مقدس جمهوری اسلامی داشته باشند و باید از نظام محو شوند؛ اگر زمانی سران فتنه برای انقلاب زحمت کشیدند، اکنون مانند طلحه و زبیر شده‌اند.

امیرنژاد با بیان اینکه سران فتنه به بهانه منشور برادری امام (ره) یا هر روش و به هر شکلی می‌خواهند خود را وارد نظام کنند، اظهار داشت: چهره موسوی و کروبی اکنون برای مردم شناخته شده است ولی کسانی در پشت صحنه هستند که در فتنه ۸۸ نقش داشتند و آنها نیز باید محاکمه شوند.

اجازه نمی‌دهیم دشمنان نظام حتی از عکس شهدایمان سوءاستفاه کنند

وی در خصوص علل عدم انتشار عکس شهید ناصر امیرنژاد، بیان داشت: اگر عکس شهید منتشر شود، دشمنان روی این عکس مانور می‌دهند و تبلیغاتی به نفع خود خواهند داشت.
پدر شهید «ناصر امیرنژاد» از شهدای پس از انتخابات خاطر‌نشان کرد: پسرم نخبه فکری و دانشگاهی بود و دشمنان می‌خواهند علیه نظام تبلیغات کنند و بگویند نظام ایران نخبه‌کش است و ما اجازه نمی‌دهیم آنها به اهدافشان برسنددل مادران شهدا با محاکمه سران فتنه آرام می گیرد

*حمید حسین بیگ عراقی

مادر شهید بسیجی «حمید حسین بیگ عراقی» ادامه داد: شهید در انتخابات ریاست جمهوری برای نخستین بار رأی داد و از اینکه حق انتخاب داشت و می توانست در سرنوشت کشورش سهیم باشد، خیلی خوشحال بود و بنده حتی تصور نمی کردم خوشحالی حمید ۸ روزه باشد.

وی در خصوص مدعیان تقلب در انتخابات، افزود: سران فتنه فقط به خاطر جاه و مقام چنین توطئه ای را به راه انداختند و ادعای تقلب در انتخابات کردند؛ اگر آنها می خواستند به جامعه خدمت کنند نباید این گونه وارد عمل می شدند.

وی با بیان این که موسوی، کروبی و فردی که به بهانه تحصیل به خارج از کشور فرار کرده است، مقصران اصلی شهادت حمید هستند، بیان داشت: سران فتنه و دشمنان نظام مقدس هیچ وقت به اهداف خود نمی رسند. مادر شهید بسیجی «حمید حسین بیگ عراقی» افزود: از دولت انتظار داریم که به پرونده شهدای بعد از انتخابات رسیدگی کنند و سران فتنه را محاکمه کنند.

شهید حافظ قرآن

* صانع ژاله

پدر شهید «صانع ژاله»؛ متولد ۶۳ دانشجوی دانشجوی رشته نمایش دانشگاه هنر با بیان اینکه فرزند شهیدش فردی معتقد و حافظ قرآن بود، گفت: قاتلان ازخدا‌بی‌خبر پسرم را نمی‌بخشم چرا که آنها نگذاشتند میوه زندگی‌ام ثمر دهد.

*محمد مختاری

شهید «محمد مختاری»؛ ۲۲ ساله فرزند اسماعیل روز ۲۵ بهمن ۸۹در اثر تیراندازی عوامل منافقین به شدت زخمی شده و پس از انتقال به بیمارستان به درجه شهادت نائل شد.

شرکت‌کنندگان در این مراسم تشییع، شعارهای “کروبی موسوی مرگ به نیرنگتان، خون جوانان ما می‌چکد از چنگتان “، “لعن علی عدوک یاحسین، کروبی و خاتمی و میرحسین “، “مرگ بر موسوی “، “مرگ بر کروبی “، “مرگ بر منافق “، “الله اکبر “، و “لا اله الا الله ” سر می‌دادند.

به رهبرم بگوئید من هنوز رزمنده ای زنده ام

* محمد حسین رجب زاده

«محمد حسین رجب زاده»؛ جانباز شیمیایی که در حوادث تهران به ضرب چاقو و ضرب و شتم مجروح شده است در خصوص اغتشاشگران گفت: آرزو دارم زمانی که آنان را دستگیر کردند به آن جوانی که مرا چاقو زد بگویم به کدامین گناه قصد کشتن مرا داشتی؟

جانباز دفاع مقدس و فتنه ۸۸

*ناصر افشاری

«ناصر افشاری»؛ جانباز ۷۰ درصد دفاع مقدس از داستان مجروح شدنش می گوید: ۲۵  بهمن بعد از شنیدن خبر اغتشاش فتنه‌گران در تهران، عصا و کپسول اکسیژنم را برداشتم و در حالی که عکس مقام معظم رهبری را در آغوش گرفتم، خود را به محل حضور اغتشاش‌گران رساندم.

افشاری گفت: با توجه به اینکه کپسول اکسیژنم را به دوش انداخته بودم و با عصا راه می‌رفتم، تصور کردم شاید قدری ملاحظه مرا بکنند؛ با همین فکر به سوی فردی که گروه را رهبری می‌کرد، رفتم و گفتم این کار شما آمریکا و دشمنان اسلام را شاد می‌کند که در همین حین فتنه‌گران به طرفم هجوم آوردند و شلنگ کپسول اکسیژنم را از عقب کشیدند به طوری که شلنگ کپسول، دور گردنم افتاد و احساس خفگی کردم.

وی افزود: در همین حال که با آن افراد درگیر بودم یک نفر از پشت با میله‌ای به سرم کوبید و با یک شی‌ء تیز دستم را زخمی کردند که دیگر تعادلم را از دست دادم و قادر به ایستادن نبودم. دوستانم مرا به نزدیک‌ترین درمانگاه بردند و آنجا سرم را بخیه کردند.

این جانباز ۷۰ درصد دفاع مقدس خاطرنشان کرد: ما در دوران جنگ تحمیلی برای مقابله با دشمن به جبهه‌ها رفتیم و با تمام وجود جنگیدیم؛ امروز دیگر تحمل نداریم که در بستر بمانیم و شاهد آن باشیم که تعدادی منحرف و فتنه‌گر آرامش کشور را برهم بزنند و هر کاری دلشان بخواهد، انجام دهند.

فتنه‌گران به طرفم هجوم آوردند و شلنگ کپسول اکسیژنم را کشیدند؛ به آنها گفتم آمریکا با کارهای شما شاد می‌شود که با میله آهنی از پشت، به سرم کوبیدند و با یک شی تیز دستم را زخمی کردند.

شوهرم، خودم و فرزندم فدای ولایت

*شهاب الدین واجدی

همسر  جانباز «شهاب الدین واجدی»:” افتخار من جانبازی شهاب‏ الدین برای صیانت از جمهوری اسلامی است.افتخار من این است که شوهرم یک هنرمند بسیجی است، یک عکاس بسیجی که پرونده‏ای در بسیج ندارد، اما تفکرش تفکر یک بسیجی است. همه ما که عاشق این انقلاب و ولایتیم بسیجی هستیم و تا آخر بسیجی می‏مانیم و تا آخرین قطره خونمان پای این انقلاب می‏ایستیم.

درد من از خانواده‏هایی است که فرزندان خود را برای راهی غیر از راه اسلام تربیت می‏کنند و به میدان می‏فرستند، که این عاقبتی بد برای آنها رقم می‏زند و مسئولیت خون‏های به زمین ریخته شده‏ی فرزندانشان، گریبان خود آنها را هم در این دنیا و هم در آخرت خواهد گرفت.

خوشحالم از اینکه سایه شوهرم را هنوز بر سر خود و فرزندم دارم تا خود او بتواند پسرش را برای این انقلاب مثل خودش تربیت کند تا هردو سرباز ولایت باشند و انشاءالله در رکاب حضرت ولی عصر (عج) سربازی کنند.دوستان و دشمنان بدانند اگر از سرهایمان کوه‏ها بسازند،فرزندهایمان هرگز در کتاب تاریخ خود نخواهند خواند که:”خامنه‏ای را تنها گذاشتند، شوهرم، خودم و فرزندم فدای ولایت ” .

* رامین رسولی

پدر  جانباز «رامین رسولی» در خصوص بحث فتنه ۸۸ نظر خود را این گونه بیان می کند: همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند و این حوادث را به عنوان فتنه تعبیر کردند برخی افراد به خاطر زیاده خواهی پا روی قرآن و ولی فقیه گذاشتند و جالب است بگویم که رامین از قبل این موضوع را به ما گوشزد می کرد.

منبع: خبرنامه دانشجویان
چهارشنبه ۶ دی ۱۳۹۱ - ۱۹:۵۷
کد خبر : 1964
بازدیدها: 220

پاسخی بگذارید »