پنجشنبه ۰۳ فروردین ۱۳۹۶

تبلیغات

دمکراسی عربستان سعودی

danesheroz بهمن ۳, ۱۳۹۱ ۰

روزنامه آکشام : دولت عربستان سعودیی از نظر آمریکا یک متفق اجتناب ناپذیر است. آمریکایی که به راحتی از مندرس، شاه، مبارک، صدام، قذافی و بن علی صرف نظر کرده است، از سعودی ها صرف نظر نخواهد کرد.

قرار داشتن شهرهای مکه و مدینه در عربستان و برخورداری از بزرگترین ذخایز نفت و گاز جهان مهمترین دلایل آن هستند. آمریکا همیشه برنامه های کثیف خود در مورد منطقه ما را از طریق سعودی ها به اجرا گذاشته است. برنامه هایی نظیر تحریک صدام برای حمله به ایران، تشکیل گروهکهایی مانند القاعده و طالبان و اکنون نیز برنامه آوردن دمکراسی به کشورهای عرب. حالا که قصد دارد دمکراسی بیاورد، پس عربستان سعودی هم باید دمکراتیک شود. از سوی دیگر، سعودی ها رقیب تازه ای در منطقه پیدا کرده اند که آن نیز شیخ قطر است. او نیز ثروتمند است و به آمریکایی ها می گوید که من خدمات بیشتری را به شما ارائه خواهم کرد. شاه عبداله و شیخ حامد در این رقابت به دستورات آمریکا عمل می کنند. هر دوی آنها در تونس، مصر، لیبی، یمن و اکنون در سوریه میلیاردها دلار خرج کرده اند. این پادشاه و شیخی که با دمکراسی آشنایی ندارند، اکنون به نام آمریکا به کشورهای عربی دمکراسی خواهند آورد. شاه عبداله برای جلوگیری از قیام مردمی بزرگترین بودجه تاریخ کشور را تهیه کرده است. جناب پادشاه که برای اولین بار ۱۵۰ نفر را به عنوان اعضای شورای مجلس منصوب کرده زنان را هم فراموش نکرده است. در مجلس ۱۵۰ نفری، ۳۰ زن منصوب کرده است. البته او فراموش نکرد که در این خصوص مقرراتی هم وضع کند و زنان به هیچ عنوان نباید با مردان کنار یکدیگر قرار گیرند و باید از قوانین شریعت پیروی نمایند. هر چند که شورای مجلس اختیاری ندارد ولی عضویت زنان در مجلس حایز اهمیت است. با این همه زنان نماینده مجلس نمی توانند رانندگی کنند چراکه به زنان گواهی نامه داده نمی شود. زنان نماینده مجلس نمی توانند به تنهایی به خیابان بروند چراکه اگر بدون برادر و یا همسر به خیابان بروند به عنوان زن بد تلقی می شوند. وضعیت در قطر، کشور شیخ حامد که با پادشاه عربستان در رقابت است و یا سایر کشورهای خلیج فارس هم چندان تفاوتی ندارد. ولی این پادشاه و شیخ قصد دارند دمکراسی را به کشورهای منطقه بیاورند. در این کشورها چیزی به نام انتخابات، قانون اساسی، حقوق بشر، رسانه آزاد، جوامع مدنی وجود ندارد. در مصر، لیبی و یمن زنان هیچگونه حضوری ندارند. هیچ چیزی به نام حقوق زنان وجود ندارد و نخواهد داشت. در جریان قیام مردمی هم زنان حضور نداشتند. در سوریه وضعیت زیاد فرق نمی کند. در گروههای مختلفی که با استفاده از گفتار دینی قیام مسلحانه را ادامه می دهند، حتی یک زن هم حضور ندارد. در مناطقی که این گروهها حاکمیت دارند زنان حتی نمی توانند از خانه های خود خارج شوند و وسایل آرایش در این مناطق فروخته نمی شود. بهار عرب چنین چیزی است مرسی، رئیس جمهور مصر غیر از کلینتون با زنان دیگری دست نمی دهد. عقایدی که در نتیجه بهار عرب سر کار آمدند، تلاش دارند دمکراسی هایی نا تمام را جاسازی کنند. آمریکا هم با دورویی کامل از آنها حمایت می کند. همانطور که در گذشته طالبان را در افغانستان به قدرت رساند و سپس با شعار آزادی برای افغانستان این کشور را اشغال کرد. آمریکا در گذشته نیز اشخاصی مانند شاه، صدام، مبارک، بن علی و قذافی را برای برقراری نظام لائیک و ارائه خدمت به آمریکا حمایت کرد و سپس آنها را از بین برد. ولی زمانیکه انسانها متوجه این واقعیتها می شوند، کار از کار گذشته است. مردم و کشورها نیز در برابر این اشتباهات و یا به عبارت دیگر خیانتها از لحاظ سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و روانی هزینه سنگینی می دهند. شاید این سرنوشت این جغرافیا است. چراکه ظرفیت خیانت و رفتارهای بی اصول بسیار بالا است. آمریکا نیز این موضوع را از همه بهتر می داند و برای هر کسی نسخه ویژه ای را در نظر می گیرد. چراکه بیماری همه را به خوبی می داند. کسانیکه بیماری ندارند را هم بیمار می کند. مراحل بعدی هم بسیار آسان است!

انقلابی که غرب نادیده میگیرد / اوباما و خیانت به مردم سالاری در بحرین

واشنگتن/۲۱دی

مجلۀ آتلانتیک:  مجلۀ آتلانتیک طی تحلیلی با مضمون فوق در شماره ۹ ژانویه خود مینویسد، درحالیکه جهان چشم به دیگر نقاط مشتعل خاورمیانه دوخته است، رژیم سلطنتی بحرین به سرکوب مخالفینی ادامه میدهد که با نظام استبدادی این کشور در ستیزند.  این درحالیست که کاخ سفید دست روی دست گذاشته و  اجازه ادامه چنین وضعیتی را میدهد.این مقاله به قلم لری دایموند Larry Diamond محقق برجستۀ مؤسسه هوور Hoover Institution و مؤسسه مطالعات بین‏المللی دانشگاه استنفورد اضافه میکند، از میان چندین کشور خاورمیانه که رژیمهای حاکم بر آنها حدود دو سال پیش در پی بهار عرب به لرزه افتاده و سرنگون گردیدند، بنظر میرسد فراموش کردن بحرین از همه آسانتر است.

نویسنده که این متن را درکنار تصویری دلخراش از دستگیر شدن یک نوجوان معترض توسط چندین تن از دژخیمان پلیس بحرین به چاپ رسانده می‏افزاید، برخلاف تونس، مصر، لیبی و یمن که در آنها نظامهای دیکتاتوری سرنگون گردیدند، رژیم مستبد بحرین مخالفین خود را بشدت سرکوب نموده و کماکان در قدرت باقیست.از شش کشوری که طی سالهای اخیر شاهد بروز انقلاب بوده‏اند، بحرین کوچکترین آنها از لحاظ وسعت جغرافیائی و جمعیت بوده و نیمی از جمعیت ۳/۱ میلیونی این جزیره خشک و بیحاصل، اتباع خارجی میباشند.  بحرین به اندازه همسایگان عربش در منطقه خلیج فارس ثروتمند نبوده و میزان صادرات نفتی آن در ردۀ چهل و هشتم جهان قرار دارد.دایموند اضافه میکند، در میان کشورهای عرب خاورمیانه، بحرین بیش از همه متکی به حمایت همسایه قدرتمندش یعنی عربستان سعودی میباشد.  عربستان در مارس ۲۰۱۱ در بحرین مداخله نظامی نمود تا رژیم سلطنتی محاصره شده آنرا که عمیقاً فاقد محبوبیت میباشد، نجات دهد.البته به رغم مشکلات فزاینده، بحرین یک برگ برنده در اختیار دارد و آن موقعیت استراتژیک این کشور است که تنها یکصد مایل با ایران فاصله دارد.  بحرین همچنین میزبان ناوگان پنجم امریکاست که ستون امنیت دریائی منطقه و قدرتی در مقابل بلندپروازی منطقه‏ای جمهوری اسلامی محسوب میگردد.  بدین علت است که بحرین متحد عمدۀ استراتژیک امریکا بشمار میرود.  بسیج عمومی بیش از یک چهارم جمعیت این کشور در اعتراض به رژیم حاکم نیز بگفته خبرنگار الجزیره مبدل به انقلابی شده که “اعراب توجهی به آن ندارند، غرب آنرا نادیده انگاشته و جهانیان به فراموشی سپرده‏اند”.

نویسنده اضافه میکند، از زمانیکه بحرینیها در ۱۴ فوریه ۲۰۱۱ به خیابانها ریخته و خواستار بازنویسی قانون اساسی این کشور و ایجاد تحولی در راستای نظام مردم سالاری شدند، امریکا ناچار به انتخاب بین منافع امنیتی و مسئولیتهای اخلاقی خود بوده است.  دولت آل خلیفه که بعنوان یک پادشاهی سنی بر اکثریت شیعه این کشور حاکم شده، عمیقاً از این بابت احساس نا امنی میکند.  به همین خاطر است که در واکنش به تظاهرات صلح آمیز مردمی در ۱۷ فوریه، نیروهای امنیتی شاه در نیمه شب به سمت معترضین هجوم برده و طی آنچه “پنجشنبه خونین” نام گرفت حدود سیصد تن را از پای درآوردند. در اعتراضاتی که صورت پذیرفت حتی جمعی از اتباع سنی این کشور نیز حضور داشتند.معترضین ابتدا صرفاً خواهان آزادی، مردم سالاری و برابری بودند.  این بدان معنا بود که حکام بحرین میتوانستند بر مبنای قانون اساسی جدید بر مسند قدرت باقی بمانند و تنها حیطۀ قدرت آنها محدودتر میشد.  اکثریت مردم شیعه بحرین از اینکه بعنوان شهروند درجه دو در این کشور زندگی کرده و در توزیع قدرت و ثروت، دائماً به حاشیه رانده شوند، خسته شده بودند.  اختلاف سطح زندگی بین اکثریت شیعه و کاخ نشینان سنی بحدی بود که معترضین از طریقGoogle Earth تلاش نمودند جهانیان را از این واقعیت تلخ مطلع ساخته و نشان دهند که چگونه بعضیها، جزیره‏های خصوصی مجهز به کاخهای عظیم، استخرهای شنای بزرگ، باغهای سرسبز، کشتیهای تفریحی و حتی زمینهای گلف خصوصی در اختیار دارند  در حالیکه شیعیان در خانه‏های محقر و پرجمعیت و در شرائط بدی زندگی میکنند. دایموند اضافه میکند، با همه اینها میتوان گفت، اگر رژیم بجای سرکوب سعی مینمود با معترضین به گفتگو و مذاکره بپردازد، در آن مقطع طرفین میتوانستند در رابطه با تقسیم قدرت به توافق برسند.  اما برای سلاطین سعودی و متحدین بحرینی آنها چنین گزینه‏ای غیر قابل قبول بود.  رژیم سعودی شدیداً نگران ثبات در کشور خود که نزدیک به سه و نیم میلیون شیعه در آن زندگی میکنند، میباشد. سرکوب مردمی در پنجشنبه خونین گرچه معترضین را از کوچه و خیابانهای بحرین راند اما خشم ملت را شعله ورتر ساخت.  پنج روز بعد از این رخداد، یکصدهزار بحرینی بمنظور بزرگداشت خاطرۀ شهدا دست به راهپیمائی زدند.  در مارس ۲۰۱۱ با شدت گیری اعتراضات، رژیم بحرین از شورای همکاری خلیج فارس درخواست مساعدت نمود.  صبح روز ۱۷ مارس، پنج هزار سرباز مجهز به تانک و هلیکوپتر دست به سرکوب معترضین زده و بیش از یکهزار تن را که شماری از اعضاء حرکت حق (منشعب از حزب وفاق) در میان آنها بودند، دستگیر نمودند.بدین ترتیب ضربه‏ای مهلک به آرمانهای حامیان مردم سالاری در بحرین وارد آمد.  بیماران در بیمارستانها هدف ضرب و جرح قرار گرفتند، پزشکان  و امدادگران دستگیر شدند، مجروحین از حق دریافت خدمات پزشکی محروم گشتند و خشونت پلیس بحدی بالاگرفت که شبکه خبری بی بی سی بحرین را “جزیرۀ خوف” نامید. نویسنده اضافه میکند، بکارگیری شکنجه توسط مأمورین امنیتی بحرین علیه بازداشت شدگان امری است که بطور سیستماتیک و در سطح گسترده انجام میپذیرد.  هدف از شکنجه معترضین، تحقیر آنها و درهم شکستن روحیۀ رهبران قیام می باشد.دایموند که زمانی از همکاران تحقیقاتی عبدالجلیل السینگاس (یکی از بنیانگذاران مرکز حقوق بشر بحرین) در دانشگاه استنفورد بوده، جزئیات شکنجه و سوء رفتار با او را در زندان توصیف نموده و اضافه میکند، نهادهای حامی حقوق بشر بسیاری از اینگونه جنایات رژیم آل خلیفه را به ثبت رسانده‏اند.  به رغم اینها امریکا و غرب این جنایات را نادیده انگاشته و هنوز واکنشی نسبت به حکم اخیر دادگاه بحرین که جمعی از معترضین را به حبس ابد محکوم نموده نشان نداده‏اند.دایموند در پایان مینویسد، بحرین و عربستان سعودی از ایران وحشت داشته و بهمین علت است که نیاز به حضور ناوگان پنجم امریکا در این منطقه دارند.  امریکا هم در بسیاری موارد اصول ومسئولیت اخلاقی خود را قربانی منافع خود نموده است.اما این مسئله را باید مد نظر داشت که وضعیت بحرین نه تنها عمیقاً بدور از عدالت است، بلکه پایدار نیز نمیباشد.  نهایتاً اکثریت خشمگین بحرین بار دیگر برخواهند خاست و در صورت قیام آنها شاهد بروز احساسات ضد امریکائی در بین معترضین خواهیم بود.  متأسفانه جملات سال ۲۰۰۹ اوباما در حمایت از حقوق بشر در بحرین و بسیاری از نقاط جهان عرب کماکان واژه‏هائی بی‏معنا باقی مانده‏اند.

سه شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۷:۰۹
کد خبر : 4770
بازدیدها: 267

پاسخی بگذارید »