سه شنبه ۰۵ بهمن ۱۳۹۵

تبلیغات

«دعوت عملی» و لباس دین – تحلیلی بر فیلم «رسوایی»

danesheroz شهریور ۱, ۱۳۹۲ ۰
«دعوت عملی» و لباس دین – تحلیلی بر فیلم «رسوایی»

دانش روز : وبلاگ حذر

معمولاً نقد و تحلیل فیلم های سینمایی همزمان با اکران آنها انجام می شود اما ما که موفق به دیدن فیلم در سینما نشده ایم و تازه فیلم را در سینمای خانگی دیده ایم ، معذوریم که الان به این فیلم بپردازیم.قصد نقد فنی و موشکافانه فیلم را ندارم.نه تخصص کافی را برای این کار دارم و نه نیازی به آن می بینم و هدفم صرفاً بیان نکاتی از “محتوا”ی فیلم است که بنظرم بسیار باارزش و بااهمیت بوده و به گونه ای موفق توانسته در قالب فیلم منتقل بشود.

مهم ترین و برجسته ترین ارزش و آموزه ی دینی مهمی که در این فیلم روی آن تاکید می شود “دعوت عملی” است.اصل بسیار مهم و حیاتی دینی که متاسفانه از آن غفلت می شود.همه از امر به معروف و نهی از منکر حرف می زنیم (البته درباره همین هم فقط حرف می زنیم) اما به این مسئله اصلاً توجه نمی کنیم که مرحله ی قبل از امر به معروف و نهی از منکر ، «دعوت عملی» است.آنجا که می فرماید “وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ”(آیه ، ۱۰۴ ، سوره آل عمران) و آنجا که امام صادق (ع) برترین دعوت را “دعوت عملی” می پندارد.

رسوایی علاوه بر بیان اهمیت این نوع دعوت ، تاثیرگذاری آنرا هم یادآور میشود.آنجا که دختر خطاکار داستان ( نه دختر فاسق و ملحد و…) در سکانس ابتدایی فیلم ، بعد از پایان تیتراژ فوق العاده فیلم که ترکیبی از نماها و بناهای آرامش بخش اسلامی و نوای اذان است ، پنجره ی اتاق خود و یا پنجره ی زندگی خود را به روی گنبد امامزاده (المان و نماد دین) و صدای اذان (دعوت خدا) می بندد و میگوید :”من که با این خدا و هرچی امامزاده هست ، قهرم” و درحالی که لباس های بزک کرده و مثلاً ناهنجار خود در طول فیلم را در تن دارد ، از خانه بیرون رفته و زندگی قهر کرده با خدایش را به نمایش میگذارد و در انتهای فیلم و پس از این “دعوت عملی” ، در سکانس های پایانی ، با لباس سفید پنجره ی اتاق را به صدای اذان باز میکند و در واقع به دعوت خدا لبیک می گوید و در آغوش مادر خود آرام میگیرد و در واقع نه تنها خود که مادر (خانواده) خود را نیز به آرامش میرساند.

نکته ی دیگر در بحث “دعوت عملی” این است که این وظیفه ی خطیر دینی بیش از همه متوجه کسانی است که لباس دین را در بر دارند (چه روحانی و چه کسانی که در جامعه ادعای دین مداری دارند).
روحانیِ فیلم رسوایی دارای سبک زندگی خاصی است که شاید به برخی از ابعاد آن خرده گرفته شود.اما به نظر من خرده گرفتن به آن بدلیل فاصله گرفتن برخی از روحانیون از آن سبک خاص زندگی که مطلوب هم هست ، می باشد.روحانی رسوایی ، روحانی مطلوب است حتی اگر این روحانی در دنیای واقع کمیاب باشد.روحانی ای که سعی می شود جایگاه او در تراز علمای بزرگ اخلاق معرفی شود.حتی در آن سکانس معرفی ابتدایی شخصیت “حاج یوسف” و گذر او از بازار و واکنش های مردم ، در یک صحنه و در عرض چند ثانیه تصویر عکس مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی در یکی از مغازه ها دیده میشود(صحنه ای که شاید از چشم خیلی از بیننده ها پنهان بماند) که معتقدم این تصویر عامدانه در فیلم جا داده شده و هدفش القای شخصیت حاج یوسف بعنوان روحانی ای در تراز بزرگانی امثال مرحوم مجتهدی است.


روحانی دوست داشتنی فیلم که با بازی زیبای ، اکبر عبدی ، بازیگر دوست داشتنی سینما بخوبی با مخاطب ارتباط برقرار میکند ، فقط روحانی روی منبر نیست و حاضر است برای انجام تکلیف خود در راه دعوت ، حتی آبروی خود را هم خرج کند.روحانی عارفی که آزمونش نه این بود که بتواند در مقابل عشوه گری های دخترک فیلم خود را کنترل کند ، که آزمونش در راه پیشرفت معنوی و گام برداشتن در مسیر عرفان ، این بود که بالاترین سرمایه ی خود یعنی آبروی خود را برای کمک به یک انسان و هدایت یک انسان بگذارد.

روحانی ای که برای ترقی عرفانی و در راه تزکیه و برای شکست و تحقیر نفس خود به بارکشی شبانه روی می آورد (کار شبانه حاج یوسف نه برای معاش که در مسیر عرفان بود) حالا با یک آزمون روبروست.

او به نتیجه دادن کار خود هم ایمان دارد.دیالوگِ “برمیگرده” که حاج یوسف پس از آشنایی اولیه با افسانه و بعد از اینکه او قصد ترک منزل را داشت ، گفت در واقع درمورد بازگشت و توبه افسانه در انتهای این دعوت عملی است.تحمل کنایه ها و تهمت های مردم هم بخاطر همین ایمان به کار خود است.
رسوایی رهایی یافتن امثال افسانه و بازگشت آنها از راه پناه بردن به کسانی میداند که علاوه بر اینکه لباس دین دارند (در ظاهر و در حرف دیندار هستند) در عمل هم سبک زندگی شان دینی است و آغوش شان هم برای پناه دادن به این انسان ها باز است.لذا در فیلم ، افسانه از چنگال متظاهران دینی ، به منزل حاج یوسف پناه می آورد.

سوای از بحث مطرح شده که از نظر حقیر محوری ترین حرف فیلم است ، بحث های دیگری هم در شکل دادن به محتوای فیلم موثر بوده و بیان آنها جزو اهداف سازنده بوده است.از جمله بحث “فقر” و تاثیر آن در انحراف و به گناه افتادن انسان ها.از این نظر میتوان “رسوایی” را به گونه ای تصویری از مستند “فقر و فحشا” ی ده نمکی دانست.مقوله “فقر” همواره از زاویه ی خاصی در آثار ده نمکی مورد توجه قرار گرفته است.
البته بیان اینکه فقر نوعی جبر برای انحراف افراد ایجاد می کند ، نگاه درستی نیست که بنظرم در آثار ده نمکی این چنین به آن نگاه می شود که اگر تشخیص حقیر درست باشد ، این مسئله ضعف تحلیل ده نمکی است.
مثلاً در سکانس ابتدایی فیلم که به نوعی معرفی شخصیت افسانه است ، او با عشوه گری و جلب توجه خاصی در کوچه و محله عبور میکند و نگاه همه را جلب خود میکند و این فعل ناپسند وی با آهنگ زمینه ی “دلقک” (اثر محمد اصفهانی) همراه می شود و نهایتاً این کلام خواننده که “واسه نونه ، واسه نونه…”
اگر به این دید به مسئله نگاه شود که معضلات اقتصادی زمینه ساز فساد و انحراف است و باید در رفع آنها کوشید ، سخنی حق است اما اگر بخواهیم فقر را توجیهی برای فساد بدانیم ، دچار خطا شده ایم.

مسئله ی دیگری که رسوایی به آن می پردازد بحث “قضاوت های مردم در مورد دیگران” است.امر نکوهیده ای که متاسفانه مبتلا به جامعه امروز ماست.شاید بتوان نمود عینی آن را در فیلم ، در دیالوگ بین مأمور پلیس و حاجی بازاری قصه ببینیم.آنجا که گفت”بد قضاوت میکنی ، زود قضاوت میکنی”…
بنظر حقیر ، معمولاً در فیلم های ده نمکی ، به “مردم” خیلی بد پرداخته می شود و عامه ی مردم و مردم کوچه و بازار معمولاً انسان هایی تهی و بدون شخصیت مشخص نگاه می شود که بصورت دفعه ای و گروهی و نابخرادانه عمل میکنند (در همین فیلم هم نمونه هایی از آن را داریم ، آنجا که به طرز غیرقابل باوری به منزل افسانه یورش می برند و درآخر هم به یک باره متفرق می شوند و یا ترک مسجد کردن آنها پس از ورود حاج یوسف) و این یکی از ضعف های این فیلم و دیگر کارهای ده نمکی بوده است.اما این خصیصه ی “قضاوت کردن از روی ظاهر” توسط عامه مردم که در فیلم شاهد آن بودیم امری باورپذیر بوده و متاسفانه در جامعه مشهود است.

نکات و مسائل دیگری هم از فیلم رسوایی برداشت می شود که هم بدلیل فرعی بودن آنها و هم برای جلوگیری از اطاله ی کلام از آنها میگذریم.نظیر نکوهش رابطه ی مراد و مریدی بین حاج یوسف و شاگردانش (دیالوگ شاگرد حاج یوسف که گفت:من دین و ایمونم رو از شما گرفتم) ، بحث چشم چرانی های مردم و اینکه آیا دلیل این انحراف اخلاقی ، خود مردان هستند یا دخترانی نظیر افسانه ، بحث افراد متظاهر و تاثیر آنها در بدنامی دین و دین داران واقعی ، جایگاه و کرامت زن و…

اگرچه ضعف های ملموسی در این اثر ده نمکی دیده میشد نظیر بعضی دیالوگ ها و بازی های مصنوعی (نظیر سکانس برخورد افسانه و منشی دفتر حاجی) و حتی کاراکترهای زائد و مبهم (نظیر جعفر) اما در کل میتوان آنرا اثری قوی در سینمای امروز دانست.اثری که می تواند منبر خوبی باشد برای کسانی که پای منبر نمی نشینند.

همانطور که عرض کردم بحث دعوت عملی و تاثیر گذاری آن ، آن هم توسط دین مداران و کسانی که در جامعه به عنوان چهره های مذهبی شناخته می شوند (کسانی که در لباس دین اند.چه روحانی ، چه غیر روحانی) ، مهم ترین حرف فیلم بود که فکر میکنم تا حد قابل قبولی توانست آنرا منتقل کند.

سینما و در فاز بزرگ تر هنر ، میتواندبه طرز اعجازگونه ای در خدمت ارزش ها قرار گیرد.
به امید دست یافتن به آن هنری که حضرت امام خمینی (ره) ، آنرا این چنین تصویر میکنند:
“هنر تجلی احساس و دمیدن روح تعهد در انسان‌هاست”

والسلام…

برگرفته شده از hezr85.blog.ir

 

جمعه ۱ شهریور ۱۳۹۲ - ۲۳:۴۶
کد خبر : 53471
بازدیدها: 698

پاسخی بگذارید »