جمعه ۰۴ فروردین ۱۳۹۶

تبلیغات

خویشاوندی جنبش‌های بیداری در ضدیت با صهیونیسم

danesheroz فروردین ۱۰, ۱۳۹۲ ۰

هنوز انقلاب‌های عربی در میانه راه بود که صدای تغییر در معادله سیاسی خاورمیانه شنیده شد. این اتفاق در ذهن و خاطره سران تل‌آویو، قطعه‌ای مهم از تاریخ نهضت حضرت امام خمینی را تکرار کرد

هنوز دیکتاتورهای مصر و تونس بر مسند قدرت بودند که جوانان خشمگینی که خیابان‌ها را در تسخیر خویش داشتند، نگاه خود نسبت به یکی از مهم‌ترین مسائل خاورمیانه را روشن ساختند. آنها در نخستین شعارها و بیانیه‌های خویش، پیام الفت و همدلی با فلسطینیان – قربانیان بزرگ‌ترین تبعیض تاریخ- را صادر کردند.

به این ترتیب هنوز انقلاب‌های عربی در میانه راه بود که صدای تغییر در معادله سیاسی خاورمیانه شنیده شد. این اتفاق در ذهن و خاطره سران تل‌آویو که بی‌‌محابا کشمکش‌های خیابان‌های قاهره و تونس را رصد می‌کردند، قطعه‌ای مهم از تاریخ نهضت حضرت امام خمینی را تکرار کرد. انقلاب اسلامی ‌نیز پیش از تعیین سرنوشت رژیم محمدرضا، تکلیف سیاست آینده خویش در قبال رژیم صهیونیستی را روشن کرد.

صهیونیست‌ها بیش از اطرافیان مبارک و بن‌‌علی، صداهای برخاسته از فضای قاهره، اسکندریه و تونس را می‌شناختند. آنها خط امتداد این صدا را از گذر چند جنگ اعراب و اسرائیل ردیابی کرده بودند. بی‌سبب نبود که روزنامه «هاآرتص» چاپ سرزمین‌های اشغالی، در یکی از تحلیل‌های خود هنگام سقوط مبارک نوشت: گروه‌های مبارز عرب راه خود را زمانی از حکومت‌های استبدادی جدا کردند که حاکمان عرب پشت فلسطینی‌ها و لبنانی‌ها را در ۲ جنگ بزرگ ۲۰۰۶(۳۳روزه) و غزه(۲۲روزه) خالی کردند.

هاآرتص در نتیجه‌گیری قابل‌ تامل خود اذعان کرد: طومار حیات سیاسی مبارک و دوستانش در پایان همین جنگ‌ها پیچیده شد؛ زیرا نتیجه ۲ رویارویی بین مجاهدان لبنان و فلسطین- که هر ۲ متحد اصلی ایران هستند- با اسرائیل، ذهنیت نسل جوان عرب را دگرگون کرد و انگیزه و انرژی تازه‌ای در بین آنها برای شکست دادن حکومت‌های عرب پشتیبان اسرائیل پدید آورد. به خاطر آورید بیانیه‌های پر از احساس غرور و شعفی را که جنبش‌های اخوان‌المسلمین مصر و‌ اردن و دیگر گروه‌های اسلامی ‌جهان عرب در فردای پیروزی حزب‌الله بر ارتش اسرائیل منتشر کردند. آنها وقتی جنبش شیعی حزب‌الله، پرچم نخستین پیروزی بر ارتش اسرائیل را بر بلندای مارون‌الرأس به اهتزاز درآورد، همه مرزبندی مرسوم شیعه و سنی را کنار نهاده و بی‌پروا از دبیرکل حزب‌الله، چهره یک قهرمان و الگویی رهایی‌بخش را برای نسل جوان عرب ترسیم کردند. آری! نزدیکی جنبش‌های عربی با مقاومت، مدت‌ها پیش از دومینوی سقوط حکومت‌های عربی منعقد شده بود. رهبران جنبش‌هایی که اکنون پشتوانه‌ای عظیم برای کسب حقوق فلسطینیان تشکیل داده‌اند، خود از مقاومت فلسطین و لبنان الهام گرفته‌اند.

چندان جای شگفتی نیست که در ادبیات تحلیلگران تل‌آویو، جنبش‌های پیروز قاهره و تونس «اعضای جدید خانواده مجاهدان» یا اصحاب «مقاومت» نام گرفته‌اند. کمتر گزارشی را در رسانه‌های صهیونیستی پیرامون جنبش‌های بیداری اسلامی ‌می‌توان سراغ گرفت که در آن ۲ نام ایران و حزب‌الله لبنان قید نشود تا افکار عمومی‌ به این باور برسد که گروه‌های پیروز انقلاب مصر و تونس، همکیشان مقاومت لبنان و فلسطین و خویشاوندان صمیمی ‌جمهوری ‌اسلامی ‌هستند.

در بیوگرافی‌ رهبران جدید تونس و مصر، مدام گوشزد می‌شود آنها به دلیل داشتن عقاید به اصطلاح افراطی درباره اسرائیل و فلسطین همواره در تعقیب بوده و به دلیل گرایش شدید به انقلاب ایران و نهضت آیت‌الله خمینی، دورانی طولانی را در زندان و تبعید گذرانده‌اند.

آرمان آزادی فلسطین، حلقه وصل جنبش‌های بیداری با همه حرکت‌ها و جنبش‌هایی است که پرچم رهایی و نفی سلطه را برافراشته‌اند. می‌توان پیش‌بینی کرد نخستین خط قرمز دولت‌های برآمده از جنبش‌ بیداری، مانند ایران، مقاومت در برابر سیاست توسعه‌طلبی طرف صهونیستی خواهد بود.

چهره‌های منتخب جنبش‌های بیداری در اولین مصاحبه‌های مطبوعاتی خویش، پرونده ۷۰ساله فلسطین را بالاترین نماد تحقیر ملت‌های اسلامی ‌و عرب خواندند. پیام روشن رهبران اخوان‌المسلمین مصر و النهضه تونس این بود که همه انقلابیون از خط مشی گذشته حاکمان خویش در برابر حریف صهیونیست در پروژه سازش روی برتافته‌اند و دولت تحت رهبری آنها جایگاه بین‌المللی خویش را در بین نظام‌هایی تعیین خواهد کرد که دنباله‌رو سیاست سازش غرب در خاورمیانه نباشند.

اگر به مدت ۲۰ سال ـ از زمان انعقاد پیمان سازش اسلو در سال ۱۹۹۳ تاکنون ـ غرب آسیا(خاورمیانه) بر شالوده نقشه سازش پیش می‌رفت، اکنون جنبش‌های بیداری اسلامی، قطار تحولات را وارد ریل تازه‌ای به نام «گفتمان مقاومت» کرده‌اند. رهبران هر دو جناح پیروز در تونس و مصر، مقاومت فلسطین را همکیش خود تعبیر کردند و حزب‌الله لبنان را سد بزرگ در برابر توسعه‌طلبی ارتش صهیونیستی خواندند.

با این توصیف، طبیعی است پیمان کمپ‌دیوید به عنوان نماد عصر سازش، معلق بماند و سفارت اسرائیل در قاهره در آتش خشم جوانان مسلمان مصر بسوزد و خط لوله گاز العریش به سرزمین‌های اشغالی، هر ماه آماج حمله انقلابیون قرار گیرد.

ادامه دارد…

شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۲ - ۱۵:۵۶
کد خبر : 10415
بازدیدها: 489

پاسخی بگذارید »