یکشنبه ۰۳ بهمن ۱۳۹۵

تبلیغات

اختصاصی دانش روز:

جمله های بسیار خواندنی درباره آغاز مدرسه

danesheroz1 شهریور ۲۱, ۱۳۹۲ ۰
جمله های بسیار خواندنی درباره آغاز مدرسه

دانش روز: جمله های خواندنی و به یاد ماندنی درباره مدرسه را در زیر می خوانید

به گزارش دانش روز، شما یادتون نمیاد اون روزهایی که هوا برفی و بارونی بود ناظم مدرسه میگفت امروز صف نیست مستقیم برید سر کلاس ما هم  کیف می کردیم میرفتم کلاس !
::
چشماتونو ببندید و اون لحظه ای رو به خاطر بیارید که آخرین امتحان رو تموم کردید و برگه رو دادید به مراقب و با یه حس خَلاصی دارید میاید سمت خونه و واسه تابستون نقشه میکشید و هزارتا رویا …
عمو کجایی ؟ جلوی پاتو نگاه کن ؛ چند روز دیگه باید بری مدرسه …
::
چه حس خوبی بود وقتی میرسیدیم به درسهای آخر کتاب …
::
یادمه همیشه واسه اینکه زود برم تو کوچه بازی کنم ، مشقامو چند خط در میون رد میکردم تا زودتر تموم شه …
::
دلم واسه اول دبستانم تنگ شده که وقتی تنها یه گوشه حیاط مدرسه وایستاد ، یه نفر میومد و بهت میگفت: با من دوست میشی ؟
::
شما یادتون نمیاد، پاکن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی، بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد…
::
تفاوت دو جنس رو از اینجا بفهمید که دخترا دو ماه قبل از سال تحصیلی جدید لوازم تحریرشون آمادس ولی پسرا سه هفته بعد از شروع مهر تازه یادشون میاد حتی کتاباشونو نگرفتن …
::
یادش بخیر تو کلاس وقتی درس تموم میشد و وقت اضافه می آوردیم ، تا زنگ بخوره این بازی رو میکردیم که یکی از کلاس میرفت بیرون بعد بچه های تو کلاس یک چیزی رو انتخاب میکردند ، اونکه وارد میشد هرچقدر که به اون چیز نزدیک تر میشد ، محکمتر رو میز میکوبیدیم …
::
یادمه یکی از پر استرس ترین لحظات دوران ابتدایی وقتی بود که دیکته تموم میشد و مبصر دفترا رو جم میکرد میذاشت رو میز معلم؛ هی حواسمون به دفترمون بود ببینیم کی نوبت صحیح کردن دیکته ما میشه ، نوبتمون که میشد همش چشممون به خودکار معلم بود ببینیم غلط داریم یا نه … قلبمونم تند تند میزد !!!
::
شما یادتون نمیاد اوج احتراممون به یه درس این بود که دفتر صد برگ واسش انتخاب می کردیم !
::
دقت کردین ؟
چند ساله که توی این ایام وقتی به یه بچه مدرسه ای میگی “وااای دوباره باید بری مدرسه” اصلا انگار نه انگار ، کارشون از دایورت و بلوتوث و وای فای هم گذشته …
نمیدونم توی این قضیه دانشمندان دست داشتن یا نه ؟!
::
یادش بخیر دبستان که بودیم هرچی میپرسیدن و میموندیم توش ، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم !
::
یادش بخیر صفحه های خوشنویسی تو کتاب فارسی سال سوم رو …
::
همیشه تو مدرسه عادت داشتم همکلاسی هامو بشمرم تا ببینم کدوم پاراگراف برای خوندن به من میفته…

::

یادش بخیر حس بعد از آخرین امتحان سال و شروع تابستون و یادش بخیر عصر ۳۱ شهریور و همه خاطره هایی که جلوی چشامون بود…
::
یادتون میاد ؟
نوک مداد قرمزای سوسمار نشانو که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد…
::

شما یادتون نمیاد، اون قدیما هر روزی که ورزش داشتیم با لباس ورزشی می رفتیم مدرسه …
احساس پادشاهی می کردیم که ما امروز ورزش داریم، دلتون بسوزه !
::
خودکارهای چهاررنگی هم بود که باس دکمه‌ ش رو فشار میدادی تا نوک دلخواهت بیاد بیرون، اونوخت قرمزش صورتی بود و آبیش بنفش !
تفریح من این بود که تهش رو میکردم تو دهنم با دندون دکمه هاشو فشار می‌دادم ، بعد حواسم نبود دکمه ش فنریه و لبم میرفت لای دکمه ش !
::
وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم، الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم گوشه کلاس دم سطل آشغال بتراشیم …
::
برای با هم بودن بهانه زیاد است
بیا ما هم با هم باشیم
البته اول مهر سر کلاس !
::
تو مدرسه آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن …
::
یادش بخیر تو دبستان سر کلاس وقتی گچ تموم میشد، خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم…
همیشه هم گچ های رنگی زیر دست معلم زود میشکست، بعدم صدای ناهنجار کشیده شدن ناخن روی تخته سیاه !
::
شما یادتون نمیاد ، وقتی مشق مینوشتیم پاک کن رو تو دستمون نگه میداشتیم بعد عرق میکرد ، بعد که میخواستیم پاک کنیم چرب و سیاه میشد و جاش میموند ، دیگه هر کار میکردیم نمیرفت ، آخر سر مجبور میشدیم سر پاک کن آب دهن بمالیم بعد تا میخواستیم خوشحال بشیم که تمیز شد میدیدیم دفترمون رو سوراخ کرده !
::
یادش بخیر خط فاصله هایی که بین کلمه هامون میذاشتیم یا با مداد قرمز بود یا وقتی خیلی میخواستیم خاص باشه ستاره می کشیدیم …
::
شما یادتون نمیاد ، سر صف پاهامونو ۱۸۰ درجه باز می کردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم !
::
یکی از ترسناک ترین جملات دوران مدرسه :
یه برگه از کیفتون بیارید بیرون !
::
حلول ماه مهر
ماه اتمام خوابهای رویایی
شب بیداری های طولانی
بخور بخواب و بیکاری
گشت و گزار و عیاشی
بر شما خجستگان عزیزتر از جان، تبریک و تسلیت باد…
::
یادش بخیر ، پشت دفترای قدمیم مدرسه ؛ آدمک چارخونه روی تخته سایه :
“تعلیم و تعلم عبادت است”
::
ماه مهر از آنچه در تقویم می بینید به شما نزدیک تر است !
چقدر زود دیر میشود …
::
یادش بخیر ؛ در به در دنبال یکی میگشتیم دفترامونو جلد کنه !
::
سوال : شنبه میایی دانشگاه یا سه شنبه؟
پاسخ صحیح : بعد از حذف و اضافه

چندتا ارزو واسه هر چی دانش آموزه دارم!!!!!

خدایا همه معلما دستو دل باز باشن

خدایا هیچ دانش اموزی پاش به دفتر مدرسه باز نشه

پنجشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۲ - ۱۲:۵۵
کد خبر : 59630
بازدیدها: 5,498

پاسخی بگذارید »