یکشنبه ۰۸ اسفند ۱۳۹۵

تبلیغات

جریان شناسی نفوذ و مصادیق آن

danesh تیر ۷, ۱۳۹۵ ۰
جریان شناسی نفوذ و مصادیق آن

نفــوذ، رفتاری بــرای ورود در منطقه ممنوعه و حریــم خصوصی فرد یا جامعه ای اســت. نفوذ ی ها افرادی هســتند که با انگیزه های مادی و معنوی به این عمل اقــدام می کنند. اگر انگیزه های معنوی در پشــت جریان نفوذ باشد، خطر نفوذ بزرگ تر و زیانبار تر خواهد بود

به گزارش اختصاصی دانش روز نفــوذ در لغت به معنای خرق و تجاوز، اجراء، خلوص و ورود در وســط چیزی آمده است منافذ، مجاری نفوذ و رخنه است. (المنجد، ذیل واژه  نفذ) در زبان فارسی نفوذ در معانی ای چون رخنه، رسوخ، سرایت، داخل شدن در چیزی، تاثیر و اثر کردن در چیزی، اعتبار، توانایی، و قدرت به کار رفته است.

نفوذ به معنای رخنه ای تاثیرگذار در چیزی به شــکل مثبت و یا منفی اســت. از این رو، وقتــی امری در دیگری تاثیرگذار باشد به عنوان امر نافذ از آن یاد می شود؛ تنفیذ امر به معنای اجرای امری نافذ است.

نفــوذ در اصطلاحات اجتماعی و سیاســی نزدیک به مفهوم لغــوی آن یعنی رخنه و نفوذ در افــکار و عقاید و تاثیرگذاری بــرای ایجاد تغییــر در جهت اهداف نفوذ کننده اســت. از این رو در حــوزه رفتارهای اجتماعی وقتــی از افراد صاحب نفوذ ســخن گفته می شود، کسانی هســتند که دارای محبوبیت و مقبولیت اجتماعی بوده و مردم از آنان ســخن شــنوی داشته و گفتار و رفتار خویش را با آنان هماهنگ می کنند. به ســخن دیگر، صاحب نفوذ، کســی است که به عنوان مرجعیت مقبول مردم پذیرفته شــده اســت که به طور طبیعی این مقبولیت با محبوبیت همراه است.

به عبارت ساده تر، کسانی در اجتماع هستند که مردم بر پایه عواطف و احساســات، مرجعیت و رهبــری آنان را پذیرفته اند؛ این پذیرش ممکن است ریشــه در عقلانیت داشته یا نداشته باشــد؛ بنابر این نمی توان گفت هر کسی که از مرجع صاحب نفــوذ پیروی و اطاعت می کند، متاثر از عواطف و احساســات است و عقلانیتی پشت این پیروی نیست.

امروزه در عرصه سیاســی، نفوذ از اهمیت بسیاری برخوردار اســت. اگر در گذشته نظامیان با نفوذ در خطوط مقدم دشمن و رخنــه در دیوار دفاعی، بر آن بودند تا از درون کنش هایی را موجب شوند که موجب فروپاشــی یک دیوار دفاعی از انسان و ابزار های دفاعی بود، امروز بیشــترین کارکرد نفوذ در عرصه سیاسی و اجتماعی و فرهنگی است تا افکار و عقاید و عواطف و احساسات ملتی را تغییر دهند و از درون استقامت و مقاومت ملت و امتی را خرد کرده و از هم بپاشند.

واژه انگلیسی Infiuence در لغت به معنی کنش یا قدرتی اســت که یک نتیجه ای را بــدون اعمال آشــکار زور یا بدون اعمال مســتقیم فرمــان، تولید می کنــد و اصطلاحا عبارت از اعمالی اســت که مستقیم یا غیر مستقیم باعث تغییر در رفتار یــا نظرات دیگران می شــود.(الوانی، ســید مهــدی؛ مدیریت عمومی، تهران، نی، ۱۳۸۶، چاپ سی ویکم، ص۱۴۲٫)

در فرهنگ سیاســی، «نفوذ»، شــکلی از قدرت است؛ اما از اصطلاح «قدرت» به ســبب شــیوه های اجرایی چون پرهیز از کنتــرل، اجبــار، زور و مداخله متمایز اســت. نفوذ را می توان رابطه میان بازیگرانی دانســت که بــه موجب آن، یک بازیگر، بازیگران دیگر را وادار می کند تا به طریقی که خواســت خود آن ها نیســت، عمل کنند. پول، غذا، اطلاعات، دوســتی، مقام و تهدید، از جمله وســایلی اند که فرد بــه کمک آ نها در رفتار دیگران نفــوذ می کند. (آقا بخشــی، علی اکبر و افشــاری راد، مینو؛ فرهنگ علوم سیاســی، تهران، چاپار، ۱۳۸۶، چاپ دوم، ویراش ششم، ص۳۱۴)

توانایــی فــرد در تغییــر دادن رفتار دیگران بدون داشــتن موقعیت رسمی (شایان مهر، علیرضا، دایره المعارف تطبیقی علوم اجتماعی، تهران، کیهان، ۱۳۷۹، چاپ اول، ص۶۲۰) و فرآیند تاثیرگذاری برافکار، رفتار، یا عواطف شخص دیگر را نفوض گویند.

نفوذ، از اندیشــه های توماس هابز(Thomas Hobbes) پیرامون قدرت گرفته شــده و وارد علوم اجتماعی شده است. نفوذ، پاسخ رفتاری نسبت به اعمال قدرت و یا به عبارت دیگر، نتیجه ای است که از طریق به کارگیری قدرت حاصل می شود. (رضاییان، علی؛ مدیریت رفتارهای سیاسی در سازمان، تهران، سمت، ۱۳۸۶، چاپ دوم، ص۷٫)

در تعاریف، از «نفوذ» به عنوان مکانیســمی برای اثرگذاری بر دیگران یاد شده است. اگر شخصی بتواند دیگری را متقاعد کنــد که عقیده اش را درباره یک یــا چند موضوع تغییر دهد، رفتــاری را انجــام دهد و یــا از انجام آن خــودداری کند و به محیط پیرامون خود، به شکلی خاص بنگرد، در حقیقت نفوذ، تحقــق یافته و «قدرت»، به کار گرفته شــده اســت. (مورهد، گری گوری و گریفین، ریگی؛ رفتار سازمانی، سیدمهدی الوانی و غلامرضا معمارزاده، تهــران، مروارید، ۱۳۸۵، چاپ یازدهم، ص ۳۸۲٫)

* جریان های نفوذی

جریان هــای نفــوذ شــامل گروه هــای چندی اســت که در آیات قرآن به آن اشــاره شده اســت. در اینجا به برخی از این جریان های نفوذ اشــاره می شــود. گفتنی است که جریان یک حرکت پایدار، جاری و ماندگاری است که در سطح وزیر سطح جامعه در حرکت اســت. از این رو، جریان های نفوذی همانند دیگر جریان های اجتماعی می تواند رو ســطحی و زیر سطحی باشــد. بنابراین ما با دو جریان موازی هم، در سطح و هم زیر ســطح یعنی جریان های آشــکار نفوذی و جریان نهان نفوذی مواجه هستیم.

  1. منافقان: یکــی از خطرناک تریــن جریان های نفوذی در جامعه اسلامی، جریان منافقان و نفاق است که بدتر از کافران هســتند؛ زیرا فتنه آنان بدتر از فتنه  کافران است؛ چرا که این جریان نفوذی همه مظاهر اســلامی را با خود دارد و نمی توان به ســادگی آن را از جریان اصلی باز شــناخت. هر چند که در فتنه ها جریان نفوذ همانند کفی در ســیل از آب جدا می شود و خار و خاشــاک خود را نشــان می دهد ولی در حالات عادی مخفی و پنهان است. راه های شناخت این جریان غیر از فتنه، توجه به ادبیات و لحن گفتاری و رفتاری آنان اســت (محمد، آیه۳۰)
  2. دشمنان: از دیگر جریان های نفوذ باید به جریان های کفر و شــرک اشاره کرد. از آنجا که شــرایع آسمانی چون یهودی و مســیحی به عنوان اهل ذمه می توانند به عنوان شــهروندان جامعه اسلامی و امت اسلام همانند منافقان درآیند می توانند نقش نفوذی ها را در جامعه اســلامی ایفا کنند. در آیات قرآنی گزارش شــده که چگونه اهل ذمه از یهــود با آنکه در پیمانی که بســته بودند خود را شهروندان امت قرار داده بودند، اما به جامعه اســلامی خیانت می کردند و در جنگ احزاب اطلاعات شــهر مدینه را بــه دشــمنان داده و زمینه را برای شکســت مسلمانان فراهم می آورند.

* منافذ و اشکال نفوذ

منافذ نفوذ در امت اســلامی دارای اشــکال گوناگونی است. بــا توجه به اینکه انگیزه های اهداف نفوذ یعنی کســانی که به عنوان منافذ نفوذ دشمن قرار می گیرند، متفاوت است، اشکال نفــوذ نیز متفاوت اســت. به عنوان نمونه منافذ ممکن اســت گرایش مادی گرایانه و یا گرایش های معنوی داشته باشند؛ بر همین اساس، اشکال نفوذ نیز متفاوت است.

براســاس آنچه بیان شــد اگر کســی در مقام جاسوســی برای دشــمن برآید، ممکن است دارای انگیزه های مادی، یا انگیزه های معنوی باشــد. بنابراین، جاسوســانی خواهیم داشت که به انگیزه مــادی به جاسوســی می پردازند که شــامل بیشــتر جاسوســان می شود؛ و جاسوسانی که برای مقاصد معنوی در خدمت دشمن بــوده و بی جیره و مواجب به آنان خدمــت می کنند. اینان همان کســانی هستند که از آنان به عنوان همفکران و همراهان عاطفی و احساســی دشمن باید یاد کرد. در جنگ نرم تلاش می شود که چنین افرادی در هر جامعه پرورش یافته و به خدمت گرفته شود؛ زیرا آنــان نه تنها هزینه ای به همفکران خــود تحمیل نمی کنند بلکه از خود و جامعه برای تحقق مقاصد دشمن هزینه می کنند.

نگارنده: یزدان سلیمانی

دوشنبه ۷ تیر ۱۳۹۵ - ۱۳:۴۳
کد خبر : 161430
بازدیدها: 825

پاسخی بگذارید »