دوشنبه ۰۴ بهمن ۱۳۹۵

تبلیغات

به دانش آموزان دیر آموز برچسب عقب مانده نزنید !

danesheroz1 آبان ۱۷, ۱۳۹۲ ۰
به دانش آموزان دیر آموز برچسب عقب مانده نزنید !

دانش روز: وجود دانش آموزان دیر آموز در سیستم تعلیم و تربیت هر کشوری امری اجتناب نا پذیر می باشد .آنچه که دراین میان مهم و قابل تعمق است چگو نگی برخورد و مواجهه با این پدیده می باشد.

به گزارش دانش روز، دانش آموزان مرزی یا دیر آموز اساسا” به دانش آموزانی اطلاق می گردد که رفتار اجتماعی و تحصیلی آنها پائین تر از معیارهای سنی آنان می باشد . این دانش آموزان با توجه به علل بروز اینعارضه تظاهرات بالینی متفاوتی دارند و این امر باعث شده دیدگاههای متفاوت در مورد آنها بوجود آید .عده ای اصطلاح دیر آموز را به دانش آموزانی محدود کرده که دارای هوش محدود هستند.اما عده ای معتقدند معتقد که دیر آموز ، دانش اموزی است که از هوش متوسط یا خوب بر خوردار است ، اما نوعی نا همخوانی بین پیشرفت تحصیلی و توانایی هوشی او به چشم می خورد .

به دانش آموزان دیر آموز برچسب عقب مانده نزنید !

در جریان این سال ها دانش آموزان شناسایی شده برای تحصیل در دبستان سه مرحله را طی کرده اند:

۱- تحصیل در مدارس استثنایی
۲- تحصیل در کلاس های خاص در برخی مدارس عادی
۳- تحصیل به صورت تلفیق با دانش آموزان عادی در مدارس عادی

یافته های پژوهشی وتجارب عملی در ارزیابی و شناسایی دانش آموزان  دیرآموزنشان می دهد این دانش آموزان در دو طیف عمده قرار دارند :

۱- دانش آموزانی که به علت محدودیت های محیطی (خانوادگی،فرهنگی،اجتماعی) دچار محدودیت های شناختی گردیده که این محدودیت درنتایج آزمون هوش با رزودرنهایت به عنوان دانش آموزان دیرآموز تشخیص داده می شوند این گروه از دانش آموزان با قرار گرفتن درمحیط مطلوب آموزشی وجبران محدودیت های اولیه می توانند درارزیابی های بعدی به احتمال زیاد در طبقه  متوسط قرار بگیرند.

۲-دانش آموزانی که علیرغم داشتن امکانات  محیطی مطلوب واحیاناً استفاده از امکاناتی چون مهد کودک و طی دوره آمادگی، دیرآموز تشخیص داده می شوند. عملکرد تحصیلی کودک با نتیجه آزمون هوشی همخوانی خواهد داشت.

براین اساس و جهت جلوگیری از برچسب خوردن غلط در فرآیند سنجش و ارزیابی ذهنی این دانش آموزان ارزیابی مجدد مدنظر دست اندر کاران می باشد. به این صورت که دانش آموزانی که در پایه اول ابتدایی به عنوان دانش آموزان دبر آموز شناسایی شده اند در طول سال تحصیلی و با توجه به پیشرفت تحصیلی و سازگاری رفتاری مورد بررسی قرارگرفته و دانش آموزانی که در جریان تحصیل توانمندی های آنان نمایان گردیده است از جرگه دانش آموزان دیر آموز خارج می‌شوند و آنانی که مشکلات تحصیلی و رفتاریشان در طول سال تحصیلی ادامه داشته مجددا” درپایان آن سال تحصیلی مورد ارزیابی ذهنی قرارگرفته و جایگاه تحصیلی آنان تعیین می شود.

با توجه به موارد مذکور روشن می گردد هدف اصلی شناسایی این دانش آموزان جدا سازی و برچسب زدن نبوده بلکه شناسایی و شناخت مشکلات تحصیلی و رفتاری آنان می باشد چرا که با این شناخت دست اندرکاران تعلیم وتربیت خواهند توانست به برنامه ریزی به موقع و ارایه خدمات آموزشی و مشاوره ای و همچنین آموزش معلمان و اولیاء در پیشرفت تحصیلی آنان گام بردارند.

از آنجا که در حال حاضر وجود و حضور تعداد قابل توجهی از این دانش آموزان در اکثریت کلاس های اول، دوم و سوم ابتدایی بدیهی می باشد لذا شناخت و آگاهی از ویژگی های این دانش آموزان، به دست اندکاران تعلیم و تربیت این قبیل دانش‌آموزان این امکان را خواهد داد تا بتوانند در برنامه ریزی آموزشی و تربیتی به طور اصولی و منطقی عمل نمایند.

برخی از ویژگی های این کودکان عبارتند از:

۱- مهارت های حرکتی درشت و ظریف : این دانش آموزان عموماً از نظر مهارتهای حرکتی درشت مثل ایستاندن ، نشستن ، راه رفتن، خم شدن و غیره تفاوت معنا داری با همسالان خود ندارند، اما از نظر مهارت های ظریف حرکتی مثل هماهنگی چشم و دست، دویدن موزون، لی لی رفتن وحرکت روی خط راست  و مهارت های ظریف دست همانند ترسیم خطوط، تعقیب چشمی با مشکل مواجه هستند.

همچنین این دانش آموزان دچار یک نوع کم مهارتی و به اصطلاح دست و پا چلفتگی در مهارت هایی مانند لباس پوشیدن، کفش به پا کردن، نوشتن دیکته، غذا خوردن ،خروج سریع از کلاس وغیره.

۲_  نقایص و مشکلات ادراکی: این دانش اموزان به لحاظ ضعف عمومی کنش های هوشی و نظام عصبی حاکم بر رشد و تحول حواس علیرغم داشتن حواس کاملا” سالم در تشخیص ظرافت هایی که عمدتا” بر توانمندی های شناختی استوار است، کنش های کندی دارند.

۳_  ضعف در یادگیری ضمنی: بسیاری از آموخته های بشری حاصل یادگیری ضمنی و غیر مستقیم می باشد. ولی این دانش آموزان به علت ضعف محسوس در یادگیری ضمنی بایستی با قرار دادن عناصر و محرک های آموزشی در حوزه‌ی مستقیم حواس تحت تعلیم و تربیت قرار گیرند.

۴- ضعف در مهارت های کلامی: این دانش آموزان عموما” در مهارت های کلامی با ضعف یا کندی مواجه هستند و در مقایسه با سایر همسالان نمی توانند با صراحت و سلامت مورد انتظار مکنونات درونی خود را بیان نموده و تشریح نمایند لذا همواره بیش از دیگران نیازمند صبر و حوصله و چهره متبسم و محبت آمیز مربیان و معلمان هستند.

۵- محدودیت در تفکر و حافظه: این دانش آموزان دیرتر از همسالان خویش از مرحله تفکر عینی به تفکر انتزاعی قدم می گذارند و همچنین آنان عموما” از نظر حفظ و به خاطر سپردن دریافت های سمعی و بصری با محدودیت مواجه هستند بنابر این در تنظیم مواد آموزشی و تدریس برای این قبیل دانش اموزان باید تا حد ممکن از مواد و مفاهیم عینی تر و کاربردی تر استفاده نمود.

۶- محدودیت در انتقال یادگیری: این دانش آموزان به علت ضعف در تشخیص و تعمیم موقعیت های مطلوب و توجه به ظاهر و شباهتها و همچنین ضعف در حافظه در جهت انتقال یادگیری با مشکل جدی مواجه هستند. بنابر این برای انتقال آموخته های قبلی به موقعیت تازه یادگیری نیازمند حمایت و راهنمایی اولیای .و مربیان می باشند.

۷- اعتماد به نفس پایین: این دانش آموزان به علت شکست های متعدد در مهارت های فردی و اجتماعی عموما” از کاهش اعتماد به نفس و خود ارزشمندی رنج می برند. بنابر این برنامه آموزشی این قبیل دانش آموزان باید به گونه ای طراحی شود تا ضمن تحلیل تکلیف، آموزش و ارزیابی کاملا” منطبق با توانایی های موجود آنان باشد.

۸- پایین بودن آستانه تحمل حضور در کلاس درس: این دانش آموزان به علت هیجان پذیری بالا همواره بازی و سرگرمی های دیگررا برحضور در کلاس ترجیح می دهند. بنابراین باید با درنظرگرفتن سطح خستگی پذیری کودک واجتناب از روش های سخنرانی واستفاده از روشهای فعال یاد دهی و یادگیری  و بازیهای آموزشی و غیره  به نحو احسن استفاده نمود .

۹-  پدیده دیر آموزی و فراموشی سریع: از خصوصیات بارز این دانش آموزان دیر آموختن و فراموش کردن سریع  آموخته هاست. بنابر این در آموزش  این قبیل دانش آموزان باید ضمن تکرار و باز آموزی مکرر فعالیت های خارج از کلاس نیز با فعالیت های کلاسی ارتباط داشته باشد.

۱۰- وجود اختلالات رفتاری: عده زیادی از این دانش آموزان به علت مشکلات شناختی و عاطفی مبتلا به اختلالات رفتاری ازقبیل پرخاشگری، بیش فعالی، افسردگی  اضطراب جدایی از مادر و غیره هستند. که بایستی در این مورد ضمن اهمیت دادن به امر مشاوره و آموزش خانواده جهت همسو و همگام کردن والدین با فعالیت های تربیتی آموزشگاه از شیوه های متعدد اصلاح و تغییر رفتار استفاده نمود.

 دانش آموزان دیر آموز و رویکردهای جدید نظام آموزش و پرورش

به دانش آموزان دیر آموز برچسب عقب مانده نزنید !

از برنامه ها مهم در این زمینه توجه به اصول یاد دهی و یادگیری درسیستم آموزش و پرورش کشور می باشد، که دراین  گذر ضمن تغییرات در محتوای کتب درسی  شیوه های آموزش نیز دچار تحول اساسی شده است در شیوه جدید ضمن استفاده از روش های مناسب یاددهی، استفاده از وسایل سمعی و بصری دانش‌آموزان نیز در آموزش به صورت فعالانه شرکت می کنند و این موضوع می تواند در یادگیری بهتر و موفقیت تحصیلی این دانش آموزان موثر واقع شود.

رویکرد جدید دیگر نظام آموزشی کشور در این راستا ارزشیابی توصیفی دانش آموزان می باشد. از آنجایی که بهبود یادگیری، ایجاد نگرش مطلوب نسبت به مدرسه، افزایش مشارکت در یادگیری، رشد مهارت خود اصلاحی وخود تنظیمی وافزایش اعتماد و عزت نفس دانش آموزان از اهداف اصلی و عمده این روش می‌باشد لذا به کار گیری آن نقش مهمی در سازگاری دانش آموزان دیر آموز با برنامه های آموزشی ایفاء نموده و درموفقیت تحصیلی این دانش آموزان موثر واقع شود.

*اصول کلی آموزشی دانش‌آموزان دیرآموز:

۱.توجه به پیش‌نیازها ، بعنوان مثال پیش‌نیاز درس تقسیم در ریاضی جمع کردن و تفریق و ضرب کردن است.
۲.توجه به تفاوت های فردی دانش‌آموزان
۳.عدم مقایسه دانش‌آموزان با یکدیگر
۴.مقایسه دانش‌آموز دیرآموز با خودش
۵.اهمیت دادن به تلاش دانش‌آموز دیرآموز به جای نمره کلاسی یا امتحانی
۶.اجتناب از بوجودآمدن موقعیت‌هایی که دانش‌آموز دیرآموز تجربه شکست داشته باشد.
۷.موفقیت دانش‌آموز دیرآموز به هر میزان بایستی مورد تشویق قرارگیرد.
۸.قبل از ارایه محتوای آموزشی باید از آمادگی و توانایی دانش‌آموز دیرآموز اطمینان داشته باشیم .
۹.با بوجودآوردن امکان تکرار و تمرین یادگیری را پایدار و کامل کنیم
۱۰.  در یک زمان چند مفهوم تازه را آموزش ندهیم .

*راه های مقابله با مشکل کمبود رفتارهای ورودی شناختی دانش‌آموزان دیرآموز (منظور از رفتارهای ورودی شناختی ، یادگیری های قبلی دانش‌آموز است که برای یادگیری تازه ضرورت دارند)

۱-بهترین راه برای رفع مشکل آموزش فردی و اجرای شیوه‌های آموزشی ترمیمی و جبران کمبودهای یادگیری آنان است.
۲-پیش از شروع به آموزش درس تازه، رفتارهای ورودی شناختی در کلاس را به طور جمعی مرور کرد تا امکان استفاده یادگیرندگان از این رفتارها افزایش یابد .
۳ -تکلیف یادگیری را به شکل‌های مختلف تغییر دهیم آنگونه که پیش‌نیازهای متفاوتی را ایجاب کند ( مثال می‌‌توان سطح دشواری مطالب را کاهش داد یا دستورالعمل‌های تکالیف یادگیری را به عوض مطالب نوشتنی به صورت شفاهی عرضه کرد یا از تصاویر، نمودارها یا روش‌های غیرکلامی دیگر در آموزش استفاده کرد.

*راهبردهای آموزشی برای معلمان دانش‌آموز دیرآموز :

با توجه به محدودیت‌هایی که دانش‌آموزان دیرآموز در یادگیری از خود نشان می‌دهند منطقی است که باید متناسب با نیازهای آموزشی آنها و برای برطرف کردن موانع تحصیلی تدابیری را اتخاذ کرده و اجرا کنیم.

۱.عقد قرارداد: با عقد یک قرارداد شفاهی یا مکتوب بین معلم و دانش‌آموز می‌توان تکالیف خاصی را که دانش‌آموز موظف به انجام آنهاست را مطرح کرد یا رفتار خاصی مثل آرام نشستن در نیمکت به مدت ۲۰ دقیقه در صورت پیروی می‌توان تشویقی را درنظرگرفت. (تشویق‌ها به علایق فرد نزدیکتر باشند بهتر است) از فواید چنین راهبردی این است که مسئولیت دانش‌آموز کاملآ مشخص شده و او متوجه می‌شود که دقیقآ چه چیزی از او انتظار می‌رود.
۲.داشتن حق انتخاب: معلم می‌تواند برای انجام یک تکلیف خاص دو انتخاب را ارائه دهد تا دانش‌آموز یکی از آنها را انتخاب کند. مثلآ برای انجام تکلیف ریاضی معلم دو پلی‌کپی را که هر دو با یک هدف تنظیم شده‌اند را در اختیار دانش‌آموز قراردهد تا یکی را انتخاب کند.

چنین رویه‌ای باعث بالارفتن احساس مسئولیت در دانش‌آموزان می‌شود بهتر آن است که انتخاب‌ها باز نباشد یعنی از ۲ یا ۳ مورد فراتر نباشد بدلیل اینکه می‌تواند باعث ایجاد اضطراب و تنش در فرد شود.

۳.تصمیم گیری در مورد برنامه درسی: به دانش‌آموزان فرصت داده می‌شود (البته با محدودیت) تا نظرات و پیشنهادات خود را در مورد فعالیت های مربوط به برنامه درسی روزانه ارایه دهند.
۴.کوتاه کردن تکالیف: در این راهبرد ، تکلیف موردنظر به چند بخش کوتاه تر تقسیم شده و به جای اینکه یک تکلیف تمامآ به دانش‌آموز ارایه شود، آنرا به چند قسمت کوتاه‌تر تقسیم کرده و هر بار از دانش‌آموز خواست تا یک بخش از آن را تکمیل کند. مثل حفظ کردن شعر به این صورت که هر روز ۲ بیت را حفظ کند. ارائه حجم زیاد تکلیف در یک زمان می‌تواند اثر منفی بگذارد، زیرا دانش‌آموز احساس تهدید کرده و نسبت به توانایی‌های خود احساس عدم اطمینان می‌کند. تکلیف کوتاه می‌تواند حواس پرتی، خستگی و رفتارهای نامناسب را به حداقل برساند.
۵.اصلاحاتی در ارایه مفاهیم انتزاعی:  در چنین راهبردی می‌توان مفاهیم انتزاعی را بر اساس توضیحات، نمایش‌ها و مثال‌های عینی ارایه داد. در چنین کاری استفاده از تجربیات ملموس دانش‌آموز نقش مهمی در دریافت راحت‌تر مفاهیم انتزاعی دارد. برای مثال وقتی واژه تفریق در ریاضی مطرح می شود ابتدا لازم است تا دانش‌آموز به مفهومی عینی از این واژه دست یابد سپس در قالب تجربیات روزمره آشنا شود ودرنهایت این مفهوم را برای اطلاق به عملیات خاض در ریاضی به کار برد.
۶.ساده سازی سطح مواد خواندنی: معلم می‌تواند سطح پیچیدگی واژگان یا مفاهیم به کار رفته در متن‌های نوشته شده را کاهش دهد تا دانش‌آموز تلفیقی نیز بتواند تکلیف خواندن را متناسب با توانایی‌هایش انجام دهد. برای مثال معلم می‌تواند بر روی کلمه‌ای که برای دانش‌آموز دشوار است خط بکشد و بالای آن کلمه‌ای که برای دانش‌آموز مناسب‌تر و آسان‌تر است بنویسد.
۷.تدریس خصوصی توسط همسالان: در این راهبرد دانش‌آموزانی که توانایی‌های بالاتری در انجام تکالیفشان دارند به دیگران کمک می‌کنند تا تکالیف مدرسه و یا سایر مسئولیت‌ها را انجام دهند.

در استفاده از همسالان در آموزش باید به نکات زیر توجه داشت :

آموزشیار و آموزش بین تعارضی با هم نداشته و در صورت دچار شدن به تعارض آموزشیار یا آموزش‌بین تغییر کند.

آموزشیار و آموزش‌بینی که خوب کار می‌کنند را مورد تشویق قرار دهید.

 به هیچ وجه سرپرستی و نظارت معلم در روند فعالیت قطع نگردد تا مطمئن شود روش صحیح و روند مطلوب است.

 قبل از شروع کار آموزشیاران را آماده کنید و در صورت لزوم نکات مورد نیاز جهت چگونگی احرای آموزش – نوع ارتباط با آموزش بین را به آنان متذکر شوید.

 قبل از هر فعالیت میزان انتظاری را که از فعالیت گروه دونفره دارید به آن ها بگویید.

۸. کمک به پاسخ دادن: استفاده از این راهبرد باعث بالارفتن احتمال ارایه پاسخ‌های صحیح می‌شود. زیرا به طور کلی در ارایه یک پاسخ یا انجام یک کار، فرد می‌تواند از این راهنمایی‌ها و کمک‌ها در جهت رسیدن به پاسخ صحیح بهره بگیرد که پاسخ موردنظر را تا حدی در ذهن خود دارد و یا اینکه قبلآ آن را می‌دانسته ولی در حال حاضر فراموش کرده است. با انجام این کار شکست و ناکامی در فرد کاهش یافته و احساس موفقیت و انگیزه برای تلاش بیشتر در فرد ترغیب می‌شود. یکی از راه‌ها جهت اجرای این راهبرد عبارتست از متمرکز کردن توجه دانش‌آموز بر روی شباهت‌ها و تفاوت ها. برای مثال جهت تثبیت طرز نوشتن کلمات خواهر-خواب می‌توان توجه کودک را به مشابهت بین دو جزء خوا در دو
کلمه جلب کرد. این روش در تکالیف شفاهی نیز به کار می‌رود.
۹.یادگیری همکارانه: طبق نظر محققین، یادگیری همکارانه عبارتست از استفاده آموزشی از گروه‌های کوچک تا بدین ترتیب دانش‌آموزان با یکدیگر کار کرده و یادگیری خود و دیگری را به حداکثر برسانند. یکی از مناسب‌ترین روش‌های مۆثر آموزشی جهت دانش‌آموزان دیرآموز یادگیری در گروه است. چرا که در رقابت فردی با سایر همکلاسان بدلیل محدودیت‌های شناختی توفیق چندانی ندارند. اگر میزان موفقیت تحصیلی بعنوان ملاک شایستگی فردی در یک رقابت نابرابر مقایسه‌ای مطرح شود این دانش‌آموز دیرآموز است که بازنده خواهد شد.

برای اجرای چنین راهبردی لازمست که گروه‌بندی با توجه به تعداد دانش‌آموزان یک کلاس و بر اساس توانمندی آنان صورت گیرد. برای شروع بهتر است اعضای گروه در حداقل باشند. تعداد اعضای گروه ۴ تا ۶ نفر توصیه می‌شود که در هر گروه تنها یک دانش‌آموز دیرآموز وجود داشته باشد در کنار دانش‌آموز بالاتر از متوسط و متوسط. بهتر است معلم در طول فعالیت گروه ها نظارت کافی بر فعالیت گروهی داشته باشد و هر جا لازم شد به سوالات احتمالی آنها پاسخ دهد. قبل از شروع به کار گروه ها معلم بایستی دقیقآ اهداف موردنظر را مشخص و انتظار خویش را از کار گروه روشن نماید. قبل از شروع به کار، گروه ها بایستی دانش‌آموزان در مورد نحوه ی کار گروهی یعنی وظایف متقابل افراد گروه ، مشارکت داشتن همگانی در گروه و کمک کردن و کمک گرفتن و یکدیگر را تحمل کردن و … کاملآ توجیه گردند. همچنین از واگذاری تکالیف مشکل به گروه بایستی پرهیز کرد.

پیشنهادات به خانواده‌ی دانش‌آموز دیرآموز:

۱. خانواده‌های دانش‌آموز دیرآموز را اطلاع‌رسانی کنیم تا به شناخت بیشتری در مورد شرایط فرزندشان و کمک به ایشان برسند.

۲. الزامآ با دانش‌آموز دیرآموز در منزل به صورت جبرانی کار شود .

۳. کار با دانش‌آموز دیرآموز بایستی استمرار داشته باشد و منحصر به زمان خاصی نباشد.

۴. دانش‌آموز علی‌رغم شکست‌هایش در امور تحصیلی در خانواده نباید مورد تحقیر و بی‌احترامی قرار گیرد.

۵. کودک علاوه بر مهارت های آموزشی به کسب مهارت های اجتماعی نیازمند است.

۶. خانواده به صورت حضوری یا مکاتبه‌ای با معلم مدرسه در ارتباط مستمر باشد.

 


مرکز یادگیری سایت تبیان

تهیه:نسیم گوهری

 

جمعه ۱۷ آبان ۱۳۹۲ - ۰۰:۴۸
کد خبر : 72673
بازدیدها: 659

پاسخی بگذارید »