پنجشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۶

تبلیغات

بررسی میزان اثربخشی آموزش اصول اخلاقی و انسانی در پیشگیری از اعتیاد

danesheroz1 دی ۱۴, ۱۳۹۲ ۰
بررسی میزان اثربخشی آموزش اصول اخلاقی و انسانی در پیشگیری از اعتیاد

دانش روز: اهمیت نیروی انسانی و سلامت آحاد جامعه بر هیچ کس پوشیده نیست و محوریت و نقش زیربنایی آن در رشد، پیشرفت و توسعه کشور هسته اصلی هر جامعه را تشکیل می دهد.

  به گزارش دانش روز، مواد مخدر، سلاح بی صدای استعمار است و مصرف آن غم انگیز ترین تراژدی انسان معاصر و اعتیاد، خاموشی چراغ زندگی و مرگ تدریجی است.موثرترین راهبردهای سلامت عمومی در برخورد با سوء مصرف مواد و اعتیاد باید بر پیشگیری متکی باشد. تقریباً همواره ساده تر و از نظر هزینه موثرتر است که با یک مشکل قبل از گسترش یافتن برخورد شود، چنین ادعایی در مورد مسائل درگیر با سوء مصرف مواد و اعتیاد کاملاً صحیح است.

 نوروزی و همکارانش (۱۳۸۴)، شیوه های موجود پیشگیری از اعتیاد را مورد مطالعه قرار داده و نگرش افراد مختلف را نسبت به تأثیر آموزش اصول اخلاقی و انسانی در پیشگیری و میزان اثربخشی آن بررسی کرده اند. نمونه آنها از شهروندان ۳۵-۱۳ ساله یعنی دانش آموزان مدارس راهنمایی، متوسطه، دانشجویان دانشگاه ها، کارکنان ادارات دولتی، کارخانه ها و دیگر مراکز از استان های کرمان، زنجان، لرستان، خراسان شمالی و سمنان انتخاب شده بود. در این تحقیق از روش پیمایشی استفاده شد. یعنی با استفاده از پرسش نامه برای سنجش آگاهی و نگرش افراد مورد مطالعه نسبت به روش های پیشنهادی و اثربخشی آن اقدام گردید. برای طراحی پرسش نامه ها ابتدا با متخصصان و صاحب نظران این حوزه مصاحبه های باز صورت گرفت و با توجه به نظرات آنان پرسش نامه نهایی با ۶۱ سوال بسته و دو سوال باز صورت گرفت. سوالات تحقیق عبارت بودند از : ۱- به نظر افراد جامعه مورد پژوهش، میزان اثربخشی آموزش اصول اخلاقی و انسانی در پیشگیری از اعتیاد به مواد مخدر چقدر است؟

 ۲- به نظر افراد جامعه مورد پژوهش، میزان و رابطه روش های دیگر پیشگیری نظیر ارایه مشاوره به مردم و رشد و توسعه فرهنگی و …. با آموزش اصول اخلاقی و انسانی در پیشگیری از اعتیاد چگونه است؟

 ۳- آیا بین سن، میزان تحصیلات و نوع شغل با نگرش نسبت به روش پیشگیری آموزش اصول اخلاقی و انسانی رابطه وجود دارد؟

  یافته های تحقیق نشان داد که نگرش کلی افراد نسبت به اثربخشی آموزش اصول اخلاقی و انسانی بالاتر از روش های دیگر بوده و نگرش پاسخ گویان نسبت به تأثیر این شیوه مثبت بوده است. این یافته ها با نتایج پژوهش های کندل(۱۹۸۰)، بورکت (۱۹۸۰) مبنی بر مذهبی بودن و ارتباط منفی آن با تکرار مصرف مواد و هاداوی (۱۹۸۴) مبنی بر تاثیر مذهب بر منع مصرف مواد و آموتنگ و باهر (۱۹۸۴) مبنی بر وجود ارتباط قوی بین مذهبی بودن و عدم مصرف مواد در پیشگیری از اعتیاد همخوانی دارد.

 در مورد سوال دوم « به نظر افراد جامعه مورد پژوهش، میزان و رابطه روش های دیگر پیشگیری نظیر ارایه مشاوره به مردم و رشد و توسعه فرهنگی و … با آموزش اصول اخلاقی و انسانی در پیشگیری از اعتیاد چگونه است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که تهیه نشریات، بروشورها و تراکت های تبلیغاتی، انتقال اطلاعات از طریق اینترنت، طرح مباحثی راجع به اعتیاد در کتب درسی، غنی سازی اوقات فراغت، پای بندی افراد به اصول اخلاقی و پای بندی افراد به اصول و آموزه های دینی بر نگرش نسبت به آموزش اصول اخلاقی و انسانی، دارای ضریب مسیر مستقیم می باشند و دیگر روش ها نظیر تولید و انتشار پیام های رسانه ای، ارایه مشاوره به مردم، آموزش مهارت های زندگی، نمایش فیلم و تئاتر و حتی رشد و توسعه فرهنگی، جداسازی کودکان از خانواده های معتادین و برگزاری میز گرد و بحث آزاد نیز از طریق متغیرهایی که بر نگرش نسبت به آموزش اصول اخلاقی و انسانی دارای ضریب مسیر مستقیم بودند،  بر این متغیر اثر گذار هستند.

  هم چنین نتایج پژوهش بیانگر آن بود که بین نگرش نسبت به آموزش اصول اخلاقی و انسانی با سن، میزان تحصیلات و نوع شغل رابطه وجود دارد. یافته های پژوهش نشان می دهد که نگرش افراد گروه سنی ۱۲ تا ۱۵ سال در آموزش اصول اخلاقی و انسانی نسبت به گروه های سنی ۲۸ تا  ۳۱ سال و ۳۲ تا ۳۵ سال پایین تر است و نگرش گروه سنی ۱۶ تا ۱۹ سال نیز نسبت به گروه سنی ۳۲ تا ۳۵ سال و نگرش گروه سنس ۲۰ تا ۲۳ سال نسبت به گروه سنی ۳۲ تا ۳۵ سال در آموزش اصول اخلاقی و انسانی به طور معنی داری پایین تر بوده است.

 یافته های پژوهش نشان می دهد که گروه تحصیلی راهنمایی با گروه های تحصیلی فوق دیپلم و لیسانس و فوق لیسانس و دکتری در آموزش اصول اخلاقی و انسانی، دارای تفاوت معنی دار بوده و در مقایسه با دو گروه ذکر شده، در سطح پایین تری بوده است. نگرش گروه کارمند و بازنشسته نسبت به گروه فرهنگی و گروه فرهنگی نیز نسبت به گروه هنر آموز، محصل و بیکار به آموزش اصول اخلاقی و انسانی مثیت بوده است؛ اما نگرش گروه راننده و آزاد نسبت به گروه هنرآموز، محصل و بیکار به آموزش اصول اخلاقی و انسانی منفی تر بوده است.

 پیشنهادهای کابردی

 با توجه به اینکه در این پژوهش و پژوهش های دیگر اثبات شده است که ضعف مبانی عقیدتی و عدم پای بندی به اصول اخلاقی و انسانی یکی از عوامل زمینه ساز گرایش به سوء مصرف مواد مخدر است شایسته است نسبت به تقویت مبانی عقیدتی خانواده ها توجه جدی صورت گیرد.

 با توجه به اینکه آزمون شوندگان نسبت به پای بندی افراد به اصول و آموزه های دینی نگرش مثبت در حد مطلوب داشته اند لازم است وسایل ارتباط جمعی در زمینه مسائل اخلاقی، دینی و مذهبی آموزش های لازم را با بهره گیری از ابعاد مختلف هنر در دستور کار خور قرار دهند.

 با توجه به اینکه در اکثر تحقیقات و این پژوهش اثبات شده است که در پیشگیری از اعتیاد باید از روش های تعاملی بهره گرفت، پیشنهاد می شود از به کار گیری یک شیوه در پیشگیری از اعتیاد پرهیز گردد و با شناخت افراد در معرض پیشگیری، چند روش مورد نیاز به کار گرفته شود.

  منبع:پیشگیری نوین/مفاآنلاین

شنبه ۱۴ دی ۱۳۹۲ - ۲۲:۴۸
کد خبر : 85130
بازدیدها: 389

پاسخی بگذارید »