شنبه ۰۲ بهمن ۱۳۹۵

تبلیغات

ابعاد حقوقی درگذشت عسل بدیعی

بررسی حقوقی فوت مشکوک عسل بدیعی

danesheroz فروردین ۲۵, ۱۳۹۲ ۰

عسل بدیعی، بازیگر جوانِ نام آشنای عرصه سینما و تلویزون در اعوان جوانی و روزهای عید سعید باستانی، جان به جان آفرین تسلیم کرد و تاسف و تاثر همگان و خانواده محترم و داغدار خویش و جامعه هنری و فرهنگی کشور را با خود به همراه داشت! عدم معاینه وی از سوی پزشکی قانونی یا [&hellip

عسل بدیعی، بازیگر جوانِ نام آشنای عرصه سینما و تلویزون در اعوان جوانی و روزهای عید سعید باستانی، جان به جان آفرین تسلیم کرد و تاسف و تاثر همگان و خانواده محترم و داغدار خویش و جامعه هنری و فرهنگی کشور را با خود به همراه داشت! عدم معاینه وی از سوی پزشکی قانونی یا عدم انعکاس این مهم در رسانه ها در ابتدا، خود موجبات اظهارنظرهای غیر کارشناسی و پراکنده و تداوم ابهامات و شایعات موجود در جامعه سبب شده است!. و کماکان، نیز این روند در بین مردم و جامعه وجود دارد!

عسل، بازیگر جوانِ نام آشنای عرصه سینما و تلویزون در اعوان جوانی و روزهای عید سعید باستانی، جان به جان آفرین تسلیم کرد و تاسف و تاثر همگان و خانواده محترم و داغدار خویش و جامعه هنری و فرهنگی کشور را با خود به همراه داشت! تاسف بیشتر از حیث اظهار نظراتِ  مغایر با واقع و غیر کارشناسی و دامن زدن به شایعات و روایات متعددی از سوی رسانه ها و بعضی از مسئولان و مردم بوده که خود، غبار فزاینده این غمِ جانکاه خانواده وی و هنرمندان گردید و حکایتی دیگر و قابل ذکر در این باره است! جهت گیری های برخی از مقامات و تلاش بعضی ها برای رسانه ای کردن هر چه بیشتر موضوع و نیز  معرفی خود یا نمایاندن خویش به عنوان حامیان هنرمندان نیز جلوه دیگری از این ماجرا به مانند وقایع مشابه است؟!. در این نوشتار بر آنیم کوتاه نگاهی به ابعاد حقوقی قضییه افکنده و آنرا مورد بررسی قرار دهیم.

عسل بدیعی در یک نگاه :

 

  • عسل بدیعی متولد ۱۳۵۶ در تهران و فارغ التحصیل رشته علوم تغذیه از دانشگاه آزاد اسلامی بود که از ۲۰ سالگی در سال ۱۳۷۵ با بازی در فیلم بودن یا نبودن به کارگردانی کیانوش عیاری به سینمای ایران راه یافت. وی همسر فریبرز عرب نیا، هنرمند مشهور نقش مختار بوده است. مرحوم بدیعی علاوه بر فیلم مزبور دارای فعالیت های هنری متعدد در عرصه سینما و تلویزیون به شرح ذیل بوده است :

 سینما :

(۱۳۷۶) بودن یا نبودن (کیانوش عیاری) بازیگر

(۱۳۷۸) دست‌های آلوده (سیروس الوند)، بازیگر

(۱۳۷۹) هفت پرده (فرزاد مؤتمن)، بازیگر

(۱۳۷۹) از صمیم قلب (بهرام کاظمی)، بازیگر

(۱۳۸۲) شمعی در باد (پوران درخشنده)، بازیگر

(۱۳۸۴) پروانه‌ای در مه (محمدجواد کاسه‌ساز)، بازیگر

(۱۳۸۵) سربلند (سعید تهرانی)، بازیگر

(۱۳۸۷) روز هشتم

تلویزیون :

ششمین نفر (۱۳۹۰)

زمین انسان‌ها (۱۳۸۹) و چندین فیلم تلویزیونی دیگر …

گزارش فوت عسل بدیعی :

مرحوم بدیعی در تاریخ ۱۱ فروردین ۱۳۹۲ به حالت کما رفت و پس از انتقال به بیمارستان لقمان در روز ۱۲ فروردین دچار مرگ مغزی شد و بر اثر ایست قلبی و مشکلات تنفسی درگذشت. در ابتدا علت مرگ مغزی از سوی رسانه‌ها، مسمومیت شدید دارویی اعلام شده بود که در واکنش بدان- رضا داوودنژاد، همسرخواهر عسل بدیعی، مسمومیت شدید دارویی را شایعه دانسته و مشکل قلبی ناشی از دشواری تنفسی و در نهایت مرگ مغزی را سبب مرگ وی اعلام کرد. در بین مردم نیز شایعات زیادی به مانند مسمومیت دارویی، تاثیر استفاده از پنی سیلین وارداتی چینی و مانند آنها مطرح بوده است. سرانجام، در روز ۱۳ فروردین، پزشک وی علت مرگ مغزی را پارگی عروق مغزی وبه دنبال آن خونریزی مغزی و ایست تنفسی عنوان کرد. لکن، علت و منشاء این موضوع اعلام نشده است.!

در این میان، سید عزت‌الله ضرغامی ، رئیس سازمان صداوسیما ضمن انتشار پیام تسلیت به خانواده مرحوم بدیعی- سید تقی سهرابی، مدیر کل روابط عمومی سازمان صداوسیما را نیز مامور رسیدگی به موضوع کرد. تقی سهرابی قبل از هرگونه اعلام نظر نهایی و کارشناسی مراجع ذیربط و با  خروج از تکالیف حرفه ای و قانونی خویش و دخالت آشکار در صلاحیت مراجع قانونی مزبور بعنوان نماینده آن سازمان و ریاست آن در گفت‌وگو با فارس گفت: تمام شواهد و قرائن موجود نشان می‌دهد که مطالب منتشر شده در خصوص شایعات درباره مرگ مرحوم عسل بدیعی کذب محض است. وی صدور پیام تسلیت و ابراز همدردی از سوی ضرغامی نسبت به مرحوم بدیعی را
نشان روشنی از کذب بودن اخباری است که خلاف واقعیت در مورد این هنرمند در روزهای اخیر منتشر شد
و موضوع خوددکشی را بنا به اظهار پزشکان بیمارستان لقمان منتفی دانسته است؟!
و در عمل، به موضوع خودکشی آن مرحوم اشاره داشت که ضرورتی به طرح یا اشاره بدان از سوی وی بعنوان نماینده ضرغامی و مدیر کل روابط عمومی صدا و سیما و نماینده منتخب رسانه ملی در رسانه ها نیز نبوده است ؟؟!!

این مدیر کل غیر متخصص و متصدی روابط عمومی صدا و سیما نه تنها به این مهم اکتفا نکرده بلکه، اضافه کرد : پس از بررسی‌های کامل پزشکی مشخص شد؛ که نخاع وی از پشت گردن دچار ضایعه شده و همین موضوع منجر به مرگ مغزی وی شده است.وی ادامه داد: به گفته خانواده وی مرحوم بدیعی حتی سابقه قبلی بیماری قلبی هم نداشته است و روز حادثه نیز به خانواده‌اش اعلام می‌کند که حالش خوب نیست و دچار سردرد شدید و تهوع است. پس از اینکه بیماری ایشان ادامه پیدا می‌کند، از طرف خانواده به بیمارستان منتقل می‌شود که در بیمارستان، اول ظاهرا تشخیص مسمومیت داده می‌شود و اعلام می‌کنند که خانم بدیعی باید به این بیمارستان منتقل شود. وی گویی در مقام یک پزشکی قانونی ذیصلاح در پایان بیان می دارد.این انتقال و اعلام تشخیص‌های چندگانه که در مراحل اولیه درمان هم طبیعی است و موجب بروز این شایعات شد؟!( .  (http://www.jahannews.com/vdcfxxd0mw6dcta.igiw.html

با این وجود، دکتر مجید درگاهی،  مسئول هماهنگ کننده ی تیم پیوند اعضا بیمارستان مسیح دانشوریبیان داشت : عسل بدیعی بعد از ظهر روز دهم فروردین به دلیل دچار شدن به سردرد و حالت تهوع توسط اورژانس به بیمارستان منتقل شدند درحالیکه مسمومیت و اوردوز به هیچ وجه از علائم وی نبوده و به همین دلیل و تشخیص ندادن علت شب یازدهم به بیمارستان لقمان منتقل شد.وی ادامه داد:در بیمارستان لقمان ساعت ۱۲ ظهر مرگ مغزی وی تایید شد و علت مرگ هم طی بررسی های اولیه پارگی عروق مغزی وبه دنبال آن خونریزی مغزی مشخص شده است و ایست تنفسی وی در این وضعیت مزید برعلت شد و وی شب گذشته برای اهدای اعضا به بیمارستان مسیح دانشوری منتقل شد. درگاهی عنوان کرد : مرگ مغزی وی توسط ۴ متخصص و افزون برآن نماینده قوه قضائیه و پزشک قانونی تایید شده است و طبق موافقت خانواده وی وهم چنین، میل باطنی وی و در خواستش برای اهدا اعضایش آن هم در جشن نفس همه ی اعضای داخلی از جمله کلیه، کبد، قلب و ریه ی وی اهدا خواهد شد.  وی افزود:همه ی نسوج و بافت های قابل اهدا نیز به درخواست خودش اهدا می شود(. ( http://www.yjc.ir/fa/news/4325888 در این بین، شاهین شادنیا؛ رییس بخش مسمویت بیمارستان لقمان به خبرنگار باشگاه خبرنگاران گفت: عسل بدیعی شب گذشته از مرکز درمانی دیگری با احتمال مسمومیت به بیمارستان لقمان حکیم تهران منتقل شده است و شرایط و علایم بیمار، مطرح کننده مسمومیت بوده است که متاسفانه، پس از انتقال به بیمارستان دچار مرگ مغزی شده است.  ( http://www.yjc.ir/fa/news/4325312/)

ابعاد حقوقی فوت عسل بدیعی :

نظر به وجود ابهام در نحوه مسمومیت مطروحه در اخبار و گزارشات یا وقوع عارضه در آن مرحوم و انتقال وی به مراکز درمانی متعدد و ضرورت انجام معاینات مستمر و منسجم، اعلام هرگونه اظهار نظری نسبت به کیفیت و چگونگی وضعیت آن مرحوم مستلزم رعایت مراتب مزبور و اظهار مشخص و کارشناسی پزشکان معالج وی بوده، نه دخالت غیرمسئولانه برخی از مسئولان و رسانه ها! و در صورت  استمرار تردید یا ابهام در کیفیت درگذشت وی و درخواست و تاکید خانواده آن مرحوم- با معاینه و بررسی های تخصصی و تکمیلی و سم یا خون شناسی از سوی پزشکی قانونی، ضرورت داشت نسبت به رفع سئوالات و ابهامات مطروحه از سوی مردم و رسانه ها و اقوام آن مرحوم و جامعه هنری کشور اقدام می شد. نظر به آنکه، پزشکی قانونی؛ به کار بردن علم پزشکی در امور حقوقی و قضایی جامعه بوده و وظیفه آن، روشن کردن و تجزیه و تحلیل نمودنِ نکات تاریک و مبهم پزشکی و تلفیق آنها با حقوق موضوعه است، می تواند در این رابطه بسیار راهگشا باشد و در صورت تائید احتمالی نظر رئیس بخش مسمومیت های بیمارستان لقمان به ترتیب مزبور، مبنی بر مطرح بودن مسمومیت مرحوم عسل بدیعی- پزشکی قانونی می توانست با تعیین وجود سم در بدن مظنون به مسمومیت- تعیین ضایعات احتمالی مسمومیت در اعضاء و نسوج مختلف بدن و تعیین رابطه یا عدم ارتباط عوارض پیش آمده با مسمومیت مزبور در این باره، بطور روشن و دقیق اعلام نظر نماید. عدم معاینه وی از سوی پزشکی قانونی یا عدم انعکاس این مهم در رسانه ها در ابتدا، خود موجبات اظهارنظرهای غیر کارشناسی و پراکنده و تداوم ابهامات و شایعات موجود در جامعه سبب شده است!. و کماکان، نیز این روند در بین مردم و جامعه وجود دارد!

 گرچه، اقدام خانواده آن مرحوم و خواسته وی به اهداء اعضای خویش و تجدید حیات آن مرحوم در جسم و جان برخی از نیازمندان اعضای مورد درخواست، امری شایسته و قابل احترام و نکوداشت است، اما بهتر بود با عنایت به مراتب یاد شده نسبت به رفع ابهامات مطروحه و احترام به نظر مردم و رسانه ها و جلوگیری از دامن زدن بیشتر به شایعات مطروحه نسبت به فوت مشکوک آن مرحوم اقدام می شد. علاوه بر این، ضروری است مسئولان رسانه ای و فرهنگی کشور به جای توجه به ممات هنرمندان  محترم- در زمان حیات آنها نسبت به احترام عینی و عملی به اندیشه ها، نوشته ها، آثار و هنرمندی آنها و رفع نیازهای معیشتی، حرفه ای و خانوادگی آنها عنایت جدی و موثر بعمل آورند تا شاهد وضعیت تاسفِ بار عزلت و قُربت بسیاری از هنرمندان محترم و مشکلات متعدد اقتصادی و خانوادگی آنها در جامعه نباشیم. بی شک، صرفنظر از صحت و سُقم گزارشات مطروحه از سوی دست اندرکاران و رسانه ها نسبت به فوت عسل بدیعی از حیث حقوقی و ضرورت اعلام گزارش رسمی و قانونی مربوطه- درگذشت این هنرمند جوان و محترم کشور مایه تاسف و سبب تاثر بوده و خود، هشداری مُوکّد نسبت به وضعیت سایر هنرمندان و فرهنگ پژوهان محترم می تواند باشد که مسئولان فرهنگی کشور باید فاصله بین شعارها و اظهارات خویش در حمایت از اندیشه، هنر و فرهنگ با عملکرد و کارنامه هنری و فرهنگی خود را به حداقل رسانده و ضن احترام به شان هنر و مقام هنرمند و پاسداشت آنها در زمان حیاتشان، از هرگونه بی توجهی و بی مهری عملی، اداری یا قانونی نسبت به آنان خودداری نمایند.

یکشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۲ - ۱۵:۰۶
کد خبر : 11783
بازدیدها: 284

پاسخی بگذارید »