شنبه ۰۵ فروردین ۱۳۹۶

تبلیغات

امر به معروف یک بیمار، فکر زیرمیزی گرفتن را از سر پزشک، برای همیشه بیرون کرد

danesheroz1 آبان ۲۰, ۱۳۹۲ ۰
امر به معروف یک بیمار، فکر زیرمیزی گرفتن را از سر پزشک، برای همیشه بیرون کرد

دانش روز: چند هفته بعد با منشی دکتر در خیابان مواجه شدم و از گشاده رویی او به تاثیر گذاری کارم پی بردم ووقتی مطلع شدم که پزشک از زیرمیزی خود برای عمل آن بیمار گذشته است و از بیماران دیگر هم زیر میزی نمی گیرد بسیار خوشحال شدم

به گزارش دانش روز، ر.م ، آمر به معروفی است که با اقدام به نهی از منکر پزشکی را از گرفتن زیرمیزی منصرف کرد . وی در مصاحبه با زنگ خبر داستان را از این قرار شرح داد که :

مدتی پیش برای مداوا به یکی از مطب های پزشکان متخصص مراجعه کرده بودم ، مطب نسبتا شلوغ بود و مجبور بودمی یک ساعتی منتظر بمانم تا نوبتم شود و این فاصله زمانی باعث شد با مریض بغل دستی ام که به همراه پدر و مادرش برای مداوا آمده بود هم صحبت شوم.

چهره نگرانی داشت از مشکلش پرسیدم ،او هم با لحنی غمگین شروع به توضیح دادن کرد و در میان صحبتهایش گفت که تنها راه مداوایش عمل جراحی ایست که باید به زودی انجام شود .

وقتی از او پرسیدم که چرا زودتر این عمل جراحی را انجام نمی دهد تا از دست درد ها و داروهایی ک از مصرف آنها به ستوه آمده بود ،خلاص شود خیلی ناراحت گفت خرج عمل خیلی زیاد است.

وقتی با چهره متاثر من مواجه شد ادامه داد :بخشی از خرج عمل مربوط به زیر میزی  است که پزشک جراح خواسته که به او بدهیم و پزشک جراح هم همان پزشکی بود که با هم در مطبش بودیم .

صحبت ما ادامه پیدا کرد و من سعی کردم کمی با حرفهایم او را دلداری دهم تا اینکه نوبت او شد و بعد از خارج شدن از اتاق پزشک خداحافظی کوتاهی با من کرد و رفت .اما من از چهره نگرانش متوجه شدم که مشکلش حل نشده است .

در تمام مدتی که در مطب پزشک بودم تصویر صورت ناراحت آن بیمار از جلوی چشمم کنار نمی رفت و مدام به این می اندیشیدم که چگونه می شود با دکتر معالج او صحبت کرد تا حداقل از زیرمیزی ای که خواسته منصرف شود تا شاید آن بیمار بتوند خرج عمل را فراهم کند.

هر چه با خود کلنجار رفتم دیدم نمی توانم با پزشک راجع به این مسئله صحبت کنم و حتی اگر هم این کار را انجام دهم احتمال موثر نبودن آن زیاد است .ناگهان به ذهنم خطور کرد که با منشی پزشک صحبت کنم که البته آشنایی خیلی دوری هم با او داشتم .

به بهانه آشنایی خوش و بشی با او کردم و شماره موبایلش را از او گرفتم .بعد از این که کارم در مطب تمام شد منتظر شدم تا بقیه بیمارها و دکتر از مطب خارج شوند و بعد تماسی با منشی گرفتم تا اجازه داد که وارد مطب شوم و با او صحبت کنم .

صحبتمان زیاد طولانی نشد اما من سعی کردم که با نرمی تمام غمی را که در چهره آن بیمار دیدم برای او توصیف کنم و از عاقبت نافرجام گرفتن رشوه و ناراحت کردن مومن دیگری که بواسطه بیماری رنجیده خاطر است برای او بگویم و با تاکید بر اینکه منظور خاصی ندارم اشاره ای هم به بیماری دختربچه پزشک مربوطه کردم که از قبل از آن اطلاع داشتم.

او هم با من همراهی کرد اما گفت که باید با پزشک صحبت کنم و تصمیم نهایی با خود دکتر است با امید به موثر بودن تلاشم مطب را ترک کردم .

چند هفته بعد با منشی دکتر در خیابان مواجه شدم و از گشاده رویی او به تاثیر گذاری کارم پی بردم ووقتی مطلع شدم که پزشک از زیرمیزی خود برای عمل آن بیمار گذشته است و از بیماران دیگر هم زیر میزی نمی گیرد بسیار خوشحال شدم.

منبع: جهان بین نیوز

دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۲ - ۱۵:۵۰
کد خبر : 73252
بازدیدها: 206

پاسخی بگذارید »