چهارشنبه ۰۹ فروردین ۱۳۹۶

تبلیغات

جهت اطلاع مسئولین!

اقتصاد مقاومتی یعنی احترام به نهاد قیمت

danesheroz دی ۱۰, ۱۳۹۱ ۰

، احترام به توصیه ها و آموزه های علم اقتصاد است که یکی از مهمترین آنها احترام به نهاد قیمت و قیمت گذاری درست است.  در شرایط اقتصاد مقاومتی، علاوه بر کنترل مصرف، واردات، مخارج ارزی، استفاده درست از ذخایر ارزی کشور و مواد اولیه و همچنین ذخایر مواد غذایی و مواد اولیه و…. که [&hellip

، احترام به توصیه ها و آموزه های علم اقتصاد است که یکی از مهمترین آنها احترام به نهاد قیمت و قیمت گذاری درست است.
 در شرایط اقتصاد مقاومتی، علاوه بر کنترل مصرف، واردات، مخارج ارزی، استفاده درست از ذخایر ارزی کشور و مواد اولیه و همچنین ذخایر مواد غذایی و مواد اولیه و…. که به معنای کنترل تقاضا و استفاده درست از منابع موجود است تا تولید و توزیع کالاهای اساسی، معیشتی و خطوط تولید و اشتغال کشور مورد توجه قرار گیرد، باید نکات دیگری نیز در دستور کار باشد تا تولید فعلی حفظ  وزمینه رشد اشتغال داخلی و تولید ملی تقویت شود.

یکی از این موارد که باید در دستور کار باشد، احترام به توصیه ها و آموزه های علم اقتصاد است که یکی از مهمترین آنها احترام به نهاد قیمت و قیمت گذاری درست است.
به عبارت دیگر، برای آن که عوامل تولید و سرمایه گذاری تشویق شوند و درست هدایت شوند باید قیمت ها درست عمل کنند تاعلامت دهی درستی به عوامل و نهاده های تولید داشته باشند و از کارگر گرفته تا مواد اولیه و پول و سرمایه در گردش کشور به سمت تولید و تامین کالاهای اساسی و ضروری و معیشتی هدایت شوند.

اقتصادمقاومتی اگر چه تامین معیشت وکالاهای اساسی مورد نیاز مصرف کنندگان و خانوارها را در اولویت قرار می دهد اما این موضوع به معنای نادیده گرفتن کمبودهای موجود، و گران شدن قیمت مواد اولیه و افزایش هزینه های تولید نیست و نباید تصور کنیم که به هر قیمتی باید کالاهای اساسی و معیشتی مورد نیاز مردم باید ارزان تامین شود.

اقتصاد مقاومتی نباید تنها حمایت از مصرف کننده داخلی را هدف قرار دهد بلکه با قیمت گذاری درست هم  حمایت از تولید باید مورد توجه باشد هم تامین نیاز مصرف کننده داخلی
شاید در ابتدا سخت باشد که به جای وفور کالاهای خارجی ارزان قیمت با دلار ۱۰۰۰ تومانی، تولید داخلی با قیمت تمام شده بالا و ارز ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ تومانی را جایگزین کنیم اما با تحمل یکی دوساله، تولید داخلی رشد می کند و نیاز مصرفی نیز تامین می شود.
نمونه این روش، رشد صادرات است که تحت تاثیر رشد نرخ ارز، شاهد رشد شدید صادرات هستیم و این موضوع دلیل این مدعاست که قیمت گذاری مناسب، عامل رشد تولید و صادرات است.
براین اساس، دربخش صادرات از مزایای رشد نرخ ارز بهره برد اما در تولید داخلی و مصرف داخلی، با کنترل قیمت شدید، مانع از رشد و تعادل در تولید باشیم. وقتی کالاهای صادراتی تشویق می شوند، باید تولید داخلی مانند خودرو، گوشت و مرغ و سایر کالاهای اساسی نیز تشویق شوند و نباید با قیمت گذاری مانع تولید آنها شویم.

نمی توان سیاست قیمت گذاری و حمایتی یک بام و دو هوا داشت اما از مزایای قیمت های جدید ارز و هزینه های تولید بهره می بریم باید در بخش تولید و مصرف داخلی نیز به آن احترام بگذاریم.
توجه داشته باشیم که اگر امروز قیمت ها را کنترل کنیم در ماه ها و سال  آینده با مشکل ورشکستگی و زیان برخی تولیدکنندگان مواجه می شویم. ما با کنترل قیمت شدید درواقع، پیش خور می کنیم و خسارت را به عقب می اندازیم.
باید قبول کنیم که هزینه ها بالا رفته و قیمت افزایش یافته است درک این واقعیت ها مانند تجربه بعد از جنگ جهانی دوم، تجربه ترکیه و برزیل و….موجب می شود که چند سال بعد مشکل حل شود و با تشویق امروز تولید، در سال های آینده مشکل حل شود اما اگر نخواهیم واقعیت را قبول کنیم باعث می شود که به تدریج تولید ضعیف شود و ورشکستگی برخی کارخانه ها را شاهد باشیم و در آینده خسارت خودروسازی و کارخانه های دیگر به بانک ها و سایر بخش های اقتصاد هدایت میشود و مشکل را بیشتر خواهد کرد.

اگر به دنبال آن باشیم که در این یکی دوساله، با قیمت پایین، نیازمصرفی را تامین کنیم، به معنای پیش خور کردن و انباشت زیان و خسارت در آینده است و باعث ورشکستگی صنایع و تولیدکننده ها خواهد شد. اما اگر امروز تحمل کنیم، قطعا به انباشت و هدایت سرمایه ها برای رشد تولید و اشتغال منجر خواهد شد.

اگر قیمت تمام شده یا هزینه تولیدیک کالا مثلا گوشت و مرغ و تخم مرغ، مسکن، خودرو، نان، لبنیات و… بالا برود و دولت و سازمان های نظارتی اجازه رشد قیمت این محصولات را به تولید کننده و توزیع کننده ندهند، باعث کاهش تولید وکمیابی در بازار می شود و قیمت این محصولات در بازار سیاه غیر رسمی بالا می رود و در بازار رسمی کمیاب می شود .

براین اساس، ضروری است توجه داشته باشیم که مردم و دولت و تولید کننده و مصرف کننده باید در کنار هم وهمراه باهم از مسیر اقتصاد مقاومتی عبور کنند.

با این که دولت و تولید کنندگان، تلاش خود را به کار گرفته اند و با وجود محدودیت های ارزی و ریالی، مایحتاج مردم تامین شده است و کمبود شدیدی در بازار دیده نمی شود اما باید توجه داشته باشیم که اگر به نهاد “قیمت”  و متناسب سازی قیمت کالا با هزینه های تولید توجه نداشته باشیم پس از مدتی، بخشی از کارخانه ها و شرکت ها با مشکل زیان انباشته و ورشکستگی، کاهش شدید تولید و… مواجه می شوند.
براین اساس، مردم و مصرف کنندگان نیز باید در تامین این هزینه ها، از تولید کننده حمایت کنند و نباید راضی به ورشکستگی و خسارت تولید کنندگان باشیم زیرا این کارخانه ها، ستون های اصلی اقتصاد کشور هستند و اشتغال و گردش مالی بزرگی را در اقتصاد موجب شده اندو اگر خسارت ببینند این خسارت و زیان به سایر بخش های اقتصاد هدایت می شود.
به عنوان مثال، اگر خودروسازی، دچار تعطیلی و زیان بشود، سود بانک ها و پس انداز کنندگان، درآمد قطعه سازان و کارگران، مراکز تعمیراتی و نمایندگی و… نیز کاهش خواهد یافت و همان طور که بحران مالی مسکن در آمریکا به همه دنیا منتقل شد، زیان از خودروسازی به بانک ها و سایر بخش های اقتصاد کشور منتقل می شود.

در بخش لبنیات، گوشت و… نیز به همین نحو است و باید قیمت گذاری درست را شاهد باشیم تا هم تولید ادامه یابد و هم به سایر بخش های اقتصاد لطمه وارد نشود.

نکته دیگری که قیمت گذاری درست و منطقی می تواند به اقتصاد مقاومتی کمک کند، پذیرش این واقعیت است که قیمت روبه افزایش باعث کاهش تقاضا و استفاده از کالاهای جانشین می شود.
مثلا اگر گوشت قرمز بالا برود، مردم از ماهی و مرغ بیشتر استفاده می کنند و تقاضا برای گوشت قرمز کاهش می یابد و همین موضوع هم به تعادل بازار و کاهش فشار بر بازار گوشت قرمز کمک می کند و هم به حمایت ازتولید سایر گوشت ها مثل گوشت قرمز و ماهی کمک می کند.

به عنوان مثال اگر قیمت تمام شده گوشت ۱۵ هزار تومان باشد و قیمت کنترل شده آن مثلا ۱۰ هزار تومان باشد  و مصرف مثلا ۲۰۰ تن باشد، و خسارت آن برای تولید کننده و دولت یک میلیارد تومان باشد، در حالتی که قیمت به طور نسبی  ازاد باشد ، در اثر کاهش تقاضا به خاطر بالا رفتن قیمت گوشت، قیمت جدید حدود ۱۸ هزار تومان خواهد شد با سود ۳ هزار تومان برای فروشنده وتولید کننده، اما مصرف به حدود ۱۲۰ تن کاهش می یابد و مصرف مرغ و ماهی بالا می رود در نتیجه خسارت تولید کننده نیز از بین می رود و تولید نیز منطقی می شود و سایر بخش های اقتصاد نیز حمایت می شود.

اگر دولت در چنین بازاری یارانه بپردازد، یارانه کمتری نسبت به زمانی که قیمت گوشت ۱۰ هزار تومان بوده است، پرداخت خواهد کرد.

اگر کل اقتصاد را متعلق به ملت ایران و دولت و مردم بدانیم، این اقتصاد و منابع آن متعلق به همه است و حفظ این منابع و ادامه رشد تولید و صادرات و مصرف و حفظ ارزش ها و دستاوردهای آن، نیازمند استفاده درست از منابع و آموزه های علم اقتصاد است و اگر در جایی بخواهیم قیمت را پایین نگه داریم تا نیازها تامین شود، مطمئنا پس از مدتی باید شاهد کاهش تولید، گرانی بیشتر کالاها، ورشکستگی و زیان سایر بخش ها باشیم
اما اگر امروز قیمت را درست تعیین کنیم و هزینه ها را تحمل کنیم باعث حفظ اقتصاد می شویم و به تدریج تولید نیز تقویت خواهد شد.

اما اگر راضی به پایین نگه داشتن قیمت ها به زور باشیم فقط خسارت و زیان را به عقب انداخته ایم و ورشکستگی را به عقب انداخته ایم و در واقع پیش خور کرده ایم. مانند خانواده ای که برای مصرف امروز، پس انداز و فرش خود را خرج مصرف روزانه امروز کرده است. اما اگر مشکلات را تحمل کنیم پس انداز خود را صرف تولید و رشد آینده خواهیم کرد.

منبع: بولتن نیوز
یکشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۱ - ۱۵:۱۰
کد خبر : 2242
بازدیدها: 364

پاسخی بگذارید »