پنجشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۵

تبلیغات

آیا کسی مادر زادی بد شانس است؟!

danesheroz1 فروردین ۱۵, ۱۳۹۳ ۰
آیا کسی مادر زادی بد شانس است؟!

دانش روز: آیا کسی به طور ذاتی خوش اقبال متولد می‌شود؟ معنای واقعی و حقیقی خوشبختی افراد آیا شانس و اقبال آنهاست؟ این‌ها پرسش‌ ها و نکاتی هستند بسیار مهم که به تک تک آن‌ ها پاسخ می‌ دهیم.

به گزارش دانش روز، بله، بهاران از راه می‌رسد، عشق، دوستی و مهربانی را زیر پنجره‌های طلایی خورشید خانم برایمان به ارمغان می‌آورد. راستی شما مثل من به خوش شانسی یا بدشانسی فکر کرده‌اید. آیا این جملات را شنیده‌اید: «پیشونی، می‌شونی»، «خر ما از کرگی دم نداشت» یا «طرف دست به دریا می‌زنه خشک می‌شه» و «عجب آدم خوش شانسی»

 معنی این جملات و ضرب المثل‌ها در فرهنگ لغات ما چیست؟ اگر بخواهیم واژه شانس را معنا کنیم باید بگوییم که این کلمه از ریشه فرانسوی گرفته شده و به معنای بخت و اقبال زبان خودمان است اما آیا ذاتاً کسی بدشانس به دنیا می‌آید؟ آیا کسی به طور ذاتی خوش اقبال متولد می‌شود؟ معنای واقعی و حقیقی خوشبختی افراد آیا شانس و اقبال آنهاست؟ این‌ها پرسش‌ها و نکاتی هستند بسیار مهم که به تک تک آن‌ها پاسخ می‌دهیم.

 نگرش‌ های ذهنی

با توجه به آنچه در بالا مطرح شد خوش شانسی یا بدشانسی از ذهنیات افراد و نوع نگرش آن‌ها نشات می‌گیرد. خوش شانسی یا بدشانسی به تربیت درست والدین برای کودکان و تشویق به موقع برای برنامه ریزی و آینده سازی درست می‌تواند تعبیر شود.

 انسان‌ها با توجه به قوه عقلانی که نعمتی است از سوی باریتعالی می‌توانند با آموختن روش‌های درست زندگی، مهارت‌های ارتباطی صحیح، کارآموزی و آموزش حرفه‌ای برای زندگی می‌توانند طعم خوشبختی را احساس کنند و این خوشبختی احساسی است درونی که مختص فرد می‌باشد. یعنی افراد خودشان این احساس را دارند که با داشته‌هایشان خوشبختند یا خیر. چه بسا انسان‌هایی که با امکاناتی کم، بسیار خوشحال و خوشبخت، سرشار از انرژی و راضی از زندگیشان هستند اما هستند افرادی که در نعمت فراوان به سر می‌برند این احساس درونی را ندارند.

 بیاییم در سال جدید، طرز فکر جدید داشته باشیم و لا تلاش و همت خود، زندگی را زیبا، دوست داشتنی، با آرامش و موفقیت و بهتر از پیش کنیم.

معنای خوشبختی

اما حالا اگر از تمام این صحبت‌ها بگذریم معنای واقعی خوشبختی چیست؟ باید بگوییم، انسان‌ها از بدو تولد در محیط‌ها و فرهنگ‌های متنوع به دنیا می‌آیند. زمانی که کودک محیط اطراف را درک می‌کند و می‌تواند تقریباً با داستان‌ها و کتاب‌هایی که برایش خوانده می‌شود تعامل برقرار کند سنش ۴ـ۵ سال می‌باشد. در این سنین اگر داستان‌های گوناگون کودکان در فرهنگ‌های مختلف باز‌شناسی شود می‌توان متوجه شد که مردم کشورهایی که موفقیت خود را به شانس، بیشتر مربوط می‌دانند معمولاً از طرف پدران، مادران و نیاکان خود داستان‌های حیرت انگیز و داستان‌هایی که در آن‌ها امید به زندگی سوژه اصلی است بیشتر می‌شنوند. از سوی دیگر شاهد زمینه‌های موفقیت این افراد در بزرگسالی می‌باشیم. پس خوش شانسی یا بدشانسی مادرزادی نیست.

 نقش شانس

زندگی افراد اغلب دستمایه اهداف و عشق ورزیدن به تک تک لحظه هاست اما اگر افراد ناتوانی‌های خود را به گردن روزگار بیندازند و از سیستم دفاعی استفاده کنند. این ناکامی‌ها و ناتوانی‌ها را به عوامل بیرونی نسبت داده تا خود از کنش‌های ناکامی برهانند. مثلاً می‌گویند: «من شانس ندارم. هر جا پا می‌گذارم از زمین و زمان برام می‌باره.» یا «دریا رو دیدی، منو ببرن کنارش کویر لوت می‌شه.»

 خیلی وقت‌ها این اشتباه و طرز فکر ماست که ما آن را اشتباهاً به شانس تعبیر می‌کنیم. این موقعیت‌ها می‌تواند به صورت مثبت نیز رقم بخورد.

شخصی موفقیت نسبی به دست آورده در حالی که محیط، اطرافیان و دوستان، همه و همه در این موفقیت سهم داشته‌اند اما او این گونه معنا می‌کند که «این من بودم که شانس خوبی داشته‌ام و در کارم موفقیت به دست آورده‌ام.»

 منبع: افکارنیوز

جمعه ۱۵ فروردین ۱۳۹۳ - ۱۴:۰۴
کد خبر : 104361
بازدیدها: 142

پاسخی بگذارید »