چهارشنبه ۰۹ فروردین ۱۳۹۶

تبلیغات

آیا خاندان هاشمی باز دچار توهم شده است؟

danesheroz شهریور ۱۱, ۱۳۹۲ ۰
آیا خاندان هاشمی باز دچار توهم شده است؟

دانش روز : نویسنده :مالک اشتری

به گزارش دانش روز ، محسن هاشمی در اوایل اردیبهشت ماه امسال در گفت و گو با یکی از مجلات به مطلب قابل تأملی اشاره کرد:”نظام باید مراقب باشد که اگر هم کسی توهم تقلب و تخلف دارد، این توهم برطرف شود و باید با شایعات به درستی برخورد کنند، کما این که این مشکل برای خانواده هاشمی رخ داد.”

همین اظهارات و سعی آیت الله هاشمی رفسنجانی برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ کافی بود تا این پیام بصورت کامل و رسمی منتقل شود که ما در مورد انتخابات ۱۳۸۸ دچار توهم و اشتباه بودیم.

 

با انتخاب آقای روحانی بعنوان رئیس جمهور منتخب ایران ، بار دیگر خاندان هاشمی و تیم کارگزاران در صدر توجهات قرار گرفتند.شبکه رسانه ای حامی هاشمی با تیترهای درشت و تحلیل های جنجالی سعی کردند این پیروزی را منتسب به هاشمی و خانواده اش کنند و نقش آقای روحانی این وسط گم یا کم رنگ شد!

با مراجعه به اخبار و گزاراشات این ۲ماهه اخیر با حجم انبوهی از اظهارات و مطالب از سوی خاندان هاشمی مواجه می شویم که قصد دارد فقط یک پیام را منتقل کند و آن اینکه “دولت سایه” زیر نظر ما تشکیل شده و راه رسیدن به روحانی از اینجا عبور می کند.

آیا خاندان هاشمی دچار توهمی دیگر شده است، واقعیت ماجرا چیست؟

دکتر روحانی با درک شرایط و رصد اتفاقات پیرامون دولت دریافته است،گروهی سعی دارند او را به چهره سوم کشور تبدیل کنند و تصمیم سازی ها را جایی دیگر شکل داده و به او و دولتش تحمیل نمایند، یعنی دقیقاً اتفاقی که توسط گروهی دیگر برای خاتمی  افتاد و در نهایت وی را مجبور کرد که به اردوگاهی اشاره کند که صدای دشمن را از آن می شنود ، البته وی صدا را دیر شنید و در نهایت مجبور شد با این جریان خزنده در حوادث بعدی هم صدا شود!

حال این سوال پیش می آید که از کجا می دانیم دکتر روحانی درصدد مقابله با این جریان است؟

۱- اختصاص وزارت کشور یعنی یکی از کلیدی ترین پستهای کابینه به فردی با سابقه اصولگرایی و دور از جریانات مذکور، از مهمترین اقدامات بشمار می رود تا استانداری ها و فرمانداری ها که قرار است با امور روزمره مردم سروکار داشته باشند با کمترین تأثیر ، فقط در اختیار دولت تدبیر و امید باشند نه افراد و گروه های طلب کاری که هر لحظه برای قسمتی از دولت نقشه می کشند.

۲- انتخاب وزرای اقتصادی -علی رغم انتقاداتی که به بعضی از آنها وارد است- از میان افرادی که کاراکتری مستقل دارند و معمولاً در بازی های سیاسی ورود پیدا نمی کنند.

۳- انتساب دکتر علی اکبر صالحی بعنوان رئیس سازمان انرژی اتمی نشان از آن داشت که روحانی تمایل دارد روند توسعه و پیشرفت تأسیسات اتمی ایران را باسرعت و قدرت ۸ سال قبل ادامه دهد و اشتباهات دولت اصلاحات را تکرار نکند.

۴- موضع گیری های روشن و شفاف دکتر روحانی در مورد تبعیت و پایبندی به مقام عظمای ولایت و هشدار به طرف های غربی در مورد خطوط قرمز جمهوری اسلامی ایران نشان از آن داشت که روحانی نمی خواهد تبدیل به نسخه خوان جریان افراط و تفریطی سالهای سازندگی و اصلاحات شود.

۵-سیگنال های قوی دکتر روحانی به طرف های مقابل مبنی بر استقلال رأی و نظر وی در مسائل کلان داخلی نیز یکی از نشانه های درک عمیق ایشان از موقعیت خطیر دولت است،برای مثال در حالی که طی روزهای اخیر هجمه سنگینی برای تحمیل محسن هاشمی بعنوان شهردار تهران بر روی شورای شهر وجود داشت،حضور اکبر ترکان مشاور ارشد رئیس جمهور در جلسه شورای شهر تهران و دفاع از عملکرد قالیباف و بی نظیر خواندن قدرت اجرایی وی باعث شد تا فشارها از روی اعضای شورا تا حدود زیادی برداشته شود؛پروپاگاندای رسانه های زنجیره ای طوری وانمود می کرد که در صورت شهردار شدن هرکسی غیر از محسن هاشمی دولت حمایتی از شهرداری تهران نخواهد کرد و ضررش را مردم می بینند(!) در حالی که دکتر روحانی هم درخواست قالیباف برای حضور شهردار تهران در جلسات هیأت دولت را پذیرفت و هم مشاور ارشدش را برای تجلیل از خدمات وی به شورا فرستاد،هرچند با تحت منگنه قراردادن ترکان توسط جریان افراط و تفریط،وی مجبور شد اعلام کند از شهردار شدن قالیباف دفاع نکرده است ولی حضور و تعاریفش از شهردار فعلی تهران در جمع اعضای شورا پیام روشن دیگری بود برای جریان فشار بر دولت…

با این تفاسیر، آیا توهم خاندان هاشمی به اینجا ختم می شود؟

حتماً خیر،موضع گیری های عجیب و غریب شخص آیت الله هاشمی نیز در خلال شدت گرفتن درگیری ها در سوریه نشان از آن داشت تا جریان فشار سعی دارد دکتر روحانی را در مورد اتفاقات مهم منطقه نیز در موضع انفعال و سازش قرار دهد.به این دو نمونه دقت کنید:

الف – «در مورد حزب الله که شیعه و بخش عمده ملت لبنان است و در تاریخ همیشه مظلوم بوده هم برای فلسطین و هم برای لبنان. اینها قابل دفاع بوده هست. به شرط اینکه ما از اینها برای مزاحمت دیگران استفاده نکنیم و اینها هم کار خودشان را بکنند. وقتی که نظام نخواهد در دنیا ماجراجویی بکند، این‌گونه مسائل قابل تحمل است.» هاشمی رفسنجانی/گفتگو با فصلنامه مطالعات بین‎المللی

ب – نعیمه اشراقی خواهرزن محمدرضا خاتمی چند روز پیش در صفحه فیس بوکش می نویسد: «آقای هاشمی رفسنجانی در ملاقات با جمعی از مردم استان اصفهان در حسینیه جماران که ساعاتی پیش انجام شد در ارتباط با بمباران اخیر سوریه سخنانی بدین مضمون ایران نمود:دولتی که ملت خود را بمباران شیمیایی کند عواقب سخت آن را خواهد دید همانگونه که صدام در بمباران حلبچه ننگ ابدی را بر خورد خرید و دچار چنین سرنوشت هولناکی شد.»

این سخنان درحالی مطرح شد که “جان‌کری” وزیر امور خارجه آمریکا به‌ صراحت دلیل حمله به سوریه را اینطور اعلان کرد:« ما به سوریه واکنش نشان می‌دهیم تا به ایران و حزب‌الله هم پیام بفرستیم؛ عدم حمله به سوریه ایران را گستاخ خواهد کرد.»

حال مشخص نیست بیان اینگونه مباحث در شرایط بحرانی منطقه از در کدام مصلحت و منطبق با کدام اصول اسلامی  و منافع ملی است و شاید باز براساس توهماتی  باشد که توسط اطرفیان آیت الله القاء شده است؛اما نکته مهم اینجاست که در این مورد خاص نیز دکتر روحانی بعد از روی کار آمدن با جدیت حمایت خود را از سوریه و حزب الله اعلام کردند و پس از تهدیدات آمریکا فعالیت گسترده ای را برای دفاع همه جانبه از کشور و مردم سوریه انجام داد تا انجا که ایشان در جلسه نهم شهریورماه مجمع تشخیص مصلحت نظام، با تحلیل اوضاع بحرانی سوریه و تهدیدات خارجی علیه این کشور، مواضع اصولی کشورمان در قبال این تحولات را تبیین کردند که با عقب نشینی هاشمی از اظهارات روزهای گذشته اش در همان جلسه مجمع مواجه شد،هاشمی می گوید: «دامنه حمله و تجاوز آمریکا احتمالاً به سوریه و شروع جنگ در این کشور محدود نخواهد بود و در واقع بازی خطرناک جنگ‌افروزی آنان ممکن است دامن کل منطقه را فراگیرد وی افزود ممکن است، شروع جنگ با اراده آنان باشد، ولی ختم آن، در اختیار آنان نخواهد بود.» همچنین هاشمی از اظهار مواضع سیاسی توسط افراد و کانال‌های غیررسمی گلایه می کند و دلیل آنرا تبعات منفی برای سیاست خارجی کشور کشور می داند(!) البته وی بدون تکذیب و اشاره به سخنانی که به وی منتسب شده  و مورد  بهره برداری رسانه های بیگانه و جریانات ضد انقلاب و معاند قرار گرفته است،می گوید:« باید از بیان مواضع غیررسمی و افراطی توسط افراد غیر مرتبط پرهیز و مواضع اصولی و هوشیارانه نظام توسط کانال‌های رسمی و مسئول بیان شود.»

امروز سوال اساسی افکار عمومی از آقای هاشمی و اطرافیانشان اینست که اگر مردم به آقای روحانی و سیاست های ایشان رأی داده اند ، چرا شما خود را منجی و پیروز می دانید؟ آیا این تضعیف جایگاه رئیس جمهور منتخب و باعث سرخوردگی رأی دهندگان به ایشان نیست؟ آیا دلیل رأی نیاوردن آقای موسوی غیر ازین بود که عکس هایش را کنار شما و آقای خاتمی انداخت و اعلام کرد دنباله روی سیاستهای دوران سازندگی و اصلاحات است؟ چرا با مواضع ضد و نقیض باعث هزینه برای دولتی می شوید که مردم به آن برای حل مشکلات کشور امید بسته اند؟راستی آقای هاشمی ، خاندان شما که در انتخابات ۸۸ دچار توهم شده بود از توهم در نیامده تا از ملت بزرگ ایران عذرخواهی کند؟

دوشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۲ - ۲۱:۴۵
کد خبر : 56582
بازدیدها: 428

پاسخی بگذارید »