شنبه ۰۲ بهمن ۱۳۹۵

تبلیغات

آیا بازگشت “کوپن ها به جامعه” کار خوبیست؟

danesheroz مرداد ۲۳, ۱۳۹۲ ۰
آیا بازگشت “کوپن ها به جامعه” کار خوبیست؟

دانش روز :در شرایط کنونی مقابله با فقر، مهار تورم، تلاش برای کاهش نرخ بیکاری و ایجاد اشتغال است،که از وظایف اساسی دولت به شمار می روند، بهترین راه برای بهبود وضعیت اقتصادی به شمار می رود نه بازگشت به طرح ارائه کوپن به مردم

کالابرگ یا کوپن برگه کاغذی است که توسط دولت ها دراختیار مردم قرار می گیرد تا با ارائه آن کالاهای اساسی خود رادریافت کنند. این روش توزیع در برخی کشورها به منظور برخورداری شهروندان از امکانات برابر و داشتن قدرت خرید مساوی اعمال میشود و در اوایل انقلاب نیز از این روش برای توزیع کالهایی مانند بنزین، گوشت و روغن و … استفاده می شد.

در این زمینه اکبر ترکان، مشاور رئیس‌جمهوری در گفت‌وگو با روزنامه اصلاح طلبآرماناز نگاه و موضع این دولت در مورد احیای سیستم کالابرگ سخنگفته و ادامه می دهد:

«وقتی ما به کالابرگ اشاره می‌کنیم خیلی‌ها یاد کوپن می‌افتند که شاید برخی از ما از آن خوشش نمی‌آید اما واقعا در دنیای صنعتی پیشرفته این نوع حمایت وجود دارد. حالا اسم این نوع حمایت را کالاکد گذاشته‌اند که با یک کارت الکترونیکی حمایت از برخی اقشار انجام می‌شود.

از سوی دیگر وی اشاره می‌کند که برای حمایت از اقشار حقوق‌بگیر راه‌اندازی ظرفیت‌های معطل مانده در صنعت و بهره‌ور کردن نظام تامین اجتماعی برای کاهش هزینه‌های مالی بخش درمان مدنظر دولت است. ترکان در بخشی دیگر از این گفت‌وگو از پرداخت یارانه‌های نقدی گلایه و تفاوت آن با روش حمایت از طریق کالاکد را این گونه عنوان می‌کند: «یارانه‌ای نقدی را که اکنون دارند می‌دهند خیلی به بخشی از جامعه ما کمک نمی‌کند و بخشی از این یارانه‌ها بر سر سفره نمی‌روند اما حمایت‌ از طریق کارت‌های الکترونیکی باعث می‌شود حداقل این پول بر سر سفره افراد برسد.»

درهیچ جا بدون تولید، پولی به دست نمی آید اما درسالهای جنگ، اقتصاد بیمار و ضعیف کشور شرایطی را بوجود می آورد که دربعضی اوقات می توان بدون تولید پول به دست آورد که ساده ترین مصداق بر این مدعا را می توان در داد وستدهایی کاذب جستجو کرد که کوپن فروشی یا خرید حواله و فیش های تلفن همراه از این گونه موارد درکشور بودند.

کوپن فروش ها از جمله دارندگان مشاغل کاذبی بودند که هم دولت را خوشحال می کردند و هم فروشندگان کوپن های سوخته را. در هر حال پول نفت به صورتی باید بین مردم توزیع می شد.

اجرای گسترده طرح کوپنی کردن کالاهای اساسی در ایران به ماه های آغازین جنگ می رسد و نکته جالب توجه این است که با گذشت بیش از دو دهه از پایان جنگ تحمیلی، پرداخت یارانه به وسیله کوپن همچنان مورد بحث بسیاری از مسئولان در مورد برخی از کالاها و اقلام خوراکی است و به نظر می رسد چالش جدی در خصوص پایان دادن به معضلات اقتصادی و اجتماعی ناشی از اجرای این طرح وجود داشته باشد.

با تصرف مهمترین بندر تجاری ایران از سوی عراق طرح کوپنی کردن ارزاق عمومی به سرعت اجرا شد، زیرا به دلیل زمان بر بودن انتقال کالاهای وارداتی از مبادی وارداتی به بندر عباس، عاملی برای کاهش توان واردات محسوب می شد.

سال های آغازین جنگ و به تبع آن وقوع اتفاقاتی که شرایط را برای کشور روز به روز دشوارتر می کرد باعث شد، مسئولان اقتصادی چاره ای جز توزیع برگه های دریافت ارزاق عمومی (کوپن یا کالابرگ) نداشته باشند و این اتفاقات در شرایطی رخ می داد که توان صادرات نفت برای کشور هنوز در حد یک میلیون بشکه در روز مانده بود. هر چند کاهش محسوس توان صادرات نفت و جنگ تحمیلی، قیمت های جهانی طلای سیاه را تا ۲۹ دلار افزایش داده بود، اما درآمدهای ارزی کشور سیر نزولی داشت.

وضعیت موجود در آن سال ها، دولت را ناچار به اجرای طرح سهمیه بندی فروش دلار به صاحبان صنایع و عموم مردم کرده بود وبر این اساس اعطای یارانه پنهان به مردم، سیاست کنترلی از سوی دولت محسوب می شد. هر چند برخی از کارشناسان معتقدند که اجرای طرح کوپنی کردن اقلام مصرفی در ابتدای جنگ، به نوعی اجبار محسوب می شد اما به نظر می رسد تداوم و اجرای دوباره آن طرح، دلیلی برای تشدید مشکلات بلندمدت و عدم رفع معضلات اجتماعی و اقتصادی پیش روی دولت، پس از سال های جنگ محسوب شود.

توزیع کوپن ارزاق عمومی در میان شهروندان، با وجود آن که حداقلی از معیشت آنان را تأمین کرده بود اما رشد غیرواقعی مصرف را در برخی از اقلام به وجود آورده بود. برنج یکی از اقلام مصرفی ایرانیان است. در شرایطی که غذای اصلی دهک های پایین جامعه ایران سیب زمینی بود، توزیع عمومی برنج سبب افزایش مصرف آن در میان مردم شد و بازار این محصول روند صعودی افزایش قیمت را تجربه کرد؛ تجربه ای که شیرینی و لذت دلچسبی برای دلالان و بازاریان همراه داشت.

این ناهماهنگی، الگوی اشتغال، درآمد و مصرف بسیاری از خانوارهای ایرانی را تغییر داد به طوری که بسیاری از آنها تمایل یافتند برای تأمین کمبودهای مصرف خود به مبادله کوپن اقلام کم مصرف اقدام کنند. در آن شرایط زمینه برای خلق شغل کاذب کوپن فروشی فراهم شد و سود فروش و مبادله کوپن به حدی افزایش یافت که به یکی از جذاب ترین مشاغل برای روستائیان تبدیل شد.

در شرایطی که تولید به شدت کاهش یافته و بسیاری از کارخانجات دچار توقف تولید شده بودند، توسعه شبکه کوپن فروش ها آرام آرام فسادی دیگر ایجاد کرد و بدین ترتیب بازار سیاه محصولات کوپنی برای تأمین نیاز خانوارهای ثروتمند و اشخاصی که نیاز فوری و ضروری نسبت به بعضی از کالاها پیدا می کردند، ایجاد شد.

برخی تحلیل گران مسائل اقتصادی، تشکیل بازار سیاه را به عنوان پیش زمینه اصلی گسترش اقتصاد زیرزمینی و شبکه های قاچاق کالا مطرح می کنند که طی سال های اخیر تولید و صنعت کشور را زمین گیر کرده است، به طوری که سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور بیش از ۵۰ درصد اقتصاد فعلی را زیرزمینی اعلام کرده است.

صنایع کشور با وجود آن که از نظر تأمین ارز و مواد اولیه ارزان قیمت و محدودسازی واردات طی سال های جنگ از سوی دولت حمایت می شدند اما به ورطه واپسگرایی غلتیده‌اند. در این میان برخی از تولیدکنندگان به دلیل وجود بازار تضمین شده داخلی و نبود رقابت در بازار سعی کرده اند با کاهش تولید وکیفیت محصولات، سودهای آنی و سرشاری از فروش امتیاز برخورداری از ارز و مواد اولیه ارزان قیمت در بازار سیاه را به سرعت وارد شبکه دلالی کنند و منفعت کلان خود را در شرایط پر ریسک جنگ برای تولید و سرمایه گذاری تأمین کنند.

به هر حال در بازگشت اقتصاد کوپنی باید گفت که این سیاست تنها در صورتی می تواند موثر واقع شود که در یک منظومه جامع استراتژیک به تمامی حوزه ها اعم از اقتصاد، سیاست، ژئو پلیتیک و امنیتی تسری پیدا کند و این تنها در صورتی محقق می شود که با وفاق میان متصدیان امر، سیاست‌ها از یک جامعیتی برخوردار شود و هدف آن مشخص شود و تا وقتی که مقصد قطار سیاست معلوم نباشد بحث از اقتصاد کوپنی خارج از موضوع است.

کشورراه طولانی را طی کرده تا به این مرحله رسیده استواقتصاد کشور رشد کرده و تلاش های وافری در چند دولت انجام شده تا اصل ۴۴ اجرایی شود و بخش خصوصی نیز تقویت شود و تلاش های زیادی در این زمینه که اقتصاد از حالت دولتی شدن خارج شود انجام گرفته است.

درست است که باید به تأمین معیشت مردم توجه کنیم ولی آیا دولتی شدن اقتصاد بهترین راه است؟ واقعیت این است که ایجاد سیستم کوپنی از نو، بازگشت به عقب و به نوعی یک ارتجاع ناعالمانه در عرصه اقتصاد محسوب می شود و موجب زمینه بیشتر رانت خواری می شود که باید در این زمینه تصمیمات باتعاملات بیشترانجام گیرد. هیچ اقتصاددانی در شرایط رو به بهبود، گزینه اقتصاد کوپنی را مطرح نمی کند تجربه پرداخت یارانه هم در این مدت مشخص کرده که این سیاست با شکست مواجه شده است. بنابراین در این شرایط بهترین گزینه برای مقابله با فقر، مهار تورم و تلاش برای کاهش نرخ بیکاری و ایجاد اشتغال است،که از وظایف اساسی دولت به شمار می روند.

البته اجرای این سیستم موافقان و مخالفانی در کشور دارد که باید گفت اجرای درست قانون و رفع مشکلات مردم فقط از طریق همکاری مجلس و دولت اجام خواهد شد؛ در غیر این صورت بار و فشار اجرای نادرست برنامه ها بر دوش مردم و به خصوص طبقات اسیب پذیر خواهد بود.

چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۴۲
کد خبر : 50253
بازدیدها: 224

پاسخی بگذارید »